تبليغاتX
ღ♥ღ آبیــــــز گل آویـــــــــــزღ♥ღ

Track 1 

Track 11

Track 2 

Track 12

Track 3 

Track 13

Track 4 

Track 14

Track 5 

Track 15

Track 6 

Track 16
Track 7 Track 17
Track 8 Track 18
Track 9 Track 19
Track 10
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 22:14 | لینک ثابت |

حضور آقاي خاتمي در انتخابات علاوه بر رونق كشور حماسه اي ديگر مي افريند كه در تاريخ ايران ثبت شود . هم اكنون عشق خاتمي در پوست و گوشت مردم رخنه كرده و محبوب تمام ايرانيان داخل و خارج كشور است. آقاي خاتمي ٬انتخابات و سياست عرصه مبارزه است .  برگشتن شما اوج عزت و افتخار جوانان است.

خيلي خيلي خوشحالیم كه امير كبير حال ايران دوباره روي كار مي آيد

http://yaarinews.com/uploade/190120.jpgسید محمد خاتمی لحظاتی قبل در کنفرانس مطبوعاتی افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد

به گزارش خبرنگار یاری، رئیس جمهور سابق کشورمان در ساعت 19:58 دقیقه  امروز، 20 بهمن ماه به دعوت ده ها هزار ایرانی پاسخ مثبت داد و کاندیداتوری خود را رسما اعلام کرد.

فایل صوتی سخنرانی خاتمی و اعلام کاندیداتوی وی را با کلیک کردن بر اینجا دانلود کنید

متن کامل سخنرانی سید محمد خاتمی بدین شرح است:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387 ساعت 7:18 | لینک ثابت |
همایش "لنگه کفش" هم برگزار شد
 
 
برادر من، اگه راست میگی، با کفش خودت بزن ..نه اینکه کفش منو از پام در بیآرید

بازی دوستانه بین بازیکنان جام جهانی98 و تیم منتخب گیلان برگزار شد
 
 
استاد اسدی: دست ازسرم بردار ... من قول دادم دیگه به دروازه خودی گل نزنم ...

در حاشیه نمایشگاه دستاوردهای وزارت علوم
 
 
الو حاج محمود  ... الو ..الو...بله قربان ما رسیدیم... الو.. نه قربان ...این وضع آنتن دهی دستاورد مهم وزارت ارتباطاته .. ربطی به زاهدی نداره ...

کروبی: شعار من همان 50هزار تومان است
 
 
لطفا شلوغ نکنید به همه می رسه، البته اگر بچه های خوبی باشید شاید بشه60هزار تومان، ضمنا من از صحنه انتخابات هم کنار نمی روم ... 

بذرپاش: مینیاتور کاملا ایرانی است
**** 
دکتر احمدی نژاد: مهردادجان ،مطمئنی این خودرو ایرانیه فکر کنم  قبلا" جایی دیدمش ؟!
بذرپاش: بله آقای دکتر مطمئن باشید، بغیر از طراحی بدنه و موتور، بقیه اش ایرانی تازه کارشناسان ما گفتند اسمش هم ایرانیه !!
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387 ساعت 18:37 | لینک ثابت |

براي يك لباس خوب وزيبا

گرفتم پول زمامان و ز بابا
 

پدر يك بار ديگر داد پندم

كه اي خوشگل پسر،انبار قندم
 

برو و يك لباس خوب بردار

ببين تو تلويزون چي گفته سردار
 

نبايد وصله دار و پاره باشد

مد آن از روي ماهواره باشد
 

نبايد كوته و بد فرم باشد

نبايد نزد ما اين جرم باشد
 

خلاصه اين نصيحت بشنو جانم

نشه در گوش خر ياسين بخوانم
 

بگفتم با بسي تحقير و خنده

ولم كن اين چيزا كيلويي چنده
 

ميخوام خوش تيپ و طبق روز باشم

اگه دنيا شبه، من روز باشم
 

چرا امل بمونم،حيف من نيست؟

الان دوران حال و كيف من نيست؟
 

حالا تو تلويزون گفتن يه چيزي

كجا اينها عمل كردن به چيزي
 
*** 

زبعد اندكي گشتم روانه

ولي قبلش زدم بر زلف شانه
 

به بازار پر از كالا رسيدم

بديدم آنچه تا حالا نديدم
 

لباساي عجيب و تنگ و پاره

نداره كار ما هم استخاره
 

يكي از اون طرف داد زد كه آقا

نرو اون ور بيا اين ور تو حالا
 

عجب خوش هيكلي خوش تيپ و رويي

چه پاهايي،سري،به به چه مويي!
 

