تبليغاتX
ღ♥ღ آبیــــــز گل آویـــــــــــزღ♥ღ
 



یک ٬ جلوش تا بینهایت صفرها!

کی بود
یکی نبود
غیر از خدا
هیچ چی نبود
هیچ کی نبود
خدا تنهابود
خدا مهربان بود
خدا بینا بود
خدا دوستدار زیبایی بود
خدا دوستدار شایستگی بود
خدا از سکوت بدش می آمد
خدا از سکون بدش می آمد
خدا از پوچی بدش می آمد
خدا از نیستی بدش می آمد
خدا آفریننده بود
مگر می شود که نیافریند؟
ناگهان ابرها را آفرید


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 10:42 | لینک ثابت |

 

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده کرد و گفت :

اما من درخت نیستم. تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی.

پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم

. اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم.

انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممکن بود.

پرنده گفت: راستی، چرا پر زدن را کنار گذاشتی؟

انسان منظور پرنده را نفهمید، اما باز هم خندید.

 آنگاه خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید

تو ر ا با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی.

راستی عزیزم، بال هایت را کجا گذاشتی؟

انسان دست بر شانه هایش گذ اشت و جای خالی چیزی را احساس کرد .

آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست!!!!!


نوشته شده توسط حسین در شنبه سی و یکم فروردین 1387 ساعت 10:34 | لینک ثابت |
          

 شبی از شبها  تو  به  من  گفتی که  شب باش:

 من که شب بودم و شب هستم و شب خواهم بود

  به   امیدی  که   تو   فانوس  شب   من   باشی                 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 19:56 | لینک ثابت |
نويسنده: محسن فرجي

از عليرضا حسني آبيز فقط اين را مي دانستم كه دو مجموعه شعر دارد. البته خودش را هم چندباري ديده بودم. مي دانستم كه دارالترجمه هم دارد. فقط همين. پس گفتم دست به دامان اينترنت بشوم تا ردپايي از آبيز در آن بيابم. اما در فضاي مجازي هم چندان خبري از او نبود، جز اين كه جايي را پيدا كردم كه نوشته بود: عليرضا آبيز متولد آبيز خراسان (مرداد 1347) است. او از دانشگاه فردوسي مشهد مدرك ليسانس و از دانشگاه تهران مدرك فوق ليسانس زبان و ادبيات انگليسي را دريافت كرده است. نقد ادبي و شعر از حيطه هاي مورد فعاليت وي است.
    
    
    بعد هم فهرست كتاب هاي او (دو مجموعه شعر و دو كتاب ترجمه) آمده بود. اما پيش از آن كه اسامي كتاب هاي آبيز را بياورم، به نكته بامزه اي بپردازم كه در همين وبگردي به آن برخوردم؛ آقاي نويسنده و مترجمي كه مقيم خارج است در گفت و گويي كاملاجدي با ايسنا عنوان كرده بود كه شعرهاي آبيز را در دو كتاب <ترمز كن بايد پياده شويم> و <قارچ با سس مكزيكي> دوست دارد و مي پسندد.
    
    
    حالاممكن است بپرسيد كجاي اين اظهار نظر، با مزه بوده است؟ وقتي اين سوال را مي پرسيد، يعني اين كه احيانا شما هم جزو كساني هستيد كه آبيز را نمي شناسيد. چون اسم كتاب هاي شعر او اين است: <نگه دار بايد پياده شويم> و <اسپاگتي با سس مكزيكي.>
    
    
    وقتي از جستجوي آبيز در اينترنت نااميد شدم، گفتم به خودش زنگ بزنم. مثل همان يكي دوباري كه قبلابا او تلفني صحبت كرده بودم. خوش خنده و اما چيز چنداني از توي حرف هايش در نيامد. چون بيش تر سوال هاي من را به شوخي برگزار كرد. مثلاگفت تاريخ تولدم را كه مي دانيد، جاي تاريخ مرگ را هم خالي بگذاريد!
    
    
    يا وقتي پرسيدم چرا كم كار هستيد، جواب داد: منظورت كم كاري غده تيروئيد است؟!
    
    
    البته بعد كمي جدي شد و گفت كه در حوزه هاي ديگر، مثل ترجمه فارسي به انگليسي، خيلي هم پركار است و علاوه بر آن، اين تلاطم هاي زندگي اش بوده كه نگذاشته بيش تر كتاب شعر منتشر كند. چيز ديگري كه گفت اين بود كه مي توانم به خوش تيپي اش اشاره كنم كه البته من خودم اشاره كرده بودم. و ديگر اين كه دو دختر دارد به اسم هاي به آفريد و مهرآفريد. همين.
    
    
    البته ناكامي من در جستجوي اينترنتي و تماس تلفني با او، حسن بزرگي هم با خود داشت و آن اين كه از همين دو كتاب شعرش بيش تر بنويسم؛ <نگه دار بايد پياده شويم> به سال 1377 منتشر شده، توسط انتشارات فرهنگي هنري نارنج. كتاب با طرح جلد و طراحي هاي هانيبال الخاص همراه است. (اين كلمه <همراه> چه قدر اين جا درست نشسته است. چون طرح هاي الخاص هم مثل شعرهاي آبيز، به ظاهر بدوي و در عين حال بسيار عميق و جسورانه است.) آبيز اين كتاب را در اولين ديداري كه با او در دارالترجمه اش داشتم به من هديه كرد و دري از شعرهاي شگفتش به رويم گشود. شعر سوم را از بخش سوم كتاب <نگه دار بايد پياده شويم> بخوانيد: <آليوشا، آليوشا، مي شنوي/! بوي بلوط از گلوگاهت مي تراود/ كلاهت در شاخه پنجم جا مانده است/ از اين جا براي تو آوازي پست مي كنم / كنار آتش دستانت را به هم مي مالي/ چراغ را روشن مي كنم/ چاي داغ را مي نوشي/ نگاهت مي كنم/ كاجي جوان ميان سينه ات مي رويد/ او در ميانه جنگل ايستاده است/ تو در ميانه جنگل ايستاده اي/ غزالي روشن بر افق مي گذرد/ سپيده دم از رودخانه گذر مي كني/ شانه كوچك را كنار آينه مي گذارم/ بر گورهاي تازه گام مي نهي/ كفش ها را كنار در جفت مي كنم/ كولاك زمستاني شولاي ديگري مي خواهد/ كودكان را به حافظه مي سپارم/ شامي تازه در راه است آليوشا/ شامي تازه در راه است/ در تاريكي بمان/ او خود تو را خواهد يافت/ تو تكيه داده اي با موهايت در باد/ نگاه تو در من غرق مي شود/ از كوچه آهسته مي گذرم/ به خانه مي آيم/ تو بر ايوان نشسته اي پوتين هايت را مي دوزي.>
    
    
    در پايان اين كتاب عنوان شده بود كه دو كتاب هم از آبيز منتشر مي شود: غسل مي كنم غسل مسّ ميت (مجموعه شعر) و مولانا و سورآليسم (پژوهش ادبي.)
    
    
    اين دومين هنوز منتشر نشده، اما اولي خودش شده است بخشي از كتاب بعدي آبيز، يعني <اسپاگتي با سس مكزيكي.> اين كتاب در سال 83 درآمده و ناشرش ثالث است شعرهاي 1377 تا 1382 شاعر را در برمي گيرد كه مثل كتاب اول آن چه به اين شعر ها تشخص مي بخشد، جسارت شگفت انگيز آبيز در پرش هاي زباني و زماني است. او با همان لهجه بدوي اش به ميان قوم ها و قبيله هاي مختلف مي رود و گذشته را به امروز مي آورد يا امروز را به گذشته پرتاب مي كند. اين هم شعري از كتاب <اسپاگتي با سس مكزيكي> و ختم كلام: <عشق مي برد مرا به بوي اسطوخودوس بوي دور اسطوخودوس/ و آن پرنده بياباني در گندمزار/ در آن شب قديم نيم شب قديم/ هي ها! هي ها! سبوي تشنه در شاخسار بادام/ درخت شكسته در گلوي قناري/ مي دويدم مي دويدم از تپه هاي ماسه اي بالا/ و زوزه گرگ ها را دوست داشتم با بوي دور اسطوخودوس/ اي كاش مي مردم در آن بو از آن بو/ تاول مي زد اندامم در آب آن جو/ مي خوردم از كندوي زنبوران در صحرا/ مي خوابيدم در ماه بيابان/ جانم در دستانم چون سبويي بود/ مي نوشيدم او را در شب در نيم شب/ از جاليز آواز هندوانه مي آمد/ مارها درهم مي رفتند/ آويشن كوهي، كاكوتي، اي بوي تلخ اسطوخودوس، اي زن>!
    
□منبع: روزنامه اعتمادملی مورخه۲۲/۱/۸۷
نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 ساعت 12:42 | لینک ثابت |

 

امروز قصد دارم  به بيان سندي تاريخي در مورد اوضاع و وضعيت آبيز در سال 1316 خورشيدي بپردازم.مطالعه اين سند و مقايسه وضعيت آن زمان آبيز با وضعيت فعلي آن بي شك حاوي نكات ارزنده و درسهاي بسياري است. لازم به ياد آوري است اين سند گزارش مدير دبستان منوچهري آبيز در مورد اوضاع اجتماعي،آموزشي و بهداشتي آبيز است.

وزارت معارف و اوقاف و صنايع مستظرفه- ادراه ايالتي معارف و اوقاف مكران دايره: گزارش دوماهه مهر و‌آبان سال 1316 دبستان منوچهري( آبيز)

1- اوضاع اقتصادي بر مدار سابق دوران دارد و تغييري كه مستلزم عرض باشد پيدا نكرده است بجز گراني كليه ارزاق و اجناس و سختي تحصيل آن اززيركوه 2- اوضاع اجتماعي اهالي به نوعي كه در راپرت آذر و ديماه سال 1315 مفروض است بكلي ناقص و بملاحضه فوق العاده كه اينان را ازشش جهت احاطه نموده به اين زوديها نميتوان به تغيير اين ملك اميدوار بود زيرا علاوه بر مفروضات راپرت فوق الذكر شغل بيشتر ساكنين اين قريه بلوك و خشت مالي و فخاري است وچون آنهم در محل مصرف ندارد جوانان اين قريه در اواخر فروردين ماه دسته دسته عزيمت مشهد مقدس نموده و در آنجا به انجام اين شغل اشتغال      مي ورزند تا اواخر آبانماه كه با دسترنج مذكور بدستجات عديده مراجعت مينمايند متأسفانه اين كار هم ازدوحيث مورث بدبختي آنان ميشود اولاً خرابي كليه مايملكشان كه از بي پرستاري ملك باير- منزل خراب -اسباب منزل بواسطه زندگاني زن و فرزند بازمانده فروخته شده ثانياً انواع و اقسام  امراض مخصوصاً... گرفتار و براي بازماندگان خود سوغات       مي آورند و اوضاع ساختمان محل و تنگي وكثافات معابر عمومي نيزبتقويت آن كاملاً همراهي مينمايد.3- حادثه مهمي كه قابل عرض باشدروي نداده الا اينكه در اين ماه عده ای ازنوآموزان و دانش آموزان اين دبستان مريض بوده و از حضور در دبستان منفر بوده اند.4- رفتار مأمورين تقريباً طبق وظيفه بوده و از آنان بدرفتاري مسموع نمي شود. مدير دبستان منوچهري- دبستان دولتي آبيز

 

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 ساعت 9:46 | لینک ثابت |

بود شمعي در غم پروانه اي

 روشن و تنها به فکر چاره اي

 شاپرک پروانه اي در فکراو

 آتشي در جان او افکنده بود

 درد پروانه ز درد شمع بود

 شمع هم از درد پروانه فروزان گشته بود

وفاي شمع را نازم كه بعد از سوختن

به صد خاكستري در دامن پروانه ميريزد

نه چون انسان كه بعد از رفتن همدم

 گل عشقش درون دامن بيگانه ميريزد

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 19:55 | لینک ثابت |

                               
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت ، لختي در ايستگاه دنيا توقف كرد و پيامبر رو به جهانيان معرفی كرد و گفت:
مقصد ما خداست . كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه رنج و عشق توامان بخواهد ؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي است تنها براي گذشتن ؟


قرن ها گذشت اما ازتعداد بيشمار آدميان جز اندكي بر آن قطار سوار نشدند. ازجهان تا خدا هزار ايستگاه بود.
در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد ، كسي كم مي شد قطار مي گذشت و سبك مي شد ، زيرا سبكي قانون راه خداست .
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت، به ايستگاه بهشت رسيد . پيامبر گفت اينجا بهشت است . مسافران بهشتي پياده شوند،اما اينجا ايستگاه آخر نيست .
مسافراني كه پياده شدند ، بهشتي شدند .اما اندكي ،باز هم ماندند ،قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد و گفت :
درود بر شما ،راز من همين بود .آن كه مرا ميخواهد ، در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد .
و آن هنگام كه قطار به ايستگاه آخر رسيد ديگر نه قطاري بود و نه مسافري .
                 
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 9:25 | لینک ثابت |

یه شب تو خلوت دلم ، یه سر زدم به آسمون
تو اونجا بودی و بمن ، گفتی نرو پیشم بمون
اون شب دلم پیشه تو موند ، پیله درداشو شکوند
یادمه که شب تا سحر ، ماه واسمون قصه می خوند
قصه دل دادن گل ، قصه عشق و عاشقی
قصه مرگ شاپرک ، واسه یه شاخه رازقی
یادته ماه چه ساده بود ، قشنگ و بی ریا و پاک
یادمه بذر عشقمون ، همونجا افتاد روی خاک
دل تو گوشم یواشکی ، گفت نذارم سحر بشه
قرار شد اون شب دل تو ، تمومه حرفاشو بگه
درسته اون شب سر اومد ، صبح شد و آفتاب در اومد
دلم گرفت به قلب تو ، از ابرا پائین نیومد
دلمو دادم دست دلت ، هیچ جا اونو جا نذاری
یادت باشه واسه دلم ، شریک و همتا نیاری
.

 

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 9:11 | لینک ثابت |
   
    

شراب را دوست دارم چون رنگ خونه . خون را دوست دارم چون در رگ جاريست . رگ را دوست دارم چون به قلب راه داره . قلب را دوست دارم چون جايگاه توست

                                    

بچه که بودم تا 10 ميشمردم ، فکر ميکردم آخر همه چي 10 هستش، حالا نميدونم آخر دوست داشتن چقدره ، ولي ميخوام بگم دوستت دارم قدر 10 تاي بچگي

 

عا شقه سر مست و بي پروا منم*** بي خبر از خيش و از دونيا منم*** بس که با جان و دلم آميختي*** کس نداند اين تو هستي يا منم...؟؟؟

 

سن خودتو ضرب در 777 بكن بعد دوباره در عدد 13 ضرب كنيد عدد جالبي بدست مي آيد

 

وقتي يه مشکل بزرگي داشتي نري پيش خدا بگي خدا جون من يه مشکل بزرگ دارم.... برو پيش مشکله...بگو مشکل جون من يه خداي بزرگ دارم... حل ميشه

 

پيروزي افتخار آميز دانشمندان ايراني در عرصه ي انرژي هسته اي و دستيابي آن عزيزان به اورانيوم غني شده رو ولش كن خودت چه طوري

                                       

اگه خواستي يه كسي، عاشق هم نفسي، عمرشو حيرونت كنه، جونشو قربونت كنه، جون مادرت رو ما يكي حساب نكن

           

اگه يه وقت به سيخ کشيدمت ناراحت نشو چون خيلي جيگري

 

غضنفر ميفته داخل چاه داد ميزنه کمک يه نفر طناب ميندازه پايين غضنفر رو ميکشه بالا ميبينه مرده بعدا معلوم ميشه طناب رو بسته دور گردنش

 

غضنفر مي گن کي ادم ميشي؟ميگه من اهل اين قرتي بازي ها نيستم

                

عشق مثله ابه.....مي توني تو دستات قايمش کني....اما يه روز باز مي کني مي بيني نيست....قطره قطره چکيده و بي انکه بفهمي دستات پر از خاطرست

 

يه روز يه ترکه يک کيلو شکر مي خره براي اينکه مورچه نخوره روش مي نويسه نمک

 

هميشه واسه گلي خاک گلدون باش که اگه به آسمون هم رسيد يادش باشه ريشش کجاست

 

مهم نيست كه دلت دريا باشه يا بركه، مهم اينكه كه نزاري كسي توش جيش كنه

              

دل آدم ها به اندازه ي حرفهاشون بزرگ نيست ... اما اگه حرفاشون از دل باشه مي تونه بزرگترين آدم ها رو بسازه

 

مي دوني اگه صخره و سنگ تو مسير رودخانه ي زندگيت نباشه صداي آب اصلا قشنگ نيست؟

 

کاش دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود. وقتي دستت زخم مي شه چشمت گريه ميکنه و وقتي چشمت گريه مي کنه دستت اشکشو پاک مي کنه

 

ميگن لبخند ربطي به مرگ نداره ولي تو بخند تا من برات بميرم...

