بیا چون کوه دالاهو قوی باش
سرود مثنوی معنوی باش
بیا حالا که دیگر خاتمی نیست
طرفدار میر حسین موسوی باش
|
پيام تسليت درگذشت آيت الله العظمي بهجت از سوي مهندس موسوي |
|
به گزارش کلمه متن كامل اين اطلاعيه بدين شرح است :
خبر درگذشت عالم رباني مرحوم آيت الله العظمي آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (طاب ثراه) موجب تالم و تاثر شد.
عمري تلاش بيوقفه در مسير بازشناختن و بازشناساندن اسلام ناب از اين شخصيت عظيم الشان اسوهاي براي عالمان ديني ساخته بود و مقامات عرفاني اين دوستدار خاندان رسالت زبانزد خاص و عام بود. قريب يك قرن زندگي پربار او مشحون از حشر نشر با بزرگاني بود كه هركدام مردان قرون و هزارهها تلقي ميشدند، به صورتي كه درچهرهاش ميشد تاريخ معاصر فقه و عرفان اصيل شيعي را بازشناسي كرد.
ضايعه درگذشت اين عالم عامل و مرجع بزرگ را به خاندان معظم ايشان و تمامي شيعيان و مسلمانان جهان تسليت عرض ميكنم.
ميرحسين موسوي
|
تحليل همسر الهام از احمدي نژاد و مخالفان وي
فاطمه رجبي:احمدي نژاد خط خداست و مخالفان وي خط شیطان!! |
فاطمه رجبي:احمدي نژاد خداست و مخالفان وي خط شیطان!!
1-. مرزبندی سیاسی - دینی در اندیشه سیاسی امام خمینی رضوان الله تعالي عليه و نیز رفتار عملی ایشان، دو خط یا دو صف را ترسیم میکند. دو خط یا دو صفی که در متن قرآن کریم جای دارد و در حزب الله و حزب شیطان یا اولیاء طاغوت و مؤمنون تعریف شدهاند. بدیهی است جایگرفتگان در خط و حزب و صف و جناح خدا، ولایتپذیرانی هستند که با تمسک به ریسمان الهی اهلبیت عليهمالسلام در ولایت حق به سر میبرند. در عرصه سیاسی امروز تابع ولیفقیه بوده و راه و رسمشان در انطباق با او می باشد.
در خط و حزب و گروه شیطان افرادی جدای از این طیف قرار دارند. آنان که به فرموده خداوند در ظلمات به سر میبرند. امام امت نیز این دستهها را با هر نام و نقاب، جناح طاغوت یا جناح شیطان مینامند.
خارج از این دو صف، صفی مشاهده نمیشود. در صدر اسلام نیز چنین بود. در آغاز رسالت پیامبر اکرم صليالله عليه و آله هم همین صفوف با عده و عُده خود، صفآرایی داشتند.
2. انقلاب اسلامی رستاخیزی الهی بود و صفوف خدا و شیطان یا خدا و طاغوت را بار دیگر در برابر هم قرار داد. مگر نه آنکه انقلاب اسلامی ما عاشورایی بود؟ بنابراین طبیعی بود که حسینیان و زینبیها در صف خدا و امامخمینی جای بگیرند، و بقیه در صف طاغوت. به تدریج روشن شد که علاوه بر ساواکیها و سلطنتطلبها، از به اصطلاح مبارزین و انقلابیون پیش از انقلاب هم در صف طاغوت یا شیطان بودهاند. جدای از ملحدین مارکسیست، منافقین در لباسهای گوناگون، ملیگرایان و مذهبیهای آن طیف، که یا با جنایات و آدمکشی و یا با اعلان قیام علیه قانون الهی قصاص «شیطانی» بودن خود را بروز دادند.
البته گروه اول توسط مردم و امام سرکوب شدند و آشکارا به شیطانبزرگ روی آوردند تا «هر کس به اصل خود رجوع میکند» را ثابت نمایند و از گروه دوم و سوم، ملیها برای اعلان قیام علیه قرآن از سوی امام خمینی محکوم به ارتداد شدند، و شیطانیت و گبريت آنها به هدم و نابودیشان انجامید. باقی ماند گروه سوم که مذهبیهای ملی؟! بودند و شریک در اعلان قیام، اما با اخطار امام خمینی ترسان و لرزان و مردد، اظهار برائت کردند تا به حکم ارتداد آن مرجع تقلید و فقیه بزرگوار، محکوم نگردند و اسلامیت و مسلمانیشان یکباره برملا نشود؟!!
ادامه مطلب
|
بخش هايي ازنامه امام(ره) به موسوي پس از نخست وزيري:
الان نيز شما را تاييد و حمايت مي کنم |
|
|
... از آنجا که ممکن است این روزها افرادى بخواهند نسبت به دولت خدمتگزار شبهات و القائاتى در اذهان عامه به وجود آورند و زحمات بىشائبه و طاقت فرساى شما را خصوصا در مساله جنگ خدشهدار نمایند، لازم است این نکته را تذکر دهم که من همچون گذشته شما را فردى لایق و دلسوز براى انقلاب اسلامى مىدانم، و زحمات شما را در دوران جنگ و تجهیز سپاهیان اسلام فراموش نمىکنم، و الآن نیز شما را تأیید و حمایت مىکنم.
آقاي محتشمي پور! با تشکر از وقتي که در اختيار ما گذاشتيد. شما رييس کميته صيانت از آرا در ستاد مهندس موسوي هستيد. به ما بگوييد اين کميته چه اهدافي را دنبال مي کند و اساسا از چه زماني و به چه منظور تشکيل شده است؟
اين كميته با پيشنهاد مهندس موسوي تشكيل شده و از من خواستند كه مسئوليت كميته را بر عهده بگيرم. عنوان اين كميته نيز كميته صيانت از آراي مردم است. ولي اينكه آيا دغدغه اي در صيانت از آراي مردم بوده كه كميته تشكيل شده بايد عرض كنم كه از دوران همكاري با مهندس موسوي كه به دولت خدمتگزار در زمان حيات حضرت امام معروف بود چالشهايي را با شوراي نگهبان داشتيم كه در اثر اين چالشها (كه اكثرا برداشت غير صحيح شوراي نگهبان از حوزه وظايف نظارتي خودش بود) مجبور شديم كه بر اساس عمل به قانون در مقابل شوراي نگهبان مقاومت كنيم و اجازه ندهيم كه اقدامي خلاف قانون رسمي كشور كه يا در قانون اساسي آمده و يا در مجلس تصويب شده انتخابات شكل بگيرد.
نام اين كميته كه «كميته صيانت از آرا» است اينگونه به ذهن متبادر ميكند كه عليالقاعده مي بايست در جريان راي گيري مسئوليت داشته باشد براي حفاظت از آرا. ولي شما ميفرماييد اساس کميته در جريان اختلاف نظر با شوراي نگهبان شكل گرفته...
ببينيد صيانت از آرا ميتواند به چند صورت باشد. يكي آنجا كه تخلفات،در هنگام راي گيري صورت ميگيرد و يا برخي اقداماتي كه سرنوشت آرا را تغيير ميدهد صورت ميگيرد. يك وقت در جايي كه در چارچوب قانون اقدامي صورت گيرد كه اگر اقدامي خارج از قانون صورت گرفت باز هم بحث صيانت از آرا مطرح ميشود. بر اين اساس چه تخلف قانوني باشد چه تخلف در رايگيري باشد و چه تقلب در رايگيري صورت بگيرد اين اقدامات سلامت آرا مردم را زير سوال ميبرد و طبيعتا صيانت از آراي مردم حكم ميكند كه جلوي هرگونه تخلفي را از زمان شروع انتخابات تا پايان شمارش آرا و اعلام قطعي نتايج شمارش آرا گرفته شود و تلاش شود که آرا به صورت صحيح اعلام شود.
ضمانت اجراي اين صيانت از آرا چگونه است؟ مثلا شما و همکارانتان اگر تخلفي را در جايي مشاهده کرديد به مردم اعلام مي کنيد و يا اينکه تصميمات اين کميته داراي ضمانت اجرايي ديگري است؟
ضمانت اجرايي تصميمات کميته،خود مردم هستند و ما با تكيه به افكار عمومي و حضور و نظارت مردم در تمامي شئون اين صيانت را ميتوانيم اعمال کنيم ولي اگر مردم نسبت به سرنوشت راي و انتخابشان بي تفاوت شوند طبيعتا هر چه ما قدرت داشته باشيم شايد نتوانيم كاري را صورت دهيم. بر اين اساس براي ما افكار عمومي و راي مردم بيشترين اهميت را دارد.
چه دغدغههايي باعث شده كميته تشكيل شود؟
يكي تجربه گذشته ما و عملكرد گذشته شوراي نگهبان است كه در دورههاي سابق باعث شد ما کمي بيشتر مراقب باشيم و شكافهايي را كه ممكن است در آن ها براي آراي مردم مشكلاتي پيش آيد مسدود کنيم. براين اساس كميته اي متشكل از تعدادي شخصيت ها و چهرههاي انتخاباتي،حقوقدانان و قانون شناسان تشكيل داديم و راهكارهايي را براي سلامت انتخابات انديشيديم. سعي بر اين است كه با آموزش كساني كه از طرف ستاد موظف ميشوند روند انتخابات را زير نظر داشته باشند و به نمايندگي از مهندس موسوي و ساير نامزدهاي انتخاباتي در هياتهاي اجرايي و سر صندوقها هستند با سلاح قانون روند انتخابات را در مسير صحيحي قرار دهيم.
آقاي محتشمي پور! در حال حاضر و در جهت اهداف کميته دغدغه هاي شما چيست و اغلب چه مواردي را در بر مي گيرد؟ برخي اساس کار کميته و شان قانوني آن را زير سوال برده اند. در اين مورد هم لطفا توضيح دهيد.
ما در پيگيري دغدغه هايي که براي بسياري از نيروهاي دلسوز انقلاب وجود دارد جدي هستيم. مردم نيز بايد نسبت به آن حساس و جدي باشند و بيشتر توجه ما نيز روي نظارت عمومي مردم است. همان طور که اشاره کرديد برخي آمي گويند كه كميته صيانت از آرا جنبه قانوني ندارد. من تعجب ميكنم كه اين جريان ها (از شوراي نگهبان يا از وزارت كشور) چه چيزي باعث شده كه بيايند و اين حرف را بزنند. اين سخن براي شوراي نگهبان، وزارت كشور و اصل نظام باز منفي دارد. همه بايد استقبال كنند از جرياني كه در جهت صيانت از آراي مردم فعاليت کند. چه نامزدهاي انتخاباتي،چه دستگاههاي اجرايي و چه دستگاههاي نظارتي.منشوري پس از گذر زمان و مطالعات فراوان تمام دستگاههاي سياسي نظارتي و اجرايي كشور منتشر شده با عنوان منشور اخلاق انتخاباتي؛كه اخيرا وزارت كشور در دفترچهاي آنرا منتشر كرده و در اختيار گذاشته است.
در همين جزوه اي كه براي تدوين آن تمام دستگاهها از جمله وزارت ارشاد، شوراي نگهبان، وزارت كشور و همه دستگاهها بر آن نظارت داشتند و منشوري قوي و مهم مفيد است بحث صيانت از آرا را مطرح شده و آمده است:«صيانت از آرا بر عهده همه مردم و دستگاهها است.»
بسيار خوب! اگر چنانچه صيانت از آرا بر عهده همه مردم است پس براي چه ميگوييد اين كميته جنبه قانوني ندارد؟ خودتان گفتهايد صيانت از آرا بر عهده تمام مردم است. بالاخره نامزد انتخاباتي كه ممكن است رييس جمهور شود و راي مردم را بگيرد به عنوان نماينده مردم نميتواند از آرا مردم صيانت كند؟ و به عنوان يك شهروند نيز حق دارد جمعي را به عنوان نماينده انتخاب كند تا از آرا مردم صيانت كند. اينكه عده اي به طور وحشتزده اصل تشکيل كميته صيانت از آرا را رد ميكنند اين شبهه ايجاد ميشود كه چرا از اينكه مردم از آرايشان صيانت كنند وحشت دارند؟
چه چيز عامل اين وحشت است؟ ما كه معتقديم بايد صيانت از آراي مردم به اندازهاي بالا رود كه مراجعه كنندگان به صندوق،خود،ناظر باشند و جلو ي تخلف را بگيرند.
نكته ديگر اينكه انتخابات در ايران مردمي است و پايههاي زيربنايي تشكيل كميته صيانت از آرا نيز همين است. در انتخابات، انتخاب كننده و انتخاب شونده مردم هستند و اينگونه نيست كه شوراي نگهبان ذي نفع باشد. بلكه مردم ذينفع هستند و مردم بايد راي دهند. بر اين اساس قانون،مكانيزمهايي را تعيين كرده است كه بر اساس آن معتمدين محل بايد جمع شوند و هياتهاي اجرايي نيز بايد به انتخاب معتمدين محل تشكيل شود.
اكنون سوال من از مردم اين است كه آيا هيچيك از شما تاكنون در سطح كشور شنيدهايد كه معتمدين محل شما در هياتهاي اجرايي انتخابات چه كساني بودهاند؟ در گذشته روال بر اين بود كه در وزارت كشور چهرههاي برجسته ديني، دانشگاهي، كارگري و حتي آموزشي كه مورد اعتماد مردم بودند اعلام ميشدند و مردم نيز آنها را ميشناختند. بنابراين بر اين اساس دغدغه تشكيل كميته برخي برخوردهاي شوراي نگهبان بود كه البته از دور سوم نيز ما با برخوردهاي اين شوراي نگهبان مساله داشتيم. آنها معتمدين را قبول نداشتند و حتي مي گفتند كه صلاحيت معتمدين را نيز ما بايد تشخيص دهيم و ما ميگفتيم كه اين مردم هستند كه بايد معتمدين خود را تشخيص بدهند. بنابراين عدم اعلام و معرفي معتمدين جاي سوال دارد. چرا آنها معتمدين را معرفي نكردند كه مردم پيش از شكلگيري هياتهاي اجرايي معتمدين خود را بشناسند؟ حتي هياتهاي اجرايي نيز بايد اعلام شوند تا مردم بدانند اعضاي اين هياتها چه كساني هستند؟ ما ميگوييم اين اشخاص را به مردم معرفي كنيد تا آنها بدانند كه چه جرياني انتخابات را برگزار ميكند؟ اينها همان دغدغههايي است كه ما نيز به عنوان بخشي از مردم اقدامات جدي در راستاي تحقق آن براي برگزاري سالم انتخابات صورت ميدهيم.
آيا افكار عمومي نيز از اقدامات كميته صيانت از آراي مردم آگاه خواهد شد؟
البته كه به مرور زمان با مردم سخن خواهيم گفت و افكار عمومي را در جريان ريز مسايل قرار خواهيم داد. ولي يكي از موضوعات مهمي كه وجود دارد بخشنامهاي است كه از سوي شوراي نگهبان و به امضاي آقاي كدخدايي ارسال شده و سوالاتي را مطرح كرده و خود نيز به آن پاسخ گفته است. يكي از سوالاتي كه در بخشنامه آمده و آقاي كدخدايي خودش به آن پاسخ گفته اين است كه:« آيا افراد معرفي شده از شوراهاي اسلامي شهر، روستا يا بخش به منظور عضويت در هيات اجرايي كه خود عضوي از شورا هستند بايد به تاييد هياتهاي نظارت نيز برسند يا نه؟» اينها سوال و جواب براي خودشان درست كردهاند و خودشان هم بدون توجه به قانون به سوالات پاسخ گفتهاند. در پاسخ به همين سوال هم گفتهاند:«بله بايد به تاييد برسند.»
شما بايد توجه کنيد افراد معرفي شده كساني هستند كه ميليونها نفر در شهرها و روستاها به آنها راي دادهاند. بنابراين بياييد و رسما و صريحا بگوييد اين افراد معتمدين شوراي نگهبان هستند نه معتمدين مردم! من اينجا به آقاي كدخدايي ميگويم كه شما حق نداريد بگوييد شوراي نگهبان بايد صلاحيت آنها را تاييد يا رد كند كه اگر اين اقدام صورت بگيرد و شوراي نگهبان حتي اين افراد را بخواهد ردصلاحيت كند صلاحيت خود را زير سوال برده است. بنابراين ساختن اين سوال و جوابها و اصلا اعلام اين بخشنامه عملي غيرقانوني است و هيچ سيستم حقوقي نيز نميتواند اين موضوع را قبول كند.
سوال دومي كه آقايان در بخشنامه خود آوردهاند اين است كه:« آيا نماينده نامزدهاي انتخابات ميتوانند در جلسات هياتهاي اجرايي شركت كنند؟» و خود پاسخ دادهاند:« كه خير نميتوانند.» طرح اين سوال و جوابها واقعا خندهدار است. ما ميگوييم اينها نماينده نامزدها هستند و بر اساس قانون بايد از زماني كه نامزدها وارد عرصه ميشوند در تمام جلسات هياتهاي اجرايي شركت كنند و به جلسات نيز دعوت شوند. براساس بخشنامهاي كه شوراي نگهبان صادر کرده نماينده نامزدها تنها ميتوانند در روز اخذ راي تا پايان شمارش آرا بدون دخالت در اجرا و نظارت حضور داشته باشند. براساس برنامه زمانبندي وزارت كشور نماينده نامزدها به منظور حضور در هياتهاي اجرايي و شعب اخذ راي شهر، شهرستانها و بخشها بايد معرفي شوند ولي آقاي كدخدايي نامه نوشته و بخشنامه كرده كه نماينده نامزدها حق شركت در هياتهاي اجرايي را ندارند. من همين جا به آقاي كدخدايي ميگويم كه شما با اين اقدام خود قانون را نقض كردهايد. مملكت ديكتاتوري نيست و مردم اصلا انقلاب كردند براي حاكميت قانون. ما قاطعانه و با پشتوانه مردم ميگوييم كه اجازه نخواهيم داد با راي مردم بازي كنند.
ممانعت از حضور نمايندگان نامزدها در روند انتخابات كه سخنگوي شوراي نگهبان اعلام كرده به نظر ما نقض رسمي قانون مصوب است و هرکس قانون را نقض کند صلاحيت حضور در شوراي نگهبان را ندارد. اگر نظر شوراي نگهبان هم اين است من از مقام معظم رهبري ميخواهم كه اين رويه را اصلاح فرمايند. بر اين اساس ما نيز در كميته صيانت از آرا و با پشتوانه مردم در چارچوب قانون اجازه هيچگونه دخالت و تخلف در انتخابات را به هيچ جرياني نخواهيم داد.
پس از چهار سال، بار دیگر فرصتی پیش آمده که بتوانیم اشتباهات گذشته را جبران کنیم. البته این بار هم اشتباهات زیادی را مرتکب شده ایم و تا همین چند وقت پیش هم دچار تردید و دودلی بودیم، در حالی که ماهها پیش از این می توانستیم خود را برای شرکت در انتخابات پیش رو آماده کنیم.
به هر حال با آنکه می توانستیم، با آمدن خاتمی، گام مستحکمتری برداریم، اما اوضاع به گونه ای پیش رفت که حالا باید به میرحسین یا کروبی چشم امید داشته باشیم.
از آنجائی که در اوضاع فعلی خاتمی را بهترین گزینه می دانستم، پس به تصمیم وی ـ هر چند برخلاف خواسته شخصیم ـ احترام می گذارم و به میرحسین هم اعتماد می کنم.
از سوی دیگر به لحاظ مدیریتی با توجه به گذشته میرحسین و کروبی، معتقدم که میرحسین مدیر توانمندتری است. و بهتر می تواند اوضاع اقتصادی اسف باری که در طی دوره گذشته پیش آمده را اصلاح کند. بخصوص اینکه فکر می کنم شعارهای اقتصادی کروبی شبیه شعارهای عوامفریبانه احمدی نژاد است و بیشتر سعی دارد تا از این طریق آرای مردم را جذب کند.
یکی دیگر از نقاط قوت میرحسین این است که علاوه بر خاتمی، شخصی چون زهرا رهنورد را در کنار خود دارد. ایشان را از دوران نوجوانی بخاطر دارم و با افکار و عقایدشان تا حدودی آشنا هستم. به نظر من حضور خانم رهنورد می تواند کمک شایان توجهی به میرحسین کند تا بهتر بتواند اهدافش را به انجام برساند.
همانگونه که در ابتدا نیز اشاره کردم، به هر حال معتقدم که با انتخاب یکی از این دو باید مسیر اصلاحات را پیش ببریم و کشورمان را نجات دهیم. اینکه به این حداقلها راضی نباشیم و به همین دلیل هم دست روی دست بگذاریم، به نظر من مشکلی را حل نخواهد کرد و حتی همانگونه که در چهار سال گذشته دیدیم، موجب خواهد شد که هر چه کرده ایم را نابود کنند. باید از آب ایستادگی را بیاموزیم. آب وقتی که پشت صخره ای قرار می گیرد، تمام تلاشش را بکار می بندد تا حتی اگر شده راه خود را از زیر صخره باز کند، یا اینکه صخره را حتی بشکافد. بدون شک بیکار ماندن و دست روی دست گذاشتن، موجب خواهد شد که آب بگندد و نابود شود.
|
تريبون 17/2/88 |
|
|
يكي ازسايت هاي حامي دولت با انتقاد از كانديدا شدن موسوي مي نويسد: وقتي با دوستان قرار گذاشتيم که در سخنراني ميرحسين موسوي در دانشگاه مازندران (بابلسر) شرکت کنيم ، فکرش را نمي کردم نخست وزير دفاع مقدس يا به قول دوستان نخست وزير امام (ره) تا اين حد در اخلاقيات پايين و در ارائه نظراتش ضعيف باشد. راستش ميرحسين حرفي براي گفتن نداشت ، او برنامه اي براي اداره کشور نداشت و فعلا منتظر است تا آخر هفته مشاورانش برنامه اي در اختيار او قرار داده تا بيان نمايد.
او در در تمام مدت سخنراني خود (تاکيد مي کنم کل زمان سخنراني) با برشمردن به زعم خود اشکالات دولت فعلي و تخريب ناجوانمردانه آن کار مثبتي انجام نداد و با تشويق حاضران بر شدت سخنانش افزود.
موسوي بي تقوايي را به آخر رساند و کشور را ويرانه خواند و تمام زحمات شبانه روزي منتخب بي ريا و مظلوم ملت را به سخره گرفت … و جز اين نيست که وقتي مي بينند پايگاهي ندارند به تخريب رقيب مي پردازند تا از محبوبيتش بکاهند.
شنيدم که چند وقت پيش در مصاحبه اي گفته بود بسيج مدرسه عشق است اما امروز خود ديدم که در قبال شعار (( توپ تانک بسيجي ديگر اثر ندارد )) سکوتي همراه با تاييد داشت.
حاميان قاليباف: موسوي را در دايره تعريف مقام معظم رهبري ميدانيم
دبير کل آبادگران جهادي حمايت رسمي اين تشکل از کانديداتوري ميرحسين موسوي را اعلام کرد.وي ادامه داد: «همانطور که مقام معظم رهبري اعلام کردند،اصولگرايي که در ذاتش اصلاح طلبي نداشته باشد،دچار نقص است و ما بر اين اساس ميرحسين موسوي را در دايره تعريف مقام معظم رهبري از اصولگرايان ميدانيم و ايشان را به عنوان يكي از بزرگان اصولگراي اصلاح طلب، قلمداد ميکنيم».
توزيع پول توسط احمدي نژاد قانوني است
حميد رسايي چهره نام آشناي حاميان احمدينژاد سهشنبه شب گذشته در مسجد سيدهاي اراک، با بيان اينكه عدهاي به نام اصلاحات در جامعه انحرافاتي را به وجود آورده و هر 9 روز يک کودتا در کشور انجام ميدادند گفت: مردم بايد ببينند که کودتاگران ديروز کشور، حالا از چه کانديدايي حمايت ميکنند و براين اساس راي خود را بدهند.
به گزارش آفتاب نيوز رسايي در پاسخ به پرسشي در رابطه با دادن پول در جلسات احمدينژاد عنوان کرد: اين پولها خارج از حيطه قانون نبوده است و غير قانوني نيست چراكه بر اساس اعتباراتي که در اختيار مدير است و ميتواند به پرسنل خود بدهد، صورت گرفته است؛ عدهاي قصد دارند از آن بهرهبرداريهاي سياسي کنند
ميکروفونش را خاموش کنيد
توليد فيلم مستند تبليغاتي اکبر اعلمي کانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري به نام «ميکروفونش راخاموش کنيد» به پايان رسيد. به گزارش سرويس سياسي آفتاب، اين فيلم مستند که توسط بابک مينقي و مهدي شيرين کارگرداني شده است با نگاهي به سخنرانيها و تذکرات اکبر اعلمي در دو دوره نمايندگي خود در مجلس شوراي اسلامي در دوره ششم و دوره هفتم تهيه شده است. حامد ايمان، تهيه کننده اين فيلم، در رابطه با انتخاب نام فيلم گفت: «نام فيلم از سخنرانيهاي دکتر اعلمي در مجلس گرفته شده است. بارها در حين سخنرانيهاي اعلمي در مجلس اتفاق افتاده است که رئيس و نايب رئيس مجلس دستور داده است که ميکروفون اعلمي را در حين سخنراني خاموش کنند تا صداي او به گوش نرسد و ما اين عنوان را مناسب اين فيلم تشخيص داديم چرا که نه تنها در مجلس که در اکثر سخنرانيهاي اعلمي ميکروفون او را قطع مي کنند و نام اين فيلم با شخصيت سياسي اعلمي يک همبستگي عميقي دارد».
رسانه حامي دولت:آقاي موسوي دوپادشاه در يك اقليم نمي گنجد
يك سايت حامي دولت با انتقاد شديد از حمايت حزب مساركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي از موسوي مي نويسد:شايد وقتي احزاب مشارکت ومجاهدين،درجلسات درون گروهي خود به اين نتيجه مي رسيدند که بايد از موسوي بعنوان کانديداي دوران گذار حمايت کنند،هيچوقت گمان نمي کردند تب تند حضور ايشان ،به اين زودي ها به عرق بنشيد ودلبستگان عجول خود را به تاءمل وا دارد....موسوي از جنس افراطيون دور مانده از قدرت نبودولي زبان آنان را برگزيد ومجري سياستهاي آنان شد ...براي چه؟شايد به خاطر قول وقراري که با آنها گذاشته بود،شايد هم به خاطر اينکه ما را درحمايت از احمدي نژاد مصمم تر سازد!؛ولي هرچه بود موسوي به درختي تکيه دادکه ريشه اي در زمين نداشت ومرگش خيلي پيش تر فرا رسيده بود....
اين روزها همانهايي که موسوي را ترغيب مي کردندتا سابقه ارزشي خود را فراموش کندوزباني تند وغرض آلود را در مواجهه با حقايق در پيش بگيرد،درجلسات اخير خود ،از عدم کاريزماتيک بودن ايشان واشتباهشان درتصميم گيري اوليه حرف مي زنند وبه دنبال راهي را براي بازگشت مي گردند...!
خيلي ها موسوي را از اين انتخاب ودچار شدن به اين سرنوشت حذر دادند....آنها مي دانستد که عاقبت نزديکي موسوي به افراطيون تشنه قدرت جز پشيماني وندامت براي هردوطرف حاصلي ندارد ولي چه فايده ....انگار بايد کار به اينجا مي رسيد تا موسوي باور کند دوپادشاه دريک اقليم نگنجد واو نمي تواند کانديداي آرماني کساني باشد که کعبه آمال و آرزوهايشان را درغرب جستجو مي کنند
توصيف عجيب رسانه اصولگرا از محسن رضايي
اين سايت در توصيف محسن رضايي كانديداي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري مي نويسد:آن فرمانده سابق، آن کاتب جلسات مصلحتي، آن دوستدار پست و مقام، آن زننده يکي به نعل و يکي به ميخ، آن خط دهنده سايت هاي بازتابشناکي، آن طالب وزارت نفت، آن همکلاس نوسترآداموس، آن حامي توزيع سهام دولت بين احزاب، آن مدعي مالکيت جريان سوم، آن متوهم سقوط کشور در ته دره، "مولا آقا محسن رضايي" از اعاظم مصلحتي و در كشف و شهود، زبانزد اقران بود.
از کرامات او آن بود که در طفوليت، به پيشگويي حتي بعد از غلط از آب درآمدن پيشگويي هاي قبلي اش ادامه مي داد. گويند آقامحسن در آن دوران، هم بازي هايش را به دور خود جمع مي کرد و آينده را پيشگويي مي کرد و بعد از آنکه پيشگويش غلط از آب در مي آمد، از رو نمي رفت و پيشگويي جديدتري مي کرد.
آورده اند که پس از استعفا از فرماندهي، پيش بيني کرده بود: "امريکا تا يک ماه آينده به ايران حمله خواهد کرد". در اين راستا، سربازان رسانه اي "مولا آقامحسن رضايي" از احتمال بازگشت وي بر مسند فرماندهي خبر دادند، ولي بازهم نه از وضعيت بحراني خبري بود و نه از حمله امريکا، و نه اينکه آقامحسن دوباره فرمانده شد.
نقل است آن قدر براي جا انداختن طرح دولت ائتلاف ملي تلاش کرد و دليل آن را وضعيت بحراني کشور دانست که خود نيز باورش شد وضعيت کشور تا ساعاتي ديگر بحراني خواهد شد، فلذا توهم "سقوط کشور در ته دره"، تمام وجودش را گرفت و وقتي به خود آمد که کسي غير از خودش و يارانش، اين طرح را قبول نداشت و به قولي تنهايش گذاشتند.
گويند همواره مخالف دولت هايي بود که بر سرکار مي آمدند،علت پرسيدند، فرمود: "همه آن ها که روزي سرباز من بوده اند، اکنون به من پست و مقام نمي دهند"، پس چشم هايش چو آبشار، صورتش را خيس کرد. !
جمع آوري اخراجي ها رسالت دانش جعفري در ستاد رضايي
به گزارش روزنامه اعتماد حضور داوود دانش جعفري به عنوان رئيس ستاد انتخاباتي محسن رضايي بسيار پرمعنا است. وي که به خاطر اختلافات نظر با احمدي نژاد از کابينه جدا شد، حالا نماد ستادي شده تا به وسيله آن بتوان ديگر منتقدان احمدي نژاد را گرد هم آورد. دانش جعفري نمادي از اصولگرايان منتقد دولت است و برگ برنده اش زماني رو مي شود که بتواند تمام اخراجي هاي دولت نهم را در ستاد رضايي جمع کند. وي در مدت زمان حضور در کابينه آنقدر با مسائل ريز و درشت اقتصادي دولت آشنا شده که حالا براي نقد دولت از آن استفاده کند. دانش جعفري که به واسطه همکاري با رضايي در مجمع تشخيص مصلحت نظام رئيس ستاد وي شد بايد اخراجي هاي دولت را جمع کند.
با در نظر گرفتن "تمام احمدي نژاد" راي بدهيد
سايت خبري فرارو با تحليلي از ادبيات گفتاري احمدي نژاد و اشاره به اينکه اين نوع گفتار در مواردي چون سخنراني درجمع ايثارگران و خانواده شهداي خراسان جنوبي ر 16آبان سال گذشته با توهين همراه مي شود مي نويسد: يکي از ويژگي هاي رئيس جمهور طرز صحبت کردن ايشان است. براي محمود احمدي نژاد فرقي ندارد در حضور چه کساني، خطاب به چه کساني و درباره چه موضوعي صحبت مي کند. او در هر شرايطي حرف خود را مي زند و آنگونه نيز که دوست دارد مي زند. او اتفاقا توانسته با اين لحن غير رسمي خود تا حدودي مردم را به خود جذب کند.
فرارو به نقل از خبرگزاري فارس مي نويسد: رئيس جمهور عصر روز چهارشنبه (??آبان) در سالن ورزشي بيرجند در جمع ايثارگران و خانواده شهداي استان خراسان جنوبي حاضر شد. در سالن فضايي كاملا عاطفي حاكم بود و جانبازان، آزادگان و خانواده هاي شهداي اين استان با چشم هاي باراني به ديدار رئيس جمهور آمده بودند و طبق روال هميشه، احمدي نژاد را محرم رازهاي خود يافته و از راه هاي گوناگون، چه از طريق شعار، از طريق پلاكارد و چه گفتگوي حضوري با او دردل مي كردند و در اثر همين فضا بود كه چشمان احمدي نژاد نيز براي دقايقي با قطرات اشك آغشته شد.ريس جمهور گفت: آرزوي شهيدان شما به سرعت در حال تحقق است و جهان و بشريت راهي جز اين ندارد. اصلا خلقت بدون اين، بيهدف و باطل است. همه بساط عالم بر پا شده تا آن روز نوراني اتفاق بيافتد؛ روزي كه همهش پيامبران، شهدا و صلحا خواهند آمد و ياري خواهند كرد. بعضيها اين حرفها را تمسخر ميكنند؛ براي اينكه اينها دلشان از ايمان خالي است. اينها بت پرستها و شيطان پرستهاي مدرن هستند. قيافه روشنفكري ميگيرند اما به اندازه بزغاله هم از دنيا فهم و شعور ندارند."
فرارو مي افزايد: در شرايطي که در آستانه انتخابات رياست جمهوري قرار داريم به نظر مي رسد شايسته است در کنار حجم اخباري که از سوي رسانه هاي حامي دولت براي معرفي خدمات دولت نهم منتشر مي شود، اشاره اي نيز به اينگونه رفتار رئيس جمهور شده باشد تا مردم بتوانند با در نظر گرفتن "تمام احمدي نژاد" راي بدهند.
بخش اعظم آراء اصولگرايان متعلق به احمدي نژاد است
حجت الاسلام دعاگو در گفت و گو با خبرنگار سياسي برنا در خصوص ميزان حمايت تشکل هاي اصولگرا از احمدي نژاد در انتخابات رياست جمهوري گفت: بخش اعظم آراي اصولگرايان و همچنين حمايت تشکل هاي اصولگرايان در انتخابات آينده رياست جمهوري متعلق به احمدي نژاد است.
واكنش مديران سابق به سخنان احمدي نژاد درباره شهيد رجايي
به گزارش«فردا» رئيس جمهور در سفر به قزوين، گفت که طرح انحلال سازمان مديريت متعلق به شهيد رجايي بوده است. او گفت: «شهيدرجايي با درك الهي و اسلامي دستور داد سازمان مديريت را منحل و سازماني براساس انديشه ديني پايهگذاري كنند اما با شهادت ايشان اين امر بر زمين ماند تا سال 1386 كه با الهام از برنامه او، اين سازمان دچار تحولات بنيادين شد.»
روزنامه اعتماد ملي در همين باره و طي گزارشي آورده است: «موسي خير» اگرچه نخستين رئيس سازمان برنامه و بودجه پس از انقلاب نبود اما او از ديگر روساي سازمان، پس از انقلاب، انقلابيتر بود بنابراين با استفاده از مصوبه شوراي انقلاب، 17 روز درهاي سازمان برنامهوبودجه را به روي برخي كارشناسان بست اما خود و برخي از مديران وقت سازمان، همچنان در محل كار خود حاضر ميشدند. مدتي بعد، با حكم شهيد باهنر، محمدتقي بانكي به رياست سازمان برنامهوبودجه منصوب شد و در حالي كه رجايي هنوز زنده بود، محمدجواد باهنر از محمدتقي بانكي خواست تا براي اداره كشور، برنامهاي جامع تهيه و تدوين كند.
محمدتقي بانكي و همكاران او، دو ماه پيش از شهادت رجايي و باهنر، هسته مركزي سازمان برنامه و بودجه و كميته برنامهريزي را بنا نهادند كه اين كميته تا چند سال بعد تداوم يافت و اگرچه سند برنامه تنظيم شده توسط آنها به دليل مسائل سياسي در مجلس اول شوراي اسلامي رد شد اما حقيقت اين است كه برخلاف نظر آقاي محمود احمدينژاد، هسته اوليه برنامهريزي پس از انقلاب در دولت شهيدرجايي گذاشته شد.
محمدتقي بانكي، معاون نخستوزير و رئيس وقت سازمان برنامه و بودجه، به خاطر ندارد كه شهيدرجايي چنين رويكردي را رد ميكند. گذشته از آن، دكتر علينقي مشايخي كه معاون اقتصادي محمدتقي بانكي بوده است نيز چنين اعتقادي ندارد و معتقد است: سازمان فقط براي مدت كوتاهي آن هم به دليل تسويهحساب با برخي كارشناسان (غيرانقلابي) سازمان به صورت موقت حدود دو هفته تعطيل شد.
مسعود روغنيزنجاني كه پس از محمدتقي بانكي در دوره نخستوزيري موسوي و رياستجمهوري هاشمي، رياست سازمان برنامه و بودجه را برعهده داشته است، نيز ميگويد: مخالفان اصلي سازمان، روحانيون نبودند و امام(ره) نيز هرگز موافق انحلال سازمان برنامه و بودجه نبودند و در عوض از گزارشهاي كارشناسي سازمان استقبال ميكردند
|
موسوي در جمع دانشگاهيان؛
فساد؛ اقتصاد صدقه اي است که به صورت رشوه درآمده |
مهندس ميرحسين موسوي صبح امروز در جمع تعداد کثيري از اساتيد، پژوهشگران و دانشگاهيان دانشگاهها و موسسات آموزش عالي کشور در دانشکده فني دانشگاه تهران، افزود: داشتن برنامه و نگاه علمي به مسائل شرط پويايي است در حالي که اکنون بر اساس اطلاعات و دادههاي ناقص و بدون توجه به نظريات کارشناسان و محققان عمل ميشود.
وي تصريح کرد: رويه موجود منجر به تنزل سياستهاي مفيد و موثر و افزايش ترس و بياعتمادي در ميان مردم شده است.
موسوي اظهار داشت: در حال حاضر تمام طرحهاي عظيم متوقف شده و منجر به کاهش توان خريد مردم، فقر، بيکاري و اعتياد شده است. طي سالهاي اخير ايجاد فضاي بياعتمادي نسبت به جوانان و جامعه سبب کاهش حضور مردم به ويژه جوانان در انتخابات شد.
مشارکت زير50 درصد مردم در انتخابات زيبنده کشور نيست.
وي تاکيد کرد: طي سفرهاي استاني اولين مشکلي که مردم با من در ميان ميگذارند، مسئله اعتياد است. حال ميپرسم اعتياد، تورم و بيکاري جوانان مسئله چندم دولت است؟
موسوي در مورد اشتغال به عنوان دغدغههاي دانشجويان و خانوادههاي آنان، افزود: ثبات در مديريتها و حذف تغييرات سريع و نابهنگام مديران عامل بانکها که شاهد آن بودهايم، رافع مشکل اشتغال جوانان است. با اين تغييرات سريع و رفت و آمدهاي زودهنگام نميتوان شاهد سرمايه گذاريهاي خارجي در کشور بود. حتي سرمايهگذاران داخلي هم حاضر به سرمايهگذاري در کشور نخواهند بود و آنها را فرار مي دهد. آنها سرمايههاي خود را يا به دوبي ميبرند يا در فعاليتهايي صرف ميکنند که نفعي براي مردم ندارد.
وي تاکيد کرد: راه، برگشت به مسير عقلاني در تصميمگيريهاست.
موسوي گفت: اساتيد دانشگاهي، قشر فرهيخته و دانشمنداني هستند که تمام دغدغهها و مشکلات کشور را حفظ ميکنند. اين همان ارتباط عميق بين دانشگاه و جامعه است.
موسوي افزود: البته صحبت در جمع اساتيد از جهتي دشوار و از جهتي آسان است. از آن درجه سخت است که تناقض صحبتها را حس ميکنند و در نتيجه تناقض، ارتباط لازم ايجاد نشده و ارتقاع براي تغيير وضع را نخواهيم يافت. آسان است از آن جهت که بنده جزو نيروهاي دانشگاهي از سال 1353 بودهام و حتي در دوران مسئوليتم ارتباطم را با دانشگاه حفظ کردهام. چون درک و فهم و درون فهمي دانشگاه براي مملکت نيازي اساسي است.
نخست وزير دوران دفاع مقدس اذعان داشت: يکي از اصلي ترين بحثي که در اين نشست از سوي اساتيد مطرح شد بحث ترس و عدم امنيت جامعه دانشگاهي است، اين حس از احساس هجران سرچشمه ميگيرد. ما در جامعه مشکل ترس را داريم، اين ترس ميتواند از عدم امنيت سرچشمه بگيرد، امنيتي که در دانشگاه و جامعه آن را نميبينيم.
موسوي با تاکيد بر ضرورت وجود فضاي امن در جامعه دانشگاهي، گفت: جوانان ما احساس آزادي و امنيت شغلي ميخواهند در حالي که آيندهاي در پيشروي خود نميبينند و در فضايي مبهم سرگردانند.
وي علت اصلي فرار مغزها را در همين رابطه عنوان کرد و افزود: اگر فردي از آينده ترس داشته باشد، امنيت و آزاديش را در خارج از مرزها جستجو ميکند. در حالي که ميبينيم که احساس عدم امنيت در کلام دانشگاهيان احساس ميشود.
موسوي گفت: کافي نيست دولت امنيت داشته باشد، بلکه امنيت مردم مهمتر از امنيت دولت است. بر همين مبنا دانشجويان و اساتيد بايد احساس امنيت کنند.
وي گفت: خودم عضو کادر دانشگاهي هستم و شاهدم که عدهاي از اساتيد سالها در ميان گروه و وزارتخانه در رفت و آمدند آن هم براي گزينشهاي پياپي. در حالي که اين افراد انسانهاي شريفي هستند. موسوي به اصول متعدد قانون اساسي و سند چشمانداز بيست ساله کشور اشاره کرد و گفت: در قانون اساسي و سند چشم انداز بر حقوق و کرامت انساني تاکيد شده است، اما کرامت و منزلت اساتيد امروز مورد تهديد واقع شده است.
موسوي علت نبود فضاي شاد و خلاقيت و نوع آوري در کشور را نبود امنيت عنوان کرد و گفت: اگر جامعه آزاد از افسردگي و غم و رنج باشد، ميتواند کجرويها را رفع کند. که اين با شرايط فعلي که نگاه امنيتي به همه چيز نظارگر است، موثر نخواهد بود. گيتها بدون هيچ ضرورتي در دانشگاهها ايجاد شده و بايد برداشته شود. همين عدم اعتماد و اطمينان منجر به کاهش تعداد راي دهندگان به زير 30 درصد شده است. آن هم در استانهاي مهم و بزرگ کشور.