قيافه ت خيلي شكل تام كروزه

دماغت كه نگوجاش هست تو موزه
 

ولي اين تيپ و اين هيكل كه داري

چرا اين پالونا رو درنياري؟
 

بيا من يك لباس شيك دارم

كمر باز و كمر باريك دارم
 

به جون جفتمون ديشب رسيده

كسي اينجا نظيرش رو نديده
 

مدين چين و مدين ايران كه نيستش

گمو نم اندازه ت هست سايز بيستش
 

تو اين روزا كه مد شد شلوار جين

نياوردم من اجناسم رو از چين
 
خودم رفتم از اون ور بارآوردم
بلوز جينو با شلوار آوردم
 

نيگا آرمش واسه شيطون پرسته

كنارش صورت ميمون مسته
 

يه كم تنگه ولي خيلي باحاله

ديگه امل بودن با اين محاله
 

نخش رو از كنار نيل آوردن

وچون قايق نبود با فيل آوردن!
 

تو يونان و كنار قبر سقراط

خودم ديدم كه دوختش اين رو خياط
 

از اونجا بارزدن رفتن فرانسه

فروشش تو پاريس و نيس و لانسه
 

فقط سه تا از اينها اومد اين ور

يكي من دارم و دوتاي ديگر
 

يكيش تو بار كشتي بود كه شد غرق

يكيش هم گم شده ميگن كه تو شرق
 

بيا اين شلوارش،به به چه رنگي!

خوشم اومد كه تو خيلي زرنگي
 

بيا اين رو تنت كن اين شده مد

ولش كن هرچه بود و هرچه شد، شد
 
يه كم كوتاهه اما تيپ روزه
با اين ديگه نشي عمراً رفوزه!
 

سر زانوش نيگا كن وصله داره

همين ديشب ديدم تو ماهواره
 

يه كم بالاترش رو پاره كردن

نيگا به تيپاي ماهواره كردن
 

خلاصه قسمتت اين بود كه اينجا

بشي هم تيپ لاك پشتاي نينجا!
 

اگه هفتاد هزار تا بشمري زود

من و تو باهم اينجا مي كنيم سود
 

منم كه جو زده بودم شديداً

شمردم مبلغ و دادم سريعاً
 
*** 
آوردم خونه و پوشيدمش زود
به تيپ و هيكلم گفتم وري گود
 

موهام رو ژل زدم،روغن زدم روش

فضايي كردم و شد مثل خرگوش
 

ريشام رو نازك و كوتاه كردم

شبيه صورت روباه كردم
 

مثال حال و احوالم چنين بود

دليل شادي و شعفم به اين بود
 

علف بودم كه من را آب دادند

خري بودم،به من تيتاب دادند
 

چون اين بار اولين بار است تا حال 

شدم از تيپ خود راضي و خوشحال
 

مامان از يك طرف ،بابا از اون ور

به من هي گير ميدن ميگن نشو خر
 

بيا شو از خر شيطون پياده

بپوش دو تا لباس صاف و ساده
 

چرا شلوار بلوزت تنگ تنگه؟

كي گفته ميمونه عكسش قشنگه؟
 

نبر با اين لباست آبرومون

بيا گوش كن كه اين هست آرزومون
 

شدم شاكي و داد وقال كردم

زدم بيرون و كلي حال كردم
 

نگاه مردمان شد سوي بنده

و هر بي جنبه اي ميكرد خنده!
 

تعجب بين ملت موج ميزد

غرورم هم سري بر اوج ميزد
 

در اين اثنا كه ميكردم سريع باد

به يكباره بيامد گشت ارشاد
 

جناب سروان شد از ماشين پياده

به من گفتش بيا اينجا تو شازده
 

در اين جا صورتم چون گچ سفيد شد

تكان دست و پاهايم چو بيد شد
 

به او گفتم خطايي من نكردم

چرا پس اينچنين تحقير گردم؟
 

به سوي كله ام كرد او اشاره

مگر تو داده اي مخ را اجاره؟
 

مگر لس آنجلس يا آنتالياست؟

مگر اينجا ميلان ايتالياست؟
 

عزيزم تيپ تو ايراد داره

گمونم كله ات هم باد داره
 

خلاف عفت و فرهنگ و دينه

اگه خواستي بدوني،جرمت اينه
 

حالا چون بار اول بود اين بار

تعهد ميدي و ميري پي كار
 

سوار ماشين ارشاد بودم

به ياد حرف آن استاد بودم
 

شريف است آدمي با جان آدم

نه اين تيپ فشن همخوان آدم!
 

اگر عقل و اگر كه هوش داري

اگر حتي به صورت جوش داري
 

رها كن مد گرايي،چون سراب است

به جان جفتمان خربزه آب است
 
 
                                                                                             جعفر عینعلی

 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 20:16 | لینک ثابت |
 
به گزارش "جهان"حبيب الله عسگراولادي در ديدار جمعي از جوانان احزاب و گروههاي اصلاح طلب با وي با ذكر خاطره‌اي از امام خميني(ره) درباره ضرورت گفت‌وگو و تحمل يكديگر توسط گروههاي سياسي مي‌گويد: یکی از روزهای سال 42 با جمعی حدود 10 نفر خدمت ایشان در منزلشان رسیدیم. وقتی وارد شدیم قبل از ما یک گروه 15-10 نفر هم بودند. وقتی نشستیم سخنگوی آن گروه به امام فرموند: ما تا آخرین نفر و تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون در خدمت شما هستیم. این را که گفت به یک­باره نماینده گروه ما رو به او کرد و گفت: چرا دروغ می­گویی؟! تو اصلاً می­دانی آخرین قطره خون و آخرین نفس یعنی چه؟!
 
طرف که به او برخورده بود واکنش تندی نشان داد وبحثی شد. یکی از علما که کنار حضرت امام(ره) بود به این بحث اعتراض کرد و گفت که چرا در محضر آیت ا... اینطور سخن می­گویید؟، امام(ره) رو به این عالم کردند و فرمودند: ساکت باشید وبگذارید بحث کنند. بعد هم فرمودند در شرایط کنونی که ما برای اسلام عزیز مبارزه را شروع کرده­ایم، اولین چیزی که باید یاد بگیریم این است که چگونه بحث کنیم. بعد هم فرمودند: بحث یعنی حق­جویی، یعنی وقتی برادری حرف می­زند بقیه باید توجه کنند چرا که شاید آن حقی که دنبالش بودند از زبان طرف مقابل درآید و گفته شود. آخرهم گفتند اگر این طور حرف می­زنید من تا آخر هستم، اما اگر هرکس دنبال به کرسی نشاندن حرف خود است، این جدل است و من نمی­نشینم.
 

وي در ادامه با اشاره به انتخابات دهم رياست جمهوري مي‌گويد:ما در آستانه انتخابات ویژه­ای هستیم. دراین میان احزاب باید به هوش باشند که تنها نامزد خود را حمایت کنند و در نفی دیگران کار نکنند. فعالیت­شان در جهت اثبات کاندیدای خود باشد نه تخریب و نفی رقیب. احزاب باید به گونه­ای رقابت کنند که اگر رقیب انتخاب شد بتوانند پس از آن رفاقت کنند.
 
عسگراولادي كه سخنانش در اين ديدار را نشريه "ذكر" منتشر كرده در ادامه اظهار مي‌دارد:رقابت حق­جویانه این است که نباید رقیب را باطل و خود را حق مطلق بدانیم. باید بگویم که هرکدام بخشی از حق را داریم. مردم هستند که با رأی خود به افراد اجازه خدمت می­دهند. عرصه انتخابات را نباید به صورت حق و باطل تصویر کنیم. اصلاً حق و باطل دراین عرصه نیست، این عرصه ،عرصه رقابت است.
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387 ساعت 19:50 | لینک ثابت |
ميرحسين موسوي: «اسلام ناب محمدي» مشكل‌گشاي وظايف نظام اسلامي است.


 ميرحسين موسوي پس از انتشار اولين مصاحبه خود بعد از 20 سال سكوت، اين بار در گفت‌وگو با مجله توسعه و صنعت بخشي ديگر از ديدگاه هاي خود را تشريح كرده است كه مشروح آن بدين شرح است:
اين روزها نام ميرحسين موسوي با فعال شدن «جمعيت توحيد و تعاون» كه تشكل نزديكترين ياران وي است و همايش «تبيين الگوي زيست مسلماني» را برگزار كرد و راه‌اندازي وب‌سايت نيمه رسمي وي " كلمه" بيشتر بر سر زبان‌هاست.
اين تكرار نام و ياد موسوي به‌دنبال جلسه تاريخي‌‌اش با سيدمحمد خاتمي و اعلام عمومي توافق‌شان بر سر نامزدي قطعي رئيس يا وزير دولت دفاع مقدس به اوج رسيد. مصاحبه مجله "صنعت و توسعه" با ميرحسين موسوي پيش روي شماست.

*بنظر شما ميزان تحقق شا خص هاي توسعه و نسبت آن با آرمان هاي مورد نظر امام (ره)و انقلاب تا چه اندازه است؟

آرمان حضرت امام (ره) تحقق يك جامعه اسلامي بود البته با تاكيد روي اسلام ناب محمدي. در نگاه ايشان "اسلام ناب محمدي" اسلام مدافع آزادي و استقلال و مستضعفين و كوخ نشينان و در مقابل اسلام مرفهين بيدرد، اسلام آمريكايي، اسلام متحجرين و اسلام شاهنشاهي بود. سخنان چند سال آخر عمر مبارك حضرت امام پر از اشارات صريح به تقابل اين دو اسلام بود. بنظر بنده ايشان تصور روشن و خارق العاده‌اي از وظايف دولت مدرن داشت و تنها "اسلام ناب محمدي" را رهابخش براي مردم و مشكل‌گشا براي وظايف يك نظام اسلامي امروزين مي‌دانست.

*يعني مقايسه ارقام عملكرد نشان دهنده اين انطباق هست؟

با اين نگاه احتياجي نيست كه ليستي از پيشرفت ها و رشد اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي بدهيم تا نسبت توسعه و آرمانهاي ايشان مشخص شود . چرا كه در اين نگاه قبل از اين ليست ظهور انسانهايي طراز اسلام ناب محمدي بمعني تحقق كامل اين آرمان است . بهمين دليل ايشان تحقق آرمانش را در كودك سيزده ساله اي مي يابد كه همه هستي اش را به قربانگاه مي برد تا اسلام و ايران را حفظ كند . مي خواهم نتيجه بگيرم كه با گذشت سي سال از پيروزي انقلاب و بيست سال از وفات حضرت امام (ره) بايد براي درك آرمانهاي انقلاب و امام زاويه ديدمان را عوض كنيم و با تغييري كه در افقهاي نگاهمان به جامعه و جهان بوجود آمده لازم است با رويكرد هر منوتيكي با آن دوره روبرو شويم . وگرنه ما نمي توانيم به سادگي نه تمثيل شهيد فهميده را درك كنيم و نه آنكه بفهميم چگونه مي تواند يك موي كوخ نشينان بر همه كاخ نشينان و مرفهين بيدرد ارجحيت داشته باشد. بنده البته بعنوان يك قضاوت ميخواهم بگويم آن افق ديد ظرفيت شكوفايي سياسي و اقتصادي و اجتماعي را بشكل خارق العاده اي داراست. نمونه اش را مي توان در شاخص هاي توسعه كشور همزمان با يكي از طولاني ترين و خونين ترين جنگهاي تاريخ كشورمان ديد. اميدوارم روزي بيطرفانه پرونده ده سال تلاش در توسعه كشور كه يكي از آنها پيشبرد امور طراحي و اجرا ي صدها پروژه بعنوان طرحهاي انقلاب بود، گشوده شود. طرح مباركه و راه بافق بندر عباس، مس سرچشمه، كوره دوم ذوب آهن و صدها پروژه ديگر نمونه‌هايي از اين طرحها بودند.

*رويكرد سياست خارجي كشور در سه دهه گذشته و مدعاي دولت كنوني در باره بازگشت به خط امام در سياست خارجي را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

من نظر خودم را مي گويم. در مورد مشابهت و تفاوت با نظرات ديگر قضاوت با شماست. به نظر من پايبندي به اصولي كه براحتي از نظرات حضرت امام (ره) و متون معتبر انقلاب قابل استخراج است بهترين راه تامين منافع حياتي و منافع ملي ماست. به شرطي كه با ماجراجويي و حادثه آفريني همراه نشود. ما احتياج به تجزيه و تحليل واقعگرايانه از امور بين الملل و جهان و درك بدون توهم از فرصت ها و تهديدها داريم. همه اينها اگر با درك روشن و بدون خيال پردازي از تواناييهاي ملي و با يسته هاي اعتقادي و اصولي همراه نباشد نتيجه نخواهد داد . بنده اعتقاد دارم داشتن شرايط اقتصادي و سياسي مطمئن در داخل براي اعمال و پيگيري سياست خارجي فعال و قدرتمندانه ضروري است. سرنوشت وحدت ملي پيرامون منافع حياتي و ملي كشور از موفقيت در سياست خارجي جدايي ناپذير است. ما براي تامين حداكثر منافع خودمان در رابطه با جهان بايد مزيت هاي نسبي خودمان را بخوبي بشناسيم و بصورت عاقلانه و فعال از آنها در روابط بين الملل استفاده كنيم . سياست هاي تنگ نظرانه داخلي كه دايره طرفداران نظام را كم كند و يا سياستهاي اقتصادي كه نتواند عدالت را كنار توسعه و رشد سريع دنبال كند ضمن آنكه منابع داخلي را بهدر ميدهد موقعيت مارا در جهان تضعيف مي كند . ما بايد بررسي كنيم تا چه اندازه از موقعيت و ظرفيت هاي ژئو استراتژيكي و ژئو پليتيكي خودمان در سياست خارجي استفاده مي كنيم.
بنده به زبان تمثيل مي‌گويم كه براي مجاب كردن غرب و وادار كردن آنها براي دست كشيدن از سياست‌هاي مخاصمت آميز ، بيش از انكه احتياج داشته باشيم نيويورك و پاريس ويا لندن را مجاب كنيم ، احتياج به حضور خردمندانه و فعال در اسلام آباد و انكارا و باكو و دوشنبه و ايروان و كابل داريم . يادمان باشد كه در زمان حضرت امام (ره) و دوران دفاع مقدس وقتي رييس جمهورمان به پاكستان رفتند مردم لاهور در استقبال ، ماشيني را كه ايشان و ضياء الحق در آن سوار بودند روي دست بلند كردند . سئوال بايد اين باشد كه آيا ما اين ظرفيت‌ها را گسترش داده‌ايم ؟ آيا آنها را در همه زمينه‌هاي اقتصادي و سياسي و فرهنگي نهادينه كرده ايم ؟ ما كمتر توجه كرده ايم كه ابزار و دارايي ما در چانه زني يا مقابله با دشمنانمان همين مزيت هاي نسبي ما در جهان اسلام و منطقه است.
اين ظرفيت هم متاثر از جغرافياي سياسي كشور ماست و هم بر آمده از قدرت و نفوذ انقلاب اسلامي و اصول نشات گرفته از آنست . پرواز صدها هواپيما از ايران به دبي جز آنكه بازارهايمان را با كالاهاي مصرفي بنجل پركنيم و جيب دشمنانما ن را پركنيم كمكي به تقويت ما در خليج فارس نمي كند . ما با يد براي حفظ امنيت خودمان در خليج فارس عمق استراتژيك داشته باشيم . براي اينكار همانطور كه براي اقتصاد برنامه هاي پنج ساله مي نويسيم بايد استراتژي و برنامه روشن داشته باشيم . همه ما ها به اسم خليج فارس حساس هستيم ولي توجه نداريم كه همه كشور هايي كه با ما در يك حوزه تمدني بزرگ و درخشان سهيم هستند به اين اسم حساس هستند و آيا ما از اين ظرفيت استفاده كرده ايم و يا توانسته ايم چه با فعاليت هاي ديپلما تيك و چه توسعه تاسيسات زير بنايي به كشور هاي همسايه مخصوصا آسياي مركزي و قفقازاين عمق استراتژيك را ايجاد كنيم . دقت در مشكلات ورود ما به سازمان همكاريهاي شانگهاي بخوبي علامت هاي بيراهه رفتنمان را نشان مي دهد . گمان مي كنم خط امام ميتوانست و ميتواند راه حل هاي ديگري را براي تامين منافع حياتي و ملي ما نشان بدهد.

*در مورد توهم اعمال سياست هاي چپ و شبهه سوسيا ليستي در دوران دفاع مقدس و انگاره زدايي از اين ديدگاه تاريخي نظرتان چيست؟

در سئوال اصطلاح چپ بصورت منفي بكار گرفته شده ولي در اول انقلاب ودر آن دهه جريان چپ همين جريان خط امام خط دفاع از محرومين و مستضعفين خط برنامه ريزي و خط توسعه و خط آزادي بود . و اين چپ ربطي به سوسياليسم نداشت و دنبال اعمال سياستهاي سوسياليستي و شبه سوسياليستي نبود . اين جريان كه اكثريت مردم را نمايندگي مي كرد در مجلس و دولت اكثريت بودند واعتقاد داشتند كه تبعيت از "اسلام ناب محمدي" مي كنند و براي همين تمامي اين مجموعه براي مشخص شدن مرزهاي خود با جريانات ديگر خود را خط امامي ميخواندند . سياستهاي دوران جنگ در زمان حيات حضرت امام (ره) بكار گرفته ميشد . اگر ايشان ميديدند كه جريان سوسياليستي يا شبه سوسياليستي است و اسلامي نيست لحظه اي براي برخورد تعلل نمي كردند . بعضي از اقدامات چون قيمت گزاري با دستور مستقيم ايشان به قوه قضاييه و قوه مجريه شروع شد و يا دستور تعزيرات نيز همينطور . دليلش هم شرايط جنگ بود . بارها بنده ناظر پيگيري اينگونه سياستها از طرف ايشان بودم . مساله تعاوني ها كه به دليل فشار جريان راست متوقف شده بود دو سه بار بطور مستقيم از سوي ايشان پيگيري شد . البته عده اي در اين كشور بودند كه اين نوع سياستها به منافع آنها لطمه مي زد دولت را به انگهاي مختلف مورد حمله قرار مي دادند . به طور طبيعي يك عده اي هم پشت سر اين كليشه سازي جمع ميشدند كه همه از يك انگيزه در مخالفت با دولت تبعيت نمي كردند . در ميان اينها افراد مذهبي ويا انقلابي كم نبودند و بنده هميشه احترام آنها را داشتم گر چه منافع مردم و كشور را بر هر ملاحظه ديگر ترجيح مي دادم . ولي عده اي ديگر بودند كه هيچ حسي نسبت به مصالح ملي و دفاع مقدس و خون شهدا نداشتند . اينها نه به هويت اسلامي احساس تعلق مي كردند و نه پايبند به مرزهاي ملي بودند . تعجب آور نبود كه بارها تئوريسين هاي اينها در شرايطي كه در آمد نفت بين 6تا7 ميليارد دلار نوسان داشت وبه سختي روزهاي جنگ را مي گذرانديم و در حاليكه بيش از نصف همين در آمد نيز بطور مستقيم بعنوان هزينه هاي دفاع مقدس پرداخت ميشد بما توصيه مي كردند نرخ ارز را آزاد كنيم . آيا حق نبود كسانيكه ارقام و آمارو واقعيتها دستشان بود نسبت به مقاصد اينگونه افراد شك بكنند . يكبار در سال 64 بنده با يكي از اين نظريه پردازها بعد از راي اعتماد دولت از مجلس ملاقات كردم . ايشان حدود يكساعت از مزاياي سياست تعديل در آن هنگامه جنگ و بحران صحبت كرد و اينكه اگر اينكار بشود كشور گلستان ميشود و چه و چه . ايشان وقتي صحبت را شروع كرد بنده حساس شدم و بخودم گفتم تامل كنم تا همه صحبتها را بشنوم . در آخر صحبت بنده گفتم كه شما يك نكته را فراموش كرديد وقتي سئوال كرد چه نكته اي ، گفتم آنكه بعد از اعمال اين سياستها دستهايمان را جلوي صدام بلند كنيم . من هنوز يادم هست كه در يك ساعت صحبت ايشان كلمه اي در رابطه با دفاع مقدس اشاره نشد و بعدها بنده به اين جلسه بارها فكر كردم و به نتيجه رسيدم كه براي اين فرد و دوستانش مرزهاي ملي ومصالح ملي ويا مصالح ديني بي معناست . بعد از اتمام وظايف دولت ، بنده هيچگاه تعجب نكردم كه آنها همان نظريات را پي بگيرند بلكه تعجب بنده از دوستاني بود كه در زمان همكاري با دولت زمان حضرت امام (ره) از " ماي نوعي " تندتر بودند ولي وقتي ورق برگشت ما را به كوپنيسم و سوسياليسم متهم كردند و حتي شخصيتي چون مرحوم عالي نسب با آن همه خدمت و سابقه تدين را با انگلس مقايسه كردند. بنده در سياستهاي دوران جنگ هميشه به اقتصاد اسلامي فكر مي كردم و مجموعه سياستهاي بكار گرفته شده در آن زمان را تنها راه ايستادگي يك كشور انقلاب كرده و در حال جنگ مي يابم و بعدها وقتي شرايط بعضي از كشورهاي در حال جنگ را مطالعه كردم و روي سياستهاي آنها دقت كردم اين شبهه براي بنده ايجاد شد كه آيا در بعضي جا ها كوتاه نيامديم . شما سياستهاي چرچيل را در زمان جنگ مطالعه كنيد ، آنها حتي كارگاههاي دو نفره را از جهت ورود مواد اوليه و خروجي كالا و توزيع آن زير نظر داشتند. به هر حال بعد از جنگ نه آن گروه مومني كه اشاره كردم بلكه امثال افرادي كه اشاره شد كليشه اي از دولت دفاع مقدس ساختند و سپس با قلم‌هاي خود آنرا آماج حملات قرار دادند . بنده هم نيازي به پاسخ نمي ديدم چون ذائقه مردم و رزمندگان و قشرهاي مستضعف از نتيجه سياستهاي آن دوران پاسخ آنها را مي داد . اگر شما سئوال نمي كرديد بنده علاقه اي به باز كردن موضوع نداشتم.
بنظر شما ميزان تطابق روند هاي توسعه يي كشور با اهداف و چشم انداز 20 ساله تا چه اندازه است ؟
با روند موجود تحقق چشم انداز امكان پذير نيست . يادمان باشد بعضي از رقيبان ما سرعت زيادي در توسعه پيدا كرده اند و شكاف ما و آنها مي تواند تعادل هاي منطقه را بهم بزند و با توجه به ادعاي اسلاميت از سوي ما اين شكاف مي تواند بضرر هم اسلام و هم ايران باشد . بنده گمان ميكنم طراحان و تصويب كنندگان چشم انداز در سند چشم انداز نگران اين شكاف بوده اند.

*عدالت از ديدگاه حضرت امام (ره) و نسبت آنرا با عملكرد دولت هاي دو دهه گذشته چگونه ارزيابي مي كنيد؟

حضرت امام (ره) نقش انبيا را دو چيز مي داند ، دعوت به "خدا و معنويت" و " اقامه عدل و قسط در جامعه". شما به نوشته ها و گفته هاي ايشان رجوع كنيد بارها تذكر اين دو نكته را خواهيد يافت . ولي ما متاسفانه بيشتر اوقات از تقارن ضروري اين دو نكته با هم غفلت كرده ايم . ما يا عدالت را در مقابل توسعه قرار داده ايم و آنرا محكوم كرده ايم ويا كليشه اي بعنوان توزيع فقر ساخته ايم تا عدالت را مورد حمله قرار دهيم و يا آنرا در مقابل يك ارزش بنيادي ديگر مثل آزادي قرار داده ايم بدون آنكه توجه كنيم آزادي از دل عدالت بيرون مي آيد . و گاهي هم ديده ايم كه عده اي شعار عدالت را به ابزاري پوپوليستي براي جذب آراء و قلوب تبديل كرده اند. در اين مدت تقريبا تمام كليد واژه هاي مرتبط با عدالت از ادبيات سياسي و اقتصادي ما حذف شده است. بدتر آنكه ما منابع كمياب كشور را در خدمت اغراض سياسي و اهداف كوتاه مدت بكار گرفته ايم وبا ين ترتيب غول فساد را در كشور بيدار كرده ايم . بنده بعنوان دفاع از انقلاب و امام (ره) مي گويم هيچكدام از اين رويكردها ارتباطي با اهداف ايشان و نظر ياتشان در مورد عدالت ندارد.

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 18:32 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس