به گزارش خبرگزاری مهر ، در بخشی از متن منتشره در سایت اسفندیار رحیم مشایی آمده است: بحث اینجاست که چرا افراد سینهچاک احمدینژاد و روزنامههای ستایش گر احمدینژاد نه تنها در دوران انتخابات که در پیش و پس از آن اینک با این انتصاب عصبانی شدهاند و خواستار لغو حکم وی هستند. ما بر این باوریم که این موضع گیری بر خلاف ادعای مطرح، از سر دلسوزی نیست، بلکه یا از سر حسادت است و یا سهمخواهی؟ چرا؟
«با نگاهی به دلایل مطروحه این روزنامهها و آقایان که ادعا میکنند از سر خیرخواهی و دلسوزی برای دولت یا اصولگرایی، این اعتراضها را مطرح میکنند. معلوم میشود که ادعای آنان درست نیست، بلکه باید انگیزه دیگری در پشت قضیه باشد که همان گونه که گفتیم، یا حسادت است و یا سهمخواهی و شاید جهل و نادانی که البته دامن این علامههای دهر از آن مبراست!!! »
سایت شخصی مشایی با نقل قولی از رئیس جمهور ، مطالب مطرح شده از سوی وی مبنی بر دوست داشتن مردم اسرائیل را موضع دولت و نه موضع شخصی مشایی خواند و در زمینه بحث ادغام سازمان حج هم نوشت: موضوع دیگر بحث سازمان حج و زیارت و مراعات نکردن نظر رهبری در این زمینه بود که آن هم عامل و تصمیمگیر اصلی آقای احمدینژاد بودند که مورد تذکر رهبری هم قرار گرفتند و مشایی، مسئول سازمان ذی نفع بود که به دلیل منافع سازمانی این کار را کرده بود.
« دلیل دیگر معترضان، حضور مشایی در نشستی در ترکیه بود که شرایط مناسبی برای شرکت یک مسئول از جمهوری اسلامی را نداشت، در صورتی که آنچنان صحنههایی در افتتاحیه بازیهای آسیایی قطر با حضور آقای احمدینژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسهای مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد؟ »
سایت مشایی افزوده است: « دلیل دیگری که مطرح میشود، عدم توانایی در این حد است و مطرح میکنند که برای برخی مدیریتهای میانی و کم اهمیت مناسب است. در صورتی که نگاهی به متن حکم مشایی برای معاون اولی که از سوی رئیسجمهور صادر شده، نشاندهنده چیز دیگری است. احمدینژاد در حکم مشایی آورده است: اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحبالزمان (عج) و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران میشناسم.
در ادامه می خوانیم « همچنان احمدینژاد پیشتر در اظهار نظری، مشایی را اسلامشناسی بزرگ معرفی کرده بود. حال آیا کسانی که احمدینژاد را واجد همه شایستگیها و صلاحیتها برای ریاستجمهوری اسلامی ایران دانسته و وی را برای این مسئولیت بزرگ به مردم معرفی و از وی تبلیغ و تمجید کردهاند، و در اصولگرایی صداقت، شجاعت، و ... وی تردیدی ندارند، به اندازهای که برای خودش معاونی برگزیند، آن هم معاونی که چنین تعاریف بلندی از وی مطرح میکند، اختیاری قایل نیستند.»
در ادامه مطلب آمده است: اگر این مواضع نادرست است که هست، از رئیسجمهور قطعا بدتر است تا معاون وی. کسانی که احمدینژاد را یکی از شایستهترینهای جریان اصولگرا میدانند، باید مشایی را گل دیگر این سبد بدانند؛ یک بام و دو هوا نمیشود، مگر این که بپذیریم که قصد از این اعتراض به یکی و تعریف و تمجید از دیگری، دلیل دیگری غیر از دلسوزی و گریبان دریدن برای اصولگرایی داشته باشد.
"پس نتیجه این میشود که اتفاقا هماهنگترین و شایستهترین و همفکرترین معاون اول برای آقای رئیسجمهور، مشایی است و طرفداران آقای احمدینژاد از سر دلسوزی برای اسلام و اصولگرایی نیست که با انتصاب مشایی مخالفت میکنند، چون آنان احمدینژاد را با همین فکر و مواضع برای مسئولیت بالاتر از معاون اولی، یعنی خود ریاستجمهوری شایسته میدانند، بلکه از سر حسادت به مشایی است یا سهمخواهی و یا نیات دیگری که بعدها معلوم خواهد شد. "
به گزارش خبرگزاری مهر ، این مطلب در حالی منتشر شده که رسانه ها دیروز از موج مخالفت های مردمی و مراجع عظام و همچنین ابلاغ نظر رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهوری برای برکناری از معاون اولی و سمت های کلیدی کابینه خبر دادند.
احمدی نژاد نیز روز گذشته با کم نظیر خواندن مدیریت مشایی او را فردی ولایی و دلسوز خوانده بود و مدعی شده بود که وی همچنان به عنوان معاون اول کابینه دهم ادامه مسئولیت خواهد داد.
مشایی روز گذشته نیز در مصاحبه با ایرنا از مواضع خود در خصوص دوستی با ملت اسرائیل دفاع کرده بود.
سایت فراکسیون اقلیت ادعا کرد سیدحسن خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی، جهت خلاصی از فشارها برای شرکت در مراسم های تنفیذ و تحلیف، ایران را ترک و به یکی از کشورهای منطقه سفر کرده است.
روزنامه خبر در شماره امروز خود نوشت:
انتصاب 7 معاون احمدینژاد برای دولت دهم بیشتر در مورد سمت جدید مشایی به دلیل حضورش در پست معاون اولی رئیسجمهور حاشیهساز شد و کمتر کسی به عنوان جدید مجتبی هاشمیثمره به عنوان «دستیار ارشد» توجه کرد. عنوانی بیبدیل و منحصر به دولت دهم که افتخار ثبت آن در کابینه را باید به نام احمدینژاد نوشت.
گرچه هیچ مرجعی نسبت به این انتصاب و عنوان جدید موضعگیری مشخصی نکرده است اما اظهار نظر حقوقدانان و سیاسیون مختلف گویای آن است که تعریف واحدی از جایگاه حقوقی «دستیار ارشد» وجود ندارد و حدود وظایف و اختیارات وی نیز مشخص نیست. البته وجه مشترک تمامی اظهارنظرها حاکی از آن است که چون رئیسجمهور بنا بر قانون تا هر میزان که بخواهد میتواند مشاور و معاون داشته باشد، پس در انتصاب پست جدیدی به عنوان «دستیار ارشد» آزاد است و اقدامی بیش از حیطه اختیارات خود انجام نداده است.
از سوی دیگر چون «دستیار ارشد» در حلقه وزرا نمیگنجد، میتوان او را خارج از دایره نظارت مجلس دانست. از اینرو نمایندگان مجلس نه میتوانند به او تذکر دهند و نه میتوانند از او سؤال کرده و یا استیضاحش نمایند.
عدم امکان نظارت قوه مقننه بر عملکرد «دستیار ارشد» را بهمن کشاورز رئیس سابق کانون وکلا به «خبر» گفت و افزود: نمیتوان «دستیار ارشد» را در سطح معاونان رئیسجمهور دانست. وی با بیان اینکه جایگاه حقوقی «دستیار ارشد» تعریف شده نیست، اظهار داشت: از این رو آقای احمدینژاد شخصاً باید اعلام کنند که منظورشان از انتصاب یک فرد به عنوان دستیار ارشد چیست.
محمد هاشمی حقوقدان و عضو هیأت تدوین قانون اساسی معتقد است که «دستیار ارشد» در حکم مشاور رئیسجمهور است و همچون معاونین رئیس قوه مجریه نمیتواند در موضع تصمیمگیری قرار گیرد. وی با بیان اینکه معاونین رئیسجمهور در مقام اجرایی قرار دارند به «خبر» گفت: تنها معاونین هستند که بسته به حوزه وظایفشان میتوانند به جای رئیسجمهور تصمیمگیری کنند. اما مشاوران تنها همکار رئیسجمهور هستند و کارمند دولت محسوب میشوند.
محمدرضا باهنر نایب رئیس مجلس نیز در همین حال با تأیید اینکه تاکنون چنین سمتی در ایران نداشتهایم، به وجود سمتهای مشابهی از این دست در برخی دیگر کشورها اشاره کرد و گفت: به هر حال تنظیم تشکیلات هیأت دولت در اختیار رئیسجمهور است و ایشان برای ایجاد یک پست جدید در دولت با هیچ منع قانونیای مواجه نخواهند بود. چرا که رئیسجمهور میتواند تا هر میزان که لازم بود برای خودش مشاور و معاون تعریف کند.
اگرچه باهنر نظر مشخصی در مورد جایگاه «دستیار ارشد» و اینکه در چه ردهای از کابینه قرار میگیرد، ارائه نداد اما دیگر عضو هیأت رئیسه مجلس بر این باور است که مشاور ارشد، پستی در میانه معاونت و مشاورت است. یعنی بالاتر از مشاور و پایینتر از معاون. محمد دهقان که در کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس نیز عضویت دارد، با اعتقاد بر اینکه قانون درباره پستی به نام «دستیار ارشد» ساکت است، به «خبر» گفت: اما از آنجا که دست رئیسجمهور برای انتصاب معاونان و مشاورانش باز است، نمیتوان منعی برای رئیسجمهور در خلق پستهای جدید در دولت قائل شد. وی افزود: آنچنانکه از مفهوم واژه «دستیار» بر میآید، کسی که در چنین جایگاهی قرار میگیرد، کمک دست رئیسجمهور است. اما چون نمیدانیم که چرا رئیسجمهور چنین پست جدیدی را در کابینه قائل شدهاند باید منتظر بمانیم و ببینیم که ایشان چه وظایفی را به «دستیار ارشد» خود واگذار میکنند تا دامنه اختیاراتش برای همه روشن شود.
گافهای پیاپی مشایی
اسفندیار رحیممشایی که این روزها مرد شماره یک رئیسجمهور است، نه در حلقه یاران دانشگاهی احمدینژاد بود و نه در اردبیل به جرگه یاران او پیوسته بود. حداکثر همکاری او با احمدینژاد به دوره شهرداری تهران باز میگردد که او معاون اجتماعی و فرهنگی و سپس رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران شد. همین نقطه پرشی برای وی به کابینه نهم شد تا در رأس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار بگیرد.
اگرچه مهدی کلهر و علیاکبر جوانفکر مشاوران رسانهای و هنری رئیسجمهور هستند اما آگاهان به سطح دانش و کارکرد رسانهای مشایی که سابقه مدیریت دو شبکه پرمخاطب «رادیو پیام» و «رادیو تهران» را دارد، معتقدند که او مرد پشت صحنه تدوین برنامههای رئیسجمهور است. مردی که علی مطهری او را مراد رئیسجمهور و احمدینژاد را مرید او میخواند. مشایی علی رغم آنکه مهندسی الکترونیک دارد در پستهایی کاملاً غیر مرتبط با تحصیلش به ایفای نقش پرداخته. نقشهایی که تا پیش از دولت نهم، نامی از او در یادها برجای نگذاشته بود اما هماکنون او به یکی از پرحاشیهترین چهرههای این دولت بدل شده است.
نخستین بار که نام او بر سر زبانها افتاد، تیرماه سال 85 بود که در دیدار با یک خبرنگار ترک، برداشتن حجاب از سوی او را بدون اشکال دانست. به نوشته کیهان، «الیف کورپا» خبرنگار روزنامه صباح ترکیه گفت: مشایی در جواب این سؤال وی که آیا میتوانم روسریام را بردارم، گفته است: «بله اینجا ایران آزاد است.» وی اضافه کرد: «در ایران استفاده از حجاب بدون اجبار است و هیچ فشاری از طرف حکومت در استفاده از حجاب اعمال نمیشود. این یک انتخاب کاملاً شخصی است. اگر شما در ایران از روسری و حجاب استفاده نکنید هیچ مقام دولتی به شما تذکری نخواهد داد». مشایی حتی در پاسخ به سؤال خبرنگار ترک مبنی بر این که آیا بیحجابی و صرف نوشیدنیهای الکلی توسط توریستهای ایرانی در ترکیه شما را ناراحت نمیکند، گفته بود: «نه. این مسائل شخصی است و اگر دوست دارند میتوانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند و هم بیحجاب باشند و هم با مایو بگردند»!!! اما به جای مشایی این محمدرضا مهراندیش، مدیر روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری بود که اظهارات منتصب به مشایی را تکذیب کرد.
6 ماه بعد یعنی در دی ماه همان سال نیز حضور مشایی در افتتاحیه یک نمایشگاه در ترکیه که در آن زنان بدون حجاب مشغول رقص و پایکوبی بودند؛ خبرساز شد. در فیلم یک ساعتهای که از رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در برخی از سایتهای اینترنتی منتشر شد؛ او در تمام طول مدتی که سه رقص جداگانه برگزار میشد (13 دقیقه و 30 ثانیه) در مراسم حضور داشت. فیلمی که ابوطالب به عنوان یک مستندساز مونتاژ بودن آن را تکذیب کرد و علیرضا سجادپور، معاون سابق مشایی در سازمان میراث فرهنگی و گردشگری نیز اجرای رقص در مراسم را تأیید نمود.
اما مشایی اصرار داشت که پس از دقایقی این مراسم را ترک کرده و واکنشها به حضورش در این مراسم را «حمله به دولت اصولگرا» توصیف کرد و حتی از دو نماینده اصولگرایی که به او انتقاد کرده بودند (ابوطالب و افروغ) شکایت نمود. رحیممشایی همچنین در خرداد ماه سال 86 طی اظهاراتی سفر توریستهای اسرائیلی به ایران را بدون اشکال دانست. او سپس این اظهارات خود را یکسال بعد تکمیل کرد و گفت: ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست، این افتخار است. ما مردم آمریکا را از برترین ملتهای دنیا میدانیم. هر یک از اعلام مواضع فوق، موجی از اعتراضات نمایندگان و علما و روحانیون را به بار آورد که تا مرز سؤال از رئیسجمهور نیز پیش رفت.
علی رغم مشایی، مجتبی هاشمی ثمره سابقه آشناییای به اندازه یک عمر با رئیسجمهور دارد و اگر او را «یار غار» محمود احمدینژاد بنامیم، سخنی به گزاف نگفتهایم. چرا که از او به عنوان دوست دوران کودکی و حتی تحصیل احمدینژاد در دانشگاه علم و صنعت و از وفادارترین پیروان محمدتقی مصباح یزدی یاد میشود. او پس از انقلاب معاونت سیاسی و سپس سرپرستی استانداری آذربایجان غربی را عهدهدار شد و احمدینژاد را به فرمانداری شهرستان ماکو رساند. ثمره هاشمی تا پیش از به قدرت رسیدن احمدینژاد در سال ۱۳۸۴ در سمتهای شهردار سنندج، مشاور سیاسی استاندارکردستان، قائم مقام دانشگاه آزاد کردستان، مدیر عامل آتیساز، مدیر کل ارزشیابی وزارت امور خارجه، مشاور حوزه برنامهریزی صداوسیما و معاون آموزشی و سپس رئیس دانشکده صدا و سیما فعالیت کردهاست.
او که مسئول ستاد «رایحه خوش خدمت» در انتخابات شوراهای شهر و روستا بود با شهردار شدن محمود احمدی نژاد، به شهرداری تهران، راه یافت تا پس از رئیسجمهور شدن وی، به عنوان مشاور عالی رئیسجمهور در کنار وی جای بگیرد.
ستادهای محمود احمدی نژاد اعضای خود را به «شکرانه پیروزی» همراه با شش نفر به سوریه می فرستند. براساس این دعوتنامه ستادهای احمدی نژاد فعالان ستادها را دعوت کرده اند به دفتر یک شرکت خدماتی به نام «سایت نور» مراجعه کنند تا برای سفر هوایی به سوریه، وام قرض الحسنه دریافت کنند. معلوم نیست هزینه این سفر از کجا تامین شده است.
از سوي ديگر، پيشتر در خبرها داشتيم بيژن نامدار زنگنه و عباس آقايي در نامهاي که قبل از مهلت پنج روزه به لاريجاني نوشته بودند، درخواست در نظر گرفتن زماني در صدا و سيما براي ميرحسين موسوي و درخواست تشکيل يک هيات رسيدگي با پيشنهاد افرادي همچون «جناب حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن خميني از بيت شريف حضرت امام (ره)، جناب حجتالاسلام والمسلمين محمدي ري شهري از علماي خوشنام، منصف و باتقوي و همچنين باسابقه اجرايي طولاني قضايي و داراي مسئوليت وزارت اطلاعات در پيشينه کاري خود و جناب آقاي دکتر گودرز افتخارجهرمي يکي از برجستهترين حقوقدانان مسلمان ايران، نماينده جمهوري اسلامي ايران در دعاوي بينالمللي همچنين چندين دوره عضويت در شوراي نگهبان به عنوان حقوقدان شوراي نگهبان» را ارائه داده بودند.
اين نامه پس از ايراد خطبههاي نماز جمعه هفته گذشته به امامت هاشمي رفسنجاني در اختيار رسانهها قرار گرفت. پيشنهاد ايجاد يک هيات رسيدگي بررسي اعتراضات از سوي شخصي چون علي لاريجاني که پس از ارائه پيشنهادي شبيه به آن از سوي نمايندگان موسوي صورت گرفته بود و همينطور گفته شخص کدخدايي مبني بر «بهره بردن از تمامي راهکارها و مراحلي که در گذشته سابقه نداشته است» نشان دهنده نگراني شديد پيرامون مسائل پيش آمده در انتخابات و اهميت حجم و گستردگي ترديد نه تنها در اذهان مردم بلکه مقامات بالا و حتي از طيف اصولگرايان پيرامون نتايج انتخابات است تا جايي که باهنر از شخصيتهاي با نفوذ طيف اصولگرايان گفت: «دوستاني که شک کرده اند از يک گروه و طيف نيستند ما شاهد اين مساله در خانوادههاي حزب اللهي، بي پول و پولدار هستيم و فتنه و مشکلي است که بايد آن را حل و جبران کرد.»
وي همچنين گفت: «ما بايد با استدلال ، بحث و منطق اين ترديدها را از بين ببريم. نبايد اينگونه باشد که آن 14 ميليون يا بخشي از آن، اين فکر را کنند اعتباري نيست و معلوم نيست رايي که در صندوق مياندازند چگونه از صندوق درمي آيد.»
در همين راستا به گزارش فارس عباسعلي کدخدايي معاون اجرايي و امور انتخابات شوراي نگهبان و سخنگوي اين شورا ديروز در واکنش به انتشار نامه نمايندگان ميرحسين موسوي به علي لاريجاني در رابطه با رسيدگي شوراي نگهبان به انتخابات رياست جمهوري با دفاع از عملکرد شوراي نگهبان گفت: «شوراي نگهبان در انتخابات براي اطمينان و اعتماد بيشتر از تمامي راهکارهاي قانوني در حد امکان بهره برد و حتي در مراحلي فراتر از ادوار گذشته اقداماتي را انجام داد که در گذشته سابقه نداشت.» کدخدايي گفت: «البته شخص آقاي لاريجاني براي ارائه اين پيشنهاد به شوراي نگهبان آمد و در خدمت آقاي جنتي پيشنهاد را مطرح کرد.»
بنا به گفته سخنگوي شوراي نگهبان، دبير شوراي نگهبان براي اعتمادسازي آن پيشنهاد را پذيرفت و مقرر شد آقاي لاريجاني با آقايان موسوي و کروبي رايزنيهايي را شروع و نتيجه را به شوراي نگهبان اعلام کند.به گفته کدخدايي، پيش بيني لاريجاني اين بود که ميرحسين موسوي پيشنهاد هيات و ترکيب ياد شده را بپذيرد اما متاسفانه موضوع بدون پاسخ ماند و پس از اعلام نظر نهايي شوراي نگهبان، از آقاي لاريجاني در اين باره سوال کرديم که گفت به آقايان موسوي و کروبي موضوع را منتقل کرده آقايان اما آنان نپذيرفته اند.
سخنگوي شوراي نگهبان در بخش ديگري در واکنش به اظهارات هاشمي رفسنجاني در نماز جمعه هفته پيش تهران که گفته بود «متاسفانه از اين فرصت پنج روزهاي که رهبري انقلاب به شوراي نگهبان دادند و گفتند که عقلا و موجهين را بياوريد تا بررسي کنند و اعتماد مردم را جلب کنيم استفاده خوبي نشد»، بيان داشت: «همانگونه که در نامه دبير شوراي نگهبان هم آمده آقاي جنتي فرصتي را براي اطمينان و اعتماد بيشتر درباره انتخابات از مقام معظم رهبري درخواست کرد نه براي کار ديگر.» کدخدايي ادامه داد: «در مهلت پنج روزه، رايزنيهاي مختلفي را با سران نظام، مراجع عظام، شخصيتهاي سياسي اجتماعي از جمله آقايان ناطق نوري و هاشمي شاهرودي انجام داديم و در اين مهلت زماني شخص بنده باوجود پيگيريهاي مکرر، با مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز تماس گرفتم و براي انجام ديداري با آقاي هاشمي رفسنجاني درخواست وقت کردم که اعضا خدمت ايشان نيز برسند تا هم توضيحاتي از روند رسيدگي به شکايات ارائه شود و هم اگر موضوعي است ايشان بفرمايند تا مدنظر قرار گيرد.»
کدخدايي اظهار داشت: «متاسفانه به رغم پيگيري هيچ پاسخي از مجمع تشخيص مصلحت نظام دريافت نشد و آقاي هاشمي رفسنجاني از فرصت قانوني براي ارائه نظرات خود استفاده نکردند و متاسفانه اين فرصت هيچ گاه از طرف ايشان براي اعضاي شوراي نگهبان فراهم نشد.»
سخنگوي هيات مرکزي نظارت بر دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري درباره ترکيب هيات ويژه بررسي روند انتخابات نيز تصريح کرد: «اين هيات متشکل از نخبگان، فرهيختگان و مقامات اجرايي دولتهاي گذشته از جمله آقايان ولايتي و افتخار جهرمي که در دولت هاشمي رفسنجاني نيز حضور داشتند، بود؛ اين هيات محدود به شش نفر نبود بلکه دو نفر ديگر از نمايندگان نامزدهاي معترض نيز در آن ترکيب حضور داشتند که ميتوانستند شرکت کنند.»
کدخدايي با اظهار گلايه از برخي اظهارنظرها نسبت به عملکرد شوراي نگهبان قانون اساسي گفت: «متاسفانه برخي شخصيتها براي حل مشکلات تلاش نکردند، اگر گامي را در اين جهت برمي داشتند شايد نگرانيهايي را که آقاي هاشمي مطرح ميکند رفع ميشد.»
يك فروند هواپيماي مسافربري مسير تهران ـ ايروان پیرامون قزوين سقوط كرده است و همه مسافران آن جان باختهاند.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، مقامات نیروی انتظامی از سقوط هواپیمای توپولف به شماره پرواز 7908 که تهران را به مقصد ایروان ترک کرده بود، خبر دادند.
بنا بر اخبار منتشره، هواپیمای یاد شده در دوازده کیلومتری جنوب قزوین بین منطقه فارسیان و جنت آباد در بخش مرکزی قزوین سقوط کرده است و همه 168 سرنشین آن که شامل 153 نفر مسافر و پانزده نفر خدمه و کادر پرواز بودند،جان دادهاند.
بر پایه این گزارش، این هواپیمای توپولف که پرواز شماره 7908 را از مبدأ تهران به مقصد ایروان در ارمنستان انجام میداد، متعلق به شرکت هواپيمايي کاسپين بوده که ساعت 11 و 33 و حدود شانزده دقیقه پس از بلند شدن از باند پروازی فرودگاه بينالمللي حضرت امام خميني (ره )دچار سانحه شده و سقوط کرده است.
هرچند تاکنون اطلاعات دقیقی از هویت مسافران این هواپیما و این که چند تن از آنان از هموطنانمان بودهاند اعلام نشده، اما اخبار غیررسمی از حضور ده تن از اعضای تیم ملی جودو نوجوانان کشورمان در این پرواز خبر حکایت میکند.
در همین حال، مقامات انتظامی قزوین گفتهاند که هواپیما تقریبا منهدم شده و اجساد مسافران نیز در آتش سوختهاند.
تکمیلی (1)
دبیر کل جمعیت هلال احمر کشور در گفتوگویی با مهر با اعلام کرده است که نیروهای جمعیت هلال احمر بلافاصله پس از آگاهی از حادثه سقوط هوایپمای 7908 کاسپین در محل حاضر شده و اقدامات اولیه خود را آغاز کردند، اما به دلیل سوختگی شدید، همه سرنشینان هواپیمای سقوط کرده کاسپین به شماره 7908 هیچگونه کمکی از مأموران اعزامی جمعیت هلال احمر حاضر در محل حادثه دریافت نکردند.
از سوی دیگر، خبرگزاریها، نام کشته شدگان تیم ملی نوجوانان جودو را به شرح زیر اعلام کردهاند: وحید ابراهیمی در وزن 51 کیلوگرم؛ ایمان زینی وند در وزن 55 کیلوگرم؛حسین بنا در وزن 60 کیلوگرم؛ سعید رسولی در وزن66 کیلوگرم؛ مصطفی صباغی در وزن 70 کیلوگرم؛ یحیی باقرپور در وزن 81 کیلوگرم؛ مصیب عزیزاللهی در وزن90 کیلوگرم؛ علیرضا لگری در وزن 90+ کیلوگرم؛ علی بهرامی سرمربی تیم و علی محدث مربی تیم.
تکمیلی (2)
بر پایه خبرهایی که از محل حادثه فرستاده شده است، قطعات هواپیمای یاد شده در مسیری به طول چند کیلومتر پراکنده است. همچنین بین پنجاه تا شصت هکتار مزارع گندم و ذرت در محل سقوط هواپیما آتش گرفته و در آتش میسوزند.
همچنین در محل برخورد سنگین قطعه هواپیما با زمین، گودال بزرگی به طول 60 تا 70 متر ایجاد شده است.
هماکنون نیروهای اورژانس، آتش نشانی، انتظامی و پلیس در محل حادثه حضور دارند و دو بالگرد وارد منطقه شدهاند.
گفتنی است، اغلب مسئولان استان قزوین در محل حادثه حاضرند.
تکمیلی (3)
بنا بر اطلاعات به دست آمده از سوی خبرنگار ايلنا، خلبان هواپيماي توپولف 7908 كاپيتان شير اكبري بوده است.
به گزارش ايلنا، تيم پروازي اين هواپيما شامل مهمانداران قائم مقامي، ملك نژاد، اصلاني، فرهادي و جواني بوده است.
تکمیلی(4)
اسامي كشته شدگان حادثه سقوط هواپيماي توپولف در قزوين اعلام شد.
1- حميد رضا عبدالله زاده
2- آرام احمدي نوره
3- آنت آژنگ
4- قاسم اكبري
5- مريم علايي
6- س . علوي شيرخو
7- احمد علي محمدي
8- آرش علي محمدي
9- علي اكبر علي محمدي
10- كاوه علي محمدي
11- منيژه عليرضايي
12- مژده عليرضايي
13- آناهيتا اميني علوي
14- علي اميري
15- نانا آنتاشيان
16- ادوين آسادوريان
17- آرشاوير آواكيان
18- آزاد آوانسيان
19- مصيب عزيزالهي
20- انوش بابوميان
21- يحيي باقر پور
22- علي بهرامي
23- حسين بنا
24- مهدي برفروشان
25- س . بهشتي نژاد
26- آنا بوغوسيان
27- رويا بهلولي
28- لئون داويديان
29- وحيدرضا دهقاني نيا
30- مارتيك دراوانسيان
31- وحيد ابراهيمي دولو
32- داريوش احيا
33- نائيري استپانيان
34- شوغر استپانيان
35- جمشيد فلامرزپور
36- مرتضي فلاح زاده
37- رشيد فرج زاده
38- محسن فضايلي
39- ملين گارانيان
40- خانم ف. غفوري سياه
41- علي قضاوتي
42- ندا غلامحسيني
43- حسن قلوبي
44- هاسماك قلويان هافت
45- كارابد بوكاسيان
46- چكادوا سيوي
47- عباس نيك نام
48- ناتلا نيكونوا
49- محسن نوروزپور
50- ناصر نصرتي
51- ابراهيم پيدارسي
52- حماسپور پولادي قلعه
53- عليرضا پور قرباني
54- خانم م. پور مقدم
55- آقاي و. رفيعي منصور
56- مهدي ريحاني
57- مصطفي صباغي
58- شهنام صبوري
59- داوود سالاريان
60- آرين صالحي
61- سعيد صالحي
62- ف. سمرقندي
63- ز. سمرقندي
64- محمد حسين ثنايي
65- آرمن ساركسيان
66- واوه ساركسيان
67- آرمن سركيسيان
68- آقاي س. سيد علي پور
69- معصومه شادخو
70- يوريك شهبازيان
71- خانم شاهمراديان
72- خاچاتور سيمونيان
73- خاچيكي
74- آرا سيرويان
75- امين سليماني فر
76- علي سلطان محمدي
77- زرمينه سوكتازيان
78- وارتانوش طهماسيان
79- لوسيك تارمينيان
80- رامون تارويان
81- كريستين ترووانسي
82- آناهيتا ترووانسي
83- ناصر تيموري
84- تاده تيماش
85- سياوش وطن پرست
86- يعقوبيان
87- ر. يعقوبيان
89- عبدالرضا يميني
90- رضا يوسفي
91- آلا زارعان
92- حسام زارعان
93- ترلان زارعان
94- آقاي م. ظريف محمود
95- آقاي الف. زبردست
96- ايمان زيني وند
97- آرتور گريگوريان
98- محمد حدادي
99- آرين هاديخان
100- م. ر هاديخان
101- غلامرضا حق پرست
102- اسدالله حق پرست
103- حسن حسن زاده
104- پلوريك هايروپتو
105- سيد مهدي حسيني
106- محمد ايزد جو
107- جواد جعفري
108- يعقوب جعفري
109- مجيد جلالي
110- وحيد جوانبخش
111- حميد جوانبخش
112- سيد محمد جزايري
113- سيد شايان جزايري
114- سيد رهام جزايري
115- حميد رضا كاكاوندي
116- تاليان كاراتيپان
117- ناديا كريمي
118- نيلوفر كريمي
119- نيما كريمي
120- حسين كريمي
121- س. كاشاني قره
122- احمد كرماني
123- امين خباز كار
124- ادوارد خاچيك
125- حسن خوانين زاده
126- علي خيرات ايرون
127- احمدرضا خرادي
128-هما خونگرم خو
129- عليرضا لشگري
130- رويا لطفي فرد
131- آقاي الف محمودي زاده
132- نايري مايليان
133- آرشاوير ماناسريان
134- كارين مارگاريان
135- ماسيس ماتيان كونارا
136 - آني ملكوماكار
137 - آرين ملكوماكار
138 - مقداد معلمي
139- علي محدث
140 - آقاي ح. محمدي
141 - غلامرضا محمدي
142 - فاطمه محمد صفا
143 - بابك مختاري
144 - آقاي ت. مراديان حاجي
145 - آقاي م. مظفري
146 - نازيلا نعيم
147 - صادق نجفي لاهيجي
148 - آلوارد ناواسارتيان
149 - علي نظري شكيب
150 - آشوت نرسيسيان
151- هادي نياقي
152 - سيد فرهاد نياوراني
153 - سعيد رسولي
به گزارش آفتاب، پیشتر این ستاد اعلام کرده بود که سخنران پیش از نماز جمعه نماز عبادی سیاسی جمعه این هفته تهران که به امامت آیتالله هاشمی رفسنجانی اقامه میشود وزیر اقتصاد و امور دارایی خواهد بود.
در اطلاعیه این ستاد آمده است: «حجتالاسلام والمسلمین تقوی، رییس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه سراسر کشور، به مناسبت شهادت حضرت امام موسی کاظم(ع) و مبعث رسول گرامی اسلام، حضرت محمد بن عبدالله(ص)، پیش از خطبهها سخنرانی میکند».
هنوز مشخص نشده است که علت این تغییر انصراف وزیر دارایی از سخنرانی در روز جمعه بوده یا اینکه چنین جابجایی با تصمیم ستاد نمازجمعه صورت گرفته است.
هیات دولت در تصمیمی که از قبل اعلام نشده بود پایان این هفته به مشهد می رود.
| طلاب براي هر تحرك خود جوش نياز به اجازه ندارند | |
|
مجمع تشخيص مصلحت، نظر مجلس را تائيد كرد:محروميت دو همكار احمدينژاد از عضويت در شوراي نگهبان
گروه سياسي: فروردين ماه سال 87، مجلس اصولگراي هفتم قانوني را تصويب كـرد كـه بـه مـوجـب آن، اعضاي شوراي نـگـهـبــان از هــرگــونـه حـق اشـتـغـال در مسئوليتهاي اجرايي منع ميشدند.
ايـن مصـوبـه مجلـس قبل از آن كه براساس روال قانوني توسط شوراي نگهبان رد شود موجب اعتراض همسر سخنگوي دولـت قـرار گـرفت. پس از او، نوبت به غـلامحسيـن الهـام وزيـر د ادگستـري و سخنگوي دولت رسيد كه طي نامهاي به محمود احمدينژاد، ضمن انتقاد شديد از مجلس، به خاطر نحوه انعكاس اين خبر حملاتي را متوجه صدا و سيما نيز نمود. او به بهانه همين اعتراض، استعفاي خود را تـقـديم احـمـدينژاد كرد و در بخشي از استعفانامه خود نوشت: »حافظه ملت ايران گواهي ميدهد كه در طول قريب سي سال نــظــام جـمـهــوري اسـلامــي، پـيــوسـتـه حقوقدانان شوراي نگهبان در قوه مجريه يا قضائيه، در سطوح عالي مديريتي از وزارت، معـاون اول، معاون نخست وزير، مشاور رئيس جمهور، معاون رئيس قوه قضائيه، مشاور قوه قضائيه، قاضي عاليرتبه و امثال آن، همزمان عضويت داشتهاند و اين امر در مورد همه حقوقدانان در طول اين مدت بلااستثنا صادق بوده است و تاكنون ترديد يـا تـشـكـيكي در مغايرت اين امر با اصل 141 قــانـون اسـاسـي وجـود نـداشتـه اسـت. معالوصف بعد از انتصاب اينجانب به وزارت دادگـسـتـري و خـصـوصاً انجام وظيفه به عنوان سخنگوي دولت، انتقاد يا تبليغات مخرب از سوي رسانههاي منتقد و مخالف دولت، صدا و سيماي جمهوري اسلامي و برخي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي اوج گرفت، بخصوص تبليغات صدا و سيما، شـبهـات فـراوانـي در اذهـان ايجـاد كـرد.به نحوي كه مجلس در مورد اينجانب مبادرت به وضع قانون نمود و سيماي جمهوري اسلامي بر اين شأن تصويب، تصريح كرد. اينـك كه اين مصوبه از تصويب مجلس گذشته، اگرچه هنوز، نظر شوراي نگهبان در مورد آن اعلام نشده ،به اين منظور كه رويـه سـي ساله كه هيچگاه برآن خدشه وارد نشده، شكسته نشود و شايد با كنارهگيري اينجانب از مسئوليتهاي دولتي مجلس محترم از صرف وقت فراوان در به هم زدن معيارهاي تثبيت شده، منصرف شود، آمادگي خود را براي كناره گيري از مسئوليت هاي دولتي اعلام مي دارم .« اين استعفا اگرچه به دليل مخالفت شوراي نگهبان با مصوبه مجلس، هيچگاه به مرحله عمل نرسيد اما پاسخ معنادار احمدينژاد را به دنبال داشت كه در آن، الهـام بـه صبـر دعـوت شده بود. در بـخـشي از پاسخ احمدي نژاد آمده بود: »يادتان باشد امسال سال سختتري است، از يك سو بايد تلاشها ثمر دهد، شكوفا شود و در خدمت مردم و كشور قرار گيرد و از سوي ديگر هجوم خودخواهيها و قدرت طلبيها و مانع ساختنها، در راه است، رمز مـوفقيت در راه كمال و حضور در دولت عـشـــق و مـهــرورزي، تــوكــل و تـحـمــل است.« اكنون با گذشت حدوداً 14 ماه از اسـتـعـفــاي اعـتــراضــي الـهـام و پـاسـخ معترضانهتر احمدينژاد، مجمع تشخيص مصحلت نظام در اختلاف ميان مجلس و شوراي نگهبان - كه حداقل سه عضو آن مشمول مصوبه مجلس ميشوند - حق را به اكثريت نمايندگان مجلس داد و با تأكيد بر شمول مصوبه خود بر اعضاي فعلي شوراي نگهبان به دو عضو هيئت دولت و يكي از معاونان قوه قضائيه دو ماه مهلت داد كه از ميان قطع همكاري با دولت و قوه قضائيه يا مستعفي شناخته شدن از شوراي نگهبان، يكي را برگزينند. به موجب تبصره ماده واحده طرح الحاق يك تبصره به قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل كه ديــروز بــه تـصــويــب مـجـمـع تشخيـص مـصلـحت نظام رسيد »عضويت همزمان كلـيه اشخاص شاغل در هر يك از قواي سهگانه و موسسات و سازمانهاي تابعه آنها و شركتها و موسسات دولتي يا وابسته به دولت كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر نام يا تصريح نام بوده و به هر مقدار از بودجه كل كشور استفاده مينمايند در شوراي نـگهبان به جز مشاغل آموزشي موضوع تبصره (1) و افراد موضوع تبصره (8) قانون ممنوعيت تصدي بيش از يك شغل مصوب 1372 به عنوان حقوقدان ممنوع است و ايـن مـمـنـوعـيـت شـامـل اعـضاي كنوني شـوراي نـگـهـبـان كه قبل از اين قانون انتخاب شدهاند نيز ميشود و چنانچه ظرف دو ماه پس از تصويب اين قانون اسـتـعفا ندهند از عضويت در شوراي نگهبان مستعفي شناخته ميشوند.«لازم به ذكر است كه در حال حاضر علاوه بر غـلامـحسين الهام كه مسئوليت وزارت دادگستري، سخنگويي دولت و رئيس سـتــاد مـبــارزه بـا قـاچـاق كـالا و ارز را بـه عهـدهدارد، ابـراهيـم عـزيزي معاون رئيس جمهور نيز مشمول مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام ميشود.
اينها دلايل ماست دليل شما چيست؟
اينها دلايل ماست
دليل شما چيست؟
عـدهاي مـيخـواهـند پرونده انتخابات دهم رياست جمهوري را به هر طريق ممكن ببندند. اين عـده، عـمدتاً شامل كساني هستند كه خودشان انتخابات را برگزار كردند و خودشان هم با ذوقزدگي كامل به حمايت از عملكرد خويش پرداختند. اما به نظر ميرسد روياي بسته شدن پرونده و فراموشي آن، به راحتي محقق نخواهد شد.
برهمين اساس، حاميان روند انتخابات تلاش خود را بر مخفي ماندن نشانههايي متمركز كردند كه دلـيـل حـقانيت معترضان بود. براي اين فرضيه، نشانهها و قرينههاي زيادي ميتوان ارائه كرد. نخستين نشانه در راهپيمايي بي نظير و همراه با متانت 25 خرداد آشكار شد. رفتار جناح مقابل و حملات غيرمتين به راهپيمايان متين، بهترين دليل بود كه نشان ميداد آشكار شدن تعداد معترضان به روند انتخابات و مـحـتـواي اعـتراض آنها براي حاميان اين روند، خوشايند نيست. ميزان جمعيت شركتكننده در تجمع حاميان كانديدايي كه به عنوان پيروز انتخابات مــعــرفــي شـده است و غيرقابل مقايسه بودن آنبا حاضران در تجمع 25 خرداد- عليرغم تفاوت آشكار حجم تبليغات رسمي براي دو تجمع- بر نگراني مدعيان اصولگرايي افزود و لذا طبيعي بود كه از »دليل نمايي« اصلاح طلبان و »دليل خواهي« آنها جلوگيري شود. اما اين عرصه و قياس آسان و پرمعناي ناشي از آن، تنها عرصهاي نبود كه قابليت قانعسازي ادعـاي حـاميان و معترضان به روند انتخابات را به نمايش گذاشت. با گذشت حدود 10 روز از برگزاري انـتخابات، طرفداران دولت يقين كردند كه حاميان كروبي و موسوي امكان برگزاري تجمعات اعتراض ا~ميز ندارند. رضـايـي هم علـيرغم ادعـاهاي عجيب اوليه، در انصرافي معنادار ادامه پيگيري شكايت انتخاباتي را متوقف كرد. اين وضعيت، حاميان احمدينژاد رابه اين فكر انداخت تا وارد فاز طلبكاريشوند و معترضان به انتخابات را اقليتي غيرقابل توجه بدانند. رسيدن به اين هدف، جز با به راه افتادن سيل ابراز خوشحاليها و صدور تبريكها، امكانپذير نبود. اما در اين فاز نيز حاميان روند انتخابات به موفقيتي دست نيافتند به طوري كه ميتوان ادعا كرد كسي جز حاميان قبل از انتخابات، حاضر نشد به روند ابراز شوق و شعف بپيوندد. اين مسئله تا آنجا پيش رفت كه برخي رسانههاي حامي دولت، حريم مراجع را مورد حمله قرار دادند كه چرا پيروزي احمدينژاد را تـبـريـك نگفتهاند! در واقع ميتوان گفت حاميان صددرصدي روند انتخابات به دنبال ارائه دليلي براي اثبات افزايش هم زباني با خود بودند اما عدم همراهي بسياري از سياستمداران، علما، دانشگاهيان و احزاب مختلف با آنها، دليل ديگري شد كه حقانيت معترضان انتخاباتي را ثابت ميكرد.
با گذشت يك ماه از انتخابات، اكنون نه تنها دلـيلـي بر ترجيح سخن موافقان دولت بر ادعاي حاميان موسوي و كروبي مشاهده نميشود بلكه ادامه سكوت برخي از چهرههاي سرشناس و افزوده شدن »معترضان ساكت« در كنار دلايل متعددي قرار گرفته كه معترضان به نتيجه انتخابات عرضه كردهاند و متأسفانه به آن بياعتنايي شده است.
دو روز قبل، آيتالله استادي امام جمعه قم - كه در تقسيم بنديهاي سياسي، قرابت فراواني با اصولگرايان دارد و هيچگاه خود را به اصلاحطلبان، نزديك ندانسته اسـت- مهر سكوت چند هفتهاي را با اعتراض به عملكرد عدها ي از حاميان افراطي دولت شكست و سپس وعده داد كه تا 5 ماه ديگر، سكوت پيشه سازد. ايـن وعـده سكوت، در واقع آرامترين اعتراض به روشهايي است كه پس از انتخابات، عدهاي به دنبال نهادينه كردن آن هستند.
سكوت معنادار بعضي از سرشناسان جناح اصولگرا و افزايش تعداد »سكوت پيشگان« در حالي ادامه دارد كه سرشناسان ديگري از همان جناح، به صراحت يا در لفافه به دفاع از حقوق معترضان ميپردازند كه اين موضوع در كنار ساير نمونههاي مــورد اشـاره در ايـن مـقاله، ثابت ميكند دلايل معترضان، قويتر و »محكمه پسندتر« از ادعاهايي است كه فراكسيون دولتي اصولگرايان ارائه ميكند ولذا »نارضايتي انتخاباتي« علاوه بر ميليونها نفر از اقشار عادي جامعه كه در راهپيماييهاي اعتراضي شركت كردند، حمايت تلويحي يا صريح افرادي در جناحهاي گوناگون - از جمله اصولگرايان - را با خود همراه كرده است. اكنون نوبت طرف مقابل است تا با خروج از كليشههايي كه در يك ماه اخير مورد استفاده قرار گرفته است دليل قانعكنندهاي ارائه نمايد تا حداقل افرادي از طرفداران قبلي خود در جناح اصولگرا را به جمع حاميان فعلي روند انتخابات بيفزايند. اين گروه نبايد فراموش كنند كه بستن يك پرونده در ذهن ايرانيان هوشمند و نجيب، به اندازه بستن ظاهري پرونده توسط بازكنندگان ذينفع آن، آسان نيست؛ اگرچه ممكن است برخي مصلحت انديشيها موجب تمكين عدهاي از افراد شود يا آنها را به صبر بـا هـدف اجتناب از پرداخت هزينههاي بيشتر شخصي، اجتماعي يا ملي تشويق نمايد!
نظر شما دوستان
:به نظر من شما از روی لجاجت و عناد ورزی با این سخنانتون چوب لای چرخ این مملکت میذارین وبادامن زدن به این آتش بالاخره خودتونم میسوزید
--------------------------------------------------------------------------------
آرش:ابرهاي سياه كنار خواهند رفت بدون شك تاريخ همه چيز را مشخص خواهد كرد و سياهي براي دروغگويان خواهد ماند
--------------------------------------------------------------------------------
اردكان يزد:به نظر مي رسد پرونده انتخاباتي بايد تا زماني باز با شد كه اغتشاش گران به سزاي اعمال خود برسندودرمراجع قضائي محاكمه شوند
--------------------------------------------------------------------------------
سعید:سلام من از همه کسانی که از اقای موسوی حمایت کرده اند تشکر میکنم .امیدوارم موفق و پیروز باشید.اتحاد سبز نامی است که لایق ملت است موفق با
--------------------------------------------------------------------------------
مصطفی:برای اثبات دلایل شما کافی است به اقای موسوی مجوز گردهمایی یا تشکیل حزب داده شود .تا سیه روی شود هر که دراو غش باشد
--------------------------------------------------------------------------------
:اگر برای اثبات یک اشتباه هزار دلیل هم بیاورید میشود هزار و یک اشتباه تازه ما که دلیلی ندیدیم
--------------------------------------------------------------------------------
:آیا با سکوت کسانی که ادعای دینداری و عدالت مداری می کنند می توان پاسخگوی خون شهیدانی بود که به ناحق از بین ما رفتند سکوت جایز است؟؟؟؟
--------------------------------------------------------------------------------
رحیمی:درست است زمستان سر رفت ولی سیاهی به زغال ماند مردم این توهین به خود را فراموش نمیکنند
--------------------------------------------------------------------------------
maryam:kamelan movafegham God bless you
--------------------------------------------------------------------------------
حامی:مثل همیشه منطقی و بی نظیر
--------------------------------------------------------------------------------
سیفی:سکوت تعداد زیادی از جناح اصول گرا ، نشانه ی حقانیت جناح مخالف دولت می باشد .
-------------------------------------------------------------------------------
حسيني:آرائ موسوي در تهران2ميليون اعلام شد درراهپيمايي25خرداد به گفته قاليباف ومستندات زياد بيش از 3مليون نفر شركت داشتنداين چه معادله معقوليست!
--------------------------------------------------------------------------------
::قلمت طلا حرف دل رو زدي. داستان ادامه دارد!!!!!!
--------------------------------------------------------------------------------
م.م:منتظرم تاانتخابات دیگر فرا رسد تا حضور مردم را ملاحظه کنند از خدا می خواهم خودش دروغگویان را رسوا کند چنانچه در قران کریم وعده داداه است
--------------------------------------------------------------------------------
:اگر ما سبزها وابسته به بيگانگان هستيم چرا دولت اصولگرا نميتواند حمايت علما و مراجع را جلب كند؟
سلاحهاي كشتار جمعي عراق بالاخره كجا بود؟ رابطه صدام حسين با القاعده چگونه بوده است؟
اينها در كنار صدها پرسش ديگر، ابهاماتي بود كه وقتي صدام حسين را از پناهگاه سوراخگونهاش در دل زمين بيرون كشيدند، كسي هنوز پاسخ آن را نميدانست.
در آن زمان يعني در دسامبر سال 2003 عمليات نظامي آمريكا هنوز در مرحله نامعلوم و خطرناكي قرار داشت و تكليف خيلي موضوعات روشن نبود. تنها يك نفر ميتوانست پاسخ اين همه پرسش را بدهد و آن مردي بود كه نظاميان آمريكايي حالا او را در اختيار داشتند.
براي حرف كشيدن از صدام هم يك راه وجود داشت و آن شكستن او بود. سايت خبري ديلي نيوز آمريكا اخيرا جزئيات پروندههاي بازجويي صدام حسين را كه به تازگي از محرمانهبودن خارجشده منتشركردهاست. جزئيات اين بازجوييها يك نكته جالب دارد و آن اينكه بازجويي از صدام بر خلاف رويه معمول بازجويي از مظنونين در سالهاي اخير در آمريكا بودهاست. مبناي اصلي اين بازجوييها در سالهاي اخير از مظنونان تروريستي، استفاده از تكنيكهاي پرفشار و سخت براي بيرون كشيدن اطلاعات از مظنونان و متهمان باارزش است.
اف بيآي به خاطر موفقيت در اعتراف گرفتن از چهرههاي مهمي چون رمزي يوسف، عامل بمبگذاري مركز تجارت جهاني در سال 1993 و همچنين ميرعيمل الكسي متهم بمبگذاري در مقر سيا بهخود افتخار ميكرد. بر خلاف متهمان ديگر، در بازجويي از صدام فشار و استرس و محدوديت زماني براي اعتراف گرفتن و يافتن مثلا يك بمب زماندار وجود نداشت. به همين دليل قرار براين شدهبود كه بازجويي با دقت و صرف وقت زياد و سر فرصت انجام شود.
استراتژي اين بود كه حملات احساسي در بازجوييها به صدام وارد شود و نقاط ضعف او پيدا شده و مورد استفاده قرار گيرد. سيا و افبيآي بعد از دستگيري صدام تلاش ميكردند تا در كوتاه ترين زمان ممكن بفهمند كه آيا سلاحهاي كشتار جمعي در عراق وجود داشته و ارتباطات او با القاعده چگونه بودهاست. آنها ميخواستند صدام را وادار كنند تا اتهام جنايت عليه بشريت را در جريان بمباران شيميايي مردم كشورش بپذيرد. در اواخر ژانويه سال 2004 ديويدكي، مسئول رديابي سلاحهاي كشتار جمعي در سيا نااميد شده و استعفا كرده بود و ديگر مقامات باقيمانده بهشدت تلاش ميكردند تا به نتيجه برسند. فشار بسيار زياد بود.
يك مامور جوان لبناني آمريكايي اف بيآي به نام جورج پيرو كه به زبان عربي صحبت ميكرد مسئول اعتراف گرفتن از صدام شد. برنامههاي دقيق و مفصلي براي بازجويي و اعتراف گرفتن از صدام تهيه شد و پيرو در مقابل يكي از بيرحمترين رهبران جهان در اواخر قرن 20 قرار گرفت. او آماده بود تا با كسي وارد بازي شطرنج شود كه بهره هوشياش نامشخص بوده اما ادعا ميشود كه يكي از باهوشترين سياستمداران دنياست.
نخستين جلسه ديدار اين بازجو با صدام شنيدني است. اين جلسه بازجويي كه اف بياي نام آن را «عنكبوت صحرا »گذاشته، در تاريخ 7 فوريه سال 2004 در يك سلول تاريك در فرودگاه بينالمللي بغداد برگزار شد. يادداشتهاي مربوط به اين جلسه كه براساس قانون آزادي اطلاعات اكنون بعد از 5 سال بايد منتشر ميشد، نشان ميدهد كه اف بياي ابتدا تصميم ميگيرد بازجو را بهعنوان نماينده دولت آمريكا معرفي كند؛به همين دليل صدام فكر ميكرد كه پيرو يكي از دستياران بوش است نه يك مامور نه چندان رده بالاي بازجويي اف بيآي.
صدام در جلسه نخست بعد از برانداز كردن مامور بازجويي به او گفته كه ميداند طرفش مرد باهوشياست. سخن بعدي صدام اين بوده كه قضاوت مردم و آنچه در 500 تا 1000 سال آينده دربارهاش ميگويند و فكر ميكنند، براي او خيلي مهم است.
سپس صدام درباره كارهايي كه براي عراق كرده و اينكه 40سال پيش عراق چه بوده و حالا چه هست، سخنراني كرده است. پيرو از او ميپرسد كه آيا در سالهاي اخير در مقام رهبر عراق ناكامي داشتهاست يا نه؟ صدام پاسخ ميدهد: فكر ميكني اگر هم ناكامي داشتهباشم به دشمنم ميگويم؟ صدام كه به گفته بازجويش اصلا مبهوت جلسه بازجويي نشدهبود به پيرو ميگويد كه از حالا تا سالهاي آينده تنها احزاب سياسي فعال درعراق گروههاي مسلح خواهند بود. او بهطور غيرمستقيم به حملات و ناآراميها و كشتارهاي بعد از سقوط دولتش در عراق اشاره كرده و در ادامه هم گفتهاست كه مردم بعد از مرگش او را بسيار بيشتر از حالا دوست خواهند داشت.
پيرو جلسه بازجويي را با پرسيدن سؤالاتي از صدام درباره اتهام اصلياش يعني جنايت عليه بشريت ادامه ميدهد تا غرور و احساسات زنداني را آزموده باشد. در روز دوم بازجويي او موضوع بمباران شيميايي ايران در جنگ 8ساله با عراق را مطرح ميكند. صدام محكم ميگويد: من جواب نميدهم. دوباره اين سؤال از او پرسيده ميشود و اين بار او شروع ميكند براي بازجويش توضيح دادن كه وقتش را تلف نكند زيرا او با هيچ تكنيكي گرفتار نميشود و ادامه بازجويي فايده ندارد اما پيرو اصرار ميكند و ميگويد كه سازمان ملل درباره حملات شيميايي سند و مدرك دارد. صدام ميگويد: تاريخ نوشتهشده و تغيير نخواهد كرد. هر چند بار هم كه اين سؤال را بپرسيد من جواب نميدهم.
در اين روز مامور پيرو يادداشتي به واشنگتن ميفرستد مبني بر اينكه تبديلكردن صدام به شاهدي عليه خودش در دادگاه، كار سادهاي نيست. پيرو در سومين جلسه بازجويي صدام درباره كمك عراق به گروههاي فلسطيني ميپرسد و او پاسخ ميدهد كه آنها مهمان بغداد بودهاند. او بهطور غيرمستقيم هر گونه كمك به سازمان آزاديبخش فلسطين را كه در بغداد دفتر داشته ردكرد اما گفت كه بغداد حق داشته هر وقت كه بخواهد به مبارزه فلسطين عليه اسرائيل كمك كند.
وقتي بازجو ساعتي بعد درباره كمك به ساف در بعضي حملات خود سخن ميگويد، صدام با صداي بلند فرياد ميزند: من نگفتم به اين سازمان در حملاتش كمك كردهام؛ در دهان من حرف نگذاريد. در ادامه اين جلسه صدام كه خود را در موضع برتر حفظ كرده به پيرو توصيه ميكند كه پرسشهايش را در غالب گفتوگو مطرح كند نه بازجويي. از آن به بعد پيرو و تيمش تصميم ميگيرند كه نوعي مكالمه با صدام برقرار كنند.
صدام در روزهاي نخست بهشدت سرسختي نشان ميداد اما در هفتههاي بعد اوضاع فرق كرد.
موضوع مكالمه بعد از تلاش براي واداركردن او به پذيرفتن اتهاماتش، به روزهاي پاياني حكومتش در بغداد رسيد. صدام در بازجويي گفت كه در جلسه آخرش با نيروهاي اطرافش در بغداد در آوريل سال 2003 دستورات لازم و نهايي را به آنها دادهاست. پيام اين بوده كه نبرد در خفا ادامه مييابد. محافظان صدام در روزهاي بعدي يكييكي متفرق شدهاند تا توجه گروه ويژه جستوجوي صدام جلب نشود و او راحتتر بتواند مخفي شود. صدام 9 ماه به اين صورت زندگي كرد و اولويت نخست او در اين مدت فرار از چنگ نيروهاي آمريكايي بود. مامور بازجويي از صدام پرسيد كه آيا هيچ وقت از بدلهايش استفاده كردهاست؟ صدام نيشخندي زد و گفت: اينها داستان فيلمهاست و واقعيت ندارد.
در جلسه چهارم بازجويي اين صدام بود كه از پيرو سؤال كرد. او گفت: بگذار رك و صريح سؤالي از تو بپرسم. اين اطلاعاتي كه از من ميگيري به كجا ميرود؟ اگر ميخواهي رابطه ما روشن و شفاف باشد بايد به اين سؤال من جواب بدهي. پيرو جواب داد كه نماينده دولت آمريكاست و بسياري از مقامات آمريكايي گزارشهاي اين جلسات بازجويي را ميبينند و از جمله خوانندگان اين گزارشها رئيسجمهوري ايالات متحده است. صدام از اين جواب راضي شد و گفت كه برايش مهم نيست اگر اين مكالمات انتشار عمومي هم پيدا كند.
پيرو درباره انبارهاي سلاح كشتار جمعي عراق از صدام پرسيد و او جواب داد كه آنها نابود شدهاند و اين را قبلا هم گفتهاست. صدام به خدا قسم ميخورد كه ديگر از اين سلاحها خبري نيست كه اگر بود در جنگ عليه آمريكا از آنها استفاده ميشد.
جلسات بازجويي در ماه فوريه ادامه يافت و با ادامه آن صدام بيشتر تاكيد ميكرد كه از اخبار بيرون مطلع شود اما پيرو با اين درخواست مخالفت ميكرد و فقط به گفتن اين جمله خبري بسنده ميكرد كه بازسازي عراق در جريان است. او به زندانياش ميگفت: در طول زمان بعضي چيزها تغيير كرده و بعضي ديگر هم نه.
در جلسات بعدي آنها درباره به قدرت رسيدن صدام در اواخر دهه 1960 صحبت كردند و پيرو شنونده صحبتهاي صدام درباره نفوذ صهيونيستها بر سياستهاي غرب بود. صدام درباره لحظات مهم در جريان به قدرت رسيدنش و طي مسير و تبديل شدن از يك انقلابي به يك ديكتاتور سخن ميگفت. او اين ماجراها را مانند يك فيلم تعريف ميكرد و بعد در لابهلاي حرفهايش ميگفت: اميدوارم در نوشتن تاريخ، منصفانه عمل كنيد. پيرو هم در جواب ميگفت: متأسفانه يا خوشبختانه من نقش زيادي در تاريخ زندگي تو دارم.
در دهمين جلسه بازجويي صدام در 27 فوريه، پيرو صدام را درباره حمله سال 1990 به كويت و جنايات نظاميان عراقي در اين كشور تحت فشار گذاشت. صدام با گوش دادن به اين حرفها گفت كه اين نخستين بار است كه اين مطالب را ميشنوم. پيرو در خلال اين بازجويي، صدام را رئيسجمهوري سابق عراق خطاب كرد كه اين باعث خشم صدام شد و گفت: من رئيسجمهوري سابق نيستم؛ من هنوز رئيسجمهوري عراق هستم.
صدام عاشق صحبت كردن بود و در طول بازجوييها اين يكي از بارزترين نشانههاي او بود. هر هفته كه ميگذشت او ساعات بيشتري را با بازجو ميگذراند و بيشتر حرف ميزد. بازجو دريافته بود كه شيوه شكستن او نشان دادن اسناد و مدارك جناياتش است. او با ديدن اين اسناد و فيلمها و عكسها درمييافت كه تاريخ چگونه دربارهاش قضاوت ميكند. بعد از پايان بعضي از اين جلسات بازجويي صدام به نشانه اعتراض، اعتصاب غذا ميكرد اما چنان به بازجو وابسته شدهبود كه همه خواستههايش را به او ميگفت و حتي يك بار به درخواست پيرو اعتصاب غذايش را پايان داد.
بعد از اين نزديكي، بازجو وارد مسائل و اتهامات پيچيدهتري چون بمباران شيميايي كردها و سركوب شيعيان شد. در جلسه نخست، صدام حتي از صحبت كردن درباره اين موارد خودداري ميكرد اما وقتي وارد بحث در اين باره ميشد. او ابتدا اين موارد را تكذيب ميكرد اما بعد از روبهرو شدن با عكسها و اسناد ميپذيرفت.
پيرو در يك مورد گزارش سازمان ديدبان حقوق بشر را جلوي صدام گذاشت كه در آن آمده بود تانكهاي ارتش عراق در جريان سركوب شيعيان در سال 1991 به بصره هجوم بردهاند و كودكان را بهعنوان سپر انساني به جلوي تانك بستهاند. صدام در پاسخ گفته كه اين دروغ است و كاملا هم معلوم است. سپس پيرو يك فيلم مستند در اين زمينه پخش ميكند. صدام بعد از ديدن چند دقيقه از اين فيلم از ديدن ادامه آن امتناع ميكند و ميخواهد كه جلسه تمام شود. او اين درخواست را مطرح ميكند و بعد ميگويد: ارتش شما كشور من را اشغال كرده و شما آزاد هستيد و من زنداني. من از هيچچيز و هيچ كس نميترسم.
با گذشت 4 هفته از نوبت اقامه نماز جمعه توسط آیتا.. هاشمی رفسنجانی، خطبههای این هفته نماز جمعه تهران به احتمال زیاد به امامت وی اقامه خواهد شد.
پیش از این قرار بود نمازجمعه 29 خرداد توسط هاشمی اقامه شود که رهبر انقلاب، آیتا... خامنهای خطبههای نمازجمعه را ایراد کرده و در جمعه 5، 12 و 19 تیر نیز آقایان احمد خاتمی، احمد جنتی و محمد امامی کاشانی خطبههای نمازجمعه را اقامه کردند.
گفته میشود هاشمی رفسنجانی پس از هشت هفته، در جمعه 26 تیرماه نمازجمعه تهران را اقامه خواهد کرد.