ميرحسين شعار اصليش را عقلاني کردن تصميمات عنوان و خاطر نشان کرد: تمام مسيرهايي که به سمت تصميمات کلان ميرود ميبايست عقلاني باشد.
وي گفت: با وجود انحلال يک شبه و فلهاي شوراهاي مهم تصميم ساز و تصميم گير عجيب نيست در برنامههاي چهارساله توسعه سهم بودجه پژوهش به 45 صدم درصد تقليل يابد، در حالي که در برنامه اول آنهم با وجود جنگ مقرر شد تا اين سهم از 5/3 صدم درصد به يک و نيم درصد برسد. اگر تمام نيروها و اقتصاد کشور و متخصصان بسيج ميشدند در جايگاه امروزي نبوديم.
موسوي گفت: آيا قابل تامل نيست که بعد 30 سال از اول انقلاب و 20 سال از اولين برنامه توسعه در زمينه اقتصادي با کاهش و روند سقوط مواجه باشيم؟! علت اين موضوع عدم فهم نقش علم در مديريت و پيشرفت کشور است. به هيچ وجه ارتباط ارگانيک بين رشد علم و تصميمات و تحقيقات وجود ندارد. يکي از تنگناها عدم استفاده از نيروهاي کارآمد است.
وي با تاکيد بر ضرورت هماهنگي صنعت و تحقيقات اظهار داشت: طي 3 تا 4 سال آخر جنگ اين رويه در حال ايجاد بود که بين صنعت و بخش تحقيقات دانشگاهها ارتباط فراهم شود، البته شرايط آن هم محقق شد در حالي که اکنون هر چه پيش ميرويم اثري از نهادينه شدن اين موضوع نميبينيم.
موسوي گفت: مبارزه با فساد اين نيست که دولت جاسوس بگذارد تا فردي را دستگير کرده، معرفي کند سر او را بتراشند و زود بخواهند فساد را ريشه کن کند. بلکه بايد زمينه و بسترهاي جرم خيزي که منجر به فساد ميشوند، شناسايي بشود. همين اقتصاد صدقهاي که به صورت رشوهاي درآمده تا راي مردم را جمع کند، فساد است.
وي منزلت اجتماعي اساتيد را طي سالهاي اخير در مرحله نزولي عنوان کرد و اظهار داشت: بيتوجهي به منزلت و ارزش اساتيد دانشگاه عامل فساد در جامعه است.
ميرحسين رفع تبيض و اقتصاد رانتي را نيازمند تغيير دانست و گفت: امروز همه نيروهاي معتقد به جامعه به تغيير اعتقاد پيدا کردهاند و اين تغيير جز با همراهي قشرهاي ضعيف و متوسط جامعه امکان پذير نيست. البته روشن کردن اذهان مردم نياز به نقش آفريني دانشگاهيان به عنوان يک رسانه بزرگ دارد.
وي همچنين به ضرورت هماهنگي ميان دانشگاههاي دولتي و آزاد و غيرانتفاعي اشاره کرد و افزود: دانشگاههاي آزاد و غيرانتفاعي ميبايد مکمل با نظام آموزش دولتي حرکت کنند و جدايي بين آنها نباشد. با ملاحظاتي که اخيرا داشتهام جوي که در هيات امناي دانشگاه آزاد حاکم است، آمادگي دارد تا پيشنهادات را بررسي کند و در جهت هماهنگي بيشتر گام بردارد.
پايان
|
از توزيع ماهی تا آموزش ماهيگيری
سيد غلامحسين حسنتاش |
|
|
مهندس میرحسین موسوی در یکی از بیانات اخیرش اشاره داشت که خیلی از شعارهای من با احمدینژاد مشترک است اما روش من متفاوت است. شعارهای توزیع کننده ماهی و آموزش دهنده ماهیگیری میتواند یکی باشد هردو شعارشان کمک و خدمت به نیازمند است امّا فاصله روشها از زمین تا آسمان است.
حدیث توسعة ملّی همان حدیث یاد دادن ماهیگیری است. بدون تحقق توسعة اقتصادی در یک کشور، نه فقر ریشهکن میشود و نه بیکاری و نه تورم. امروز هزاران صفحه ادبیات تئوریک توسعه و نیز گزارشات مربوط به تجارب کشورها در تلاش محقق کردن توسعه در اختیار است. البته سرمایههای انسانی و اجتماعی مهمترین سرمایههای ملی کشورها هستند و برای بهرهگیری مطلوب از سرمایه انسانی که لازمه رسیدن به توسعه است باید حداقلها برای همه جامعه فراهم باشد.
مسیر گذار از توسعهنیافتگی به توسعهیافتگی، مسیری پیچیده و صعب و دشوار و مستلزم نظام برنامهریزی قوی و نظام تصمیمسازی و تصمیمگیری عقلائی و بهرهگیری از توان همة نخبگان جامعه جهت استفاده درست از منابع و بکارگیری ترکیبی خردمندانه از تخصیص منابع محدود به مهمترین نیازها و اولویتهاست.
تاریخ معاصر کشورهای در حال توسعه پُر است از تلاشها، آزمونها و خطاها، کامیابیها و ناکامیهای دولتهای توسعهگرا، در جهت برداشتن گامی به سوی توسعه. امّا آنجا که در یک کشور درحال توسعه مقولة توسعة ملّی بطور کلی فراموش میشود ویا کنار گذاشته میشود، نگرانی به اوج میرسد.
آیا از هم پاشاندن نهادهای برنامهریزی و انحلال تنها سازمان برنامهریزی کلان ملّی آنهم بدون پیشبینی هرگونه جایگزین، با توسعهگرائی سازگار است؟ آیا رها کردن سند چشمانداز و اسناد برنامههای پنجساله و حتی بودجههای سالانه که برای نظم بخشی به نظام تخصیص منابع تدوین شدهاند، با توسعهگرائی سازگار است؟ وقتی میزان مطالبات مشکوکالوصول بانکهای دولتی (حدود سیمیلیارد دلار) از کل دارائیهای ایشان بیشتر است، آیا معنای آن این نیست که منابع ایشان در اختیار طرحهائی که چیزی را به تولید ملی بیافزایند و بتوانند از محل تولیداتشان وامهای دریافتی را بازپرداخت نمایند، قرار نگرفته است؟ آیا اتخاذ صدها تصمیم و صدور صدها مصوبة کارشناسی نشده که همه آنها ناظر بر تخصیص منابع است، با توسعهگرائی سازگار است؟
یکی از مسائلی که در فرآیند گذار به توسعه برآن تاکید میشود و رهبری نظام نیز در سخنرانی نوروزی خود و در بحث الگوی مصرف، بر آن تاکید فرمودند، مسئله تعادل میان تولید و مصرف ملی است. آیا در شرایطی که بنیانهای تولید تضعیف میشود و مصرف و انتظارات مصرفی با حجم عظیم واردات بیرویه دامن زده میشود ما به توسعه ملی نزدیک میشویم؟
مهندس میرحسن موسوی به قانونگرائی، برنامهریزی و تقویت نظامتصمیمگیری، استفاده از دیدگاههای نخبگان و مهمتر از همه به ضرورت توسعة ملی معتقد و پایبند است. شاخصها نشان دهندة فاصله گرفتن کشور از الزامات توسعه و خارج شدن از مسیر توسعه است. شاید هنوز برای بازسازی، احیا و تقویت نهادهای توسعهای و بازگشت به مسیر توسعه فرصتی باقی باشد اما قطعا فردا دیر است.
|
زهرا رهنورد در همايش دانشجويان هنر:
من اينجا به عنوان يک زن آزاده سخن مي گويم |
|
|
وي با اشاره به آزادي هنرمندان افزود: ديکتاتور و سرکوب موجب ميشود که هيچ دستاورد هنري در دامنه سرکوب زاده نشده و رشد نکند.
رهنورد با تاکيد بر نفي خفقان گفت: ما انسانها مظهر پاکي و زيبايي مطلق از جانب خداوند هستيم و در واقع انسانها آيينه جهان نماي خداوند هستند.
همسر مير حسين موسوي بيان کرد: ما نبايد در محيطهاي اجتماعي، سياسي، اقتصادي خفقان بوجود بياوريم زيرا، هيچ هنر و آثار خوبي بر جا نخواهد گذاشت. وقتي به تاريخ هنر نگاه ميکنيد، خفقان وجود داشته است و ممکن است در بيرون، شرايطي براي خفقان وجود داشته باشد اما اين مسئله مهمي نيست بلکه انسان بايد از درون آزاده باشد تا به رشد اجتماعي و فرهنگي برسد.
وي به عنوان يک هنرمند افزود: من از ديکته کردن بيزارم و به عنوان يک وکيل انقلاب اسلامي تاکيد بر اين دارم که گناه اگر در جامعه اي وجود دارد، به خاطر کار خودمان است نه انقلاب اسلامي.
رهنورد در پايان با اشاره به اينکه به عنوان يک زن آزاده سخن مي گويد نه همسر ميرحسين موسوي تصريح کرد: زنان و جوانان به عنوان انسانهايي هستند که در جامعه ما نقش بسزايي دارند و مي توانند در قلمرو ايران و اين سرزمين پاک فعاليتهاي اجتماعي مستقلي داشته باشند و بايد از حقوق آنان دفاع کرد.
|
تحرکات ناخوشایند انتخاباتی در وزارت کشور |
|
|
متن فوق قسمتی از سخنان محمد مهدی شهریاری نماینده بجنورد و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس است که در اعتراض به انتصابات خارج از روال در وزارت کشور بیان شده است.
به گزا رش کلمه هر چند سوالی از وزیر کشور در این باره مطرح نشد، اما پیگیری های خبرنگار کلمه نشان داد که چنین انتصابات غیر معمول و فاقد کارشناسی در کمیته مرکزی بازرسی انتخابات کشور صورت گرفته و تا کنون نیز اقدامی برای چیدمان متناسب این موضوع به عمل نیامده است.
بنا بر این گزارش: هر چند در قانون انتخابات ریاست جمهوری کشور جایگاهی برای موضوع بازرسی مرکزی و تشکیلات عظیم الجثه آن پیش بینی نشده است، اما این سنت که در کنار هیات های مامور از سوی شورای نگهبان، کسانی نیز از وزارت کشور و استانداری ها به کیفیت اخذ رای و تبلیغات انجام شده نظارت کنند، از چند سال پیش مرسوم شده و به طور معمول معاون حقوقی و پارلمانی وزیر کشور و یا یکی از معاونان وی به عنوان رئیس بازرسی مرکزی انتخاب می شد. که این وظیفه در زمان پورمحمدی، از بعد ارتباط با رسانه ها و تعامل صحیح با افکار عمومی تاحدودی قابل قبول بود.
اما خبرهای رسیده از وزارت کشور حکایت از آن دارد که در حال حاضر اعضای این ستاد، همگی از مجموعه بیرونی وزارت کشور و با اعمال نفوذ یکی از مشاوران و مدیران کل قدرتمند وزارت کشور به عنوان بازرسان مرکزی منصوب شده و حتی در سوابق کاری و درسی خود – که شایعات بسیاری درباره مدارک و سوابق انها به گوش می رسد – هیچ آشنایی و قرابتی با مسائل انتخاباتی ندارند. در نتیجه از روبرو شدن با خبرنگاران و اصحاب رسانه به شدت واهمه داشته و هیچ اطلاع رسانی و شفاف سازی معقولی در این باره انجام نمی دهند.
گفتنی است که این مشاور قدرتمند چندی پیش با پشتیبانی از برگزاری یک همایش نامربوط هیات های اجرایی قصد بهره برداری های خاص از هیات های اجرایی را داشت که با انتشار خبر در سایت کلمه این همایش از سوی مقامات ارشد دولت و وزارت کشور لغو شد.
![]() واکنش ضرغامی به انتقادات میرحسین |
|
این واکنش ضرغامی در حالی صورت می گیرد که وی پیش از این با استقبال از منتقدان خود اعلام کرده بود: "نقد رسانه ملی باید بی رحمانه باشد". |
شنیده ها خبرنگار جهان حاکی از آن است که کندی در روند تعامل صداوسیما و ستاد میرحسین بر سر فیلم های آرشیوی به اظهارات و انتقادات تند هفته گذشته میرحسین علیه صداوسیما بر می گردد که در آن صداوسیما به کم کاری و بی تحرکی در رونق بخشیدن به فضای انتخاباتی کشور متهم شده بود.
میرحسین در نقد صداوسیما عنوان کرده بود که: ما اراده ای در صداوسیما که به خاطر مصالح ملی بخواهد مردم را برای شرکت گسترده در انتخابات بسیج کند، ندیدیم .
به نظر می رسد در واکنش به این سخنان، صداوسیما در روزهای اخیر تبلیغات فشرده و گسترده ای را در معرفی ویژه برنامه های رسانه ملی برای انتخابات آغاز کرده است تا از زیر بار اتهام به کم کاری فرار کند.
این واکنش ضرغامی در حالی صورت می گیرد که وی پیش از این با استقبال از منتقدان خود اعلام کرده بود: "نقد رسانه ملی باید بی رحمانه باشد".
با این حال در روزهای اخیر برخی منابع از ابلاغ تذکری جدی به ضرغامی و به دنبال آن به معاونت سیاسی رسانه ملی مبنی بر پرهیز از تخریب نامزدهای انتخاباتی خبر دادند.
«دكتر به بچههاي دفتر سپرده تلفن تنها كسي را كه در تمام ساعات كاريش حتي در مهمترين جلسات دولتي هم كه باشد وصل كنند، تلفن مادرش است.» اين توصيه محمود احمدينژاد به مسوولان دفتر رياست جمهوري است. اين روزها كه فضاي كشور به سمت انتخابات نزديك ميشود، جمعي از هواداران احمدينژاد درصدد برآمدهاند خاطرات خود را از «دكتر» بيان كنند. مجموعه اين خاطرات قرار است به زودي منتشر شود. در بخشي از اين خاطرات آمده است. «دكترعادت ندارد كارهاي شخصياش را به كسي واگذار كند. خدماتيها از خداشان هست كه دكتر به آنها كار بسپارد. اما بارها شده وقتي مثلا با تلفن كار دارد و گوشي دور از دسترساش هست، به منشي و خدماتيها كه آنجا براي انجام وظيفه ايستادهاند، نميگويد گوشي را به من بده. خودش بلند شده دور زده، گوشي را برميدارد.» در بخشي ديگر از اين خاطرات به ارتباط احمدينژاد و پسرهايش پرداخته شده و آمده است: «دكتر بچههايش را طوري بار آورده كه وقتي براي ديدن پدرشان به دفتر رئيسجمهوري ميآيند، ما كارمندهاي دفتر، حتي يك فنجان چايي نميتوانيم به آنها بخورانيم.
چند بار هم ديدم كه وقتي از تلويزيون آهنگهاي خاصي پخش ميشود سريع خاموشش ميكنند. نسبت به صحبتهايي هم كه ميكنند فوقالعاده مراقبند.» در اين خاطرات همچنين در خصوص مسائل داخلي منزل احمدينژاد نيز سخن به ميان آمده است: همسر دكتر از ابتداي زندگي مشتركشان همواره همراه خوبي براي او بوده. در زمان فرمانداري در ماكو به همراه معاونانش، سه خانواده با هم در يك خانه زندگي ميكردند. به خاطر رعايت بحث محرم و نامحرم خانه را با پردههاي زخيم به چند قسمت تقسيم كرده بودند تا خانمها راحت باشند.
همچنين تاكيد شده است كه رفتار احمدينژاد با كودكان و نوجوانان جالب و براي بچهها جذاب و به يادماندني است: «يك بار نوجواني به دكتر نامه نوشته بود كه من تمام ديوارهاي اتاقم را پر از عكس شما كردهام به اميد روزي كه بتوانم دوباره در شهرمان شما را از نزديك ببينم. از دكتر هم يك هديه به عنوان يادگاري خواسته بود كه من به عنوان منشي مخصوص دكتر برايش به دستور ايشان يك جلد ديوان حافظ فرستادم. همچنين درخصوص دختر احمدينژاد آمده است كه وقتي ازدواج كرد «همه منتظر بوديم از طرف نهاد يك خانه به آنها در جهيزيه... بدهند. اما آنها در يكي از محلات تهران خانه اجاره كرده و در آنجا زندگي جديدشان را شروع كردند. چند باري دكتر براي ديدن دخترش به منزلشان رفت و هر بار ما بچههاي حفاظت توي دردسر ميافتاديم.»
درخصوص هديه گرفتن پسرها از پدر آمده است كه آنها در هر مقطع از زندگيشان بسته به سن و سالشان از پدر يك جور هديه ميگرفتند. عليرضا تعريف ميكرد كه در مقطع راهنمايي 5 جلد از 22 جلد دايرهالمعارف هندسه را از پدر هديه گرفته بود. دكتر شبها كه به خانه ميآمد و عليرضا را مشغول حل تمرينات هندسه ميديد، يك راهحل سادهتر ميداد و او را ذوقزده ميكرد. چون خودش هم هندسه دوست داشت، هر وقت فرصت ميكرد، با پسر كوچكش مينشست به حل تمرينات هندسه.
درباره عليرضا، پسر كوچك احمدينژاد آمده است كه «بعد از رياستجمهوري پدرش بچههاي سپاه با اصرار برايش محافظ گذاشتند. يك روز با راننده پدرش درددل كرد كه آن موقع كه با اتوبوس رفتوآمد ميكردم بين مردم بودم ولي الان گرفتار شدم.»
روزنامه اعتمادملي
انتخابات 88 به روايت اعتمادملي
مرتضي الويري و سيدعلياكبر محتشميپور به عنوان نمايندگان ستادهاي انتخاباتي مهدي كروبي و ميرحسين موسوي در كميتهمشترك هماهنگي دو ستاد انتخاب شدند.
کميته مستقل مردمي صيانت از آرا در نامهاي خطاب به گروههاو تشکلهاي سياسي، صنفي، اجتماعي، و نيز مسوولان انتخابات آتي خواستار مشاركت آنها در صيانت از آراي عموم شد. در اين نامه سلامت انتخابات به عنوان بحثي فراحزبي و فراجناحي عنوان شده و آمده است: انتخاباتي ميتواند نمايانگر اراده رايدهندگان باشد که اوليترين عنصر خويش يعني سلامت را در بطن و متن خود داشته باشد. انتخابات اگر در دنياي امروز ابزار منطقي و کم هزينهاي جهت تغيير مشيها و روشهاست، به غير از ساختار دموکراتيک و توسعهيافته، نيازمند عنصر سلامت و بيطرف بودن مجريان آن و يا حداقل وجود امکان نظارت نهادهاي بيطرف است.
سفر ميرحسين موسوي به تعويق افتاد. تاجيك در اينباره گفت: سفر به سيستان و بلوچستان حذف نشده است و اين سفر به خاطر شرايطي به بعد موكول شده است.
سفر مهدي کروبي، نامزد دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري که قرار بود روز سهشنبه به کهگيلويه و بويراحمد صورت گيرد، لغو شد. به گفته محمد نيكنژاد رئيس حزب اعتماد ملي کهگيلويه و بويراحمد به خاطر بيماري كروبي و به تجويز پزشک، اين سفر لغو شد.
حبيبزاده رئيس دورهاي شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات از مشخص شدن رئيس و تركيب ستاد اصلاحطلبان خبر داد. وي گفت كه صفدرحسيني به عنوان رئيس ستاد اصلاحطلبان انتخاب شد. اين درحالي است كه صفدرحسيني اين خبر را تكذيب كرد.
ائتلاف حزبالله با احمدينژاد ديدار ميكند تا شرايطش براي حمايت از نامزدي وي را اعلام كند. به گفته كنعانيمقدم مذاكرات اين گروه با موسوي به نتيجه نرسيده و اين ائتلاف تصميمي براي حمايت از وي نگرفته است.
ستاد بنيان آزادي به منظور حمايت از حضور ميرحسين موسوي در صحنه انتخابات دهم رياستجمهوري و هماهنگي بيشتر در فعاليت دانشآموختگان دانشگاههاي سراسر كشور فعاليتهاي خود را آغاز كرد.
مريم بهروزي دبيركل جامعه زينب(س) گفت: دو يا سه حزب از شوراي احزاب زنان اصولگرا هنوز به توافق نهايي در مورد حمايت از نامزدي احمدينژاد در انتخابات رياست جمهوري دهم نرسيده است.
عظيمي سخنگوي جمعيت وفاداران انقلاب اسلامي خبر داد به زودي اين تشكل بيانيه خود را در راستاي حمايت از احمدينژاد منتشر ميكند.
جمعي از اعضاي شوراي مرکزي حزب کارگزاران سازندگي با موسوي ديدار و اعلام کردند که ستاد جبهه اصلاحات طي روزهاي آينده تشکيل ميشود.
منبع روزنامه اعتمادملي
نقش و تاثيرگذاري آقاي خاتمي با توجه به انصراف ايشان از حضور در عرصه انتخابات را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
آقاي خاتمي از كانديداتوري در انتخابات انصراف داد اما از تاثيرگذاري در انتخابات و تلاش براي موفقيت جبهه اصلاحات دست نكشيده است. وي از زمان انصراف تاكنون در 2 يا 3 نشست انتخاباتي حضور يافته و تا 22 خرداد ماه هم در صحنه حضور خواهند داشت. هم از جهت سخن گفتن با مردم و هم تلاش براي اينكه جبهه اصلاحات بتواند با نامزدي كه توان جذب بيشترين آرا را دارد، در انتخابات حاضر شود تا انشاءالله شاهد تغيير در مديريت اجرايي كشور باشيم.
شعار آقاي خاتمي از زماني كه انصراف داد، اين بود كه بايد تغيير سازنده در جامعه شكل گيرد و همانطور كه در نامه انصراف ايشان آمده است، بخشي از اين تغيير مربوط به اين است كه قطار مديريت اجرايي كشور در ريل صحيح خود قرار گيرد و شعارشان اين است كه هر كس وضع موجود را مناسب نميبيند، بايد براي تغيير كمك كند.
وجه ديگر تغيير سازنده به اين مفهوم است كه در كنار تغيير مديريت اجرايي، رئيسجمهور آينده به تامين حقوق و آزاديهاي اساسي مردم بهخصوص در زمينه مطبوعات و انتخابات متعهد باشد زيرا اگر از حقوق و آزاديها دفاع نشود و حداكثر مديريت اجرايي كشور تغيير يابد، بسياري از مشكلات كنوني تداوم مييابد.
با تامين حقوق فردي و ملي ايرانيان ميتوانيم به آينده بهتري براي كشور فكر كنيم.
كانديداي ديگر اصلاحطلبان هم با شعار تغيير وارد عرصه رقابت شد. چه شرايطي لزوم تغيير در كشور را ايجاد كرده است؟
هر كدام از نامزدهاي اصلاحطلب راي بياورند، تغيير سازنده صورت ميگيرد. اگر نامزد اصولگراها و فردي غير از احمدينژاد هم راي بياورد تغيير صورت ميگيرد، هر چند سازنده تلقي نميشود؛ زيرا كه تنها مديريت اجرايي كشور تغيير ميكند اما از حقوق و آزاديهاي مردم و مطبوعات دفاع نميشود.
شانس كدام نامزد اصلاحطلب را براي پيروزي در انتخابات از لحاظ تغييراتي كه اشاره کردید، بيشتر ميدانيد؟
طبق اطلاعات كنوني شانس مهندس موسوي بيشتر است. آراي مثبت ميرحسين در نظرسنجيها نسبت به آقاي كروبي بيشتر و آراي منفي او هم كمتر است.
آيا روند به همين نحو ادامه مييابد يا تغيير خواهد كرد؟
نميتوان در اين مورد به صورت قطع و يقين نظر داد. به همين دليل ما با اينكه اعلام كردهايم كه از مهندس موسوي حمايت قاطع ميكنيم و براي پيروزي ايشان تلاش خواهيم كرد در عين حال تاكيد داريم كه اصلاحطلبان بايد در پايان ارديبهشت ماه براساس يك نظرسنجي كه طرفين آن را قبول داشته باشند، ميزان راي آوري آقايان كروبي و مهندس موسوي را بسنجند تا فرد داراي راي كمتر به نفع نامزد داراي راي بيشتر كنار رود.
اين تحليل را كه اگر يكي از كانديداها به نفع ديگري كنار رود، آراي فرد كنار رفته به ديگري نميرسد، قبول نداريد؟
فوايد شركت با يك نامزد در انتخابات در حدي بالاست كه نقاط ضعف احتمالي ديگر را ميپوشاند. در جواب اين دوستان عرض مي كنم فرض كنيم دو كانديدا در عرصه باشند و يكي از آن دو به همراه آقاي احمدينژاد به مرحله دوم راه يابد. در اين صورت آيا آراي كانديداي ديگر اصلاحطلب به كانديداي راه يافته به مرحله دوم تعلق خواهد گرفت يا خير؟
اگر پاسخ منفي باشد بايد گفت ما بازنده انتخابات خواهيم بود و هيچ شانسي نداريم. پس بايد فكر ديگري بكنيم. چنانچه اگر آراي يك كانديدا در مرحله دوم به كانديداي ديگر داده خواهد شد، پس چرا از هماكنون اين كار صورت بگيرد تا از توان خود بيشتر استفاده كنيم. كاري كه جناح اصولگرا انجام ميدهد و قصد دارد ولو با فشار با يك نامزد در انتخابات حاضر شود، با اينكه همه امكانات را در اختيار دارد.
اساساً يكي از دلايل انتخاب خاتمي به عنوان كانديداي ما همين مسأله بود؛ زيرا ميدانستيم بدون ايشان اجماع مشكل خواهد بود، اما با نامزدي وي و راه افتادن موج اجتماعي، همه اصلاحطلبان پشت سر او قرار ميگرفتند و مشكلي پيش نميآمد.
دلايل اصلي حمايت شما از مهندس موسوي چه بود؟
علاوه بر صلاحيتهاي فردي و تجربه موفق مديريت اجرايي، ما احتمال رايآوري مهندس موسوي را بالا ميدانيم؛ زيرا طبق نظرسنجيها ميزان آراي مثبت ايشان بيشتر و آراي منفي او كمتر است به علاوه مهندس موسوي از حقوق ايرانيان دفاع خواهد كرد.
به نظر شما كدام يك از گروههاي مرجع نظير روشنفكران، دانشجويان، هنرمندان و... از حاميان اصلي مهندس موسوي هستند؟
آقاي مهندس موسوي توان جذب قشرهاي برشمرده شده را دارد. افزون بر اين گروهها، وي اخيراً به ديدار مراجع رفت كه با استقبال گرم آن بزرگواران مواجه شد. توجه داريم كه مهندس موسوي مديري هنرمند و اهل قلم است. وي علاوه بر روزنامهنگاري و فعاليت سياسي حزبي، نقاش و معمار است و با توجه به مديريت فرهنگستان هنر و عضويت در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، درك بسيار خوبي از اصحاب فرهنگ و هنر دارد. در زمان نخستوزيري ايشان، آقاي خاتمي بهعنوان وزير ارشاد ايشان فعاليت ميكرد، به همين علت در بين اهالي فرهنگ و هنر جايگاه خوبي دارد. البته محافظهكارانی كه در حزب پادگاني فعالیت ميكنند و فردي ناظر بر انتخابات، علناً از آقاي احمدينژاد حمايت میكنند، اما اصحاب فرهنگ را كه در همه كشورهاي آزاد حق دخالت در انتخابات دارند، انذار ميدهند كه براي كانديداي مورد نظر خود را تبليغ نكنند؛ زيرا ميدانند راي قاطع آنان به آقاي خاتمي و سپس مهندس موسوي است.
همچنين بسياري از مديران و نيز قشر تكنوكرات به مهندس موسوي راي ميدهند؛ زيرا شاهد 8 سال مديريت او بودند كه بهرغم وجود مشكلات، كشور را با درآمد ساليانه 7 ميليارد دلار اداره كرد و تورم دو رقمي نشد.
صنعتگران، توليدگران و كشاورزان نيز ديدگاه مثبتي به مهندس موسوي دارند؛ زيرا ايشان توانست از توليد و بخش خصوصي حتي در زمان جنگ دفاع كند. كارگران هم خاطره خوبي از ميرحسين موسوي دارند چرا كه ايشان همواره حامي كارگران بوده است.
ديدگاه روشن مهندس موسوي درباره زنان و حقوق و جايگاه آنان نيز حضور خانم دكتر رهنورد در كنار ايشان است. این حضور بيانگر اين است كه زنان ميتوانند احساس كنند كه در دوره رياست جمهوري آقاي موسوي از حقوق و جايگاه بهتري بهرهمند خواهند شد.
به نظر شما كدام قشر كمتر از مهندس موسوي حمايت ميكند؟
متاسفانه نسل جوان شناخت زيادي از مهندس موسوي ندارند، اما حسن نخستوزير دوران دفاع مقدس اين است كه اغلب شهرونداني كه نسبت به ايشان شناخت دارند، با ذهنيت مثبت از او ياد ميكنند؛ بنابراين بهصورت بالقوه احتمال ارتباط موسوي با جوانان خيلي بالاست كه اين ارتباط بايد بالفعل شود.
مصاحبه مطبوعاتي مهندس موسوي نشان داد كه ايشان ميتوانند بر جو موجود فايق آيند و تا آنجا كه اطلاع دارم، وضعيت وي در دانشگاهها روزبهروز بهتر ميشود. دانشگاه كه به صورت يكپارچه حامي خاتمي بود و با وجود حضور همه بزرگواران، بیش از 50 درصد آرای خود را به خاتمی اختصاص داده بود، بهتدريج به حامي موسوي تبديل ميشود. آثار پر شدن خلاء ميان جوانان و مهندس موسوي را ميتوان در انتخابات ستاد حامي خاتمي (ستاد 88) مشاهده كرد كه در 27 استان مهندس موسوي راي قاطع آورد. به عبارتي از حدود 13 هزار عضو، بيش از 10 هزار نفر به موسوي راي دادند.
پويش حاميان خاتمي هم كه داراي 430 هزار پويشگر است به حمايت از موسوي رسيده است. اين وضع بيانگر آن است كه قشر جوان در حال برقراري ارتباط با مهندس موسوي است.
مهندس موسوي در بخشي از كنفرانس مطبوعاتي خود به جمعآوري گشتهاي ارشاد اشاره داشت. آيا به نظر شما خواست عموم جامعه، جمعآوري اين گشتها است؟
اگر خواست اكثر مردم نبود، آقاي احمدينژاد براي رايآوري تعداد گشتها را دو برابر ميكرد. البته طرح امنيت اجتماعي دو بعد دارد، يكي برخورد با اراذل و اوباش و مزاحمان نواميس مردم و توزيع كنندگان موادمخدر كه اكثريت مردم از برخورد با اين اقشار راضي هستند. اما بخشي مربوط به جوانان است؛ يعني اينكه به آنها تذكر ميدهند كه حجابشان را درست كنند و لباسهاي مناسب بپوشند. در بسياري از موارد برخورد گشتهاي ارشاد صحيح نبوده؛ يعني فضايي ايجاد كردهاند كه جوانان نسبت به آن معترضند و به هيچ وجه اين روش را انساني نميدانند و احساس تحقير و توهين ميكنند.
پس از مهندس موسوي، آقاي كروبي هم وعده جمعآوري اين گشتها را داد.
هر نامزد اصلاحطلبي كه به صحنه بيايد، جمعآوري گشتهاي ارشاد را مطرح ميكند؛ زيرا ميداند اكثريت جامعه و بهويژه جوانان نسبت به عملكرد اين گشتها معترض هستند.
سخن من به معناي عدم وجود ناهنجاري و خطا در برخي جوانان نيست، اما مگر در جوامع ديگر براي كاهش ناهنجاريها گشت ارشاد وجود دارد. با كمال تاسف بسياري از جوانان ايراني احساس ميكنند در زير ذرهبين قرار دارند و اگر برخلاف ميل اقتدارگراها رفتار كنند، با روشهاي غيرانساني مواجه ميشوند، حال آنكه پليس بايد حافظ جان، مال و ناموس مردم باشد. من با شناختي كه از آقاي موسوي دارم ميگويم ايشان شخص قاطعي هستند و دوست و دشمن به سلامت مالي و اخلاقي و نيز صداقت و قاطعيت او معترفند. پس به هر حرفي كه ميزند، عمل خواهد كرد. فراموش نكنيم زمينه انجام اينگونه اقدامات بيش از زمان آقاي خاتمي است. در آن سالها عدهاي فكر ميكردند با اقدامات پليسي ميتوانند جامعه را اصلاح كنند. نتيجهبخش نبودن اين برخوردها در سه سال گذشته به آنان نشان داد كه روش كنوني، شيوه درستي نيست و با شعار بگير و ببند مسائل حل نميشود.
متاسفانه جامعه ما به لحاظ اعتياد به موادمخدر رتبه اول در جهان را دارد و از نظر افسردگي هم اوضاع بدي داريم. درست نيست فرافكني كنيم و آنها را به توطئه بيگانگان منتسب كنيم. بيگانگان در تمام كشورهاي اسلامي توطئه ميكنند پس چرا تنها در ايران پاسخ ميگيرند؟ چرا در زمان رژيم شاه گرايش جوانان به اسلام روزبهروز بیشتر ميشد؟ چهطور در تركيه كه داراي فضاي آزاد، تعداد بالای توريست و حجاب آزاد هستند، نسل جوانش دچار اعتياد و افسردگي نميشود؟ يك جاي كار در كشور ما خراب است.
ببينيد بدترين كانالهاي تلويزيوني در تركيه فعالاند. مراكز مختلف در آنجا آزاد است و دولت هم اگر خيلي تلاش كند، ميتواند از حقوق مسلمانان دفاع كند كه تاكنون به طور كامل موفق نشده است. اينترنت و مجلات غيراخلاقي هم به وفور در اين كشور ديده ميشود. پس چرا گرايش اسلامي روزبهروز در اين كشور بيشتر ميشود؟
برخلاف ادعاي برخي آقايان مبني بر اينكه آزادي مطبوعات، اينترنت، كتاب، سينما، موسيقي و... باعث فساد جوانان ميشود، عرض ميكنم كه اقليتي كه حتي در اروپا و آمريكا روزبهروز قدرتمندتر ميشود، مسلمان هستند. چرا در این مناطق آزاد، اسلام رشد ميكند اما در ايران فساد رو به افزايش است؟
در هر حال براي اينكه ببينيد چه اتفاقي در سالهاي گذشته رخ داده است به اظهارنظر آقاي پورمحمدي توجه كنيد كه گفت در دوره اصلاحات عرضه برگزاري نمايشگاه مد را نداشتند و وزارت كشور دولت نهم اقدام به اين كار كرد. خدا را صد هزار مرتبه شكر كه ايشان هم متوجه شده است برگزاري لازم است. اما وقتی چند سال پيش و در شب چهارشنبه سوري اطلاعيه داديم تا مردم موارد ايمني را چگونه رعايت كنند، به ما انتقاد كردند كه صدور اطلاعيه به معناي به رسميت شناختن اين چهارشنبه سوري است و دولت اسلامي نبايد اين سنت را به رسميت بشناسد. اكنون خود شهرداريها در چهارشنبه سوري مراسم آتشبازي برپا ميكنند.
من به دوستان تبريزي گفتهام مطمئن باشيد در همين قلعه بابك كه اكنون براي محافظهكاران نقش لولو را بازي ميكند، محافظهکاران در سالهاي آينده برنامه اجرا خواهند كرد. همچنان كه مقابله آنان با روز سيزده بدر نيز شكست خورد. رسم ايراني است و مردم آن را دوست دارند. اين رسم به ضرر دين و اعتقادات مردم نيست و اتفاقا بهانهاي براي شادي ملت است كه به شدت به آن نياز داريم. يكي از دلايل علاقه شديد ملت و بهويژه جوانان به خاتمي در پارادوكسي است كه ميبينند؛ يعني يك روحاني كه همواره خنده بر لب دارد و با حضورش در جمع، ديگران به وجد ميآيند. البته شادي را نبايد با ولنگاري اشتباه گرفت.
دهنمكي ميگويد ركورد فروش بيسابقه فيلم اخراجيها، دوم خرداد سينما است؛ يعني او نيز براي اينكه بگويد يك حماسه مردمي خلق شده است، ميگويد دوم خرداد شده نه سوم تير. خوشبختانه گفتمان دوم خرداد هماكنون جا افتاده است. امروز همه ميگويند با قتلهاي زنجيرهاي مخالفيم، اعتراض و تظاهرات حق دانشجو است، همه با ماجراجويي در عرصه سياست خارجي مخالف هستند. ادبيات آقاي احمدينژاد در ايام انتخابات نيز دوم خردادي شده است. اظهاراتي مانند اينكه هيچكس نبايد مانع سخنراني نامزدها در دانشگاه شود و اينكه نبايد به مخالفان بالاتر از گل گفت. البته كاري ندارم كه در عمل براي اصلاحطلبان محدوديت زياد است و در عين حال خانم فاطمه رجبي كار خودش را ميكند.
ميرحسين موسوي اعتقادي به تبليغات گسترده ندارد. تبليغات هم يكي از ملزومات انتخاب شدن است. آيا شما با اين ايده مهندس موسوي موافق هستيد؟
تبليغات گسترده با تبليغات مصرفانه و نيز با پخش گوني سيبزميني، آش و پول متفاوت است. تبليغات بخشي از بازي انتخاباتي است. مانند اين است كه براي تماشاي بازي فوتبال به ورزشگاه برويد اما خيلي ساكت بنشينيد و فقط وقت تيم مورد علاقه شما گل زد به تشويق 5 ثانيهاي بپردازيد و مجدداً ساكت شويد. اين كار معنا ندارد زيرا تشويق كردن و هورا كشيدن و حتي رجز خواندن بخشي از فلسفه رفتن به ورزشگاه است؛ در غير اين صورت مردم از تلويزيون به تماشاي فوتبال مينشستند. البته نبايد به رقيب يا داور فحش داد و به تماشاگران مخالف بياحترامي كرد. به علاوه بخشي از گرم شدن فضاي انتخابات به تبليغات ارتباط دارد و مردم حق دارند بدانند كه مهندس موسوي در عرصه انتخابات حضور دارد و سوابق كاري و برنامههاي او چيست.
ما براي مهندس موسوي تبليغ ميكنيم اما نه به اين معنا كه 30 عكس او را در هر چهارراه بچسبانيم زيرا اسراف است و نصب يك عكس كفايت ميكند.
شنيده ميشود بخشي از اصولگرايان هم از مهندس موسوي حمايت ميكنند؛ آيا در عمل هم اين شنيدهها تحقق مييابد؟
تشكلهاي رسمي اصولگرا اجازه حمايت از مهندس موسوي را نخواهند داشت به همان دليل نميتوانند نامزدي غير از آقاي احمدينژاد معرفي كنند. چنانچه اين تشكلها آزادي عمل داشتند, كانديداي ديگري معرفي ميكردند. با وجود اين معتقدم به دليل نگراني از وضع موجود و تداوم مديريت احمدينژاد، بخش قابل توجهي از اصولگرايان به صورت پنهاني به موسوي رأي خواهند داد.
در عين حال معتقدم اگر ارتباط مهندس موسوي با بدنه جوان جامعه برقرار شود؛ چه اصولگرايان به او رأي دهند و چه رأي ندهند رئيسجمهور ايران خواهد شد، اما اگر با جوانان ارتباط برقرار نكند در صورت رئيسجمهور شدن هم كار زيادي نميتواند انجام دهد.
تخريب عليه مهندس موسوي پس از انصراف آقاي خاتمي افزايش يافته است؛ از آن جمله ميتوان به نامه خانم رجبي خطاب به نخستوزير دوران دفاع مقدس اشاره كرد. چرا هر چه به انتخابات نزديكتر ميشويم اين تخريبها افزايش مييابد؟
جامعه ما از خشونت رنج ميبرد كه بخشي از آن ولنگاري نوشتاري و بياني است. در اين فضا میتوان انواع اتهامات را متوجه مهندس موسوي كرد حتی با لحن بسيار غيربهداشتي و خشونتبار.
البته آقاي ابراهيم نبوي با زبان طنز پاسخ او را داد، آقاي موسوي از اقدام آقاي نبوي انتقاد كرد تا حرمت و حق انتقاد از خود را باقي گذارد و با اين كار خود درس بزرگي به اصولگراها داد. من نوشته فاطمه رجبي را غيربهداشتي ميدانم و غير قابل مقايسه با پاسخ آقاي ابراهيم نبوي. آقاي احمدينژاد اگر علناً و رسماً روش خانم رجبي را كه همسر سخنگوي دولتش است، محكوم نكند و او را از به كار بردن اين ادبيات منع نكند با قضاوت مثبت مردم مواجه نخواهد شد؛ زيرا كسي كه شعارش مهرورزي است از فردي حمايت ميكند كه هاشمي را به دين ستيزي، خاتمي را به دين فروشي، محسن رضايي، قاليباف، حدادعادل، ناطق نوري، لاريجاني را به انواع اتهامات و نه انتقادات متهم ميكند. هيچ تبعيضي در كار اين خانم ديده نميشود. هركس به آقاي احمدينژاد انتقاد كند، از دايره دين و انسانيت خارج ميشود و مستحق بدترين اتهامات است.
مردم میخواهند ببینند كه امثال ایشان چه تصميمي ميگيرند. آيا در برابر بزرگواري مهندس موسوي مشي غيراسلامي و غيربهداشتي گذشته را ادامه خواهند داد يا در روش خود تجديدنظر خواهند كرد.
گفتوگو از : مطهره شفيعي
پايانپيام
کد خبر : 46429
چـرا مـیـرحـسـیـن مـوسـوی؟
بعد از گذشت دو دهه از پایان دوران نخست وزیری مهندس موسوی بسیاری از کارشناسان و نخبگان در حوزههای مختلف و همچنین اقشار گوناگون مردم ضرورت حضور مدیریت تحول در شرایط امروز کشور را احساس میکنند. در این شرایط پاسخ به این پرسش مهم ضروریست:
چرا میرحسین موسوی بهترین گزینه در شرایط فعلی کشور است؟
* فرشید ابراهیمیان - منتقد و نویسنده تئاتر
موسوی اولین مدیر و معمار جامعه انقلابی است. مهندس موسوی یک هنرمند معمار است، بنابراین به تعبیر خودمان از نزدیک دستی بر آتش دارد یعنی مثل هر هنرمند دیگری با مسائل فرهنگی هنری جامعه ما، ارزشها و پتانسیلها و امکانات آن به خوبی آشناست. از طرف دیگر ایشان با اقشار جوان دانشجوی هنر نیز سر و کار دارند و از خواستها، نیازها، آرزوها، کنش و واکنشها و به طور کلی افق دید آنها نسبت به فرهنگ و هنر مطلع هستند و این اطلاع و آگاهی سبب شده است که در اداره امور فرهنگستان هنر که شاخه آکادمیک و نظری هنر با پشتوانه دانشگاهی است، به سمتی حرکت کنند که بازگو کننده همه این ویژگیها باشد.برنامههایی که در طول سال در فرهنگستان هنر در بخشها و عرصههای مختلف به اجرا در می آید، در حقیقت مبتنی بر شناخت و سبقه هنرمندانه ایشان است. اصالت راه و روش موسوی در مدیریت از طریق حضور پر تعداد قشر جوان دانشجو و مشارکت آنها در سمینارهایی که از طرف فرهنگستان برگزار می شود و نیز نشست های مختلف، هویدا است. اسلوب مهندس موسوی در حقیقت پلی میان فرهنگ غنی گذشته و دستاوردهای مدرن و معاصر است که برای اولین بار در جامعه ما حادث شده است. این شناخت از فرهنگ با توجه به اینکه مهندس موسوی معمار هستند و معماری ارتباط تنگاتنگ با اقتصاد دارد، بستری را فراهم می کند که هر انسانی شناخت دقیقی از کم و کیف وضعیت اقتصادی مردم پیدا کند و این در شیوه اداره معیشت مردم تاثیر گذار است. اگر جامعه را یک بنا تصور کنیم، طبقه اول با توجه به میزان مساحت و ارتباط نزدیک تری که با صحن حیاط (اجتماع و اقشار مردم) دارد، چیدمانی متفاوت میخواهد و این مساله به مدیریت اقتصادی و مهندسی اجتماعی برمیگردد که مهندس موسوی به خوبی از عهدهی آن بر میآیند. بنای اجتماعی مانند یک ساختمان از زیر بنا و رو بنا برخوردار است. اقتصاد، سیاست و صنعت زیر بنای جامعه است و فرهنگ، هنر، ادب، شعر و موسیقی رو بناست و مهندس موسوی از هر دو ساحت بهره دارند.
* دکتر حسن بلخاری - استاد دانشگاه
چهار سال در فرهنگستان هنر با مهندس موسوی همکاری می کردم. من به شخص موسوی اعتقاد دارم. ایشان در سخت ترین شرایط انقلاب ایستادند و مورد حمایت مستقیم امام(ره) بودند که این حمایت امام برای من معیار است. در آن دوره و حتی بعد از آن دوره؛ به عنوان فردی فکور و با چشمی باز تمام تحولات کشور را رصد می کردند. از سوی دیگر کسی است که کشور را در آن 8 سال اداره کرد و ارتباط بسیار خوبی هم با رهبری داشتند و هم در عرصه هنر و در فرهنگستان هنر تحولی ایجاد کردند. آینده مشخص می کند که در این 10 سال فرهنگستان در دوره مدیریت مهندس موسوی در عرصه عملی و نظری تحول جدیدی را ایجاد کرده است. به عنوان انسان دانشگاهی که در پی صدای کسی هستیم که با سلامت نفس، سعه صدر و بزرگ منشی فضا را برای نوآوران ایجاد کند در فرهنگستان به لطف خدا با شرایطی روبرو شدم که دقیقا این مسایل را در خود داشت و از خدا شاکرم که این مسیر را در مقابل من قرار داد و من همه را از خلوص نفس و صداقت و تدبیر مهندس موسوی می دانم. به عنوان کسی که 4 سال است از نزدیک با ایشان کار می کنم نه تنها از اعتقادم به ایشان کاسته نشد، بلکه این اعتقاد افزایش یافت و حضورم در ستاد ایشان به معنای حمایت کامل و مطلق از موسوی است.
* کاظم چلیپا - هنرمند نقاش
نظم و تخصص ، دو ویژگی مهم میرحسین موسوی است.به عنوان یک معلم، آنچه از تفکر و نگاه مهندس میرحسین موسوی برای من اهمیت زیاد دارد، توجه او به نظم و تخصص است و مطمئن هستم نیروهایی که با ایشان در ارتباط هستند و خواهند بود، همین ویژگی ها را خواهند داشت. من 30 سال سابقه همکاری با مهندس میرحسین موسوی دارم. به تعادل رساندن اجتماع و مسائل تاثیرگذار جامعه یکی دیگر از نکاتی است که مهندس موسوی نسبت به آن دید عمیقی دارد و در سال های جنگ آن را به خوبی نشان داده است. آینده کشور نیاز به متخصصی دارد که به روابط فرهنگی، اقتصادی متعادل و در عین حال، همراه با حفظ حقوق و دستاورد های مردم ایران باور داشته باشد و این چیزی است که در مهندس موسوی می بینم و دوست دارم که بوجود آید. همچنین سابقه فعالیت فرهنگی موسوی تضمین کننده آینده فرهنگی کشور است و کارکرد او را در موسسه صبا و فرهنگستان هنر مثبت و قابل قبول می دانم. ایشان یک متخصص آرشیتکت است و در این هنر نیز در جایگاه خوبی قرار دارد؛ مهندس موسوی هنر را می فهمد و این شناخت یک اصل مهم است.
* لیلی رشیدی - بازیگر
داشتن یک کشور قدرتمند علاوه بر توجه به فرهنگ نیازمند اقتصاد قوی هم هست. مهندس موسوی هم علاوه بر اینکه اهل فرهنگ هستند با مدیریت اقتصادیشان میتوانند ایران را به یک کشور قدرتمند تبدیل کنند.متاسفانه امروز به وضعیتی رسیدهایم که نه سینما داریم نه تئاتر و نه کتاب. امیدوارم که با روی کار آمدن دولت جدید این مشکلات حل شود. من کوچکترین شکی در دفاع از میرحسین ندارم. مطمئنم کسی که آقای خاتمی او را تایید میکند و به نفعش کنار میرود بهترین گزینه است.
* داریوش فرهنگ - کارگردان و بازیگر سینما و تلویزیون
به میرحسین موسوی سلام و درود میفرستم و به او خوشآمد میگویم. من اهل سیاست بازی نیستم و هرگز نه محافظهکار و نه مصلحتجو نبودهام. من آقای موسوی را از دوره دانشگاه میشناسم. او مردی شریف، با هوش و لایق است. برگ برنده مهندس موسوی تنها نخست وزیری شرایط سخت جنگ نیست. بلکه برگ برنده اصلی او به روز بودن است. چون جامعه ایرانی امروز سخت نیازمند این مشخصه است.برای او سلام و درود میفرستم و خوشآمد میگویم که بعد از سالها مجددا مرد سیاست شد و آرزو میکنم که با دست پر آمدهباشد.
* یوسفعلی میرشکاک - شاعر و نویسنده
میتوانم قسم بخورم و گردنم را بگذارم که موسوی یک ریال هم از بیت المال برنداشتهاست.مهندس موسوی منزه ترین دولتمرد ایران است که بعد از امیرکبیر، کشور حضور کسی همچون او را در عرصه سیاسی تجربه نکرده است.من سالیان سال با مهندس کار کردهام و از ایشان شناخت دارم. موسوی اسطوره بی چند و چون سه دهه اخیر است. ایشان تنها اسطوره دولت مردمی و کار آمد در سال های پس از انقلاب است. به همین خاطر من ترجیح میدادم که این اسطوره باز محک زده نشود. چون ممکن است با وجود تمام مشکلاتی که دولتهای پس از نخستوزیری ایشان به وجود آوردهاند نتواند دولتی کارآمد و مردمی ایجاد کند. با این وجود من هر گونه حمایتی بتوانم از ایشان انجام خواهد داد.او در عرصه اجرایی تنها کسی است که خودپرست و نفسپرست نیست و به جای این که به جاه خود فکر کند به مردم فکر میکند. اغلب افراد یا سوداهای مالیخولیایی خودشان را دارند و یا فکر میکنند که خودشان و فامیلشان باید همهکاره مملکت باشند.
* دکتر صادق زیباکلام - استاد دانشگاه
شایستگیهای موسوی با توجه به سابقه مدیریتی و اندیشه تشکیلاتی او در مقایسه با دیگر نامزدها به مراتب بالاتر است. عملکرد چهار ساله آقای احمدی نژاد بیانگر فلسفه مدیریتی "من میگویم، من تصمیم میگیرم و دیگران اجرا میکنند" است که با عزل و نصبهای سهل و سریع مدیران ارشد نظام چون روسای شورای امنیت ملی، بانک مرکزی، سازمان منحل شده مدیریت و برنامهریزی و حتی وزرای برگزیده دولت خود، روحیه نقدناپذیری و عدم اعتقاد به کار جمعی را نشان میدهد. در قریب به 4 سال عملکرد دولت نهم حتی در سطح منطقه نیز با افول روابط کشور با جهان عرب مواجه بودیم و تصور نمیکنم روابط ایران و مصر در مدت 30 ساله انقلاب اسلامی و حتی در زمان جنگ تا به این حد وخیم شده باشد. ناتوانایی دولت در مشارکت و همکاری با شرکتهای با تجربه، توانا و سرمایهگذار خارجی در حوزه نفت و گاز خلیج فارس موجب شده است کشوری چون قطر که دارای ذخائر مشترک با ایران در این حوزه است، از ما پیشی گرفته و از ذخائر گازی که حق ایران نیز هست به نفع خود بهره برداری کند.به نظر میرسد دیدگاه میرحسین موسوی در عرصه بینالملل واقعبینانهتر از آقای احمدینژاد باشد که البته این نه به معنی تأیید موضع غرب بلکه دیدگاهی کارشناسانه و منطقی به مناسبات جهانی است. درست است که ما ملت بزرگ و متمدنی هستیم، اما نباید منکر ضعفهایمان باشیم. دوران ریاست جمهوری آقای احمدینژاد همراه با پیشرفت و تحول خاصی در حوزه فرهنگ نبوده و یکی دیگر از دلایل ارجحیت موسوی نسبت به احمدی نژاد از دیدگاه من، تفکر منطقی، علمی و غیر تبعیضآمیز موسوی به این گونه مسائل است.
*حسن بیادی، نایب رییس شورای شهر تهران
مهندس میرحسین موسوی مردی صادق و راستگوست که هویت انقلاب اسلامی در افرادی مثل ایشان تجلی مییابد. بدون شک حضور ایشان، صحنه انتخابات را پر شور و شاداب میکند. ایشان از یادگاران سختترین دوران انقلاب هستند، به همین دلیل حضور وی بسیاری از خاطرههای معنوی آن دوران را زنده خواهد کرد.
باعث تاسف است که عدهای ناعادلانه با تحریک بیگانگان به دنبال تخریب ایشان هستند. ما مخالف نقد منصافه نیستیم که باعث پویایی نامزدهای ریاستجمهوری میشود؛ ما مخالف تخریب هستیم که این روزها با نزدیک شدن به موعد انتخابات بر شدت آنها افزوده میشود.
ایشان اصولگرایی خردمند است و از هر اصولگرایی اصلاحطلبتر است. برای اصلاحات نیاز به اصول داریم؛ به همین دلیل در واقع این اصولگرایانند که میتوانند اصلاحطلب باشند.
لازمه اصولگرایی هم اصلاحطلبی است و این ظرایفی است که مهندس میرحسین موسوی خیلی خوب آن را درک کرده است. او خوب اصولگرایانی را که مخالف هر گونه اصلاح هستند را میشناسد و در چارچوب قانون قادر به اصلاح ساختارهای بیمار جامعه، سیاست و اقتصاد و فرهنگ است.
موسوی ساده زیست و صادق است. درست است که ایشان سالها دور از بدنه حاکمیت بود اما از دور بر همه چیز اشراف داشت و همچنین از همه کم کاریهای دوران بعد از دفاع مقدس -که متوجه دولت بوده- کاملا مبراست.
*امیررضا خادم، مدیرمسوول دوهفته نامه «مشق آفتاب»، نماینده سابق مجلس و قهرمان کشتی
میرحسین موسوی کسی است که می تواند در مقابل تهاجمات فرهنگی، ارائه کننده فرهنگ ایرانی-اسلامی به عنوان یک فرهنگ پیشرو و جذاب باشد. بزرگترین مشکل فرهنگی جامعه امروز ایران نبود چارچوب مشخص برای فعالیت های فرهنگی است. خوشبختانه خلا قانونی در حوزه های فرهنگی وجود ندارد و قوانین موجود می تواند پاسخگوی نیازهای هنرمندان باشد اما تفاسیر مختلفی که از قانون وجود دارد باعث اختلاف می شود. فهم متفاوت از قانون در حوزه اجرا و اجرای قوانین نانوشته توسط دولت دلایل ایجاد مشکل در حوزه فرهنگی و هنری است که باعث می شوند فضای فرهنگی کشور «خاکستری» و «مه آلود» شود. باید به صورت شفاف چارچوب رفتاری مردم در حوزه فرهنگ در قالب نظام مردمسالاری دینی بدون درنظر گرفتن تمایلات سیاسی تعریف شود.
متاسفانه بر اساس همان تفاسیر سلیقه ای ، برخی از امور فرهنگی مورد قبول طیف سیاسی خاصی است اما اگر همان کارها را طیف مقابل انجام دهد، با آن برخورد می شود. مشکلات و بایدها و نبایدهای خاصی را برای فضای فرهنگی به وجود آورده اند که خاطر بسیاری از هنرمندان را آزرده است اما پیشنهاد نماینده مجلس هفتم برای برون رفت از وضعیت موجود، اجرای نص صریح قانون اساسی و نه تفسیر آن بر اساس تمایلات و سلایق شخصی است.
یا باید قوانین در جای خودش و صحیح اجرا شود و یا اگر مشکلی وجود دارد از طریق مجلس اقدام به تصحیح قانون کرد.» آقای موسوی هم در بحرانی ترین دوران اجرایی نظام ریاست دولت را به عهده داشتند و هم سالهای متمادی در حوزه فرهنگ فعالیت کردند بنابراین ایشان ارتباط نزدیک تری با مسائلی که ذکر کردم داشتند و آنها را به خوبی لمس کردند. واقعیات جامعه را به خوبی می شناسد و می تواند قوانین موجود را با نحوه اجرایی کردن آنها تطبیق دهد.
*داریوش مهرجویی - کارگردان
قطعا در انتخابات آینده از مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنم، آقای مهندس موسوی با شناخت مدیریتی که دارند، قطعا بسیاری از مشکلات را رفع میکنند.شناخت مدیریتی یکی از مسائل مهمی است که دولت کنونی اصلا توجهی به آن نداشته است. این شناخت علمی؛ در دانشگاه یک رشته تحصیلی به آن اختصاص داده شده است و باید با تحصیل علم و دانش به آن دست پیدا کرد.اغتشاش اقتصادی فعلی در کشور و تغییر دائم مدیریتها نشان دهنده عدم شناخت علمی و کارشناسی است و به عقیده بنده آقای موسوی به این جنبه کار یعنی مدیریت توجه ویژهای دارد. آقای مهندس موسوی به مدیریت و قانونمندی بسیار توجه دارد و این نکته مهمی است.
* سهیل محمودی، شاعر
ادبیات و هنر پس از انقلاب بیش از هر کسی وامدار میرحسین موسوی است. ما شاعران نسل انقلاب کسانی بودیم که در سال 58 و 59 برای اولین بار در کنار مهندس موسوی جمع شدیم. کسانی که ادبیات پس از انقلاب را شکل دادند و امروز در این عرصه نامی پیدا کردهاند روزگاری تازه جوانهایی بودند که ایشان آنها را جهت دهی میکرده است. بزرگانی همچون زندهیاد سید حسن حسینی، زندهیاد قیصر امینپور، احمد عزیزی، یوسفعلی میرشکاک و سید مهدی شجاعی به عنوان پیشتازان ادبیات انقلاب و همچنین خود بنده کار خود را در صفحه صبح پنجشنبه در روزنامه جمهوری اسلامی و زیر نظر مهندس موسوی آغاز کردیم. ایشان اولین کسی بودند که جریان ادبیات و هنر پس از انقلاب را در ایران مدیریت کردند. جریانی که برخاسته از انقلاب و آموزههای دینی بودهاست. جمع کثیری از شاعران انقلاب و دفاع مقدس برای حمایت از ایشان آمادگی دارند.
*دکتر تقی آزاد ارمکی، جامعهشناس و استاد دانشگاه
چرا مهندس موسوی بهترین گزینه برای ریاست جمهوری آتی است؟ مهندس موسوی یکی از شخصیتهای اصلی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشور ایران است. سابقه نخستوزیری وی در دهه اول بعد از انقلاب اسلامی و مدیریت به سامان و کمحادثه ایشان یکی از اصلیترین دلایل صلاحیت وی برای ریاست جمهوری ایران است. مهندس موسوی در طول دو دهه گذشته هرگز به حاشیه نرفته است. این که عدهای از او چهرهای هنری که در حاشیه قرار داشته میسازند به او و جامعه ایرانی ظلم میکنند. مهندس موسوی در جریان تحولات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور حاضر بوده و سعی کرده است تا به طور مستقیم و غیرمستقیم نظرات اصلاحیشان را مطرح کنند.
این که مهندس موسوی در بحرانیترین شرایط کشور قصد حضور داشته و در این زمینه با تمام انرژی و توان به صحنه رقابت وارد شده است نشان از هوش و صداقت و دیانت وی دارد. کسی که در شرایط بحرانی مسئولیت اصلی را به دوش میکشد نمیتواند فرصتطلب یا ناآگاه یا بیتوجه به سرنوشت کشور باشد. فرصتطلبان وقتی به صحنه میآیند که شرایط آرام است و امکانات و ذخائر و سرمایههای بسیار وجود دارد و آنها را منهدم میکنند. مهندس موسوی در بدترین شرایط مدیریتی کشور اعلام آمادگی کرده و در این زمینه با تمام توان وارد صحنه شده است. در دورهای وی به عرصه رقابت سیاسی آمده که جامعه از بیاعتمادی و تفرق نیروهای اجتماعی رنج میبرد. یکسونگری حیات جمعی ایرانی را دچار بحران ساخته است. قشریگری حیات دینگرایی در کشور را دچار بحران و نابسامانی ساخته و هزاران مشکل دیگر.
با توجه به دلایل و شرایط فوق است که جامعه شناسان ایرانی به دفاع از مهندس موسوی که یک بار دیگر نشان داد که شخصیت فداکار و عامل نجات کشور است رو کرده و از او دفاع میکنند.
*حسام الدین سراج، هنرمند و خواننده
حضور مهندس موسوی کمک بزرگی به ایران خواهد کرد. موسوی سرمایه ارزشمند ملی است. موسوی بیش از همه هنر را میفهمد. ایشان خود هنرمند هستند و معنای هنر را به خوبی میفهمند. ایشان به خوبی ارتباط هنر را با مسایل سیاسی و اجتماعی میدانند. به این دلایل است که برنامههای ایشان حتما به سود هنر خواهد بود. هنرمندان بهطور قطع از ایشان استقبال خواهند کرد. چون مهندس موسوی بیش از هر کاندیدای دیگری رویکرد هنری و فرهنگی دارد. مطمئنم که ایشان بهترین گزینه هستند.
*عبدالجبار کاکایی، شاعر
به معمار سالهای سکوت
به پشت بام تماشای شما نیامدهام، برای شما دست تکان ندادهام و منظر نگاه شما را ندیدهام اما چون شما با سکوت حرف زدهام در این سالها.
آقای مهندس
میدانم شما از جنس خالص جنگید. از جنس جوانی ما با آرمانهای آبرومند.
حس میکنم برادران یوسف شما را در بیست سال چاه سکوت انداختند و اکنون آمدهاید تا عزیز مصر شوید.
از جنس نسلی هستید که غمهای جهان را در دل داشت.
نسلی که در نقطه جوش 57 به حرف آمد، زبان گشود، جنگید، و سکوت کرد.
نسلی که تنها شنید و دید و به تلخی خندید و خندید تا امروز که در سینماهای شهر به نام جنگ به آرمانهایش میخندند. رویاهای بزرگ من دستاویز مضحکه برادران یوسف شده است.
پایان صبوری شما آغاز امیدواری من است.
*محمدرضا تابش، دبیر کل فراکسیون خط امام (ره) مجلس
مهندس موسوی از جنبههای مختلف از جمله تعهد و تخصص، لیاقت، تجربه کاری و کاردانی میتواند به عنوان برترین گزینه برای انتخابات ریاست جمهوری دهم مطرح باشد کما اینکه ذی طلبگی، اعتمادی که حضرت امام (ره) به نخست وزیر دوران جنگ داشتند نیز از ویژگیهای منحصر به فرد مهندس موسوی است. دلسوزی موسوی برای مردم و سوابق کاری اجرایی و تجربه میرحسین موسوی نیز اقتضا میکند که ایشان را به عنوان بهترین گزینه برای انتخابات پیش رو بدانیم.
* حسین هاشمیان - رییس فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی
مملکت در شرایط امروز به تجربیات درخشان میرحسین موسوی نیازمند است.میرحسین موسوی در زمان جنگ تحمیلی به بهترین وجه ممکن مملکت را اداره کرد. وی انسانی وارسته و مورد توجه و علاقه حضرت امام (ره) بودهاند.سوابق انقلابی موسوی در دوران گذشته و زمان پس از انقلاب و جنگ تحمیلی کاملا روشن و درخشان است لذا شکی در لایق بودن، وارستگی و متانت اخلاقی وی نیست.
* علیرضا محجوب - نماینده مجلس و دبیرکل خانه کارگر:
مملکت ما نیازمند وجود مدیر با سابقهای است که بتواند همه جریانات سیاسی را گرد خود جمع کند.سابقهای که مهندس میرحسین موسوی در دوران جنگ تحمیلی در سختترین شرایط از خود به جا گذاشته است نشان میدهد که کشور ما امروز بیش از هر دورهی دیگری به وجود او به عنوان رییس جمهور احتیاج دارد.شاید خود مهندس موسوی احتیاجی نداشته باشد که رییس جمهور شود، اما کشور امروز به ریاست جمهوری او احتیاج و نیاز دارد. امروز مملکت ما نیازمند وجود مدیر با سابقهای است که بتواند همه جریانات سیاسی را گرد خود جمع کند که مهندس موسوی چنین پتانسیلی را دارد. کما این که سخنان ایشان طی چند ماه اخیر نشان میدهد او همچنان جانبدار فقرا و مردم ضعیف کشور است و این خصوصیت با ارزشی محسوب میشود.
*مسعود پزشکیان- نماینده مجلس و وزیر بهداشت دولت خاتمی:
مهندس موسوی سابقهی بسیار درخشانی در گذشته داشتهاند و شخصیتی مورد اعتماد امام راحل بودهاند.مردمی و منطقی بودن و البته اصولگرایی از جمله ویژگیهای مهندس موسوی است و نحوه عملکرد و تعاملات ایشان در گذشته برای همگان روشن است.
البته هم اکنون زمان زیادی گذشته و لذا مهندس موسوی باید هر چه سریعتر مواضع و دیدگاههای خود را با مردم در میان بگذارند تا دقیقتر بشود قضاوت کرد. ایشان باید شرایط و مشکلات امروز کشور را ملاک قرار داده و بر این اساس دیدگاهها و جهتگیریهای خود را بیان کند؛ هر چند که نخست وزیر دوران جنگ شخصیتی بسیار قابل اعتماد و قابل قبول است.
*محمدعلی نجفی - کارگردان سریال سربداران:
میرحسین موسوی به دلیل توانایی مقابله با بحرانهای اقتصادی و فرهنگی فعلی، بهترین گزینه برای ریاست جمهوری است.
در حال حاضر کشور از لحاظ اقتصادی و فرهنگی در شرایط بسیار نامناسبی قرار دارد، مهندس موسوی در شرایط بسیار نامناسب و بحرانی دهه 60 و دوره دفاع مقدس به خوبی توانست کشور را از لحاظ اقتصادی اداره کند و از طرفی در تمام این سالها که مسئولیت سیاسی نداشته، سالهاست که رییس فرهنگستان هنر است.
مهندس موسوی در این مدت فرصت مطالعه و بررسی شرایط جامعه را داشته و فردی است که تفکر کرده و جامعه را میشناسد و در امور اجرایی تجربه فراوان دارد. در مقطع فعلی که جامعه دچار نقصهای فراوانی در عرصه اقتصاد و فرهنگ است، مهندس موسوی شایستهترین فرد برای ریاست جمهوری است.
* دکتر نجفقلی حبیبی - استاد دانشگاه:
حضور مجدد مهندس موسوی در راس امور اجرایی کشور باعث احیای اعتقاد مردم به یکدیگر و به دولت است.مهندس موسوی به شاخصهای جمهوریت و اسلامیت نظام پایبند است؛ یعنی توامان هم به تمام ارکان جمهوری و هم به تمام مفاهیم اسلامی پایبند بوده و رفتار اجتماعی سیاسی ایشان گویای این پایبندی عمیق است.
با توجه به این که مهندس موسوی در زمان امام(ره) مدت هشت سال نخست وزیر بود و از حمایتهای معنوی امام و مردمی که انقلاب را به پیروزی رسانده بودند برخوردار بوده است از اعتبار حقوقی و سیاسی خاصی در اقشار مختلف مردم بهره میبرد.
عملکرد دولت مهندس موسوی در گذشته باعث شده بود که مردم خود را از دولت و دولت را از خود بدانند و دولت نیز خود را نوکر و خدمتگذار مردم و جزئی از آنها بداند.بنابراین پیوند عمیق و اعتقاد فوقالعادهای میان مردم و مسئولین به وجود آمد و این اعتماد باعث وجود اعتماد مردم به یکدیگر نیز شد. تصور میشود که حضور مجدد مهندس موسوی باعث احیای این اعتمادها شود.
رئیس جمهوری باید از مقبولیت عمومی برخوردار باشد تا به مظهر وحدت ملی تبدیل شود. چرا که وقتی اکثریت قاطع مردم به یک نفر رای میدهند یعنی وحدت ملی به وجود آمده است. بنابر این مهندس موسوی شایستگی کافی را برای ریاست جمهوری دارد.
*حسن الحسینی - معاون اسبق وزیر آموزش و پرورش:
از نظر وضعیت مطلوب کسی که به روش اصلاحی اصولگرا عمل کند میتواند توفیق پیدا کند و موسوی از این جهت کفایت لازم را دارد.
به نظر میرسد گزینه برتر همیشه در ارتباط با متناسب بودن آن گزینه برای شرایط روز و آیندهای که به دنبال تحقق آن هستیم، ارزیابیی میشود،امروزه در شرایط بحرانی قرار داریم و در یک نگرش واقعبینانه و نه افراطی، در حوزههای فرهنگ، اقتصاد و سیاست جامعه با مشکلاتی روبهروست. این مشکلات جدی است اما باید از این مشکلات و چالشها عبور کنیم.
شخصی که با تجربه عبور از بحرانها در این شرایط در بین گزینههای موجود به میدان آمده، موسوی است. تجربه مدیریتی وی و تیم پاک و سالمی که ایشان همراه خود دارد کمک میکند از این شرایط عبور کنیم و انقلاب و کشور از وضعیت نامتعادل خارج شود.
بنده در مجلس سوم راجع به لزوم برنامهای اداره کردن جامعه به میرحسین تذکر دادم که ایشان به صورت خاضعانه این را پذیرفت و با بنده صحبت کرد و گفت که « ما در حال تدوین یک برنامه هستیم اما کشور در شرایطی است که کمتر میتواند برنامهای اداره شود با این وصف برنامهای بلند مدت طراحی کرده و به زودی اعلام میکنیم». این نمونه مناسبی از اخلاق سیاسی و انتقادپذیری موسوی است.
* قزوینی - سخنگوی مجمع نیروهای خط امام:
توانایی بازگرداندن اعتدال به کشور از امتیازات برجسته مهندس موسوی است؛ متاسفانه در 4-3 سال اخیر در مدیریت اجرایی کشور به شدت از اعتدال فاصله گرفتهایم. در حال حاضر به چند شاخص مهم در مدیریت کلان اجرایی کشور نیاز است که اولین آنها اعتدال در رفتارهای سیاسی و مدیریتی محسوب میشود.
متاسفانه در سالیان اخیر در مدیریت کلان کشور به شدت از اعتدال فاصله گرفتهایم به صورتی که گاهی اوقات مسئولان اجرایی کشور، خود را در قامت یک فعال حزبی میبینند و در اجرا و پیگیری امور با یک سری تنگ نظریها و برخوردهای تند سیاسی مسائل را پیگیری میکنند و ادبیات اجرایی کشور به شدت از ادبیاتی که طراز اداره کشور است فاصله گرفته است.
نمیتوان از یک طرف به اسم انقلابیگری ادبیات تند و خشن داشت و از طرف دیگر بعضی اصول انقلاب را به دلیل همان ادبیات زیر پا گذاشت. انقلابیگری و ادبیات انقلابی مهندس موسوی به دلیل اشرافی که به انقلاب، آرمانهای انقلاب و زیرساختهای فکری انقلاب دارد، همطراز با اصول و آرمانهای انقلاب برای دستیابی به آنها شکل گرفته است.
اداره کشور به وسیله مدیریت کارآمد نیاز کشور است. در حال حاضر به مدیریتی باتجربه و دارای تیم اجرایی قوی که به مسائل مختلف کشور نیز اشراف داشته باشد تا بتواند با بدنه اجرایی کشور همکاری کند، به شدت احساس نیاز میشود.
مدیر اجرایی کشور باید فردی باشد که مورد قبول نخبگان، دانشگاهیان و صاحبنظران باشد و مهندس موسوی این قابلیت را به میزان بسیار بالایی دارد که این خود میتواند نقطه قوت برای اداره کشور باشد.
* فاطمه راکعی - فعال سیاسی و امور زنان:
قطعا ورود مهندس موسوی به عرصه اداره کشور خلاءهایی که برخی تفکرات در جامعه ایجاد کرده است را جبران میکند.
متاسفانه برخی تفکرات در جامعه نوعی واپسگرایی و بازگشت به عقب را دنبال میکند و امیدواریم با حضور مهندس موسوی تمام مسائلی که در نتیجه این تفکرات ایجاد شده از میان برداشته شود و جامعه بتواند با معیارها و مقتضیات روز ضمن حفظ اصول و اندیشههای دینی امور خود را پیش ببرد.
مسئله دیگری که هرگز از سوی مردم فراموش نمیشود و در نظر عموم فارغ از شخصیت مثبت مهندس موسوی باعث ارزشمندتر شدن جایگاه مدیریتی وی بوده، نحوه اداره اقتصادی کشور در دوران جنگ تحمیلی و شرایط اضطراری در کشور است. مدیریت آن شرایط ممکن نبود مگر به دلیل سلامت نفس مهندس موسوی و اعتقاد مبرم ایشان به عدالت همه جانبه و گسترش عدالت اسلامی در همه زمینهها؛ به ویژه در زمینه عدالت اقتصادی .
مسئله دیگری که مهندس موسوی را انسان منحصر به فرد و قابل اعتمادی کرده مربرط به شیوه زندگی اوست. ایشان از معدود کسانی است که شیوه زندگی شخصی و خانوادگیاش موید و موکد اندیشه، تفکر و شعارهای سیاسی وی است. به عنوان کسی که این افتخار را داشتهام که بیش از 30سال از نزدیک با وی و خانم دکتر رهنورد در زمینههای فرهنگی و هنری همکاری کنم، زندگی ایشان برای من همیشه الگو و اسوه بوده است.
در حوزه مسائل زنان نیز مهندس موسوی خواهان حفظ ارزشها، اصالتها و مدافع دیدگاه حضرت امام(ره) برای به روز کردن مسائل آنان است.
مهندس موسوی رای بسیار بالایی خواهد آورد و در آن صورت خواهیم توانست به زودی در سطح بینالمللی و جهانی الگوی واقعی، نه شعاری، از جمهوری اسلامی و اسلام به جهان ارائه دهیم . آنچه که خواسته حضرت امام(ره) بود پس از 30 سال با آمدن ایشان تحقق پیدا میکند.
*کامبیز نوروزی - حقوقدان:
حضور مهندس موسوی در عرصه انتخابات ریاست جمهوری به تنوع فضای سیاسی ایران کمک میکند؛ چرا که میرحسین یک جریان جدید است.
با آمدن مهندس موسوی به عرصه انتخابات یک جریان جدید در جامعه ایران شکل گرفته است؛ جریان سیاسی جدیدی که به تنوع بیشتر فضاهای سیاسی در ایران کمک میکند. چرا که دموکراسی هم قاعده و پایهاش تنوع و تکثر جریانهای سیاسی مختلف است و این اتفاق در این راستا خوب به نظر میرسد که ایشان جریان معینی را نمایندگی میکند.
شرایط فعلی وضعیت مناسبی نیست و بحران نظم مهمترین و مهلکترین مساله کشور است. به عبارتی ما با شتاب زیادی به سمت این بحران میرویم. مبانی و قواعد حقوقی و اخلاقی در جامعه متزلزل شده و موارد نقض فراوان است. هیچ جامعهای نمیتواند در یک فرآیند طولانی مدت در بحران نظم بماند.
آمریت نمیتواند بحران نظم را حل کند. هژمونی قدرت در ایران به شکلی نیست که بشود از شیوههای استبدادی و آمرانه بحران نظم را حل کرد و مسلما فقط میشود از روشهای دموکراتیک برای حل بحران نظم بهره برد. طبیعتا هر برنامهای بخواهد در کشور به مورد اجرا درآید اگر مضمون دموکراتیک نداشته باشد موفقیتآمیز نخواهد بود. بنابراین رییسجمهوری آینده هر کسی که میخواهد باشد اگر با این چارچوب بیاید موفق است والا در لابلای بحران نظم کشور مزمحل میشود.
امیدوارم موسوی در انتخابی که با شرکت در انتخابات ریاستجمهوری کرده برای پیشبرد اهداف ملی جامعه و توسعه روشهای دموکراتیک در جهت حل بحران نظم موفق شود.
*عبدالرسول وصال - روزنامهنگار:
گروهها و جناحهای سیاسی پیش از این منتظر اعلام حضور آقای مهندس موسوی در انتخابات بودند و حضور ایشان امر غیر مترقبهای نبود. چه در دوم خرداد و چه دورههای پس از آن ایشان یکی از گزینههای مطرحی بود که ملجا و پناهگاه نیروهای سیاسی محسوب میشد اما بنا به هر دلیلی ایشان برای حضور در انتخابات اعلام آمادگی نداشتند.
در دوره اخیر مجموعه شرایط کشور فضایی را فراهم آورده که حضور مهندس موسوی را در انتخابات جدیتر کرد، اما ایشان تصمیم گیری را مقداری به تاخیر انداختند.با اعلام حضور ایشان در انتخابات شاهد بودیم آقای خاتمی هم عرصه را بازگذاشتند و میدان رقابت را به مهندس موسوی سپردند و ضمن حمایت علنی و پشتیبانی قوی از حضور ایشان خود را از عرصه انتخاباتی کنار کشیدند.
حضور آقای موسوی در عرصه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری حضور مبارکی است. در واقع ایشان گام اول را برداشتنند و گام بعد مربوط به گروهها و نیروهای سیاسی است که تا چه حد برای انجام تغییرات در کشور آمادگی دارند و زمینههای ائتلاف میان آنها وجود دارد تا با پشتیبانی همه جانبه و قوی از مهندس موسوی وارد عرصه رقابتی تنگاتنگ و سرنوشت ساز شوند.
دو ویژگی منحصر به فرد و مهم در جناب آقای موسوی وجود دارد که میتواند سرنوشت انتخابات را رقم بزند و تغییرات جدی و مهم هم در عرصه ایران و جهان به وجود آورد. به دلیل سوابق، قدمت و شناختی که از شخصیت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مهندس موسوی وجود دارد، و به ویژه همراهی ایشان با حضرت امام ( ره ) و اداره کشور در دوران سخت و پر تلاطم جنگ تحمیلی ایشان از چهرههای برجسته نظام هستند و اینها بهترین سند برای کارآیی و کار آمدی ایشان است که میتواند مورد توجه قرار گیرد، ایشان امتحانات سختی را پشت سر گذاشتند و از این امتحانات سرافزار بیرون آمده است و میتواند به عنوان ذخیره بزرگ انقلاب مورد توجه قرار گیرد.مهندس موسوی برای نسل پیشین کشورمان و علاقمندان به انقلاب، اسطوره است اما از آنجا که به دلایلی ایشان در این سالها سکوتی داشتند، عدهای از آن تفسیری مبنی بر دور بودن از عرصه سیاسی میکنند در حالی که سیاسیون میدانند آقای موسوی همیشه در عرصه سیاسی بودهاند و هیچ گاه از این حوزه دور نبودهاند، این سکوت ، نه کنارهگیری، از سیاست در واقع میتواند مهندس موسوی را به عنوان پتانسیل و نیروی تازه نفس برای نسل جوان مورد توجه قرار دهد. و ان شاءالله در روزهای آینده که به انتخابات هم نزدیکتر میشویم جوانان با نقطه نظرات ایشان مواجه و آشنا میشوند و مورد توجه قرار خواهد گرفت.
آقای موسوی در عرصه سیاست، مسایل بینالمللی، اقتصاد، آزادیهای مدنی و اجتماعی دیدگاههای بسیار خوب و کارآمدی دارند که با اتکاء به اسلام ناب محمدی ان شاء الله میتواند منشا خدمات خوب و موثری برای نظام باشد.
* منصور کمالی - عضو شورای مرکزی حزب همبستگی:
دیدگاههای مهندس موسوی به دیدگاههای حضرت امام(ره) نزدیک و مطابق با ارزشهای نظام است. نداشتن سوءسابقهی مالی و خانوادگی از دیگر نقاط قوت مهندس موسوی است. ایشان هیج نقطهی ابهامی در پروندهی خود ندارد و بیست سال دوری از قدرت شاید فرصتی برای امور اقتصادی از جانب ایشان می توانست باشد اما موسوی به سمت آن نرفت.
حضور مهندس موسوی موجب کاهش اختلافات در جریان اصلاحات و نزدیک شدن معتقدان به اصول انقلاب به یکدیگر میشود و نیروهایی که پس از دفاع مقدس به گوشهای رانده شدند، مجددا به صحنه باز میگردند.
در ابتدای زمان جنگ کشور دارای ساختار مشخصی نبود اما میرحسین توانست علیرغم وضعیت بد اقتصادی به بودجهریزی بپردازد و همین امر نشان می دهد که او دارای تجربیات ویژهای است. سال جاری به عنوان اصلاح الگوی مصرف نام گذاری شده است که موسوی میتواند با بودجهریزی مناسب این امر را محقق کند.
مهندس موسوی در مدت سکوت بیست ساله به تحلیل آزمون و خطاهایی پرداخت که صورت گرفته بود و راهکارهایی را برای آن مشکلات استخراج کرد؛ بنابراین ایشان در این مدت هم فعال بودهاند.
مهندس موسوی همچنین مدیر بحران است. اکنون کشور در وضعیت بحرانی است اما موسوی میتواند کشور را از این بحران نجات دهد و نیازی به آزمون و خطا نیست.
شاکله اجرایی مهندس موسوی قوی است و او میتواند شکوفایی و تبلور را به جامعه تزریق کند و کشور را به سمت رشد و پویایی هدایت کند.
اصلاحطلبان نیز در مقطع فعلی باید به دنبال انتشار دیدگاههای موسوی باشند زیرا اکنون نسل جوان تشنهی شنیدن دربارهی ایشان هستند و از سویی نیز انتقاداتی نسبت به عملکرد موسوی در زمان جنگ مطرح میشود که صحیح نیست و باید نسبت به آنها آگاهی داد. اصلاحطلبان باید برای به صحنه کشاندن نسل جوان هم بکوشند.
مهندس موسوی در سالهای مسوولیت خود از خاتمی به عنوان وزیر ارشاد استفاده کرد که این امر نشان از قرابت فکری این دو میدهد. به نظرم آقای خاتمی اکنون می تواند بهتر از هر کسی به تبلیغ موسوی بپردازد تا جوانان هر چه بهتر با روحیات موسوی آشنا شوند.
*ابراهیم شیخ - عضو اسبق شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت:
بدیهی است هر کدام از داوطلبان ریاست جمهوری برای اداره کشور دارای نقاط قوت و البته دارای نواحی قابل بهبودی می باشند و برای تعیین مناسب ترین گزینه صاحبان رای و شهروندان باید متناسب با شرایط و ضرورتهای عصری کشور این ویژگیها را مورد بررسی قرار داده و مناسبترین گزینه را انتخاب نمایند. از نگاه اینجانب مهندس موسوی بخاطر برخورداری از قابلیتهای زیر گزینه مناسبی برای اداره کشور در این برهه زمانی می باشد:
توسعه و غنای گفتمانی در فضای جامعه ، تجربه موفق در اداره امور کشور در سخت ترین شرایط ، تسلط به مشکلات ،تنگناهاومحدودیتها از یک سو و فرصتهای نهفته در شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و موقعیت بین المللی کشور،تقویت هم گرایی و اتحاد ملی و جایگزینی دیدگاهها و نگرشهای استراتژیک ، بلند مدت و یکپارچه در تامین منافع ملی کشور بجای رویکردهای کوتاه مدت ،بخشی و ناهمگون.
* معصومه ابتکار - عضو شورای شهر تهران و فعال سیاسی:
مهندس موسوی شخصیتی ملی است که بسیاری از طیفها و جناحهای سیاسی میتوانند حول ایشان ائتلاف کنند.مهندس موسوی تجربه و گذشته روشنی در دوران نخستوزیری دارد و مردم خاطره خوشی از آن دوران دارند. وی در سالهایی که حضور مستقیم در عرصه سیاسی نداشت کماکان فعالیتهای فرهنگی مختلفی داشته است.
بسیاری از صاحبنظران معتقدند با توجه به تجربیات و شناختی که موسوی دارد گزینه بسیار خوبی در شرایط فعلی برای ریاست جمهوری دهم است. به ویژه این که وی گفتمانی را مطرح کرد که برای بسیاری از اصلاحطلبان و حتی اصولگرایان گفتمانی قابل قبول است. بنابراین اغلب نیروهای سیاسی به دیدگاهها و نظرات مهندس موسوی امیدوار هستند.
با توجه به انصراف آقای خاتمی از حضور در انتخابات و بیانیهای که صادر شد اکنون بسیار اهمیت دارد که برای آقای موسوی و حضور موفق ایشان در انتخابات کار و تلاش شود و کسانی که به خط و مشی آقای خاتمی اعتقاد دارند میتوانند بسیاری از دیدگاههای وی را در قالب دیدگاه مهندس موسوی دنبال کنند.البته نمیتوان گفت که الزاما یک کاندیدا تمام برنامههای کاندیدای دیگر را دنبال میکند و افراد دقیقا مثل هم فکر میکنند، اما میتوان درک کرد که موسوی بیشترین قرابت فکری را در موضوعهای سیاسی و نگرشی اقتصادی، بحث عدالت و توسعه، موضوع آزادیها و بحث ناکارآمدی دولت فعلی، ضرورت طرح این موضوع و تغییر سیاستهای کلی، با خاتمی دارد.
میرحسین موسوی بهترین فرد برای ایجاد تغییر و تحول در شرایط کنونی و روندهای نگران کننده و مخرب فعلی است. طیف گستردهای از نیروهای دلسوز و علاقهمند به انقلاب به خوبی آن را میدانند که وی این توانمندی را دارد. آیندهنگری و نگاه نوگرایانه مهندس موسوی در بسیاری از موضوعات و مباحث فرهنگی، سیاسی و اجتماعی میتواند برای جوانان در شرایط کنونی جذاب و پاسخگوی بخشی از خواستهها و مطالبات باشد. مهمترین محوری که نسل جوان ما بر آن تاکید دارد و خواسته و مطالبهاش است تغییر شرایط کنونی به نفع شرایط بهتر و ارتقاء وضعیت اقتصادی و اشتغال است. تغییر در جهت بهبود شرایط اجتماعی، آزادیهای مدنی، کرامت انسانها، داشتن دولت عزتمند و با سیاستهای بینالمللی آبرومندانه و درایت و مصلحت اندیشی که کشور را از تنشهای پیش رو خارج کند نیز اهمیت بسیار دارند.
با تحولاتی که در عرصه بینالمللی رخ داده و تغییر گفتمان در عرصه بینالمللی جوانان ایرانی انتظار دارند ما در داخل کشور نیز تحولاتی داشته باشیم و متناسب با آن، شرایط جدیدی تعریف کنیم. مهندس موسوی با دیدگاه، نظریات و تجربیات خوبی که دارد در این موضوع صاحب گفتمان برتر و مناسبتری خواهد بود.
با توان ونجربه گرانسنگ او مي توان شاهد رشد وشكوفايي كشور بود.
انجمن اسلامي فارغ التحصيلان دانشكده فني دانشگاه تهران در حمايت از نامزدي مهندس ميرحسين موسوي در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بيانيهاي صادر كرد.
به گزارش كلمه متن كامل اين بيانيه بدين شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحيم
" ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم" سوره رعد–آية11
ملت شريف ايران، دانشگاهيان گرامي
برگزاري انتخابات آزاد و رجوع به رأي اكثريت جامعه، قاعده پذيرفته شده اي است كه مردمان در بستر آن نظر خود را پيرامون سياست ها و راه كارهاي ادارة جامعه خويش بيان مي نمايند.
در نظام جمهوري اسلامي ايران، انتخابات رياست جمهوري از اهميت ويژه اي برخوردار است. در اين انتخابات، مردم عاليترين مقام اجرايي كشور را به صورت مستقيم انتخاب مي نمايند. در حقيقت مردم روش ها، سياست ها و هويت دولت مدنظر خويش را جهت ادارة كشور مشخص نموده و علي القاعده انتظار دارند که ثمره آن سياست ها را در زندگي روزمره خويش لمس نمايند.
انتخابات دورة دهم رياست جمهوري، علاوه بر وجه ايجابي خود، از جنبه سلبي مهمي نیز برخوردار است و آن " نه" گفتن به ادامه سياست ها و روش هاي غلطي است كه اينك دلسوزان و نخبگان كشور را دچار نگراني جدي نموده است.
كنار نهادن عقل جمعي، متلاشی کردن ساختارهاي شكل يافته تصميم گيري در كشور و نشاندن سليقه ها و نظرات شخصي به جاي آن و به كارگيري روش هاي مبتني بر سعي و خطا، به رویه ای معمول در تصمیم گیریهای اساسی کشور تبدیل شده است.
در حوزه اقتصادي، رشد نقدينگي لجام گسيخته، رشد تورم، واردات بي رويه و ضربه به توليد داخلي، افزایش بیکاری، بي انظباطي گسترده مالي دولت، انهدام منابع عظیم ارزی و تنزل بی سابقه رتبه كشوراز حيث گسترش فساد اقتصادي (مطابق آمارهاي بين المللي)در شرايطي اتفاق افتاده است كه به مدد گران شدن قيمت نفت، درآمد نفتي كشور به بالا ترين حد خود در طول يكصد سال گذشته رسيده و دولت از حمايت كامل همه اركان نظام نیز بهره برده است.
در عرصه سياست خارجي، دولت نهم و حاميان آن سه اصل مهم سياست خارجي نظام يعني "عزت، حكمت و مصلحت" را كه معيار و محك تصميم گيري در سياست خارجي كشور بود به كناري نهاده و با نشان دادن چهره ای تنش زا و ناهنجار در زمینه دیپلماسی، انزوای سیاسی کشور بزرگ ایران را رقم زده و جايگاه بين المللي كشور راكه به اعتقاد دوست و دشمن در دولت اصلاحات ارتقا يافته بود،به شدت تنزل داده اند.
در زمینه های اجتماعی و فرهنگی نيز دولت نهم عملكرد نامناسبي را به تصوير كشيده است. مقابله با متشكل شدن مردم در احزاب و گروه ها و تشكل هاي صنفي و مردم نهاد، برخورد حذفی با منتقدین و بالا بردن هزینه فعالیتهای سیاسی، ايجاد محدوديت در فعاليت قانوني مطبوعات، حذف نهاد هاي مدني از روند تصميم گيري، برخورد خشن با دانشجويان منتقد، گرفتن كرسي تدريس از اساتيد شناخته شده و چهره هاي علمي مستقل به دليل رسيدن به سن بازنشستگي، از بين بردن استقلال دانشگاه و دانشگاهيان ، گسترش ناهنجاریهای متنوع فرهنگی و اجتماعی، اقدامات سطحی و غیر موثر در حل معضلات فرهنگی کشور، گسترش فرهنگ چاپلوسی و دروغ در عرصه های اجتماعی، بمباران تبلیغاتی مردم بوسیله رسانه های رسمی و دولتی در تمجید و ستایش توام با اغراق در باره طول و عرض خدمات و موفقیتهای دولت نهم، نمونه هائی از رفتار تحقیر آمیز دولتیان نهم با ولی نعمتان خود می باشد، که پاسخی درس آموز را از جانب ملت فهیم و مسلمان می طلبد.
مردم شريف ايران !
ما معتقديم كه ادامه اين روند مي تواند لطمات جبران ناپذيري به كشور و نظام وارد نمايد. تغییر این سياست ها و روش هاي غلط، در كوتاه مدت صرفاً از طريق جایگزینی دولت نهم با دولتی در شاًن و منزلت مردم فهیم ایران امکان پذیر می باشد. بر همین اساس و با توجه به شناخت لازم از نامزد هاي مطرح در عرصه انتخابات رياست جمهوري، جناب آقاي مهندس مير حسين موسوي را مناسبترین فرد برای تصدی سکان اداره کشور و باز گرداندن قوه مجریه به مسیر عقلانیت، قانون مداری، برنامه ریزی و احترام به حقوق همه آحاد ملت میدانیم.
نخست وزير دوران دفاع مقدس، شخصيتي فرهيخته، متدين، دانشگاهي، خوش فكر، داراي سوابق مثبت در سال هاي پيش و پس از پيروزي انقلاب، صاحب تجربه كافي اجرايي و مديريتي، آشنا با مسائل داخلي و بين المللي، متعهد به اصول انقلاب و قانون اساسي، مورد وثوق امام( رحمه الله علیه) و شخصيت هاي برجسته كشور و از تبار روشنفكران ديني اصلاح طلبي است كه صلاحيت و جامعيت لازم جهت نمايندگي ملت ايران و اراده و قدرت لازم را جهت اداره كشور بر مسير عقلانيت و اهداف و آرمان هاي راستين انقلاب اسلامي ملت ايران دارا مي باشد.
تمامي اقشار مردم علی الخصوص عالمان، نخبگان، دانشگاهيان و دانشجويان با حضور همه جانبه و مسئولانه خود در عرصه انتخابات ریاست جمهوری می توانند نقش خويش را در تعيين سرنوشت كشور ايفا نموده و موتور محرك جامعه در طي مسير نجات كشور از شرايط فعلي باشند.
انجمن اسلامي فارغ التحصيلان دانشكده فني دانشگاه تهران نيز همگام با ساير اقشار و گروه هاي حامي مهندس موسوي، تمامي تلاش و امكانات خويش را در اين جهت به كار خواهد بست تا انشاءالله شاهد آينده اي بهتر براي ايران اسلامي باشيم.
انجمن اسلامي فارغ التحصيلان
دانشكده فني دانشگاه تهران
8/2/1388
|
|
|
نماینده کرمانشاه در خبرگان: موسوی از ذخایر انقلاب است |
|
|
به گزارش خبرنگار اعزامي «کلمه» به کرمانشاه، آيتالله زرندي شخصا با حضور در مقابل در ورودي مدرسه علميه امام خميني (ره) به استقبال مهندس موسوي آمد و پس از يک ديدار خصوصي کوتاه با وي در جمع حضار و استقبال کنندگان، از نخستوزير پرافتخار دوران دفاع مقدس با عنوان ذخيره الهي براي تداوم انقلاب نام برد.
امام جمعه سابق کرمانشاه با اشاره به اينکه مردم استان کرمانشاه عاشق امام(ره) و مقلد ایشان بودند، اظهار داشت: افتخار استان کرمانشاه اين است که بيش از ده هزار شهيد گلگون کفن را در راه امام(ره) و انقلاب نثار کرده است.
وي با تاکيد بر برخي روايت اسلامي که خودستايي و همچنين تعريف و تمجيد ديگران در مقابلشان را مذموم ميشمارد، تصريح کرد: گاهي اين اصول بنابر شرايط زمانه تغيير ميکند و اوضاع زمانه ايجاب ميکند که شخصيت يا از خود تعريف کرده يا شخصيتها از افرادي که مظلوم واقع شدهاند، دفاع نمايد.
آيت الله زرندي با بيان اينکه دفاع از مظلوم، با تعريف و تمجيد مذموم شمرده شده در اسلام متفاوت است، گفت: حضرت امام سجاد (ع) در خطبههاي خود اعلام ميدارد که من فرزند محمد مصطفي (ص) هستم بر اين اساس گاهي واجب است که وقتي کسي مظلوم واقع ميشود، از او دفاع کنيم.
نماينده استان کرمانشاه در مجلس خبرگان رهبري، ادامه داد: شنيدهام که گفته ميشود جناب مهندس ميرحسين موسوي 20 سال از پستهاي جاري در مملکت دور بودهاند. بايد از کساني که اين جملات را مطرح ميکنند پرسيد مفهوم و ماهيت ذخيره الهي چيست؟
وي اضافه کرد: آيتالله بروجردي 30 سال در بروجرد بود و کسي ايشان را نميشناخت ، اما ايشان ذخيره الهي بودند. پس از آن براي دفاع از اسلام به صحنه آمدند.
وي همچنين خاطر نشان کرد: مردم قم نيز حضرت امام(ره) را نميشناختند و امام(ره) تنها براي خواص آشنا بودند. اين درست همان مفهوم ذخيره الهي است.
آيتالله زرندي در حالي که اشک در چشمانش حلقه زده بود در ادامه سخنراني خود خطاب به مهندس ميرحسين موسوي، اظهار داشت: من شما را هر روز سه بار صبح و ظهر و شب دعا ميکنم، شما از ذخاير انقلاب هستيد. که اميدوارم به همت شما مشکلات کشور حل و گره از کار مردم باز شود.
در پايان اين ديدار حاضران در جلسه که بالغ بر حدود 250 نفر بودند با شعار: زرندي تشکر تشکر، آيتالله زرندي و مهندس ميرحسين موسوي را مشايعت کردند.
گفتني است در اين مراسم حجتالله الاسلام اشرفياصفهاني، بيژن زنگنه وزیر اسبق نفت، ترکنژاد استاندار اسبق کرمانشاه، مقيمي نماينده خمين در مجلس هشتم و حسيني رئيس ستاد عتبات عاليات در استان کرمانشاه، مهندس موسوي را همراهي ميکردند.
مجتبي شاكري دبير سياسي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي در گفتگو با رسالت با اشاره به اينکه هيچ يک از کانديداي احتمالي اصولگرا توان رقابت با احمدي نژاد را ندارد، در خصوص حمايت حزب مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي از موسوي گفت: براي من خيلي عجيب بود كه آقاي موسوي بعداز 20 سال ناظر بودن بررفتار و عملكرد اين احزاب دچار اين خطاي بزرگ راهبردي شوند . شاکري افزود: دوم خرداد اگر ميتوانست كاري از پيش ببرد و اهداف انقلاب و امام را دنبال كند كارش به اينجا نميكشيد كه هنجارشكني را به عنوان يك راهبرد اتخاذ كند و شكست ستون فقرات قانون اساسي كه ولايت فقيه است را در دستور كار خود قرار نميداد. آقاي ميرحسين مگر نطقهاي پيش از دستور اين آقايان را در مجلس ششم نشنيده است . مگر ايشان در جريان تحصن همين آقايان نبودند. همان افراد افراطيون مجاهدين و مشاركت بودند.
نگراني کيهان از حمايت منافقانه يک نماينده سابق از موسوي
کيهان با انتقاد شديد از سخنان شيرزاد در خصوص وضعيت کشور و حمايت از موسوي مي نويسد: عضو فراکسيون مشارکت در مجلس ششم که به خاطر مواضع آمريکاپسندش حتي اعتراض اصلاح طلبان و به ويژه رئيس وقت مجلس (کروبي) را هم برانگيخت ادعا مي کند: ملت و جوانان ايران دچار بي هدفي و بي آيندگي شده اند! آيا مي توان گفت ايران 50سال آينده به چه سمتي مي رود؟ حتي نمي توانيم بگوييم در 10سال آينده به کجا مي رويم همان طور که 10سال پيش کسي نمي دانست که ما در چنين روزي صاحب چنين دولتي ( دولت احمدي نژاد) شويم.»
کيهان مي افزايد: 10سال پيش (سال 78) وقتي آقاي شيرزاد به خاطر اعتماد مردم، به نمايندگي مجلس ششم انتخاب شده بود اما خود را آماده خيانت به همان مردم مي کرد حق داشت پيش بيني نکند يک دهه بعد به راي همين ملت با مجلس و دولتي اصولگرا مواجه مي شود- همچنان که سيا و موساد پيش بيني موفقيت هاي امروز ملت ايران را نمي کردند. به يقين حمايت منافقانه امثال شيرزاد از آقاي موسوي، باعث تخريب وي و خدشه در اعتبار نخست وزير دوران دفاع مقدس مي شود.
شاگرد آيتالله مصباح يزدي: جامعه مدرسين تاثيري ندارد
به گزارش «فردا» حجت الاسلام روانبخش دبير سياسي نشريه پرتو با بيان اينکه طرح کميته صيانت از آراء تنها مسئله اي براي توجيه شکست اصلاح طلبان در انتخابات است ، درباره وضعيت آراي کانديداهاي اصلاح طلبان گفت: به نظر ميرسد مهندس موسوي به دنبال جذب آراي اصولگرايان، آراي خاموش و آراي اندك اپوزيسيون است و ميخواهد با شگردهاي مختلف، اين آرا را كسب كند، اما فاصله آراي احمدينژاد با كروبي و موسوي بسيار زياد است و نميتواند اين شكاف را پر كند.
وي در پاسخ به سوال اعتماد ملي مبني بر اينکه چرا در حالي كه اكثر گروههاي اصولگرا حمايت خود را از احمدينژاد اعلام كردهاند، جامعتين در اينباره سكوت اختيار كردهاند؟، مي گويد: شنيدهام كه جامعه مدرسين با اكثريت آرا به آقاي احمدينژاد راي دادهاند. از 26 عضو جامعه مدرسين 19 عضو به احمدينژاد راي دادهاند، اما هنوز بيانيه رسمي آنها منتشر نشده است. حامي دولت نهم در ادامه تاکيد مي کند: البته سكوت اين تشكل روحاني تاثيري در آراي احمدينژاد ندارد.
اولتيماتوم اعلمي به موسوي و کروبي
اعلمي با ارسال نامه سرگشاده اي به موسوي و کروبي ضمن اظهار ناراحتي از بي پاسخ ماندن نامه هاي قبلي تقاضاي انجام يک مناظره انتخاباتي با آنها را به صورت خيلي جدي مطرح مي کند. در اين نامه که خبرگزاري فارس آن را منتشر کرده آمده است: از آنجا كه عدم پاسخگويي شما به دعوت اينجانب ناظر به اهداف خاص سياسي ميباشد، بديهي است چنانچه تا فردا (سهشنبه) نفيا يا اثباتا به نامههاي حقير پاسخ داده نشود به احترام حقوق مردم و عمل به شعار "دانستن حق مردم است " از روز چهارشنبه اين هفته تا پايان انتخابات، بدون وقفه و بدون در نظر گرفتن ملاحظات عاطفي و محدوديتها و حريمهايي كه در صورت انجام مناظره رو در رو مراعات ميشود، عملكرد و مواضع گذشته و حال هر يك از كانديداها را به طرق مختلف به چالش خواهم كشيد زيرا معتقدم براي نخستين بار هم كه شده مردم حق دارند فارغ از شعارهاي پوپوليستي و وعدههاي توخالي كه تاريخ مصرف آن فقط منحصر به ايام تبليغات است، آگاهانه به سرنوشت خود بنگرند و تحت تاثير بازيهاي سياسي گذشته را تكرار نكنند تا در آينده نه چندان دور باز ناگزير نشوند كه با خود بگويند: سال به سال دريغ از پارسال.
تحليل اعتماد از کتاب فرزند ملت: او ديگر مردي دور از قدرت نيست
روزنامه اعتماد با اشاره به بازتاب کتاب فرزند ملت در ميان رسانه هاي اصولگرا که به ساده زيستي احمدي نژاد مي پردازد، آورده است که: حاميان رئيس جمهور بر ارسال همان پيام هايي به افکار عمومي تکيه کرده اند که چهار سال پيش نيز به آن توسل جستند. آنها در سال 84 نيز احمدي نژاد را در قامت کانديدايي ساده زيست به افکار عمومي معرفي کردند که به روايت فيلم انتخاباتي اش کنار سفره يي محقر مي نشست و غذايش نان و پنير و چاي بود، لباس هاي ارزان قيمت مي پوشيد و پوسترهاي انتخاباتي اش سياه و سفيد بود. پيام احمدي نژاد به افکار عمومي پيامي حاکي از مظلوميت بود.به گونه يي که رقابت احمدي نژاد و هاشمي در بسياري از رسانه هاي محافظه کار به رقابت فقر و غنا نيز تفسير و تعبير شد. اکنون احمدي نژاد و حاميانش در آستانه آزموني تازه براي کسب راي عمومي قرار دارند اما معلوم نيست اين بار طنين پيام احمدي نژاد در گوش مردم چگونه باشد. او ديگر مردي دور از قدرت نيست و نمي تواند خود را شرکت کننده در يک رقابت نابرابر معرفي کند.
موسوي مرهون احمدي نژاد است!!
به گزارش قلم پرس نشريه جامعه اسلامي مهندسان با درج تحليلي نوشت: اگر چه موسوي موضع انتقادي نسبتاً تندي به دولت دارد اما حقيقت اين است كه فضا را دولت نهم تغيير داده كه شخصي مثل ميرحسين امروز احساس مي كند فضا طوري است كه مي تواند كانديدا شود. يادمان نمي رود آن زمان كه موسوي بحث توهم توطئه را در نقد رويكرد دوم خردادي ها مطرح كرد همين آقايان آن چنان به نخست وزير سابق تاختند كه تا سال ها به انزوا رفت.
اين نشريه که با نام "جام " و با مديرمسئولي محمدرضا باهنر فعاليت مي كند، در تحليل خود اضافه مي كند: در دوران بعد از جنگ اصلاً شرايط براي ميرحسين موسوي فراهم نبود و علت اين كه ايشان حضور نمي يافتند همين مسئله بود كه شرايط كشور، وي را برنمي تابيد همان طور كه الان بسياري از افراد جريان دوم خرداد، او را برنمي تابند.
دليل بيانيه منفرد رايحه خوش در حمايت از احمدي نژاد
اختلاف ميان اصولگرايان مجلس بر سر حمايت يا عدم حمايت از محمود احمدي نژاد به حدي جدي شد که ديروز حاميان دولت مجبور شدند به تنهايي بيانيه حمايت رايحه خوش خدمت از احمدي نژاد را صادر کنند. به نوشته اعتماد اين بيانيه از سوي حاميان دولت در مجلس که 70 عضو دارد، پس از آن صادر شد که فراکسيون اصلي اصولگرايان که بيش از 200 عضو دارد و پايگاه اصلي جناح راست در مجلس است، حاضر به صدور بيانيه يي در حمايت از محمود احمدي نژاد نشد. به اين ترتيب علي لاريجاني، احمد توکلي و علي مطهري سه چهره شاخص مخالف کانديداتوري احمدي نژاد مانع از آن شدند که احمدي نژاد گزينه نهايي تمام اصولگرايان مجلس در انتخابات آتي رياست جمهوري عنوان شود و در نهايت حاميان دولت را مجبور کردند برخلاف ميل باطني، جدا از فراکسيون اصولگرايان بيانيه صادر کنند.
حمايت پور محمدي از احمدي نژاد تکذيب شد
روابط عمومي سازمان بازرسي کل کشور خبر منشتر شده از سوي خبرگزاري فارس را مبني بر ابراز اميدواري حجتالاسلام والمسلمين "مصطفي پورمحمدي" رييس اين سازمان، درباره اجماع اصولگرايان بر روي احمدينژاد، تکذيب کرد.
به گزارش سرويس سياسي آفتاب، خبرگزاري فارس، عصر روز يکشنبه 6 ارديبهشت خبري را به نقل از حجتالاسلام والمسلمين پورمحمدي (در حاشيه کنفرانس مهندسي حمل و نقل و ترافيک ايران) منتشر کرد که در آن به نقل از پورمحمدي عنوان شدهبود که وي نسبت به اجماع اصولگرايان بر روي احمدينژاد ابراز اميدواري کرده است.
روابط عمومي سازمان بازرسي کل کشور با تکذيب اين خبر اعلام کرد که حجتالاسلام و المسلمين پورمحمدي درخصوص اينکه اصولگرايان روي چه شخصي اجماع کنند نظري نداده و فقط در پاسخ به سؤال يکي از خبرنگاران گفته است: «اميدوارم اصولگرايان با تصميمي صحيح به نقطهنظر واحدي برسند
حمايت اصولگرايان در نشست هم انديشي به روايت فارس
نشست همانديشي حضور اصولگرايان با عنوان گامي ديگر با دعوت جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي و جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي بعدازظهر امروز دوشنبه با حضور چهرههاي شاخص اصولگرا، نخبگان سياسي، نمايندگان مجلس و اساتيد دانشگاهها برگزار شد.
به گزارش خبرگزاري فارس، شركتكنندگان در اين نشست بر وحدت اصولگرايان و حمايت از محمود احمدينژاد تاكيد كردند.
در اين نشست چهرههاي شاخص اصولگرا مانند حجت الاسلام والمسلمين مرتضي آقا تهراني نماينده مردم تهران ، حبيبالله عسگراولادي دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري، غلامعلي حداد عادل رئيس كميسيون فرهنگي مجلس، حسين فدايي دبيركل جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي، عليرضا زاكاني دبيركل جمعيت رهپويان انقلاب اسلامي، علي اصغر زارعي عضو شوراي مركزي رايحه خوش خدمت و حجت الاسلام والمسلمين رسايي سخنراني كردند
قاليباف و ولايتي با رضايي همراه مي شوند؟
سايت تابناک در يادداشتي به وضعيت کانديداي انتخابات پرداخته است. اين سايت وابسته به محسن رضايي ضمن اشاره به تحرکات منحصر به فرد هريک از کانديدا مي نويسد: ميرحسين موسوي بدون تبليغات پر هياهو همچنان اميدوار به پيروزي، طرحها و برنامه هايش را تنظيم مي کند، با احزاب و گروه ها ديدار مي کند و البته کمتر رغبتي به هماهنگي با خواسته هاي احزاب و همينطور سفرهاي استاني نشان مي دهد، مير حسين مانند سياستمداري کارکشته عمل مي کند که ضرورتي براي شتاب دادن به اقداماتش نمي بيند، شايد تحليل او اينست که خستگي طبقه متوسط از اقدامات بدون کارشناسي دولت نهم بخودي خود راي ها را بسمت او روانه خواهد ساخت، البته او موفقيت خود در نخست وزيري دوران دفاع مقدس را دستکم نمي گيرد.
نويسنده در ادامه مي افزايد: رضايي امروز( دوشنبه ) در قم بيانيه حضورش را ممهور به مهر علماي قم نيز مي نمايد تا کسي در اصولگرا بودنش با وجود ايستادنش در مقابل احمدي نژاد، نتواند ترديدي ابراز نمايد. محسن رضايي ظاهرا مستقل وارد مي شود ولي نمي توان شک کرد که او با هماهنگي هايي براي حضور جلو مي آيد.
يادداشت مذکور با اين سوال به پايان مي رسد که آيا کانديدا شدن محسن رضايي شور و هيجان جديدي در فضاي انتخاباتي کشور ايجاد مي کند؟آيا قاليباف، و ولايتي، همراهي نزديک با رضايي را عملي خواهند نمود؟
افروغ: اصولگرايان مستقل کانديدا ندارد
به گزارش خبرگزاري مهر دکتر عماد افروغ با تاکيد بر اينکه جريان اصولگرايان مستقل تاکنون درمورد حمايت از يک کانديداي خاص به نتيجه نهايي نرسيده است تاکيد کرد : مشارکت حداکثري مردم در انتخابات در گرو ورود کانديداهاي مختلف و منطبق با سلايق مختلف جامعه است.
افروغ با ابراز رضايت از ديدارهايي که تا کنون با مير حسين موسوي داشته است، خاطر نشان کرد: مواضعي که بنده در اين ديدارها داشته ام، مواضعي انقلابي بوده و توصيه هاي من هم به وي صرفا در همين راستا بوده است که البته مهندس موسوي هم به برخي از اين توصيه ها و مواضعي که بنده و ديگران به ايشان داشته ايم عمل کرده اند، که اين نشان دهنده نزديکي دو تفکر انقلابي است.
|
مقایسه دستاوردهای کنفرانس دوربان در دولت خاتمی و احمدی نژاد
جاوید قربان اوغلی* |
در اجلاس دربان 1 در غیاب آقای خاتمی، سرپرستی هیات شرکت کننده از ایران در این اجلاس به عهده وزیر خارجه کشورمان بود. هیات شرکت کننده از کشورمان دو بخش بود. هیات رسمی به ریاست وزیر خارجه و تیم چند نفره ای از مدیران و کارشناسان بخش بین المللی وزارت خارجه. هیات غیر رسمی متشکل از شامل سه نفر از نمایندگان مجلس و تعداد قابل توجهی سازمان های غیر دولتی بود که انصافا با عده کم (در مقایسه با دیگر کشورهایی که در اجلاس حضور داشتند) فعالیت چشمگیر و تاثیرگذارداشتند.همراهان آقای خرازی چند نفر از کارشناسان بخش امور بین المللی وزارت خارجه بودند که دو روز قبل از آقای خرازی تحت سرپرستی دکتر ظریف معاون امور حقوقی و بین المللی وارد آفریقای جنوبی شده و بحث های پرچالش و نفس گیر نشست کارشناسان را اداره می کردند. اگر اشتباه نکرده باشم (به دلیل ضیق وقت نگارش این مطلب فرصت مراجعه به منابع فراهم نشد) سران کشورهایی که در این کنفرانس حضور داشتند حدود 20 رییس کشور بود. دولت میزبان احترام فوق العاده ای به هیات ایرانی گذاشت و آقای دکتر خرازی در حد همان روسای کشورها(کوبا،الجزایر،یاسرعرفات و ...) پذیرایی شد.
اغراق آمیز نیست اگر گفته شود هیات نمایندگی رسمی کشورمان در مذاکرات کمیته های متعدد و از جمله کمیته تدوین بیانیه جو اجلاس را کاملا در دست گرفته و کارشناسان متبحر همراه دکتر ظریف به نحو غیر قابل تصوری بر تدوین بیانیه نهایی تاثیر گزار بودند. همان بیانیه ای که خشم امریکا و اسراییل و ترک زود هنگام از سوی این دو را در پی داشت. این همان بیانیه ای است که طی 8 سال گذشته پس از اجلاس دربان آمریکا ،اسراییل و برخی دیگر از کشورهای غربی در پی لغو بندهایی از آن هستند. اگر باور داریم که در دنیا هیچ کشوری انگیزه جدی رویارویی و مقابله با اسراییل را ندارد لاجرم باید بپذیریم که این هیات ایرانی بود که یک تنه ابتکار عمل کنفرانس و بند بند بیانیه نهایی علی الخصوص در رابطه با اسراییل و صهیونیسم را در دست داشتند و با درایت و بکار گیری دیپلماسی هوشمندانه و تاثیر گذار به اهدافی که مد نظر نظام مقدس جمهوری اسلامی بود جامه عمل پوشاندند. در زمان سخنرانی خرازی هیچ هیات غربی محل اجلاس را ترک نکرد. هیچ توهینی به کشورمان صورت نگرفت وامریکا و اسراییل که بازنده اصلی کنفرانس دربان بودند با شرمندگی اجلاس را ترک کردند.مصوبه جنجالی برابری صهیونیسم با نژاد پرستی حاصل کار همان تیم چند نفره ایران بود که با شگردهای دیپلماتیک و به دور از هیاهو و غوغا سالاری بود که جو اجلاس را در دست گرفته و تمام هیاتهایی را که انگیره های کمتری داشتند را با خود همراه کرده و یک اجلاس عادی را به آتشفشانی علیه اسراییل تبدیل نمودند.
هفته گذشته آقای رییس جمهور به اتفاق یکی از معاونین(مشایی) و سه تن از وزارء( از جمله وزیر خارجه) در اجلاس دربان 2 شرکت کرد. علی رغم تلاش های امریکا، اسراییل و تعدادی از کشورهای غربی برای حذف بندهای ضد صهیونیستی مصوبات دربان 1 و موفقیت نسبی به دلیل جو شدید ضد صهیونبستی و احتمال تشدید آن در اجلاس تعدادی از کشورهای غربی پیشاپیش در اعتراض به مفاد پیش نویس بیانیه نهایی اقدام به تحریم کنفرانس کردند و در حالی که روند اجلاس نشان از کنفرانسی ضد صهیونیستی داشت با سخنرانی تند و تیز و تکراری آقای احمدی نژاد جو کنفرانس به شدت از ضد صهیونیستی به سمت سوی ضد ایرانی تغییر کرد. تعداد زیادی از هیات های نمایندگی محل اجلاس را در حین سخنرانی رییس جمهور کشورمان ترک کردند که در عرف دیپلماتیک توهین تلقی می شود. به سوی ایشان اشیایی را پرتاب کردند و او را نژاد پرست خواندند. تقریبا تمامی کشورهای غربی شرکت کننده وآقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل در بیانیه ها ی جداگانه ای سخنان احمدی نژاد را با الفاظ غیر معمول و تندی محکوم کردند و از همه مهم تر جو اجلاس کاملا به نفع اسراییل تغییر کرد.
قصد پرداختن به حادثه تلخ و دردناک ژنو را نداشتم ولی چگونه می توان در مقابل واقعه ای تلخ و غیر قابل تحمل ساکت بود. نمی دانم بر اساس قانون اساسی رییس جمهور کشور در مقابل اعمال خود باید به کجا جواب دهد.مجلس یا.....؟ نگارنده این سطور قصد ورود به مسائل داخلی، مسائل بودجه، اختلافات مجلس و رییس جمهور در خصوص آن و نامه پرطعنه رییس مجلس به رییس جمهور ندارد. این که 124 میلیارد دلار بدون مجوز خرج شده مورد ادعای آن نماینده محترم مجلس در کجای سیاست داخلی ما قرار می گیرد مساله ای داخلی است. نمایندگان مجلس باید توجه کنند124میلیارد برباد رفته از کیسه ملت، ولو با اعراض و نیست سیاسی و به گونه ای خلاف منافع ملی، اما بالاخره در جایی در همین کشور خرج شده است . شاید این مبلغ و بیشتر از آن را بتوان با کار و تلاش بیشتر جبران کرد ،هر رسیدگی به آن از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، اما توهین به حثییت و آبروی ملت در مقابل دیدگان میلون ها بیننده در تلویزیون ها و سایت ها چگونه جبران خواهد شد؟ به اذعان صدا و سیمای جمهوری اسلامی، میلیونها نفر در سراسر جهان این رویداد را مشاهده کردند و بسیاری دیگر هم که به صورت زنده موفق به تماشای آن نشدند، در بخشهای مختلف خبری، از شبکههای گوناگون تلویزیونی، و یا با یک جستجوی ساده در اینترنت، به تماشای آن نشستند. چرا باید کاری کرد که حتی دبیر کل سازمان ملل که این کنفرانس تحت اشراف همین سازمان و رییس آن برگزار می شود آن بیانیه غیر متعارف (و توهین آمیز) را علیه سخنرانی رییس جمهور کشورمان صادر نماید.
رییس جمهور سمبل یک ملت است. توهین به رییس یک کشور توهین به یک ملت است. چه کسی در مقابل این ندانم کاری ها که ممکن است خدای ناکرده اغراض سیاسی و شخصی در پشت آن باشد مسول است؟
قضاوت من این است که هیات کارشناسی ایران در سال 2001 با بهره گیری از کارشناسان قوی و دیپلماسی هوشمندانه یک اجلاس عادی را به آتشفشانی علیه اسراییل تبدیل نمود و در اجلاس 2009 هیات بلند پایه کشورمان در سطح رییس جمهور و چندین معاون رییس جمهور و وزیریک اجلاس ساخته و پرداخته ضد صهیونیستی را به طوفانی ضد ایرانی تبدیل کردند.
واقعا کدام روش عقلانی و به صلاح کشورمان است؟ مقایسه این دو اجلاس و قضاوت را به خوانندگان واگذار می کنم.
به گزارش کلمه وی ضمن بازدید از سایت کلمه، بیانیه اعلام حمایت خود از مهندس موسوی را در اختیار این سایت قرار داد.
کلمه در روزهای آتی متن کامل گفت و گوی پیش گفته را منتشر خواهد کرد.
متن بیانیه اعلام حمایت عاتقه صدیقی نماینده دوره های اول، دوم و سوم مجلس شورای اسلامی از مهندس موسوی به شرح زیر است.
ملت شریف ایران
مهندس موسوی در طول 8 سال دفاع مقدس، در سخت ترین شرایط و در حالی که نظام تثبیت نشده و توطئه های داخلی و خارجی متعددی علیه آن در جریان بود، عهده دار مسوولیت دولت شد و تجربه مثبت به یادگار مانده از دوران او در ذهن مردم به خوبی نشان می دهد که او مرد مدیریت بحران است.
افرادی که با خدا عهد می بندند، در میانه راه در معرض ابتلا قرار می گیرند و اعتقاد آن ها به محک امتحان گذاشته می شود؛ انسان ها درتغییر و تحولات شناخته می شوند، اما موسوی مردی است که از امتحان های گذشته ، پاک و پیروز بیرون آمده است.
میرحسین موسوی در حالی که بسیاری از مخالفین داخلی نظام در پشت سر متحجرین بر علیه دولت وی موضع گرفته
مهندس موسوی از توانایی بالای مدیریتی برخوردار است، به ویژه آن که گذشت زمان نیز به تجربیات وی افزوده است. این اندوخته با توجه به روحیه دانشگاهی و پژوهشگر او و حضور وی در مسولیت مشاورعالی بالاترین سطوح تصمیم گیری نظام می تواند ذخیره ای ارزشمند برای ملت ایران محسوب شود.
اکنون در شرایطی که نگرش های اقتدارگرایانه نشأت گرفته از اندیشه های «حکومت بدون جمهوریت» در تقابل با جمهوری اسلامی مورد نظر و تأیید امام و امت به دنبال ساختار شکنی هستند، رویکرد مهندس موسوی و شعار وی در تأکید بر بازگشت به قانون نشان می دهد که ایشان به درستی ریشه خطر را شناخته است.
صمیمیت شهید رجایی و میرحسین موسوی به عنوان وزیرخارجه جوان ایشان به اندازه ای بود که شهید رجایی به راحتی و با صراحت لهجه دستورالعمل های منطبق بر ارزش های انقلاب و خواسته های مردم را برای موسوی مطرح می کرد و او به عنوان فردی حق جو چه آن هنگام که وزیر خارجه بود و آن را امری مدیریتی می دید و چه دورانی که خود مسوولیت دولت را عهده دار بود، دیدگاه های رجایی را می پذیرفت، امروز نیز موسوی از آن دستورات به عنوان خاطره هایی آموزنده یاد می کند.
اگر چه رابطه این دو رابطه رئیس و مرئوس نبوده است، شهید رجایی موسوی را به قدری به خود نزدیک می دید که صمیمانه مسائل را با ایشان در میان بگذارد او همواره در دولت خود به اندیشه شهید رجایی پایبند و متکی بود؛ چنانکه امروز نیز همفکری و همدلی ایشان برای کسانی که او را می شناسند، مشهود است.
زندگی موسوی نشأت گرفته از اعتقادات اسلامی و الهی است. او هرگز به دنبال کسب قدرت نیست، چرا که اگر چنین بود در طول سال های گذشته از تقاضای شخصیت های
اینجانب پیش از این نیز در انتخابات سال 84 ریاست جمهوری نگرانی خود را اعلام کرده بودم و اکنون که شاهد قانون شکنی های کلان و دخالت بخشی از فرماندهان نظامی در سیاست، نامحرم تلقی کردن مردم، غیر شفاف شدن اطلاعات و امنیتی کردن بسیاری از حوزه های سیاسی و فرهنگی و اقتصادی کشور هستیم، به گونه ای مضاعف این احساس نگرانی و خطر را یادآور می شوم.
به یاد داریم که امام خمینی دخالت فرماندهان نظامی را با موضع گیری ها و هشدارهای جدی خود تعدیل می کردند. ایشان به روشنی در بخشی از وصیت نامه خود چنین فرموده اند:
«وصيّت اكيد من به قواى مسلح آن است كه همانطور كه از مقررات نظام ، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمايند و قواى مسلح مطلقا چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسيج و غير اينها در هيچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازيهاى سياسى دور نگهدارند. در اين صورت مى توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمايند و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظيفه شرعى و ميهنى آنان است كه اگر قواى مسلح چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد بر خلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند
جملات پیش گفته به خوبی نشان می دهد که حضرت امام این موضوع را برای زمان خاص مطرح نکرده اند بلکه عدم دخالت نظامیان سیاست اصلی برای تمام زمان ها است که اگر غیر از این بود، ایشان این امر را موکول به تشخیص مسولان درهر مقطع زمانی می کردند، اما تأکید کلی امام بر این امر نشان می دهد که دخالت نظامیان در همه زمان ها و در تمام دنیا برای هر کشوری مسئله ای خطرناک است.
باید تأکید کنم که در اینجا مسئله فرد مطرح نیست، مسئله یک جریان فکری است. افرادی که رأی می آورند به خودی خودی مسئله جامعه نیستند، بلکه ما به جریان های فکری کار داریم و این که هر فردی با تکیه بر چه تفکری رفتار می کند.
باید توجه کنیم که بسیاری از خسارت های اجرایی و سیاسی امروز ناشی از دخالت بخشی از نظامیان در سیاست است که اگر چه آشکارا رخ می دهد، اما تلاش های زیادی برای نامحسوس جلوه دادن آن صورت می گیرد.
اینجانب در اعلام مواضع بعدی خود به توضیح درباره ابعاد مختلف خطر پیش روی نظام در شرایط کنونی خواهم پرداخت.
|
گزيدهاي از صحنههاي حضور مردمي در سفر ميرحسين به مشهد
عکس: نيما افشار نادري |
|
|
|
در جريان سخنراني ميرحسين در جمع مردم؛
پخش گاز فلفل توسط عده ای ناشناس در انتهای جلسه سخنرانی میرحسین
طبق قانون،اسپري گاز فلفل در اختيار شهروندان عادي قرار ندارد |
در پی این حرکت چند تن از هموطنان حاضر در جلسه مصدوم شدند. این اقدام ناجوانمردانه در حالی صورت می گیرد که جلسه به شکل قانونی برگزار شده است.
با توجه به اینکه اسپری گاز فلفل در اختیار شهروندان عادی قرار ندارد، لازم است مسوولان مربوطه به شکل قاطع این قبیل اقدامات غیراخلاقی که در راستای تخریب و ایجاد رعب و وحشت در مردم انجام می شود را پیگری و عوامل آن را مورد مجازات قانونی قرار دهند.


































































بسیار ساده میتوان دید که چرا موسوی ،
چون موسوی موسویست ...