 

آيا مي دانيد که تفاوت پير دختر با پير پسر چيست؟ اولي موفق نشده ازدواج کنه ولي دومي موفق شده ازدواج نکنه

               

کاش بودي تا دلم تنها نبود تا اسير غصه ي فردا نبود کاش بودي تا براي قلب من زندگي اين گونه بي معنا نبود کاش بودي تا لبان سرد من بي خبر از موج و از دريا نبود کاش بودي تا فقط باور کني بعد تو اين زندگي زيبا نبود

يک روز رسد غمي به اندازه ي کوه ، يک روز رسد نشاط به اندازه دشت ، افسانه ي زندگي اين چنين است عزيزم در سايه کوه بايد از دشت گذشت

 

هر که شد محرم دل در حرم يار بماند وان که اين کار ندانست در انکار بماند اگر از پرده برون شد دل من عيب مکن شکر ايزد که نه در پرده پندار بماند

 

وقت تونستي برف روسياه کني . هر وقت تونستي پاي کلاغ رو سفيد کني . هر وقت تونستي آتش رو ببوسي هر وقت تونستي توي آب يه نفس عميق بکشي اون موقع من هم مي تونم تو رو فراموشت کنم

 

ارتباط آهنگ هاي جديد با احکام: 1) خوشگلا بايد برقصن : امربه معروف ، 2) اي قشنگترازپريا ، تنها تو کوچه نريا : نهي از منکر، 3) يه ماچ داد و دمش گرم : اکرام ايتام ، 4) نمره 20 کلاسو نمي خوام :
 
    

نظر یادتون نره 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 ساعت 19:37 | لینک ثابت |
    

                          

                آبیز گل آویز       

   

   اگر یه روز شنیدی که هزار نفر دوست دارن بدون که اولیش منم

اگر یه روز شنیدی که صد نفر دوست دارن بدون که اولیش منم

 

      

 

اگر یه روز شنیدی که ده نفر دوست دارن بدون که اولیش منم 

اگريه روز شنيدي كه يك نفر دوست داره بدون كه اون منم

اگر یه روز شنیدی که هیچ کس تو رو دوستت نداره بدون که اون روز من مردم

 

      آبیز همیشه سرسبز باش

      

 

 

                    

نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 14:5 | لینک ثابت |
                                                       
پُره بغضم ،پره بارون، پره از توشه ی دردم
توی دفترچه ی شعرم دنبال چشات می گردم
من مسافرم تو جاده، باید از تن تو رد شم
اونقدر گمت کنم تا جای پاهاتو بلد شم
 هنوزم در انتظارم هنوزم یه بی قرارم
 
                                                                
                                     مثل ابری که اسیره از غم چشات می بارم
                                     تو غزل غزل ترانه توی فصل نا امیدی
                                    تو شب سرد شکستن تو به داد من رسیدی
                                      پُره بغضم ،پره بارون، پره از توشه ی دردم
                                 توی دفترچه ی شعرم دنبال چشات می گردم
***                    
نوشته شده توسط حسین در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 ساعت 13:38 | لینک ثابت |
      
 

               


  به جاي دسته گلي که فـــردا بر قبــرم نثار ميکني 

               

 

  امـــروز با شاخه گلي کوچک ، يــادم کن 


 

  به جاي سيل اشکي که فـــردا بر مزارم ميريزي



 

  امـــروز با تبسمي ، شــادم کن 



 

 به جاي آن متن هاي تسليت گونه که فــردا در روزنامه ها برايــم مينويسي  

 

  امروز با پيام کوچکي ، خوشحالم کن 



 

  من ، امـــروز به تو نيـــاز دارم 

        

 

  نـــــــه فـــــــرداونه پس فردا 

 

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 22:23 | لینک ثابت |
  

 

                                             

ايرانسل عشق را تكميل مي كند: در نيمه شبها با دقايق رايگان ايرانسل مخ عزيزانتان را كاملا بزنيد!! عشق را با ايرانسل معني كنيد

          

                         

يك داستان: ميگن يه روز ده نفر داشتن توي جنگل ميرفتن. دوتاشون ميفتن توي چاه. تلاش ميكنن كه بيان بالا اما بقيه داد ميزدن كه شما نميتونيد بيخيال شين. يكيشون قبول ميكنه و ميميره. اما اون يكي همچنان تلاش ميكنه در حالي كه بازم بقيه داد ميزدن تو نميتوني. بالاخره ميرسه بالا. همه تعجب ميكنن. تازه ميفهمن كه طرف كر بوده. روي كاغذ مينويسه: دوستان از اينكه منو تشويق كردين تا بيام بالا ممنونم. پس لازمه بعضي وقتا كر بشيم

 

لشكر گوسفندان كه توسط يك شير اداره ميشود، ميتواند لشكر شيران را كه توسط يك گوسفند اداره ميشود، شكست دهد

 

تاريخ انقضاي خنده روي صورت هيچكس حك نمي شود

ديوانه كسي است كه حرف دلش را مي زند

                 

          

                      Marry Me - 29

با همه ي وجودم سرم رو روي شونه هاي مهربونت ميزارم و يواشکي دماغمو با لباست پاک مي کنم !

خدايا از آنروز که مرا آفريدي بجز کارهاي زشت چيزي نديدي ×.×.× خدايا دمت گرم شتر ديدي نديدي

            

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 ساعت 15:30 | لینک ثابت |

کاش می شد که ردای عشق را خوب و شاهانه بپوشم یک بار
کاش می شد همه ی دنیا را با تمام بد و خوبش بفروشم یک بار
من ندانم چه کسی می خرد این بی مقدار
من فقط می دانم که دلم می گوید من برای تو بمیرم یک بار
عاقبت این دل من کوزه ای از عشق شود
کوزه در دست بگیرم و بنوشم یک بار
هر چه قدر می روم اندر پس کوچه خبری نیست که نیست
تو چگونه شده ای چیره به قلبم که صدایت نشنیدم یک بار
من نخواهم می و ساقی و شراب
فارق از هر خمی و ,عیشم و نوشم یک بار
عاشقی زجر خوشی در دل عاشق باشد
سخن عشق رسیده است به گوشم یک بار
همه شب صد سخن عشق بگویم در دل
که نشاید و نباید که خموشم یکبار
شود این یکبارم چو هزاران هزار
ولی افسوس نخواهم که بکوشم یک بار

 

نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 20:6 | لینک ثابت |
    sms & jok

    

 

 
مي دوني ادما بين الف تا ي قرار دارند . بعضي ها مثل "ب" برات مي ميرند،مثل "د" دوستت دارند، مثل "ع" عاشقت مي شوند، مثل "م" منتظر مي مونند، تا يک روز مثل "ي" يارت بشن

 

سکوت دردناک است اما در سکوت است که همه چيز شکل ميگيرد و در زندگي ما لحظه هايي هست که تنها کار ما بايد انتظار کشيدن باشد.

                                    

تو مراسم ختم لره بلندگو ميگه : مرحوم وصيت کرده ، سياه نپوشين . يکي داد ميزنه : مرحوم گه خورده ، ما به احترامش مي پوشيم

                                 

تركه مي ره امتحان گواهي نامه بده چند بار رد ميشه بعد تو راه پليس جلوش رو مي گيره مي گه گواهي نامه تركه مي گه دادين كه مي خواين؟

                                   

اگه عشق نباشه مولکول‌هاي اکسيژن و هيدرژن نمي‌تونن اينقدر محکم همديگر رو فشار بدن که اشک جفتشون در بياد!!

 

اگه با ديدن من غم تو دلت جون ميگيره ميميرم كه تا ابد قلب تو آروم بگيره

                                       

زندگي مثل يه پل قديميه! به اين فکر نکن که اگه تنها ازش بگذري ديرتر خراب ميشه به اين فکر کن که اگه افتادي يکي باشه که دستتو بگيره

 

هميشه پشت سر هر مرد موفق ، زني است که نتونسته جلوي موفقيت شو بگيره

 

آخرين خبر از تيم ملي: کريم باقري به عنوان مترجم علي دايي انتخاب شد

                       

عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر عشق يعني سر به دار اويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن

 

زدوستان دو رنگم عجيب دل تنگ است..... فداي همت آن دشمني كه يكرنگ است

 

عشق يه سمه شيرينه ... بدون نسخه ي کسي که دوسش داري مصرفش نکن . از از دسترس بچه ها دور نگهش دار...و در محل تاريک ازش مواظبت کن

 

وقتي قلبت شکست ٬خورده هاشو يه گوشه نگه دار درسته که هيچ وقت مثل اولش نمي شه اما شايد بتوني تکه هاي گم شده ي يه قلب ديگه باشي . . .

                         

آنقدر اسم تو را زمزمه کردم که لبم سوخت اما نام تو را توبه نکردم جگرم سوخت

 

وقتي که رفتي هم روحم سوخت هم جيگرم . با رفتنت دوگانه سوزم کردي

 

پيچ جاده ، آخر راه نيست مگر اينکه تو نپيچي!

 

بهترين نوع پاسخ به هر سوال? پاسخي است که مثل ميني ژوپ باشد!!! آنقدر بلند که همه مطلب را بپوشاند! و آنقدر کوتاه که جذابيت موضوع حفظ شود

 

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند.

                                      

نسل سوم ؛ بد شانس ترين نسل تاريخ ايران :‌ تو نوزادي شير خشک ناياب شده بود... تو بچگي هم دوران جنگ بود... دوران تحصيل هم هر چي طرح بود رو ما امتحان کردن... نظام قديم، نظام جديد، نظام خيلي جديد... رسيديم دانشگاه سهميه ها بيداد کردن... فارغ التحصيل شديم به خاطر زياد بودن جمعيت کار پيدا نشد... خواستيم ماشين بخريم بنزين سهميه بندي شد

 

خدا جون وقتي منو نقاشي مي کردي زيبا نقاشي کردي ؛ ممنون سالم نقاشيم کردي ؛ ممنون ولي آخه چرا خدا جون تنها نقاشيم کردي؟

 

رشتيه به زنش ميگه: خانم جان دوست داشتي مرد بودي؟ زنه ميگه: نه، دوست داشتم تومرد بودي

 

تركه نذر كرده بود كه هزارتا صلوات بفرسه ميره دم ورزشگاه آزادي مي گه جميعن صلوات

 

ترکه را آدمخورا ميگيرندش، رئيس شون ميگه: اين رو پوستش رو بکنيد تا ازش قايق درست کنيم.ترکه چاقو را بر ميداره و چند بار فرو ميکنه توي شکمش. ازش ميپرسن چرا همچين کردي؟ ميگه: قايقتون رو سوراخ کردم!!!

نظر یادتون نره.

روي قبرم بنويسيد مسافر بوده است بنويسيد كه يك مرغ مهاجر بوده است . بنويسيد زمين كوچه ي سرگردانيست او در اين معبر پرحادثه عابر بوده است صفت شاعر اگر همدلي و همدرديست در رثايم بنويسد كه شاعر بوده است بنويسيد اگر شعري ازاومانده بجاي مردي از طايفه ي شعر معاصر بوده است . مدح گويي و ثنا خواني اگر دين داريست بنويسيد در اين مرحله كافر بوده است . غزل حجرت من را همه جا بنويسيد روي قبرم بنويسيدمهاجر بوده است

 

کنار آشنايي تو آشيانه مي کنم فضاي آشيانه را پر از ترانه مي کنم کسي سوال مي کند براي چه زنده اي؟ ومن براي زندگي تو را بهانه مي کنم

 

آدما فکر مي کنن شاعرا خيلي غم دارن کاشکي فقط اين بود اونا خيلي کسا رو کم دارن عاشق کسي ميشن که عاشقاش فراوونه بين انتخاب عشقش عمريه که حيرونه

 

به اندازه قليون دوست دارم اگه گفتي چرا؟ ق?>براي قشنگيت ل?>براي لبخندت ي?>براي يكي بودنت و?>براي وفايت ن?>براي نگاهت

 

مي دوني چرا زنها بيشتر از مردها عمر مي کنند؟ . . . چون زن ندارن!

سوال کنکور 87 آرامگاه سعدي کجاست !؟ 1- خونشون!؟ 2- خونمون !؟ 3- تو حياط !؟ 4- اتاق تمساح ها

نظامي ترين جمله عاشقانه: توي اردو گاه قلبتء منم يه اسير جنگيء تو منو شکنجه ميديءتوي اين قلعه ي سنگي

نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 19:29 | لینک ثابت |
 .

در نظر بگيريد كه سرعت كامپيوتر شما مرتباً كمتر و كمتر مي شود، برنامه هاي نرم افزاري زمان زيادتري براي اجرا شدن لازم دارند و زمان وارد شدن به يك سايت در اينترنت، بسيار طولاني مي شود. اتصال به شبكه اينترنت، هميشه مقصر و علت اصلي در پايين آمدن سرعت كامپيوتر نيست، بلكه خود كامپيوتر، مهمترين علت آن است. تعداد برنامه ها، فايل هاي قديمي و حتي تنظيمات اشتباه، از دلايل كم شدن سرعت كامپيوتر هستند. 10 نكته مهم ذيل به كامپيوتر شما سرعت مي بخشد:

1- استارت سريع!
اگر عمل Shutdown در كامپيوتر درست انجام نشود، كامپيوتر در استارت بعدي، براي اينكه هارد را از لحاظ داشتن خطا يا اشتباه چك كند، با برنامه Scandisk استارت مي شود كه مستلزم صرف زماني طولاني است. براي اينكه از اجرا شدن Scandisk جلوگيري كنيد، به ترتيب زير عمل كنيد:
از منوي استارت بر روي Run كليك كرده و بعد دستور msconfig را اجرا كنيد. سپس قسمت system configuration programs را باز كنيد و در قسمت Register، general كليك كنيد و سپس فرمان Scandisk after error by shutdown disabled را فعال كنيد. در آخر، همه پنچره ها را با دستور ok ببنديد و ويندوز را دوباره استارت كنيد.

2- از كار انداختن پخش آهنگ هنگام بالا آمدن سيستم
اگر كامپيوتر شما هنگام بالا آمدن سيستم، آهنگ پخش مي كند، در صورتي كه آن را از كار بيندازيد، كامپيوتر سرعت بيشتري خواهد داشت. براي اين كار، به ترتيب از Start/Settings/Control Panel، قسمت Sounds and Multimedia را انتخاب كنيد. پس از آن، پنچره اي باز مي شود. در آنجا مشخص شده است كه كدام قسمتها به همراه پخش آهنگ عمل مي كنند. قسمتهايي كه با پخش آهنگ همراه هستند، علامت بلند گويي را در كنار خود دارند بر روي قسمتهايي كه مي خواهيد پخش آهنگ آنها را غيرفعال كنيد، مارك بزنيد. سپس از منوي Name كه در زير آن قرار گرفته است، دستور None را انتخاب كنيد.

3- لغو دستور اجراي اتوماتيك برنامه ها
بسياري از برنامه هاهنگام استارت به طوراتوماتيك اجرامي شوند. آيا شما واقعاً به همه آنها احتياج داريد؟ براي اينكه از استارت شدن اتوماتيك اين برنامه ها جلوگيري كنيد، از منوي استارت، Run را انتخاب كرده و سپس دستور msconfig را اجرا كنيد. از طريق Register و بعد Auto Start قادر نخواهيد بود كه برنامه مورد نياز خود را به صورت مجزا انتخاب كنيد، بلكه فقط مي توانيد علامت تيك (P) يا ضربدر (أ—) را از جلوي برنامه هايي كه نمي خواهيد اجرا شوند، برداريد.

4- پاك كردن برنامه ها
شما همواره برنامه هايي را از اينترنت Download مي كنيد. براي پاك كردن آنها از برنامه Uninstall استفاده كنيد، كه آن را مي توانيد به ترتيب از Start/Settings/Control Panel تحت نام Add/Remove Programs پيدا كنيد.
برنامه اي را كه مي خواهيد پاك كنيد، مارك بزنيد و بعد بر روي آيكون Add/Remove كليك كنيد. بدين ترتيب، برنامه به طور كامل از كامپيوتر شما پاك مي شود.

5- ايميل هاي قديمي را پاك كنيد.
ايميل هايي كه به خصوص با فايل هاي پيوست شده ( عكس، فيلم و فايل هاي موسيقي ) ارسال شده اند، سرعت و قدرت كامپيوتر را كاهش مي دهند. به همين دليل، تمام ايميل هاي خود را به طور كامل بررسي كنيد و آنهايي را كه ديگر احتياجي نداريد، پاك كنيد.

6- Defragment كردن هارد
با دستور Defragment، هارد كامپيوتر خود را مرتب كنيد. خود اين كار، زمان مي برد، ولي در عوض، سرعت كامپيوتر شما را بالا خواهد برد. براي اين كار از منوي استارت Programs/Accessories/System tools/Disk Defragmenter را كليك كنيد.
نكته: پس از شروع عمل Defragment، كامپيوتر را به حال خود بگذاريد و هيچ كار ديگري با آن انجام ندهيد.

7- عكس زمينه را غير فعال كنيد.
اين عكسها با وجود همه جذابيتي كه دارند قدرت و سرعت كامپيوتر را كم مي كنند. بنابراين، بهتر است كه عكس پيش زمينه را برداريد. براي اين كار با كليك راست ماوس بر روي صفحه Desktop، Properties را انتخاب كنيد و در قسمت Background، دستور None را انتخاب كنيد.

8- فايل هاي موقت و آدرس هاي اينترنتي موجود در حافظه موقت را پاك كنيد.
در حالي كه در اينترنت مشغول جستجو هستيد، Browser مثلاً
(Internet Explorer) كپي سايت هاي بازديد شده را بر روي هارد قرار مي دهد. اين كار، عمل جستجو را تسريع مي كند، اما به تدريج مقدار زيادي اطلاعات جمع مي شود كه سرعت كامپيوتر را كم مي كند. بنابراين، بهتر است كه اين فايل ها را پاك كنيد. در Browser، از منوي بالاي صفحه، Tools و سپس Internet Options را انتخاب كنيد و آن گاه بر روي Delete Files، Delete Cookies كليك كنيد.

9- كاهش ظرفيت فايل ها و آدرس هاي اينترنتي كه در كامپيوتر ذخيره مي شوند.
پاك كردن هر روز فايل هاي موقت و آدرس هاي اينترنتي ، واقعاً اعصاب را خسته مي كند. شما مي توانيد Cashe خود را طوري تنظيم كنيد كه فقط اطلاعات كمي را بتوانيد ذخيره كنيد.
براي اين كار در Browser، Tools و سپس Internet Option را انتخاب كنيد. در پنجره باز شده بر روي قسمت Settings كليك كنيد. در آنجا قسمت Amount of disk space to use را برابر مقدار 1MB تنظيم كنيد.

10- روزآمد كردن ويندوز
شركت مايكروسافت به طور مرتب نسخه هاي update ويندوز خود را براي كاربرانش ارائه مي دهد. در نتيجه، قادر خواهيد بود كه درايوها و فايل هاي جديد را به صورت رايگان Download كنيد. از منوي استارت، قسمت Windows update را انتخاب كنيد. با اين كار، ويندوز نصب شده بر روي كامپيوتر شما update خواهد شد

نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 12:0 | لینک ثابت |

برخي خانم ها مثل چي هستند ؟

خانم ها مثل راديو هستند :

هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگويي نمي شنوند.

 

خانم ها مثل شبکه اينترنت هستند :

از هر موضوعي يک فايل اطلاعاتي دارند.

 

خانم هامثل چسب دوقلو هستند :

اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد.

 

خانم ها مثل موتور گازي هستند :

پر سر و صدا , کم سرعت , کم طاقت

 

خانم ها مثل رعد و برق هستند :

اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون.

 

خانم ها مثل ليمو شيرين هستند :

اول شيرين و بعد تلخ مي شوند.

 

خانم ها مثل موبايل هستند :

هر وقت کاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند.

 

خانم ها مثل گچ هستند :

اگر چند دقيقه مدارا کنيد آنچنان سخت مي شوند که هيچ شکلي نمي گيرند.

 

خانم ها مثل کنتو ر برق هستند :

هر از چند سالي يکبار سن آنها صفر مي شود.

 

خانم مثل فلزياب هستند :

هرگاه از نزديکي طلافروشي رد مي شوند عکس العمل نشان مي دهند.

 

خانم ها خيلي زرنگ هستند :

آنقدر جنگيدند تا جايزه صلح را گرفتند.

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 17:46 | لینک ثابت |
طرف جلو دختره ميخوره زمين، ميگه حركتو داشتي؟

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

طرف ميره تو صف نونوايي، شاطر نونوائی ميگه: نون تا اينجا بيشتر نمي‌رسه، بقيه برن. طرف ميگه: ببخشيد اگه ميشه جمع‌تر وايسين نون به ما هم برسه

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

يه روز غضنفر شلوار خارجي مي پوشه احساس غربت ميكنه

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

از يه طرف ميپرسن جورابتو كي شستي ميگه لطفا سوال تاريخي نپرسيد
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 17:43 | لینک ثابت |

نظر یادتون نره.

مواد لازم:
شیر=1 پیمانه
خمیر ترش=1 قاشق سوپخوری یا پکینگ پادر یک قاشق مرباخوری
روغن آبکرده یا روغن زیتون=2/1 پیمانه
آرد به مقداری که مایه خمیر شده و به دست نچسبد=در حدود 5/2 تا 3 پیمانه
نمک=یک قاشق چایخوری
طرز تهیه:
خمیر ترش و یا پکینگ پادر و نمک را در شیر حل می کنیم و روغن را به آن اضافه می نمائیم و بتدریج آرد را می ریزیم تا مایه بحدی خمیر شود که بدست نچسبد و زیاد هم خشک و سفت نباشد.خمیر را خوب ورز داده روی آن را می پوشانیم تا یکی دو ساعت بماند و ور بیاید.با این مقدار مواد در حدود نیم کیلو خمیر پیتزا بدست می آید و برای دو پیتزا کافی است.

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 12:1 | لینک ثابت |
با اجراى قانون بازنشستگى پيش از موعد در سال جديد
فرهنگيان زودتر بازنشسته مى شوند
• مديركل دفتر تلفيق بودجه وزارت رفاه و تأمين اجتماعى
در گفت وگو با خبرنگار «ايران»: امسال حدود ۲۰ هزار نفر
از كاركنان دولت با حداقل ۲۵ سال سابقه خدمت قابل
قبول بازنشسته مى شوند
• آئين نامه قانون بازنشستگى پيش از موعد مذكور از
اول فروردين ماه سال جارى در همه دستگاه هاى دولتى
كشور قابل اجراست و تا سه سال ادامه دارد و مجموع
كاركنان بازنشسته دولت به ۶۰ هزار نفر خواهد رسيد
• كاركنان رسمى، پيمانى و قراردادى وزارتخانه ها و
مؤسسات در صورت دارا بودن حداقل ۲۵ سال سابقه
خدمت قابل قبول بدون رعايت شرط سنى مى توانند با
استفاده از حداكثر ۵ سال سنوات ارفاقى تا سقف
۳۰ سال بازنشسته شوند
• بانوان شاغل به شرط داشتن حداقل ۲۰ سال سنوات
خدمت قابل قبول مى توانند با ارائه درخواست كتبى و
موافقت دستگاه متبوع با استفاده از حداكثر ۵ سال سنوات
ارفاقى بازنشسته شوند
• وزارتخانه هاى آموزش و پرورش و جهاد كشاورزى
از دستگاه هاى اولويت دار مشمول اين قانون هستند

ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیستم فروردین 1387 ساعت 0:29 | لینک ثابت |
سير تکامل آقا پسرها

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي
سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد
سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن
سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک نبود رول مي خوندن
سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه
سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن
سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده
سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از اين بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن
سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن
سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه
سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت
سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست
سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

سير تکامل دختر خانمها


سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم
سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي
سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن
سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث
سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن
سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم
سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط
سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه
سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن
سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه
سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کس ميخواد باشه ، باشه
سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله
سن 27 سالگي : آخيش
سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي
__________________
گاهی اوقات
آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کنم و نغمه سر دهم که... من شیدای تو وعاشقانه دوستت دارم آبیز گل آویز 
نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 19:18 | لینک ثابت |
 با سلام خدمت دوستان عزیز:

امروز قصد دارم یکی از چهره های موفق آبیز را به شما معرفی نمایم

آقای علیرضا حسنی آبیز

ایشان در مرداد ماه ۱۳۴۷در روستای آبیز متولد شدند. او از دانشگاه فردوسی مشهد مدرک لیسانس و از دانشگاه تهران مدرک فوق لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی را دریافت کرده است.نقد ادبی و شعر از حیطه های مورد فعالیت وی است. از آقای حسنی آبیز تا کنون کتاب های زیر منتشر شده اند:

- دفتر شعر نگه دار٬باید پیاده شویم(نشر نارنج)

- دفتر شعر اسپاگیتی با سس مکزیکی(نشر ثالث)

- ترجمه شعر نامه روایت عشق و مرگ سرجوخه کریستفر ریلکهراینز ماریا ریلکه

- ترجمه هنر معاصر آفریقا نوشته سیدنی لیتل فیلد کسفیر

آبیز ترجمه چند داستان کوتاه و شعر فارسی نویسندگان و شاعران دیگر را به زبان انگلیسی در کارنامه خود دارد که در خارج از کشور منتشر شده اند. برخی سروده های خود او نیز به زبان انگلیسی و آلمانی ترجمه و منتشر شده اند.

برای ایشان آرزوی موفقیت بیشتر داریم .

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 16:31 | لینک ثابت |
 

 

                         


مردم روستای آبیز از توابع شهرستان قاین در استان خراسان جنوبی روز خانواده را با برگزاری همایش پیاده روی خانوادگی گرامی داشتند.
در این همایش که به همت دهیاری این روستا و هیات ورزش های همگانی استان برگزار شد بیش از 3 هزار نفر حضور داشتند که مسافت 3 کیلومتری را با شکوه خاصی طی کردند و در نهایت به قید قرعه به 100 نفر از شرکت کنندگان جوایز نفیسی از قبیل هزینه سفر به کربلای معلی – سکه بهار آزادی و ... اهدا شد.

منبع : پایگاه خبری ورزش

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 15:23 | لینک ثابت |
دوستان عزیز :تصاویری زیبا برای شما گذاشتم انشاءا... بروید و از نزدیک آنها را ببینید و لذت ببرید اگر فرصتی باشد تصاویری از محل های دیدنی بخش زیرکوه باز هم برای شما خواهم گذاشت.

مسجد جامع قاينسنگ نوشته فندختسرو استندسرو اسفادسرو كوشك آبيزسرو ميرآبادمسجد بمرود كهنه۱-مسجد جامع افین ۲-سنگ نوشته فندخت ۳-سرو استند ۴-سرو اسفاد ۵-سرو آبیز ۶-سرو میرآباد

 

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 15:3 | لینک ثابت |

برای ارتقاع بیشتر این وبلاگ از کلیه کسانی که وبلاگ دارند خواهشمند است در قسمت پیوندهای روزانه آبیز گل آویز را اضافه کنند که جایگاه ومنزلت سایت افزایش پیداکند وهم علاقمندان به آبیز از مطالب به روز شده ی ما هر روز بهره ببرند باتشکر

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 14:55 | لینک ثابت |
یارو ميره كارواش بهش ميگن ماشينت كو مي گه راه نزديك بود پياده اومدم

يه دوقلو بعد 9 ماه بدنيا نميان ميرن سونوگرافي ميبينن پسره بند نافشو انداخته دور گردن دختره ميگه :جووووووون داداش اگه بذارم لخت بري بيرون

 

غضنفر با نامزدش ميره كافي شاپ ، گارسون مياد ميگه : چي ميل داريد براتون بيارم؟ دختره ميگه : دوتا كافه گلاسه لطفاً . غضنفر ميگه دوتا هم واسه من بياري

یه کچله میره سلمونی همه بهش میخندند میگه اومدم آب بخورم ها ها ها

یک شب یک نفر از کنار قبرستون رد میشده میبینه همه مرده ها روی قبرشون نشستن. ازشون میپرسه چی شده.میگن سوالهای شب اول قبر لو رفته.گفتن بیرون بشینید تا از دوباره سوال طرح کنیم.

 

 

نوشته شده توسط حسین در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 ساعت 13:53 | لینک ثابت |

موبایل ایرانی
كاهش تعرفه پيامك‌ فارسي اعمال شد

معاون بازاريابي و امور مشتريان شركت ارتباطات سيار ايران اعلام كرد: پيامك‌هاي فارسي همراه اول از نيمه اسفند سال ۸۶ به ازاي هر ۶۰ كاراكتر از ۱۴۷ريال به ۸۹ريال كاهش يافت.

محمد‌مهدي عطوفي با اعلام این مطلب افزود: به علت نداشتن زمان كافي براي نرخ‌گذاري پيامك‌هاي فارسي ممكن است در قبض‌هاي دوره جديد مشتركان تلفن‌همراه دائمي شركت ارتباطات سيار، مبلغ قبلي پيامك فارسي كه ۱۴۷ريال است حساب شده باشد، اما در دوره‌هاي بعدي در بستانكاري مشتركان اعمال خواهد شد. وي با اعلام اينكه تمام ركوردهاي اطلاعاتي در سيستم‌هاي ارتباطات سيار ايران نگهداري مي‌شود‌، گفت: ركوردها پس از نرخ‌گذاري به قسمت صورتحساب گيري مي‌روند كه اگر در يك دوره نتوانيم نرخ جديدي را در صورتحساب‌ها اعمال كنيم چون تمام ركوردها را نگهداري كرده‌ايم مي‌توان براي دوره بعدي قبوض‌، در بستانكاري مشتركان اعمال كرد‌.
محمد‌حسین فلاح اصغری، معاون نظارت و مدیریت شبکه ارتباطات سیار نیز پیرامون پیامک‌های ارسال شده در نخستین روز از سال جدید افزود: با وجود ارسال 215‌میلیون SMS از سوی مشترکان همراه اول در نخستین روز سال‌جاری، درصد موفقیت ارسال پیام‌های کوتاه در طول ایام نوروز مانند روزهای دیگر سال بود و تغییری در وضعیت آن صورت نگرفت.
وی گفت: در روزهای اولیه تعطیلات، وضعیت شبکه در شرایطی قرار داشت که کاملا برای این حجم برنامه‌ریزی‌ها صورت گرفته بود. فلاح‌اصغری افزود: در سایر روزهای تعطیلات نوروز نیز وضعیت شبکه در حالت عادی قرار داشت و مشترکان در ارسال پیام‌های کوتاه با مشکلی مواجه نبودند.
این مقام مسوول، تاکید کرد: درصد موفقیت ارسال پیام‌های کوتاه در طول ایام نوروز، مانند روزهای دیگر سال بود و تغییری در این وضعیت صورت نگرفت. این در حالی است که به گفته بسیاری از مشترکان همراه اول ارسال و دریافت پیامک در برخی از ساعات روزهای اول با اختلال روبرو بوده و در برخی از مناطق نیز امکان دریافت پیام delivery امکان‌پذیر نبوده است.
راه‌اندازی دو آزمایشگاه گوشی همراه و کارت هوشمند
راه‌اندازی آزمایشگاه استاندارد گوشی تلفن‌همراه و کارت هوشمند از جمله مهم‌ترین برنامه‌های سال جدید مرکز تحقیقات صنایع انفورماتیک است‌.
احمدرضا کلیشادی، معاون تجهیزات IT و الکترونیک مرکز تحقیقات صنایع انفورماتیک، در گفت‌وگو با سیتنا، اظهار داشت: خریداری تجهیزات و راه‌اندازی آزمایشگاه تلفن‌همراه و انجام اقدامی مشابه این آزمایشگاه برای کارت‌های هوشمند، از جمله برنامه‌های مرکز تحقیقات صنایع انفورماتیک برای سال جدید است.
کلیشادی، با اشاره به راه‌اندازی آزمایشگاه بندرعباس تجهیزات IT، گفت: با راه‌اندازی این آزمایشگاه، کمک فراوانی به واردکنندگان کالاها از بندرعباس صورت گرفته است. معاون تجهیزات IT و الکترونیک مرکز تحقیقات صنایع انفورماتیک، توسعه اقدامات مرتبط‌، راه‌اندازی آزمایشگاه بندرعباس، خرید تجهیزات جدید برای آزمایشگاه‌ها را از جمله امور انجام شده در سال 86 و اقدامات آتی نیز در زمینه تلفن‌همراه، کارت‌های هوشمند و توسعه هولوگرام را امور مهم سال 87 این مرکز ذکر کرد.
انتظار می‌رود با راه‌اندازی آزمایشگاه گوشی تلفن‌همراه از حجم ورود گوشی‌های بی‌کیفیت چینی و هنگ‌کنگی در بازار کاسته شود.

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 19:49 | لینک ثابت |


 

سرانجام كشتي نوروز 87 نيز در همان شرايطي پهلو گرفت كه نوروز سال‌هاي گذشته به آن ختم شد تا اين چنين راه پيوستن به خاطره‌ها را در پيش بگيرد و البته تكرار اين قصه هنگامي است كه سال نورسيده پا به سن مي‌گذارد و دوباره انتظارها براي ديدن نوروزي ديگر جان مي‌گيرد...


در اين ميان شيريني طعم بهار طبيعت در كنار تعطيلات مختص اين ايام دو چندان مي‌شود از اين رو كه فرصت مغتنمي به دست مي‌آيد براي سفر، سفر براي دور شدن از هر آنچه كه غبار خستگي بر جان مي‌نشاند.
شايد همين «سفر» يا همان ميل به سفر كردن موجب شد كه نوروز امسال قدم در راهي گذارد كه اتفاقاتي متفاوت‌تر براي طرفداران پروپاقرص مسافرت در اين ايام رقم بزند.
تا جايي كه طرح سهميه‌بندي بنزين نيز يكي از بازيگران نقش‌آفرين در صحنه اتفاقات متفاوت بود از آنجا كه اين طرح مي‌رود تا تولد يك سالگي‌اش را جشن بگيرد ناگهان در آستانه عيد نوروز آهنگ تغيير نواخت؛ البته اظهارنظرهاي چالش‌برانگيز پيرامون عرضه بنزين آزاد از مدت‌ها قبل صدرنشين اخبار رسانه‌ها شده بود؛ اما اين بحث، در بحبوحه عيد نوروز بالا گرفت و درنهايت با امروز و فردا كردن‌هاي بسيار، نرخ 400توماني براي يك ليتر بنزين آزاد در آخرين ساعت‌هاي سال 86 اعلام شد.
در شرايطي كه شايد خاطره تلخ ركودي كه در اوايل طرح سهميه‌بندي بنزين دامنگير گردشگري داخلي شد هنوز هم دست‌اندركاران اين صنعت را آزرده خاطر مي‌سازد؛ اما هنگامه نو شدن سال كه فرا رسيد، ورق برگشت؛ چرا كه شوري كه هموطنان را براي سفر فرا گرفته بود تمام خاطرات تلخ گذشته را به سوي فراموشي سوق داد. بنابراين بيراه نيست كه بگوييم آنها پيش از آنكه دولت و مجلس نسخه‌ اي براي ايام نوروزشان بپيچند براي تدارك مقدمات يك گشت و گذار عيدانه پيشقدم شدند.
شاهد اين مدعا آماري است كه از سوي مسوولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري و صنايع دستي مبني بر رزرو هتل‌ها، 3 الي 4ماه پيش از آغاز تعطيلات منتشر شد كه البته همين پيشقدم شدن‌ها براي رزرو هتل، اعتراض‌هاي بسياري را برانگيخت. اما كم نبودند عده‌اي كه شايعاتي پيرامون نرخ بنزين آزاد بذر اين نگراني را در دل‌هايشان كاشته بود كه مبادا خللي در برنامه‌ريزي‌شان وارد شود.
از همين رو بود كه تا آخرين لحظات سال كهنه، گوش به زنگ شنيدن نرخ بنزين آزاد از سوي مراجع رسمي بودند تا با يك حساب سرانگشتي، قدرت مالي خود را براي يك سفر نه چندان طولاني بسنجند. حال بماند كه عده‌اي روسفيد از اين آوردگاه بيرون آمدند و گروهي هم به دليل آنكه نتوانستند ايام خوشي را براي خانواده خود به ارمغان بياورند، سرافكنده شدند.
البته ناگفته نماند كه گروه اول نيز با پشتوانه‌ همان بنزين سهميه‌اي جاده‌هاي كشور را در نورديدند و شايد همين عامل موجب شد كه بازار عرضه بنزين آزاد بي‌رونق و به دور از استقبال مردم باقي بماند.
به هر روي همه اين عوامل دست به دست هم داد تا اسفنديار رحيم مشايي كسي كه رداي رياست سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي را به تن دارد در روزهاي مياني نوروز با رويي گشاده با اعلام آمار ورود گردشگران خارجي به كشور و آمار گردشگري داخلي رشدي چنددرصدي را در روزهاي آغازين سال 87 به اين صنعت بي‌رمق نسبت دهد.
اما همه ماجرا به اين شيريني نبود و تلخي اين ايام تنها در كام كساني نشست كه به رغم هشدارهاي پياپي، عزيزان خود را از سر بي‌توجهي به قوانين راهنمايي و رانندگي در جاده‌ها از دست دادند.
در شرايطي كه اين هشدارها چه پيش از ايام نوروز و حتي در روزهاي تعطيل به يكي از سوژه‌هاي دائمي رسانه‌هاي ديداري و شنيداري تبديل شده بود؛ اما باز هم سايه مرگ بر قامت بسياري از مسافران نوروزي سنگيني كرد.
همين دليل كافي بود كه سردار رويانيان رييس پليس راهنمايي و رانندگي كشور تنها چند روز پس از آنكه سال كهنه جاي خود را به سال نو داده بود با ابرويي در هم كشيده پشت صفحه شيشه‌اي تلويزيون جاي بگيرد و نسبت به اين همه بي‌توجهي اعتراض كند. او كه از مرگ بيش از 70نفر از هموطنان در جاده‌ها به شدت متاثر شده بود سخنان خود را با طرح اين نكته به پايان رساند كه برخوردهاي پليس با متخلفان از اين پس شدت و حدت بيشتري خواهد گرفت.
نوروز قوانين
سرهنگ سيد هادي هاشمي در سومين روز بهاري سال 87 از فوت 70 نفر در سه روز اول سال خبر داد و از مردم خواست تا خودروهاي خود را در اختيار فرزندانشان قرار ندهند و ضمن برخورداري از استراحت كافي، حين رانندگي با تلفن‌همراه صحبت نكنند.
از سوي ديگر سردار اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده ناجا نيز در اواخر تعطيلات از كاهش 20درصدي تصادفات نوروز خبر داد و گفت: روزانه حدود 80 نفر در جاده‌هاي كشور كشته مي‌شوند، كه اين رقم در نوروز بيشتر مي‌شود. وي بيشترين كاهش تصادفات در كشور را طي ايام نوروز، متعلق به شهرها خواند و گفت: حدود هشت‌درصد كاهش تصادفات در راه‌ها رخ داده است. البته در روزهاي آخر تعطيلات مردم خسته هستند و در بازگشت عجله مي‌كنند، لذا احتمال بروز حوادث افزايش مي‌يابد. وي به شهروندان توصيه كرد در صورتي كه به مسافرت رفته‌اند، زودتر بازگردند تا در ساعات آخر به شلوغي و ترافيك سنگين برخورد نكنند.
افرادي كه رفتارهاي پرخطر دارند بايد از رانندگي محروم شوند؛ چرا كه آنها هم براي خود و هم براي ديگران خطر ايجاد مي‌كنند كه در اين راستا پس از نوروز قصد داريم با اين دسته از افراد به شدت برخورد كنيم. فرمانده نيروي انتظامي با تاكيد بر اين كه 98‌درصد مردم در تعطيلات نوروز قوانين رانندگي را رعايت كرده‌اند، افزود: بايد حساب اندك متخلفان را از بقيه مردم جدا كرد. از سوي ديگر بايد متخلفان يا قانون را بپذيرند يا با آنها به شدت برخورد شود.
از ابتداي طرح نوروزي تاكنون، 25‌هزار وسيله نقليه شامل 11‌هزار دستگاه موتورسيكلت توقيف و هشت‌هزار گواهي نامه رانندگي ضبط يا ابطال شده است.
تلخي و شيريني نوروز 87

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 19:45 | لینک ثابت |
 

به پاس قدردانی وتشکر از کشاورزان زیرکوه این تصویر رو گذاشتیم تا یادی دیگر از طلای سرخ زیرکوه کرده باشیم تا پاییزی دیگر از راه برسد وکار رو زحمت نگهداری وآبیاری وبرداشت آن جان تازه ای به طبیعت ومردمان این ناحیه  ببخشد به امید سرسبزی و دل شادی منطقه زیرکوه قاینات. انشالله

 

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 17:34 | لینک ثابت |
عشق یعنی مستی دیوانگی  

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده ها با چشم تر

عشق یعنی سر به دار اویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن                 

عشق یعنی در جهان رسوا شدن  

عشق یعنی مست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن یا ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 15:17 | لینک ثابت |

۝ اگر لذت ترك لذت بداني
دگر شهوت نفس لذت نخواني


۝ از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

۝ عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل

۝ روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام

۝ ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر

۝ گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد

۝ آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد

۝ توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

۝ هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

۝ نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد

۝ گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

۝ گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم

۝ از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را

۝ آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران

۝ من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم

۝ گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار

۝ غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

۝ گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند

۝ گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو

۝ صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط

۝ گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم

۝ غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر

۝ دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

۝ زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم

۝ تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم

۝ بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 15:12 | لینک ثابت |
من از خدا خواستم،
 نغمه هاي عشق مرا به گوشت
  برساند تا   لبخند مرا
   هرگز فراموش نكني و
    ببيني كه سايه ام به
     دنبالت است تا هرگز
      نپنداري تنهايي.
       ولي اكنون تو رفته اي ،
        من هم خواهم رفت
         فرق رفتن تو با من اين
          است كه من شاهد رفتن تو هستم

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 15:8 | لینک ثابت |
با لباس‌هاي نايلوني ورزش‌ ‌نكنيد   

ورزش كردن با لباس‌هاي نايلوني حرارت بدن را به طور غير‌ ‌عادي بالا مي برد و اين امر مي تواند خطرناك بوده و منجر به ايست قلبي شود.‌ به گزارش مهر، حدود 80 درصد از انرژي آزاد شده بدن در طول ورزشبه صورت حرارت‌‌ ‌از بدن خارج مي شود.‌ در ازاي هر5 دقيقه ورزش، دماي بدن 10 درجه بالا مي رود. از‌ ‌طـرفـي مهمترين راه از دست دادن حرارت، تعريق مي باشد. به ازاي هر ليتر عرق ‌در حدود‌600‌‌‌ ‌ ‌كيلو كالري از انرژي بدن خارج مي‌شود و اين رطوبت باعث كاهش دفع حرارت مي شود.حالا اگر افراد در هنگام حركات ورزشي از لباس‌ها يا پوشش پلاستيكي استفاده‌ ‌نمايند، ميزان رطوبت به حدي زياد مي شود كه عرق روي بدن ‌جريان مي يابد و حرارت‌ ‌اتلاف نشده و افزايش مي‌يابد. كه اين مساله منجر به صدمات ناشي از حرارت شده و خستگي‌ ‌زياد به ويژه در هواي گرم و ‌مرطوب را به دنبال دارد.‌ پس نه تنها موجب كاهش وزن‌ ‌نمي شود بلكه چنانچه ميزان اين عرق بيشتر از مايعات دريافتي بدن باشد سبب كاهش حجم‌‌ ‌پلاسماي خون شده و با ‌افزايش دماي بدن ، كاهش توانايي قلب و كاهش تحمل فرد را نيز در‌ ‌پي دارد.‌ ‌به همين دليل برخي از افراد در حال انجام حركات ورزشي دچار مشكلات حاد‌ ‌قلبي و بعضاً ايست قلبي مي شوند. كارشناسان معتقدند كه استفاده از ‌لباسهاي نايلوني‌ ‌در سوناي بخار نيز به همين اندازه خطر دارد.‌‌

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 ساعت 0:31 | لینک ثابت |

سال موش، سال ثروت

تنها يك بهانه كوچك كافي است تا ماراتن تغيير و تحولات آغاز شود ... و ناگهان هنگامي كه در و ديوار مغازه‌ها آمدن تقويم سال نو را در بوق و كرنا مي‌كنند، تير خلاص حركت كارناوال‌ها به سوي تولد سالي ديگر شليك مي‌شود.


اما در اين نو شدن‌هاي پي‌در‌پي و شايد هم تكراري، اين حيوانات هستند كه هر سال در صفحه اول سالنامه‌ها جاي خود را به ديگري مي‌دهند تا حوادث هر سال، بسته به خوي و‌خيم حيوان نسبت داده شده به آن سال، رخ دهد و اين گونه سال‌ها از گرداب تكرار نجات مي‌يابند. هرچند كه برخي از اين حوادث تا اندازه‌اي تلخند كه خاطره آن تا پايان عمر كنج ذهن را رها نمي‌كند.
سال 86 هم از اين تغيير و تحولات مستثني نيست، سال خوك با تمام خاطرات خوب و بدي كه به ارمغان آورده بود روز پنج‌شنبه بار سفر بست تا چشمانمان به جمال «موش» روشن شود؛ موشي كه آمدنش همه را نگران كرده است ...
سال‌شماري حيواني
كسي نمي‌داند سال‌شمار حيواني مولود كدام دوران است؛ اما ملل مختلف عقايد گوناگوني پيرامون پيدايش سال‌شماري حيوانات دارند.
در اين ميان ايرانيان بر اين باورند كه حيواناتي از قبيل گاو، ماهي، مار و ... متصديان حمل‌ زمين‌اند و اين وظيفه از ابتداي خلقت بر عهده آنها نهاده شده است.
به هر روي رواياتي از اين دست را به وفور مي‌توان از دل كتاب‌هاي قديمي ايراني جست‌و‌جو كرد، در برخي از اين روايت‌ها گفته مي‌شود، زمين بر روي شاخ گاوي جا خوش كرده كه هر گاه اين گاو براي رفع اين خستگي، زمين را از شاخي به شاخ ديگر منتقل مي‌كند،‌ زلزله‌اي به وقوع مي‌پيوندد. مردمان خاور دور مانند چين و ژاپن نيز پيرامون سال‌شماري حيواني عقايدي به سان يكديگر دارند. به باور چيني‌ها و ژاپني‌ها زمين بر پشت ماهي بزرگ «نامازو» سوار است و هنگامي كه اين ماهي دمش را تكان مي‌دهد، زلزله‌اي بزرگ به بار مي‌نشيند.
البته در روايتي ديگر آمده است كه يكي از خاقان‌هاي ترك براي مشخص كردن تاريخ يك جنگ، با ملتش وارد شور مي‌شود و با اين استدلال كه آيندگان هم همچون او درخصوص «تاريخ» دچار مشكل خواهند شد براي حل اين مشكل دست به كار مي‌شود. او دوازده ماه برج آسمان را نام‌گذاري مي‌كند تا شمار سال‌ها از شمارش اين نام‌ها مشخص شود، خاقان به شكار مي‌رود و فرمان مي‌دهد كه حيوانات را به سوي رودخانه‌اي بزرگ برانند، مردم هم همان مي‌كنند كه شاه دستور داده است. در اين هنگام بعضي از حيوانات شكار مي‌شوند و برخي ديگر در آب غرق مي‌شوند، اما دوازده حيوان به سلامتي از آب عبور مي‌كنند كه نخستين آن سيچغان (موش) بوده است. از همين روي نخستين سال، موش ناميده مي‌شود و سال‌هاي بعدي نيز به نام حيوانات ديگر.
البته در ميان حيواناتي كه چين، ژاپن، ايران و ... در سال‌شمار خود برگزيده‌اند، اختلافاتي نيز ديده مي‌شود؛ براي نمونه، در چين و ژاپن كه اژدها در اساطير آنها مشاهده مي‌شود، در سال‌شماري حيواني اين كشورها نيز ديده مي‌شود.
اما در تقويم ايراني‌ها چنين چيزي جايي ندارد.
اگر بخواهيم از سال‌هايي كه در قرن حاضر در ايران به سال موش خوانده شده‌اند نام ببريم، سال‌هاي 1303، 1315، 1327، 1339، 1351، 1363، 1378، 1387 و 1399 در ميان اين گروه قرار مي‌گيرند، مهم‌ترين ويژگي كه به اين سال نسبت داده‌اند آن است كه به زعم بسياري از ستاره‌شناسان سال موش سالي پر از وقايع حيرت‌آور است كه گاهي آن را سال خوش‌شانسي و ثروت نيز بشارت مي‌دهند كه البته چنين سعادتي ممكن است توفان‌هاي سهمگيني را هم به دنبال داشته باشد. كودكاني كه در اين سال چشم به جهان مي‌گشايند، اگر فصل تولدشان تابستان باشد انسان‌هاي خوشبخت‌تري خواهند بود و لازم نيست كه در سرما و گرما خود را به زحمت بياندازند؛ چراكه عناصر و عوامل ديگري موجبات خوشبختي او را فراهم خواهند آورد. متولدين سال موش در صحبت كردن و نوشتن مهارت عجيبي دارند و از زبان و قلم آنها ملاحت خاصي مي‌بارد، شايد از همين رو باشد كه نويسندگان به‌نامي چون شكسپير، راسين، دوده اوژن يونسكو، تولستوي و ... در ميان متولدان اين سال ديده مي‌شوند.
سال موش در ملل مختلف
«موش» در تقويم اغلب اقوام مشرق زمين در حال جويدن روزها و ماه‌هاي امسال خواهد بود.
حدود دو ماه پيش از آغاز سال نو ميلادي، سال نو چيني آغازيدن گرفت و خوك جايگاه خود را به اين حيوان موذي تقديم كرد. درروزهاي ابتدايي سال نو شهرهاي بزرگ چين، فعاليت اقتصادي خود را به حالت تعليق درآورده بودند و در روز اول سال همه كارخانه‌ها تعطيل بودند. مردم چين شب سال نو معمولا دلي از عزا درمي‌آورند و خوب غذا مي‌خورند.
اما بنابر عقيده برخي از ستاره‌شناسان چيني، سال موش سالي به ظاهر آرام ولي پرتنش خواهد بود.
به طوري كه «ريموند لو» استاد پيش‌گويي مكتب فنگ‌شويي مي‌گويد: «زميني كه روي آب قرار مي‌گيرد سمبل كوه، ثبات و استحكام است؛اما چون زير آن آب كه نماد سستي است قرار دارد، اين استحكام و ثبات متزلزل ديده مي‌شود. به اعتقاد وي، امسال سالي است كه عناصر مهم، بر روي پايه‌هاي لرزان قرار مي‌گيرد؛ به علاوه اينكه فجايع طبيعي مرتبط با آب از جمله تسونامي سال 2004 در آسيا يا غرق شدن كشتي تايتانيك در سال 1912 همگي در سال موش به وقوع پيوسته‌اند و از آنجا كه تقويم چيني چرخه‌اي 60ساله دارد، سال 2008 نيز مانند سال 1948 بسيار پرماجرا خواهد بود. از همين رو است كه مردمان چشم‌بادامي چين مي‌دانند، سال نو، سال چالش‌هاي بزرگي برايشان خواهد بود؛ سالي كه پكن نقش ميزبان بازي‌هاي المپيك را ايفا خواهد كرد و همچنين نقش ميزباني ميليون‌ها ورزش‌دوست را.
به گونه‌اي كه مقامات چيني مي‌كوشند اين ميهماني بزرگ بدون هيچ تنشي به پايان برسد و البته گفته مي‌شود كه مردم روسيه نيز در سال جديد هدايايي به شكل موش به يكديگر هديه داده‌اند. آنها معتقدند اين حيوان براي آنها اوقات خوشي را در اين سال به ارمغان خواهد آورد.
به هر روي با اينكه گاهي موش سمبلي براي افزايش روابط دوستانه و عاشقانه قلمداد مي‌‌شود، اما نام اين جونده كوچك همواره با نوعي احساس تشويش و نگراني نيز همراه بوده است.

نوشته شده توسط حسین در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 23:55 | لینک ثابت |
 پاسخ ايران در سازمان ملل به ادعاهاي امارات   

 گروه سياسي: در ادامه اعتراضات رسمي ايران به بيانيه اتحاديه عرب درخصوص جزاير سه‌گانه، خزاعي نماينده دائم ايران در سازمان ملل به ادعاهاي بي‌اساس امارات در اين خصوص كه در اختيار دبير كل سازمان ملل قرار گرفته است پاسخ داد و در آن تاكيد كرد كه جزاير سـه‌گـانـه، بخشي ابدي از خاك جـمـهوري اسلامي ايران اسـت. بـيـسـتـمـيـن نـشـست اتحاديه عرب در دمشق روز 11 فروردين، درحالي بــرگــزار شــد كــه ريــاســت آن رابشار اسد بر عهده داشت. در اين اجلاس ، سران عرب در بيانيه پـايـانـي خـود از ادعـاهاي امارات در خــصـــوص جـــــزايـــــر ســـــه‌گـــــانـــه حـمـايـت كـرده و خواستار مذاكرات ايران و امارات در اين خصوص شده بودند.كشورهاي عضو اتحاديه عرب همچنين تصميمي را اتخاذ كرده بودند كه به موجب آن به دبير كل سازمان ملل اعلام شد كه مسئله جزاير سه‌گانه در دستور كار شوراي امنيت قرار گيرد. دبير كل اتحاديه عرب نيز خواهان گفتگوي ايران و امارات در اين خصوص شده بود. پيش از پاسخ خزاعي، وزير امور خارجه كشورمان كه در اجلاس سران عرب حضور داشت و حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه به اين بيانيه واكنش نشان داده بودند و اين سه جزيره را جزء لاينفك سرزمين ايران خوانده بودند. موضع‌گيري شديد ايران عليه بيانيه اخير سران اتحاديه عرب درحالي صورت مي‌گيرد كه چند ماه قبل، يكي از مقامات عاليرتبه اجرايي ايران، ضمن مثبت خواندن بيانيه پاياني سران شوراي همكاري خليج فارس، گنجاندن بند مربوط به جزايرسه گانه را يك موضوع روتين خوانده بود. در پاسخ نمايندگي دائم ايران در سازمان ملل آمده است: جمهوري اسلامي ايران قاطعانه ادعاهاي بي‌اساس امارات در رابطه با جزاير ايراني ابوموسي، تنب كوچك و تنب بزرگ را رد نموده و تاكيد مي‌نمايد كه اين جزاير، بخشي ابدي و مسلم از خاك جمهوري اسلامي ايران بوده و خواهند بود و بنابراين، محتواي نامه نماينده ناظر اتحاديه عرب نزد سازمان ملل متحد و ضمائم آن درباره اين جزاير ايراني در خليج فارس، كاملا بي‌اساس و فاقد هرگونه ارزش و اثر حقوقي است. اين نامه تاكيد دارد: جمهوري اسلامي ايران در راستاي سياست اعلام‌ شده خود، بر اين اعتقاد است كه استمرار مذاكرات مثبت و سازنده ميان دولت ايران و مسئولان ذيربط امارات به رفع هرگونه سوء تفاهم احتمالي در خصوص اجراي يادداشت تفاهم منعقده بين ايران و شارجه درسال 1971 ميلادي كمك خواهد كرد. همچنين در بخش ديگري از اين نامه به استفاده از نام‌هاي مجعول براي خليج‌فارس از جمله نام جعلي كه در اين ارتباط در نامه نماينده اتحاديه عرب ذكر شده، اشاره و با رد اين اقــــدام آمــــده اســـت: جــمــهـــوري اسلامي ايران تاكيد مي‌نمايد كه تنها نام تاريخي و صحيح براي اين پهنه آبي، خليج فارس بوده و خواهد بود و اين امر مورد تاكيد سازمان ملل نيز قرار گرفته است و بنابراين استفاده از اسامي جعلي از جمله نام جعلي كه در نامه نماينده ناظر اتحاديه عرب ذكر شده كاملا غير قابل قبول و فاقد ارزش حقوقي و سياسي است. در سـاليان گذشته، اتحاديه عرب همواره در حركتي تكراري، با ارسال مصوبات نشست‌هاي منطقه‌اي اتحاديه مزبور از جمله اسنادي كه در آنها ادعاهاي بي‌اساس امارات عليه جزاير سه‌گانه ايراني مطرح شده براي دبيركل سازمان ملل، انتشار آنها به‌عنوان سند شوراي امنيت را درخواست مي‌كند. جمهوري اسلامي ايران نيز در هر مورد نسبت به اعلام مواضع ايران و پاسخ به ادعاهاي بي‌اساس مزبور و پي‌گيري ثبت پاسخ خود به عنوان سند متقابل شوراي امنيت مبادرت مي‌ورزد.

نوشته شده توسط حسین در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 23:42 | لینک ثابت |
این هم یک عکس از نوجوانان آبیز در سال۱۳۶۷ببینید چند نفرشان را می شناسید Hosted image
نوشته شده توسط حسین در جمعه شانزدهم فروردین 1387 ساعت 13:55 | لینک ثابت |
   .....*احمد* یکی از جوانان همیشه خندان روستا از یک خانواده مستضعف در یک عملیات درجبهه جنوب از ناحیه پای راست اسیب دید.اواخر جنگ بودو او به روستا برگشت اما به واسطه عدم درمان صحیح بخشی از استخوان پایش -سیاه-شد.کسی را نداشت که برای درمانش اقدامی  موثر انجام دهد.وی زمینگیر گشت ووبال پدر ومادر سالخورده وندارش شد.خانه او و والدین ناتوان وپیرش در میانه باغها واقع شده بود.....سکوت شبانه روستا را در کودکی ام صدای  متناوب  پرنده ای که به -مرغ حق- معروف بود می شکست. مردم می گفتند این مرغ انقدر فریاد می زند تا قطره خونی از دهانش بر اید.فریاد او از ناحقیها و نامرادیهای روزگار است...... درد پا هرروز بیشتر واوازهای این مرغ رساتر می شد.ناله های شبانه احمد قریب دو ماه ادامه داشت.تا اینکه عاقبت شبی اوازش برنیامد.فردا اواز همخوانی مردم*الله اکبر...الحکم لله...*پیام وداع او را به گوش می رساند. مردم با تابوت سوار بر شانه هایشان  احمد همیشه خندان را تا گورستان روستا مشایعت کردند.....تا بعد.

 منبع: آبیز نگار مورخه ۲۶/۱۱/۸۵

نوشته شده توسط حسین در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 ساعت 19:27 | لینک ثابت |

سلام به دوستان عزیزم بخصوص آبیزی های مهربان

امشب تصمیم گرفتم فلاش بک کنم به سال های۱365 ومجسم کردن تصویری از آبیز گل آویز آن زمان راستش یکی از دوستان این نظر را داده بود و من هم اجابت کردم پس بخوانید و در ذهنتان مجسم کنید:

از سمت خانه خدابیامرز ملا حبیب گردویی حرکت کردم که در ابتدا دیدم آقای غلامحسین مصطفایی(غلامحسین مادر عبدالحسین) کتابی زیر بغل و به سمت خانه میرود سلامی می کنیم و میرویم به سمت در سرای خان حاجی قربان کما فی السابق با بچه هایی که به باغش برای زردالو خوردن رفتند درگیراست و مرحوم حاجی سلیمی از درب چوبی که مخلوطی از فلز است و کنار منزل حاج مدحسن نظامی است قصد دارد وارد باغش شود و سطلی در دست که انگار قصد چیدن انجیر از درخت ورودی باغ را دارد که انجیر هایش رسیده و از بیرون کاملا" نمایان است راه را ادامه می دهیم که می رسیم به درب سرای خان حدود سه چهار آبدار نشستند و با هم صحبت می کنند که ناگهان تنها جیپ روستا که متعلق به حاجی آقای سروی بود می ایستد و حاجی پیاده شده و با آبداران صحبت می کند راستی استاد غلامحسن عبدالله زاده هم داشت یک چیزی را با رنده می کشید چی بود نمی دانم چند لحظه می گذرد که می بینیم دو سه بچه خوشحال چیزی در دست و به سمت کوچه آسیا می دوند راستی خوشحالی واسه چیه ،فهمیدم از مغازه محمدآقای هاشمی خوراکی خریده بودند از درب مغازه رد میشم محمد آقا داشت خیاطی می کرد دقیق یادمه از لباسهای محلی عشایر بود به سمت سر کاریز راه می افتم نگاه می کنم بله جلوی پاسگاه ژاندارمری آبیز هستم سربازی با لباسهای خاکستری و تفنگی در دست ایستاده از بالاتر مرد مسنی می آمد نرسیده به پاسگاه از خرش پیاده شد به احترام سرکار سلام کرد هرچند بزرگتر بود و چند متر پایین تر مجددا" سوار خرش شد و مسیرش را ادامه داد طی مسیر کردیم رسیدیدم جلوی باغ  حاجی آقای سلیمی، رو بروی باغ منزل حاج رسول مهدی پور بود که چون درب اصلی آن از کوچه دیگری باز می شد یک درب کوچک هم که یک نفر به زحمت رد می شد از این کوچه باز کرده بودند ادامه دادم به منزل حاج علی جان رسیدم درب منزلش نشسته بود و با جلک مشغول ریسندگی موها بود و مواظب بود کسی به شیر آب درب منزلش دست نزند ادامه می دهیم که صدای چند اردک حواسمان را پرت می کند بله اردک های ملا اکبر حسینی هستند که مثل همیشه در ،بست آب مشغول خوردن و شنا کردن هستند و در کنار جوی ودر سایه درختان گردو حاجی اصغر مصطفایی نشسته و داشت استراحت می کرد حاجی رمضان مصطفایی با یک موتور ایژ باک سفید می آید درسته همراهش انگور بود و از کلاته اش از دوازده امام می آمد که بچه ها به کمکش می آیند یک چند قدمی جلوتر چند زن کنار جوی اب لباس می شویند صدایی می آید که می گوید وابند اوو(آب را ببندید) ادامه می دهیم که سرکار چوبداری را می بینیم که به سمت پاسگاه می رود چون با پسرش دوستم حالم را می پرسد و می رود یه کم راه که می رویم به درخت جوز مردا میرسیم صبر می کنیم درست است نزدیک مدرسه مان هستیم دبستان منوچهری آبیز امروز جمعه است مدرسه تعطیل و هیچ خبری نیست میرزا رضا را می بینم که گوسفندی را برای قصابی آورده و می خواهد او را بکشد چند لحظه ای صبر کردیم تا گوسفند را کشت و بعد راه را ادامه می دهیم تا به جلوی منزل حاجی فدا می رسیم اتفاقا" اونجا هم چند آبدار نشسته بودند و کاسه ای هم جلویشان که مدت آب را مشخص می کرد از داخل باغ  ملا عبداله رعیتی با خر سیاه معروفش می آمد و خر هم مثل همیشه او را اذیت می کرد حاجی آقا حسن وزیری هم در باغش مشغول کار بود و راه را ادامه دادیم که رسیدیم سر کاریز بچه های ملا غلامحسین سلیمی مشغول شستن فرشی در آب بودند و حاجی حسنی نیز ظرف شیری در دست داشت و می خواست شیرها را چرخ کند از سر کاریز آب خوردیم و به سمت مزار هزیره حرکت کردیم از جلوی منزل میر گل محمد رمضانی رد شدیم به به چه صفایی داشت داشتیم به رود بازار نزدیک می شدیدم با همان آب کمش چقدر سرسبز بود چقدر زیبا بود و چقدر... به باغ میر حسن که با پسرش دوست بودیم رفتیم اتفاقا" با مادرش آنجا بود داشتند زردآلو جمع می کردند به ما هم دادند که خوردیم چون جدا از دوست بودن همسایه هم بودیم بعد با پسرش از همان جا به سر مزار علی قلی رفتیم و چند لحظه ماندیم و به سمت هزیره پایین آمدیم که صدای دادی هوا شد که داد می زد و ناله می کرد وقتی دقیق شدیم متوجه شدیم که حاجی شیرو مریض دارد و دستش شکسته و او دارد جا می اندازد راه را ادامه دادیم تا به سر مزار هزیره رسیدیم مادر جارو داشت شمع روشن می کرد ملا اسداله مقداری چوب بنه داشت با پشتش از کوه می آورد و بچه های سر ده هم داشتند بازی می کردند و خانمی هم با بچه هیش گندم آورده بود و می خواست با آسیاب هزیره بلغور کند که دیگر خسته شده بودم و وقتش بود که به خانه بر گردم.

و حالا یک پیشنهاد به شورای اسلامی روستای آبیز گل آویز که واقعا" برای آبادی روستا سعی خویش را می کنند:  چند سال پیش که آبیز سرسبزی خودش را به نحو احسن داشت به بهانه بهسازی قنات آبیز آب رود بازار خشک شد که وقتی از بالای قلعه کوه آبیز به کل روستا می نگرستیم به شکل عقابی بود که بالهایش را باز کرده بود و رود بازار به منزله سر آن عقاب بود و حالا که بحث مجدد بهسازی قنات مطرح هست چرا آب را از پای کوه که نمایان می شود از روی زمین نمی آورند که رود بازار به منزله یک منطقه توریستی برای کل زیرکوه شود و از این طریق تعداد زیادی از جوانان بیکار آن مرز بوم نیز به نان و نوایی برسند؟یا حداقل یک اردوگاه آموزشی؟ ضمنا" یکی از دوستان در خصوص هزیره متنی نوشته بود که آن را نیز عینا" تقدیم شما عزیزان می کنم.

تقدیم به آبیزی های قدیم کوچه حضیره :
رفتم بسوی حضیره و بگریستم به زار
از بهر دوستان که اسیر فنا شدند
ایشان کجا شدند؟ چوگفتم حضیره نیز
داد از صدا جواب ‘ که ایشان کجا شدند

نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 23:47 | لینک ثابت |
  • مهمترین ارتفاعات بخش زیرکوه

    رشته کوه شاسکوه این رشته کوه با تراکم نسبتا زیاد در سمت شمال غرب منطقه زیر کوه با روند شمال غربی، جنوب شرقی از روستای کریزان شورع و تا تنگه حاجی آباد امتداد می یابد. بلندترین نقطه این رشته قله شاهاز با 2823 متر می باشد.روستاهای کریزان ، نیار، استند، فندخت، بهناباد، بیدخت، اسفاد، میرآباد، آبیز، چناران، نوده ، وند، آبمهان، در کوهپایه های شرقی آن و روستاهای تیگاب، کلاته شیخ علی در دامنه غربی آن استقرار یافته اند. این رشته و به خط الراس آن آبریز دشت اسفندن را از دشت شاهرخت جدا میکند.
    رشته كوه آهنگران این رشته کوه از دهانه تنگه حاجی آباد شروع و تا تنگه آهنگران ادامه داشته هر چه از غرب به جنوب شرق پیش رویم از تراکم کوهها کاسته می شود. کوه سه پستان، کوه آهنگران، کوه کاز کان، کوه اردکول و کوه گزیک در این رشته ارتفاعات واقعند.بلندترین قله این رشته کوه سه پستان با 2731 مت رمی باشد. مقدار شیب از بلندترین نقطه قله تا دق پتر گان در حدود 42 کیلومتر 10 درصد است. این ارتفاعات منابع آبی بسیار خوبی بوده و قنوات پرآبی را ایجاد نموده اند. به برکت این ارتفاعات بلند روستاهای تاج کوه، بقرایی ، حسن آباد، حسین اباد تاجوه و حسین آباد خانم، آهنگران، جیم آباد، رحیم آباد، اردکول، محمد آباد بر دامنه ها و کوهپایه های آن شکل گرفته اند.
    این رشته کوه به طول 30 کیلومتر و عرض 12 کیلومتر دهستان زیرکوه را از دهستانهای زهان و شاخنات د رمیان جدامی کند. از این کوهستان رود شوشک، رود رباط، گزرود، رود لونک، رودگزخت، رود گرماب، رود جرف و رود تگ کوه سفیدک سرچشمه می گیرد.
    رشته کوه گزخت این رشته کوه با تراکم زیاد از دره آهنگران شروع شده و آبادیهای دارج علیا، سفلی و کرت آباد در دامنه آن قرار گرفته اند. بر مسیر رود زخت سدی ایجاد شده و آب از آن طریق انال بتونی به مزارع انتقال می یابد.
    کوه آهنی ارتفاع آن حدود 1920 متر و در غرب روستای استند واقع است.
    کوه آبیز در ارتفاع حدود 2730 متری و د رغرب روستای آبیز قرار دارد.
    کوه گشکوه این کوه در دهستان شاسکوه، با ارتفاع حدد 1120 متر در شرق حوض بند خزان کوه کوریکان در دهستان زیر کوه با ارتفاع  حدود 911 متر در مرز ایران و افغانستان است.
    کهنه كوه در دهستان شاسکوه با ارتفاع حدود 1220 متر در شمال روستای گرماب می باشد.
    زردآلو کوه در دهستان زیرکوه با ارتفاع حدود 2450 متر سرچشمه رودکرگسار بوده  و در شرق روستای کلاته بیگ قرار دارد.
    کوه سه پستان در دهتسان زیرکوه با ارتفاع 2731 متر سرچشمه رودهای لونک، گزخت و گرماب بوده و در غرب روستای گزخت قرار دارد.
    کوه خواجه در دهستان زیر کوه با ارتفاع 1123 متر در شمال شرقی روستای تجنود است.
    کوه پل سیاه در دهستان شاسکوه با ارتفاع حدود 1720 متر در غرب چاه دو حوض است.
    میلاکوه در دهستان شاسکوه سرچشمه کال بیدخت و کال تیغاب بوده ودر غرب روستای بهنا باد قرار دارد.
    کوه شکسته در دهستان شاسکوه با ارتفاع حدود 1850 متر سرچشمه رود کریزان بوده و در شمال روستای تیگاب می باشد.
    کوه خواجه با ارتفاع 1123 متر در جوار روستای همت اباد خواجه قرار گرفته و به موازات رشته کوه گزختامتداد می یابد. قنات همت آباد آبش زیاد بوده که با مساعدت جهاد سازندگی لوله کشی گردید و اب آن از درون ماسه  ها خارج و باغ ومزرعه ای سرسبز در میان ماسه زارها ایجادو عشایر در کنار دامداری به کاشت علوفه دامی و باغستان اقدام نموده اند.
    کوه چاپایاب در شمال منطقه زیر کوه قرار داشته و روستاهای چاه پایاب و چاه شط ونهور در دامنه غربی آن واقعند. در اینجا عشایر بار فروش اسکان داشته که از منطقه بار فروش (باب فعلی) به این محل اجبارا کوچ نموده اند.
    کوه بمرود دنباله کوه چاپایاب بوده که آبادیهای چاه پایاب، بمرود، شاهرخت و بارنجگان در فاصل نه چندان دور از آن استقرار دارند بلندترین نقطه ارتفاعی آن 1564 متر می باشد.
    از مهمترین اراضی هموار بخش زیر کوه، دشت شاهرخت – چشمه بید است که دق پترگان را در برگرفته و شامل آبریز رودهای حاجی اباد، آهنگران تجنود، شوشک، لونک، گزخت، گرماب، گرتیغ، کال اسفاد بوده و این دق با 590 متر گودترین نقطه شهرستان و استان خراسان جنوبی می باشد.
    در بخش مرزی از پاسگاه کوریکان در جنوب تا چشمه سیرخوند در شمال پستی و بلندی زیادی دیده نمی باشد. بطوریکه از جنوب تا کبوده تپه ماهورهای کم ارتفاع و از کبوده تا شمال شرق زیر کوه سراسر نوار مرز نسبتا هموار و ارتفاع متوسطی حدود 700 تا 720 متر دارد.

     

  • نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 18:52 | لینک ثابت |

    اشعاری زیبا از فروغ فرخزاد

     

    بخدا غنچه شادی بودم

    دست عشق آمد و از شاخم چید

    شعله آه شدم صد افسوس

                که لبم باز برآن لب نرسید

     

     

    سر به دامان  من خسته گذار

    گوش کن بانگ قدمهایش را

    کمر نارون پیر شکست

    تا که بگذاشت برآن پایش را

     

     

    از سياهي چرا حذر كردن

    شب پر از قطره هاي الماس است

    آنچه از شب بجاي مي ماند

    عطر سكرآور گل ياس است

     

     

    آري آغاز دوست داشتن  است

    گرچه پايان راه ناپيداست

    من به پايان نينديشم

    كه همين دوست داشتن زيباست

     

                                                                                       

     

     

    نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 18:23 | لینک ثابت |
    سيزده بدر                                                                 

    جشن سيزده فروردين ماه روز بسيار مبارک و فرخنده است. ايرانيان چون در مورد اين روز آگاهي کمتري دارند آن روز را نحس مي دانند و براي بيرون کردن نحسي از خانه و کاشانهً خود کنار جويبارها و سبزه ها مي روند و به شادي مي پردازند. تا کنون هيچ دانشمندي ذکر نکرده که سيزده نوروز نحس است. بلکه قريب به اتفاق روز سيزده نوروز را بسيار مسعود و فرخنده دانسته اند. مثلا در صفحهً 266 آثار الباقيه جدولي براي سعد و نحس آورده شده که در آن سيزده نوروز که تير روز نام دارد کلمهً ( سعد ) به معني فرخنده آمده و به هيچ وجه نحوست و کراهت ندارد.  بعد از اسلام چون سيزدهً تمام ماه ها را نحس مي دانند به اشتباه سيزده عيد نوروز را نيز نحس شمرده اند. وقتي دربارهً نيکويي و فرخنده بودن روز سيزدهم نوروز بيشتر دقت و بررسي کنيم مشاهده  مي شود موضوع بسيار معقول و مستند به سوابق تاريخي است. سيزدهم هر ماه شمسي که تير روز ناميده مي شود مربوط به فرشتهً بزرگ و ارجمندي است که " تير " نام دارد و در پهلوي آن را تيشتر مي گويند. فرشتهً مقدس تير در کيش مزديستي مقام بلند و داستان شيريني دارد. ايرانيان قديم پس از دوازده روز جشن گرفتن و شادي کردن که به ياد دوازده ماه سال است، روز سيزدهم نوروز را که روز فرخنده ايست به باغ و صحرا مي رفتند و شادي مي کردند و در حقيقت با اين ترتيب رسمي بودن دورهً نوروز را به پايان ميرسانيدند.

    سبزه گره زدن

    افسانهً آفرينش در ايران باستان و مسئلهً نخستين بشر و نخستين شاه و دانستن رواياتي دربارهً کيومرث حائز اهميت زيادي است. در اوستا چندين بار از کيومرث سخن به ميان آمده و او را اولين پادشاه و نيز نخستين بشر ناميده است. گفته هاي حمزه اصفهاني در کتاب سني ملوک الارض و انبياء و گفته هاي مسعودي در کتاب مروج الذهب جلد دوم و بيروني در کتاب آثار الباقيه بر پايهً همان آگاهي است که در منابع پهلوي وجود دارد. مشيه و مشيانه که پسر و دختر دوقلوي کيومرث بودند روز سيزده فروردين براي اولين بار در جهان با هم ازدواج نمودند. در آن زمان چون عقد و نکاحي شناخته شده نبود آن دو به وسيله گره زدن دو شاخه پايهً ازدواج خود را بنا نهادند. اين مراسم را بويژه دختران و پسران دم بخت انجام ميدادند و امروز هم دختران و پسران براي بستن پيمان زناشويي نيت مي کنند و علف گره مي زنند. اين رسم از زمان کيانيان تقريباً متروک شد ولي در زمان هخامنشيان دوباره شروع شده و تا امروز باقي مانده است. در کتاب مجمل التواريخ چنين آمده " اول مردي که به زمين ظاهر شد پارسيان او را کل شاه گويند. پسر و دختري از او ماند که مشيه و مشيانه نام گرفتند و روز سيزدهً نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هيجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بي پادشاه بماند " . چنانکه در بحث جشن نوروز اشاره شد کردهاي ايران و عراق که زرتشت را از خود مي دانند روز سيزدهم فروردين را جزو جشن نوروز به حساب مي آورند.     

    مقاله درباره سيزده بدر

    در کتابهاي تاريخي و ادبي سده هاي گذشته، که رسم ها، آيين جشن هاي نوروزي کهن را ياد و يادداشت کرده اند، چون تجارب الامم، آثار الباقيه، التفهيم، تاريخ بيهقي، مروج الذهب، زين الاخبار و نيز در شعر شاعران به ويژه شاعران دورهً غزنوي که بيشترين توصيف جشن ها را در بر دارد اشاره اي به " سيزده بدر " نمي يابيم. پرسش اينجاست که اگر در کتاب هاي تاريخي و ادبي گذ شته اشاره اي به سيزده بدر و هفت سين نمي يابيم آيا اين رسم ها را بايد پديده اي جديد دانست و يا اين که، رسمي کهن است، و به علت عام و عاميانه بودن در خور توجه نبوده و با معيارهاي مورخان زمان ارزش و اعتبار ثبت و ضبط نداشته است؟  نگارنده حالت دوم را باور دارد. زيرا رسم و آييني که بدين گونه در همه شهرها و روستاهاي ايران همگاني است و در بين همهً قشرهاي اجتماعي عموميت دارد، نمي تواند عمري در حد دو نسل و سه نسل داشته باشد. ديگر اين که مي دانيم کتابهاي تاريخي و شعرهاي شاعران، رويدادها و جشن هاي رسمي را که در حضور شاهان و خاصان دستگاه حکومتي بود، بيان و توصيف مي کرد. ولي سيزده بدر، رسمي خانوادگي و عام و به بياني ديگر پيش پا افتاده و همه پسند ( و نه شاه پسند ) بود. از طرف ديگر، نوشتن رويدادهاي روزي که رفتارها و گفتارهاي خنده دار و غير جدي، براي خود جايي باز کرده، تا " نحسي سيزده " آسانتر " در " برود، توجه مورخ و شاعر را به خود جلب نمي کرد. و شايد " نحس " بودن هم عاملي براي بيان نکردن بود. نحس و ناخوشايند بودن عدد 13 و دوري جستن از آن، در بسياري از کشورها و نزد بسياري از ملت ها، باوري کهن است. مسيحيان هيچ گاه سيزده نفر بر سر يک سفره غذا نمي خورند. در باور تازيان سيزدهمين روز هر ماه ناخوشايند است. ابوريحان بيروني در جدول " روزهاي مختار و مسعود و مکروه " در ايران کهن، روز سيزدهم ماه تير را که ( تير نام دارد ) منحوس ذکر کرده است. سالهاي زيادي فروردين ماه اول تابستان بود. يکي از نويسندگان در خاطره هاي هفتاد ساله اش از باور مردم شهر خود، قزوين، دربارهً سيزده بدر مي نويسد : روز سيزده بدر جايز نبود براي ديد و بازديد، به يک خانه رفت، هم صاحب خانه به فال بد ميگرفت و مي گفت نحوست را به خانه من آوردند و هم رونده، نمي خواست مبتلا به نحوست آن خانه شود. روز سيزده بايد به صحرا رفت. زيرا آنچه بلا در اين سال بيايد، امروز مقدر و تقسيم مي شود. پس خوب است ما در شهر و خانه خود نباشيم، شايد در تقسيم بلا، فراموش شده و از قلم بيفتيم.  شباهتي که بين سيزده بدر و برخي از رسم هاي کاتارها( بازماندگاه مانويان در اروپا، که ترکيبي از انديشه هاي زردشتي، فلسفهً باستان و مسيحيت دارند ) اين پرسش را به ذهن مي رساند که آيا هر دو ريشهً مشترک باستاني ندارند؟  کاتارها در روز عيد " پاک " ( که برخي از سال ها به روز سيزده فروردين نزديک است ) از خانه بيرون آمده و روز را در دامن صحرا و کنار کشتزار مي گذرانند، و براي ناهار با خود تخم مرغ ميبرند. در اين روز پنهان کردن تخم مرغ در گوشه و کنار و پيدا کردن آنها سرگرمي کودکان است. سه شباهت ، يا سه ويژگي مشترک اين دو عبارتند از : 

    1- آغاز محاسبهً هر دو از آغاز بهار و اعتدال ربيعي است.

    2- در روز سيزده و عيد پاک کاتارها به صحرا و دامان طبيعت مي روند.

    3- بازي و سرگرمي کودکان با تخم مرغ فقط در روزهاي عيد بهاري رسم است، نه فصلهاي ديگر سال. 

    شباهت ديگر دروغ هاي روز اول آوريل، با شوخي هاي سيزده بدر است. روز اول آوريل، هر چهار سال يکبار مصادف با روز سيزده فروردين است ( و سه سال با 12 فروردين ). پيشينه و انگيزهً برگزاري سيزده بدر، هر چه باشد، در همهً شهرها و روستاها و عشيره هاي ايران، سيزدهمين روز فروردين، رسمي است که بايد از خانه بيرون آمد و به باغ و کشتزارها رو آورد و به اصطلاح نحسي روز سيزده را بدر کرد. خانواده ها در اين روز به صورت گروهي و گاه چند خانواده با هم غذاي ظهر را آماده کرده و نيز آجيل ها و خوردني هاي سفرهً هفت سين را با خود برداشته، به دامان صحرا و طبيعت مي روند و سبزهً هفت سين را با خود برده و به آب روان مي اندازند. به دامن صحرا رفتن، شوخي و بازي کردن، دويدن، تاب خوردن و در هر حال جدي نبودن، از سرگرمي ها و ويژگي هاي روز سيزده است. گره زدن سبزه، به نيت باز شدن گره دشواري ها و برآورده شدن آرزوها، از جمله بيرون کردن نحسي است. اين باور، معروف است که " سبزه گره زدن " دختران " دم بخت "، شگوني براي ازدواج و همسر يابي، مي باشد. در فرهنگ اساطير براي رسم هاي سيزده بدر، معني هاي تمثيلي آورده :  شادي و خنده در اين روز به معني فروريختن انديشه هاي تيره و پليدي، روبوسي نماد آشتي و به منزله تزکيه، خوردن غذا در دشت نشانهً فديه گوسفند بريان، به آب افکندن سبزه هاي تازه رسته - نشانه دادن هديه به ايزد آب يا " ناهيد " و گره زدن سبزه براي باز شدن بخت و تمثيلي براي پيوند زن و مرد براي تسلسل نسلها، رسم مسابقه ها به ويژه اسب دواني - يادآور کشمکش ايزد باران و ديو خشکسالي است. 

    اين باور همگاني چنان است که اگر خانواده اي نتواند به علتي تمام روز را به باغ و صحرا برود، به ويژه با دگرگوني هاي جامعه شهر امروز در بعد از ظهر، هر قدر هم مختصر، " براي گره زدن سبزه و بيرون کردن نحسي سيزده " به باغ يا گردشگاه عمومي مي رود.  با دگرگوني هاي صنعتي، شغلي، بزرگ شدن شهرها، فراواني وسيله هاي آمد و رفت سريع السير، وسيله هاي ارتباط جمعي و ... به ناگزير شهرداري هاي شهرهاي بزرگ، دشواريهاي آمد و رفت را پيش بيني مي کنند. فراواني اتومبيل و ديگر وسيله هاي آمد و رفت موتوري و نيز وسعت خانه سازي ها و شهرسازي ها، باعث شده که خانواده ها، سال به سال راه دورتري را براي " سيزده بدر " پشت سر بگذارند، تا سبزه و کشتزاري بيابند.  

     

     

     

    نوشته شده توسط حسین در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 ساعت 19:41 | لینک ثابت |
    • روستاي آبيز حدود 600 خانوار با جمعيتي بالغ بر سه هزار نفر را در خود جاي داده است که البته جمعيت تحت پوشش دهياري اين روستا 9 هزار و 500 نفر است. ساکنان اين روستا از طريق کشاورزي، دامداري، باغداري و گاهي قاليبافي امرار معاش مي کنند. مزارع زعفران، پنبه، جو و گندم آبيز نقش مهمي در اقتصاد شهرستان و کشور دارد و باغها و مزارع آن با يک رشته قنات آبياري مي شوند. مردم اين روستا انسانهايي سخت کوش، متدين و با سعه فرهنگي و تاريخي کهن هستند که با تقديم 9 شهيد والا مقام و دو جانباز بر اصول ارزشهاي اسلامي پايبند و استوارند و در تمامي صحنه هاي اجتماعي حضور فعال و چشمگيري داشته اند .
    • . در اين روستا بيش از 600 نفر جوان جوياي کار و بيکار وجود دارد که عده اي از بيکاري به اعتياد و قاچاق موادمخدر روي آورده اند. توليد سالانه بيش از يک تن زعفران خشک از پتانسيل هاي اين روستاست. 
    •  اما خشکساليهاي پي در پي در چند سال گذشته موجب کاهش توليد گل زعفران در اين منطقه شده است. نبود پزشک در درمانگاه روستاي آبيز، معابر خاکي، نفوذ فاضلاب در معابر، نظافت نامناسب، اجرا نشدن طرحهاي بهسازي و نوسازي و کمبود آب از عمده مشکلات اين روستاست. شيوه هاي سنتي کشاورزي و زمينهاي کوچک وخرده مالکي از ديگر مشکلات اين روستاست. بيش از 500 واحد مسکوني نيز در فاصله دو کيلومتري روستا پس از زلزله سال 76 جنوب خراسان ساخته شده است که به دليل جا نمايي نامناسب بلا استفاده است. محمد هدايت پيرمرد روستايي در اين خصوص به خبرنگار مهر گفت: خانه هاي ساخته شده بعد از زلزله بر روي خط گسل نيز قرار گرفته است و به دليل فاصله زياد از مزارع و زمين هاي کشاورزي، اين منازل خالي مانده است. وي اظهار داشت: دولت بايد شرايط لازم براي حفر چاه در دشت آبيز را فراهم کند تا کشاورزي و توليد زعفران توسعه و رشد نمايد. برات عليپور، کشاورز 75 ساله، يکي ديگر از ساکنان اين روستا نيز با انتقاد از تسهيلات اعطايي بانکها به کشاورزان افزود: وام هاي کشاورزي و خشکسالي به افرادي که پارتي دارند پرداخت مي شود. وي خاطرنشان کرد: شرايط سخت دريافت وام از جمله سند مالکيت و چک کارمند و ضامن کارمند نيز از موانع دريافت تسهيلات از بانکهاست. رئيس شوراي روستاي آبيز نيز در اين خصوص به خبرنگار مهر گفت: دهستان آبيز با جمعيت بيش از 9 هزار و 500 نفر استحقاق ارتقا از دهستان به بخش را دارد. اسماعيل مصطفايي تاکيد کرد: به رغم درخواست هاي مکرر مردم مبني بر رسيدگي به مشکلات اين روستا، مسئولان برنامه اي براي پتانسيلها و فرصتهاي کشاورزي و اقتصادي روستائيان ندارند. فرماندار قاينات نيز در خصوص خشکسالي ها بيان داشت: ميزان بارندگي در سال گذشته افزايش يافته است اما خشکسالي همچنان ادامه دارد. محمدحسين نژاد حسين تصريح کرد: از 362 روستاي اين شهرستان آب آشاميدني و آبياري مزارع 120 روستا با تانکر تامين شده است. وي در خصوص بيکاري جوانان در روستا و مهاجرت آنها به شهرها نيز عنوان کرد: در روستاها فرصت ايجاد اشتغال وجود دارد اما در آمد مردم زياد نيست و حتي مايحتاج اوليه آنها نيز با دستمزد شغلهاي ايجاد شده، تامين نمي شود. نژاد حسين خاطرنشان کرد: براي جلوگيري از مهاجرت شديد روستاييان به شهرها سيستم هاي اداري قاين چالاک نيست.
    • منبع نقل قول ها:خبرگزاری مهر وتحريريه طلوع در سه شنبه بيست و پنجم دي 1386
    نوشته شده توسط حسین در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 21:19 | لینک ثابت |

    مزار شاسکوه ومیلاکوه

    مرحوم آیتی درکتاب بهارستان چنین می نویسد :سه نفر از سادات موسوی بر ذروه آس کوه و یک نفر بر ذروه کوه میلان آسوده اند و اینجمله از عمال خلفای عباسی فراری و در جبال وصحاری متواری گردیده بالاخره قضا و قدر ایشان را به محال زیر کوه کشانیده و روزی چند در چهار گنبد افین (در خانه شیخ رجب محدث افینی )بسر برده واز آنجا بکوه فوداب وآس کوه ومیلان پناهنده شده که دیگر کسی از سرنوشت آنها با خبر نشد.
    مزار شاسکوه ومزار میلاکوه در بلند ترین قله شاسکوه واقع شده رفتن بدان محل با توجه به صعب العبور بودن راه بسیار مشکل است و چون هوا خیلی سرد است تنها در تابستان اندکی زایر دارد. بر فرازکوه دو حوض بنامهای کوثروجمجمه بوده که اطراف آن حصار کشی شده و از کف این حوضها آب بالاآمده و آب مورد نیاز زایران تامین می شود.

    نوشته شده توسط حسین در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 18:17 | لینک ثابت |
     

    تخريب نما ميدان ۱۵ خرداد مشهد

     نمي دانم شنيده ايد كه چند وقت پيش شهرداري مشهد در يك اقدام نماي ميدان 15 خرداد (فلكه ضد) مشهد را –به خاطر اينكه از مظاهر طاغوت بود - تخريب كرد. البته مطالبي در اين رابطه نوشته شد و اعتراضات زيادي هم شد و البته مسولين شهرداري هم توجيهاتي كردند. من مي خواهم در اين زمينه خاطره تاريخي را نقل كنم : مي گويند وقتي لشكر اسلام ايوان مداين را گرفت سردار سپاه اسلام قصد داشت اين ايوان را تخريب كند اما يك وزير ايراني آن وقت گفتگوي با اين سردار انجام مي دهد كه در كتب تاريخي آمده است. وجمله زبيايي را به آن سردار مي گوييد كه : مي تواني اينجا را تخريب كني اما بدان هزينه تخريب آن بيشتر از هزينه تخريب نكردن آن است" و بهرحال آن سردار از تخريب صرفنظر مي كند . با خود فكر مي كردم چگونه است در ان زمان آن سردار سپاه از اين گفتگو با يك وزير ايراني قانع مي شود .اما شوراي شهر مشهد و شهرداري چگونه با اين همه اعتراضات و استدلال قانع نشد و دست به تخريب زد. ....

     

     عکس: روزنامه قدس

    نوشته شده توسط حسین در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 1:21 | لینک ثابت |

    آبیز همچون درخت سروت همیشه پابرجا و استوار باش

    نوشته شده توسط حسین در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 14:6 | لینک ثابت |

     

    « بخش زير كوه »

    اين بخش در شرق قاين واقع شده است و داراي سه دهستان شاسكوه به مركزيت( آبيز ) ، زيركوه به مركزيت (حاجي آباد) وپترگان به مركزيت ( شاهرخت ) مي باشد . آبادي مسكوني ( واحد ) جمعيت ( نفر ) خانوار مساحت ( km2 ) تقسيمات روستائي 11 8615 1962 1177 دهستان شاسكوه 39 12287 2611 1829 دهستان زيركوه 9 6115 1169 3421 دهستان پترگان 59 27017 5742 6427 بخش زير كوه

    مرز با افغانستان : طول مرز مشترك 116km و از طريق دهستان پترگان بوده و بازارچه يزدان در اين منطقه واقع است . طول جاده هاي مرزي 151km آسفالته مي باشد . تمامي طول مرز مشترك را دشت تشكيل مي دهد .

    مرزباني : مرزباني درجه دو« يزدان » امنيت مرزها را بر عهده داشته و داراي 25 km عمق نوار مرز مي باشد .

    بازارچه يزدان : از لحاظ فرم معماري و حجم ساختمانهاي مورد استفاده ، شرايط مطلوبتري نسبت به ديگر بازرارچه ها دارد . اين بازارچه در مجموع 027/0 ارزش ريالي و 014/0 ارزش وزني كل صادرات كشور را بخود اختصاص مي دهد. و در سال 1382 بيش از 25 ميليون دلار صادرات كالا به كشور افغانستان داشته است .مسير ارتباطي يزدان ـ قاين كه در نقطه تلاقي ولايات هرات و فراه افغانستان واقع گرديده ، بيشتر در ابعاد فرهنگي ، اجتماعي و سياسي حائز اهميت بوده و جنبه تجاري و اقتصادي چندان تأثيرگذاري ندارد .

    موقعيت جغرافيايي : خراسان ـ ايران عرض جغرافيايي : 33 درجه، 23 دقيقه . طول جغرافيايي :20 درجه، 60 دقيقه . مساحت : 6428 كيلومتر مربع فاصله مركز بخش از مرز مشترك : 85 كيلومتر طول مرز مشترك با افغانستان : 116 كيلومتر فاصله از مشهد: 450 كيلومتر ارتفاع از سطح دريا : 1330متر اقليم : دشت و كوهستان نوع آب و هوا  : نيمه گرمسير متوسط بارندگي : 150 ميلي متر درجه حرارت ماكزيمم  : 38 درجه درجه حرارت مينيمم : 10ـ درجه

     

     

    تقسيمات كشوري : تعداد دهستان : 3 ( پترگان ـ زيركوه ـ شاسكوه )

    گروههاي قومي ـ مذهبي : جمعيت تشيع : 21441 نفر ( 80 % ) جمعيت تسنن : 5576 نفر ( 20 % )

     


    جمعيت
     : جمعيت اول سال 1383 : 27017 نفر جمعيت مناطق شهري : 3861 نفر (3/14% ) جمعيت مناطق روستايي : 23156 نفر (7/85% ) تعداد مردان : 13032 نفر (48% ) تعداد زنان : 13985 نفر (52% ) نرخ رشد جمعيت : 1/2 % تعداد جوانان 16 30 سال : 8224 ( 5/30 % كل جمعيت ) سالمندان بالاي 60 سال : 2891 ( 7/10 % كل جمعيت ) جمعيت بالاي 10 سال  : 21272 نفر ( 79 % كل جمعيت ) اشتغال : جمعيت فعال بالاي 10 سال (شاغل و غير شاغل) : 10806 نفر ( 5/40 % كل جمعيت )

    نرخ بيكاري  : 2/17 % آمار ارائه شده بصورت نمونه گيري آماري تهيه و به كل آمار بخش تعميم گرديده و نتايج فوق استخراج شده است . كشاورزي و دامداري : سطح زير كشت آبي : 1800 هكتار سطح زير كشت ديم : 1500 هكتار ميزان توليد گندم در سال زراعي 81 ـ 82 : 5655 تن تعداد دام موجود : 000/150 راس

    صنعت : تعداد كارگاه صنعتي : صفر تعداد شاغلين بخش صنعت : صفر

    راههاي ارتباطي : طول راههاي آسفالته : 235 كيلومتر طول راههاي شني : 565 كيلومتر راه مرزي : 151 كيلومتر

    آب : چاه عميق : 87 حلقه چاه نيمه عميق ......... حلقه قنات : 144 رشته چشمه : 25 حلقه تعداد مشتركين آبفاي شهري: 1490 تعداد مشتركين آبفاي روستايي : 4889

    برق : تعداد مشتركين شهري : 1300 تعداد مشتركين روستايي : 000/10 مشتركين بخش صنعت وكشاورزي : 66 تعداد چاههاي برق دار شده : 64 حلقه

    مخابرات: خطوط تلفن شهري 2000 خطوط تلفن روستايي : 1647 خطوط تلفن همراه : ............... مراكز كم ظرفيت تلفن روستايي : 9

    بهداشت ودرمان : بيمارستان : ....... باب (......... تخت ) درمانگاه : 4 واحد آزمايشگاه : …… واحد داروخانه : 1 واحد خانه بهداشت : 17 واحد تعداد پزشكان عمومي : 5 نفر تعداد متخصصين : ........ نفر

    فرهنگي ورزشي : كتابخانه : 1 واحد ( تعداد كتب : 3500 ) مركز فرهنگي هنري كانون : 1 واحد سينما : .......... باب مراكز ورزشي : 6000 متر مربع ( زمين ورزشي ) سالن ورزشي : 2 واحد ( حاجي آباد ـ آبيز )

    آموزش وپرورش : كودكستان : 4 واحد ( .......... كودك ) دبستانهاي دولتي : 64 باب ( 3948 دانش آموز ) مدارس راهنمايي : 15 باب ( 1597 دانش آموز ) دبيرستان : 6 باب ( 566 دانش آموز ) هنرستان : .......... باب ( .... دانش آموز ) مراكز پيش دانشگاهي : 2 واحد ( 99 دانش آموز )

     

    جمعیت

    بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش زیر کوه شهرستان قائنات در سال ۱۳۸۵ برابر با 28006 نفر بوده است

    از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

     

     

    نوشته شده توسط حسین در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 13:3 | لینک ثابت |

    زلزله دلخراش 20/2//1376 قاینات

    روز شنبه 20اردیبهشت ماه 1376 ساعت12و 28 دقیقه و 12 ثانیه  به هنگام صدای اذان  ناگهان گردبادی در منطقه زیر کوه و زهان و در میان بیرجند بطنن زمین جوشید و بارانی از سنگ و خاک و آواره برسر مردم باریدن گرفت . در طی چند ثانیه همه چیز تلی از خاک شد .این زلزله با شدت 1/7ریشتر منطقه را در هم کوبید و بیش از 12 هزار نفر جان باختند .

    تا صبح روز بعد 120پس لرزه  ادامه داشت حجم خسارات وارده به مسکن و احشام بیش از 271میلیارد ریال برآورد شد . دهستان زیر کوه 46روستا 100درصد آسیب دیده که روستاهای آردکول ،شوشک محمد آباد زیر کوه ،تاجکوه ،پیشبر ،دارجعلیا و سفلی گمنج ،نزومند ،اسفرق ،بقرایی،بشیران ،کازکان ،دزگ ،حسین آباد ،مهرک ،و مناوند بیش از سایر روستاها تلفات داشتند. در دهستان شاسکوه 17 روستا به تفاوت 75درصد تا 100درصد آسیب دیدند واز نظر تلفات روستاهای آبیز ،اسفاد ،فندخت ،بهناباد و بیدخت  بیش از سایر روستاها آسیب دیدند. دهستان زهان 37 روستا به تفاوت 60درصد تا 100درصد آسیب دیدند به ترتیب روستاهای اسفدن ،زهان ،و پایهان تلفات زیادی داشتند و
    در دهستان پترگان 11روستا به تربیت از 50درصد تا 100درصد آسیب دیده اند در روستاهای تیغاب 2نفر کشته داشت . منطقه در میان بیرجند ،روستاهای تخته  جان ،سهراب ،خونیک ،گیت ،اشک ،گزیک ،درخش ،آسیابان ،گلویج ،دره چرم ،آبگرم ،آوازه ،زیلان ،زیرک،نصرالدین بشدت آسیب دیدند.
    زلزله 20اردیبهشت 76 در منطقه بسیار گسترده ای به وسعت حدود یک سوم از مساحت کل کشور احساس شد . این زلزله در شهرهای کرمان ،مشهد ،ویزد محسوس بود . بیشترین شدت زلزله در اطراف خط گسلش به صورت شمالی جنوبی با تمایل 15 درجه به سمت جنوب خاوری از کریزان قاینات تا تخته جان بیرجند امتداد داشت.
    در اثر رویداد زلزله توده دهای بزرگ سنگ سقوط کردند که در مناطق کوهستانی آثارش بخوبی مشهود است . ریزش این سنگها در جاده آهنگران به گمنج موجب بسته شدن جاده شد که با تلاش فراوان باز گشایی گردید . در روستای آبیز سقوط سنگها به درون روستا ادامه داشت . حتی روز بعد از زلزله بهنگام دفن اموات این سنگها به درون قبرستان سقوط می کردند . در نقاط مختلف زلزله زده تغییرات زیادی در سطح آبهای زیر زمینی پدید آمددر برخی محلها چشمه های آب کور ودر بعضی محلها چشمه های جدید بوجود آمد .
    در برخی نقاط آب قنوات زیاد وبرخی کاهش یافت از جمله قنات قبلی کریزان خشکید وقنات خشکیده قبلی آبش جاری شد . وسایل نقلیه با مشکل مواجه شد . زمینهای کشاورزی اطراف گسل اغلب جابجا  شدند و نیمی از کرت های پایین به کرت هایی بالایی انتقال  یافتند

     

     Image and video hosting by TinyPic

     

    نوشته شده توسط حسین در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 20:32 | لینک ثابت |

    زشیر

    شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیدست کار که تاج کیان را کند آرزو تفو باد بر چرخ گردون تفو.

    آریایـــــــــــــــــــــی ها:

    دوستان عزیز بخوانید و به ایرانی بودنتان افتخار کنید:

    آریایی ها برای اولین بار به کوزه گری می پرداختندو چرخ کوزه گری از اختراعات آنان است.

    آریایی ها اولین کاشفان فلز مس و فلزهای دیگر بودند و همچنین سازنده ی اولین کوره های ذوب فلز در تاریخ بشریت.(توجه کنید ساختن کوره ی ذوب فلزات برای استفاده از فلز در زمان چند هزار سال پیش موجب شگفتی همگان است.)

    و مهمترین مورد اینکه آریایی ها که در ابتدا خورشید می پرستیدندبدون وجود هیچ پیامبری و تنها با بهره گیری از هوش سرشارشان پی به یکتا بودن خداوند بردند.ایران بان (که زن بود) برای اولین بار پی به این موضوع برد> او می گفت: نظم خاصی در این دنیا موجود است که نشان از وجود آفریدگاری فراتر از خورشید است و این خورشید هم آفریده ی اوست.

    نیک است بدانید که این موارد درآوردی نیست و حاصل تحقیق مورخان داخلی و خارجی بسیاری است.

    آریایی ها برای اولین بار سگ را برای حفاظت از خود در مقابل حیوانات درنده و اسب را برای سواری و بار کشی رام کردند.( در آن زمان فقط در ایران اسب وجود داشت.)

    رسم خانه سازی و ترک زندگی غارنشینی از آریایی هاست.

    برای نخستین بار این آریایی ها بودند که گیاهان مختلف(از جمله سبزیجات) را برای برخورداری از غذایی بهتر پرورش دادند.    منبع: کتاب تاریخ ایران

    نوشته شده توسط حسین در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 19:14 | لینک ثابت |
    Smileyتجربه نشان داده است كه هر كس مطابق ذوق، سليقه و كار خود رفتار مي‌كند. به عقيده ما در 

    موقع دعوا و مرافعه هم اين اصل رعايت مي‌شود. مثال:

    يك وكيل مجلس اينطور فحش مي‌دهد: احمق بي‌قانون، كودن، بي اعتبارنامه، تو از مصونيت اخلاقي

    خود سوء استفاده كرده‌اي. بدتركيب، بي‌قيافه كبود. ديگر اعتماد من از تو سلب شد. ديگر دوستي من و

    تو وخيم گرديد. مرده‌شور آن صداي زنگوله مانندت را ببرد. يك جلسه ديگر اگر جلوي چشمم بيايي

    استيضاحت مي‌كنم!

    خانم يك افسر اينطور فحاشي مي‌كند: زنيكه بي‌انضباط. اي توپ، اي مسلسل، شمشير توي فرق سرت

     بخورد، يابوي بي ركاب. پدرسوخته آش كشكي را ببين. آجر نظامي توي سرت بخورد. الهي توي صف

    مرده‌ها بري!

    يك كارمند اداره مي‌گويد: خفه شو، پرونده ناقص، دون اشل، الهي اسمت جزو مراسلات فوت شدگان به

     آن دنيا ارسال شود، الهي در قبرستان براي هميشه بايگاني شوي، لامذهب، بي دين، مديركل! الهي

    زير فشار مقررات قانون ريغت دربياد. الهي از اين دنيا اخراج بشي!

    يك درشكه‌چي: تف برويت، كپي اوغلي. حيوون عليشاه، مگر اينجا طويله است؟ لامروت مثل خيابان

    سنگفرش مي‌ماند! والله مي‌زنمت، آهاي، بپا، خبردار ننه، آبجي، خواهر، آقا مي‌گيرم سوتت مي‌كنم كه

    دو كورس اونطرف‌تر بيايي پايين، احمق،‌ زردنبو، رنگش مثل پهن مي‌ماند!

    يك خياط: اي بي قواره، بد برش، بي آستر. وقيح پرروئه. به خدا چاك دهنت را مي‌دوزم. گوشهايت را

    قيچي مي‌كنم. مرده‌شور صورت آبله‌اي سوزن سوزنيت را ببره، در عالم رفاقت صد دفعه ترا پرو كردم اما

    باز هم ناصاف از آب درآمدي. خوبه، بسه ديگه، جلوي حرفهايت را درز بگير... باشه، باشه اين بود اجرت.

    بيست سانتيمتر دوستي من كه حالا با دو ذرع و سه چارك قد،‌ قلب مرا بشكافي؟!

    يك حاحي بازاري محتكر: دهه... چك بي‌محل را تماشا كن. سفته سوخت شده را ببين. دلال مظلمه را

     بپا! مرديكه، پنجاه و سه پارچه آبادي كه دارم توي سرت بخوره، الهي زير ماشين بيوك بري، خير نديده

    بي‌اعتبار. به خدا يك انبار خري! هيچ هم از خريتت كمتر نمي‌شه. تف تما مستاجرينم به ريش پدرت، درد

     و بلاي سرقفلي‌هام بخوره توي كاسه سرت. محتكر حماقت و لجاجت! برو حجره‌ات را تخته كن عمو.

    نوشته شده توسط حسین در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 22:28 | لینک ثابت |
     

    بی تو هر شب غممو به خلوت خودم می بردم
    خبری از تو نبود و لحظه ها رو می شمردم
    وقتی شب سحر می شد به بیقراری
    خودم رو به دست گریه می سپردم
    گله و شکایتی از  تو به لب نمی آوردم
    تو به یاد من نبودی
    اما من واست میمردم
    نوشته شده توسط حسین در جمعه نهم فروردین 1387 ساعت 22:21 | لینک ثابت |
     
    Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar

    انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس