تبليغاتX
ღ♥ღ آبیــــــز گل آویـــــــــــزღ♥ღ

دانلود اهنگ سریال دلنوازان کاری از علی لهراسبی

برای دانلود فقط کافی است روی گزینه دلنوازان کلیک کنید

دانلود تیتراژ سریال دلنوازان با سه کیفیت

آهنگ با کیفیت MP3 128

دلنوازان

Rapidshare

 

آهنگ با کیفیت  OGG 64

دلنوازان 

 

آهنگ با کیفیت  WMA 20

دلنوازان 

نوشته شده توسط حسین در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 12:10 | لینک ثابت |
دلنوازی یا نمایشی عامه پسند
نقدی بر سریال دلنوازان ـ 1
رسانه ملی در شبکه ویژه جوانان اقدام به پخش سریالی نموده است که طبق معمول حرفها و حدیثهایی را به همراه داشته است. هنرپیشه های جوان این مجموعه پنجاه قسمتی به توجه به دیدگاه کارگردان، مصداقی از شخصیتهای جوانان به حساب می آیند، نویسندگان با در هم کردن سوژه های مختلف قصد دارند عمر سریال را طولانی تر نموده تا شبهای پاییزی را به نزدیکی های یلدای زمستانی برسانند.

داستان جوان عاشقی است که می کوشد با صداقت و جسارت جوانی، از قدرت و حق انتخاب خود در تعیین سرنوشتش استفاده نماید. او که قرار بود در یک انتخاب از پیش تعیین شده به یک ازدواج فامیلی و کاملا سنتی رضایت دهد، نه تنها علیه این انتخاب می شورد و مؤدبانه به سراغ عروس خانم انتخاب شده رفته و شجاعانه نظر منفی خود را به او اعلان می کند بلکه مانند مردان دیروز این روزگار از او می خواهد که به همه بگوید عروس انتخاب شده به آقای داماد در این ازدواج فامیلی رضایت نداده است.

این جوان جسور پدر خوانده ای دارد که اهل جبهه و جنگ و دفاع مقدس است، پدرش به دلیل کلاهبرداری از کشور گریخته و خواهر کوچکش نیز در کودکی گم شده است. حالا به حمایت پدر خوانده اش مدیریت یک آژانس مسافرتی را بر عهده دارد از همه مهم تر اینکه مادر او مشاور و ناظم مدرسه است.

یلدا دختری است که در یک اطلاعیه گمشده ها به سراغ خانواده بهزاد می آید شاید بخت برگشته ای شانس آورده و دختر این این خانواده شود اما افسوس که چنین نشد و تقدیر و سرنوشت او را به سمتی پیش برد که در نبود پدر نالایق و مادر بیمار که در آسایشگاه بسر می برد و رنج آلزایمر را به جان خریده تا به بقیه عمرش ادامه دهد مورد انتخاب آقای بهزاد قرار گیرد و همه واکنشها و تحریمهای خانوادگی را علیه او فراهم نماید در میان این واکنشها پدر فراری او با پاسپورت جعلی به ایران می آید و در فضای محرومیت و مجازات بهزاد، در صدد انتقام و از سویی دلسوزی نسبت به فرزند بر می آید.

درحاشیه این درام غم انگیز اعضای دفتر آژانس مسافرتی هم از این ماجرا بی نصیب نمی مانند و تعدادی جوان کاملا احساسی در مزاح و نزاع دائما در سرنوشت یلدا و بهزاد نقش آفرینی می کنند اگر همه داستان به این سرعت جلو آمده باشد خیلی کار سخت نخواهد شد اما غصه این قصه از آنجایی شروع می شود که نویسندگان داستان عشق صادقانه بهزاد را با واکنشهای خالی از منطق اطرافیان آنقدر به محاکمه می کشانند که از اساس این عشق به چالش می افتد و خود بهزاد هم درگیر حساسیتهایی می شود که گویا دیگران برایش تعیین کرده اند.

و آرام آرام بهزاد عاقل و البته جسور به یک جوان عصبانی و انتقام جو تبدیل می گردد. شغل و مدیریت آژانس از او گرفته می شود مادر مشاورش به طرد موقت او رضایت می دهد. مادر همسر از پیش انتخاب شده اش، آرزو دارد که هر چه زودترسر بهزاد به سنگ بخورد. گویا تئوری قدرت ـ ثروت قصد دارد اراده و آزادی و حقیقت جویی این جوان کمی خام را که دست پروده مادر مشاور و پدر خوانده وکیلش می باشد را له نماید آنگاه باز هم به سنت همیشگی ذلیل کردن و ترحم نمودن او را به آغوش خانواده باز گردانند شاید هم بر همین منوال عروس ناخواسته ای را هم بپذیرند.

تکرار همیشگی ازدواجهای تلویزیونی و خفیف کردن عشقهای انسانی از یک سو و ماجراجویی های ادبیات فیلمهای عامه پسند هندی از سوی دیگر به قربانی شدن عظمت و ارزشمندی عشقی می انجامدکه از یک سو در آن باید دختری گم شده پیدا شود و از سویی پدری فراری حاصل جنایت خود را در نابینایی فرزند گم شده اش بیابد. این همه درس و نصیحت لابلای یک جریان عاشقی ظهور پیدا می کند که به نظر می رسد به دنبال طرح حق انتخاب و آزادی و کرامت انسانی است اما آنقدر کارگردان محترم آن را کش می دهد و به حاشیه می رود که رنج زیبای انتخاب، در نزد مخاطب به لجبازی و گستاخی بهزاد تبدیل می گردد.

معلوم نیست نویسندگان این داستان به دنبال یک سوژه پلیسی بوده اند یا یک عشق خیابانی و کوچه بازاری و الا حاضر نمی شدند صداقت بهزاد را اینچنین بدون چارچوب منطقی در کش و قوس طولانی شدن سریال ارزان بفروشند.

مخاطبین این سریالها امروز به دنبال عقلانی کردن عشق های خود هستند تا از بحرانهای عاشقی عبور کنند و یا با منطقی متقن آنها را بپذیرند و حتی باب توجیه را تعطیل نمایند. نشناختن حقوق مخاطبان و درگیر کردن آنها در یک جریانی که از عشق یابوی هوس را به مشام می رساند و یا جسارت و بعضا خامی ظلم مضاعفی است که همچنان بر تماشاگران روا داشته می شود.

مردم امروز دوست دارند بدانند که چرا مادر بهزاد در مقام یک مادر، بهزاد را برای آنچه خود می خواست تربیت کرد؟ چرا مانند یک مأمور قانون به خاطر تمرد از ازدواج فامیلی او را به محاکمه کشانید؟ کدامیک از اینها با حقیقت مقام مادری سازگار است؟

شاید در ادامه، ترحم و دلسوزی مادر به خوشایندی نتیجه داستان بیانجامد اما این غصه تربیت است نه حقیقت آن. به جای طولانی کردن دیدارهای یلدا و بهزاد و منتظر گذاشتن مخاطبین ناامید و سرگردان، بهتر نبود تلنگری و قیاسی بر علاقه خودخواهانه و غیر مادرانه بهزاد زده می شد و مادران و پدران امروز رادر عبور هر چه زودتر پاییز زندگی مدد می رساند تا دیگر یلدایی تحقیر نشود و بی اصالت و بد نام معرفی نگردد و بهزاد نیز به جرم تقاضای حق طبیعی خود توسط پدر خوانده وکیلش مجرم و و محروم از مدیریت آزانس نشود که حاصل آن خوشحالی عمه خانم وشکسته شدن غرور بهزاد باشد.

و باز هم تکرار سنت اجتماعی نادرست تهدید و تحقیر و آنگاه ترحم. کارگردان محترم که در صدد معرفی پدر خوانده بهزاد به عنوان یکی از مردان دفاع مقدس است آنقدر در جنبه های فرهنگی و تربیتی او را ناتوان معرفی می کند که بهزاد را مجبور می سازد تا سخنان نادرست اتابک در مورد پدر خوانده اش را بپذیرد.

نبود یک گفتمان منطقی در یک خانواده و شاید یک جامعه حاصلش بهزادهایی است که یا باید استقلال مالی داشته باشند و در غیر این صورت بتدریج حقوق خود را آنقدر پایین بیاورند که در سایه بزرگترها گذرانی داشته باشند و مزه و لذت زندگی را از کانال آنان عبور داده و به حداقلها رضایت دهند.

چرا در این شبهای یأس آلود پاییزی به تبیین حق عاشقی و تأیید هرچه بیشتر کرامت آزادی و دلدادگی انسان پرداخته نمی شود؟ و تنها از عشق آن هم در نگاهی سطحی، نگاه چهره به چهره باقی می ماند؟

خلأ یک چهارچوب منطقی و یک گفت وگوی پر تنش، اما پویا و سازنده، در این سریال به حدی است که منطق بدون نفوذ مهتاب را هم کمرنگ نموده است و بیشتر از آنکه او را دختری عقلانی جلوه دهد از او یک دختر مودب و مأخوذ به حیا می سازد.

شاید پاسخ این انتقادات از سوی نویسنگان محترم معرفی اعضای آژانسی است که هریک از آنها نمادی از جوانان و مردم جامعه باشد اما نباید چنین تعمیمی از سوی نویسندگان صورت گیرد. رامین نماد یک جوان بی هویت و راحت طلب است که کارگردان اصرار بر معرفی او دارد اما چرا چارچوب نظری هیچ کدام از شخصیتها مخصوصا والدین بهزاد به چالش کشیده نمی شود؟

نماد جامعه جوان ما رامین و روشنک گستاخ نیستند بلکه انسانهایی در این جامعه زندگی می کنند که آگاهی از گذشته و چرایی حرکت به آینده را حق خود می دانند و دوست دارند آنگونه که خداوند برایشان مقرر کرده در ژرفای زندگی اندیشه کنند.

از حاشیه های خیابانهای شهر بگذریم، در متن کوچه ها و خانه ها جوانانی با منطق زیبای خود به ما می آموزند که با ما به از این باشید. نادیده انگاشتن این نسل جفایی است جبران ناپذیر. در عصر سرعت و تکنولوژی و بهره وری از زمان، این بی توجهی یک غفلت است نه یک تکنیک که متأسفانه این سریال سخت درگیر آن است.

چنین به نظر می رسد در پایان شیرین این داستان: سر به سنگ خورده بهزاد و دل شکسته و رنجدیده یلدا و مردن کسی و پیدا شدن خواهر نابینای بهزاد و ترحم عاقلانه مهتاب به آقای جراح قلب و به دست آوردن دل بزرگترها دست به دست هم می دهند تا جشنی و سروری برپا شود و به همین سادگی زندگی شیرین شود و نسلهای آینده هم می آموزند که زندگی در سایه تحمل دیگران است نه تعامل با آنان. (این پیش بینی احتمالی، معمول و متعارف سریالهای ایرانی است امیدواریم روند داستان با درایت بهتری پایان پذیرد ..)

ای کاش نویسندگان محترم این داستان کتاب "هنر عشق ورزیدن" اریک فروم را تورق می نمودند و سری هم به کتاب "پله پله تا ملاقات خدای" مرحوم زرین کوب می زدند تا هرگز افسوسهای سرنوشت یلدا و جسارتهای بهزاد در این شبهای طولانی به تمسخر و تحقیر کشانیده نمی شد، ای کاش همانقدر که جهان ملک پور از سرزمین خود دفاع کرده بود می توانست در تعامل با بانوی مطلقه ای که اکنون همسر اوست بهزاد و یلدا را بپذیرد و بر بی قراری و بحران هویت این نسل خاتمه دهد و هرگز فرزند خوانده اش را مانند پدر مجرمش به "نمایش عامه پسند" محکوم نسازد.

ای کاش ترحم ازدواج با مادر بهزاد، باعث شرمندگی عواطف این مادر نمی شد تا در پناه این شرمندگی، شب قدر بهزاد را رقم بزند و حق انتخاب اورا قربانی ازدواج دوباره اش نماید. ای کاش اندیشه ها قبل از نوشتن ها سرمایه می شد و ای کاش گفت و گوها اینقدر روان و بی پرده بود که هر مخاطبی می توانست مشکل امروز خود را در این سریال پیدا نماید و چاره ای برای تضاد دو نسل اندیشیده شود.

رسالت رسانه سرگرم کردن مردم و آموزش آنان است. براستی این سریال پر استرس به کجا می رسد؟ چقدر رنج آور است که روحیه حقیقت جویی مردم را با استرس های بی پایه تعقیب کنیم و اسم آن را پای بند کردن و جذب مخاطب بدانیم.

این سریال می توانست یک فیلم پلیسی موفق و کارا باشد و قداست هنر عشق ورزیدن را پایمال ننماید و بهزاد و یلدا را در سرای دیگری معرفی نماید. ای کاش عشق زیبای دکتر مایک با آقای سالی در سریال پزشک دهکده درسی می شد برای سریالهای تجاری ما و ای کاش ادبیات زیبای خانواده دکتر ما یک و همسرش در گوشه ای از این سریال نمایش داده می شد تا ناتوانی مادر بهزاد نمایانتر و تن به فراموشی دادن مادر یلدا آشکارتر شود و در این میان آنچه ماندنی و ستودنی بود عقلانیت عشق بهزاد بود که با درگیر کردن او به چالش کشیده نمی شد و به خود فرصت بهتر اندیشیدن می داد تا در دام اتابک گرفتار نگردد.

در این صورت یلدا نیز می توانست با امیدواری بیشتر از تهدیدات اجتماعی در امان بماند و لطافت و شادابی اش بیش از این درگیر غم و اندوه نگردد تا او نیز مانند همه آنانی که حق زندگی دارند، زندگی کند و زندگی طوفان زده اش در کنار خانواده ای به آرامش برسد.

چقدر حزن آور است که شأن جوانان این جامعه را نادیده بگیریم و فقط برای کسانی سریال بسازیم که مانند رامین به دلایل گوناگون خوسته ایم که در زمان تماشاکردن برنامه های رسانه، کمتر بیاندیشند و بیشتر تماشا کنند.

متأسفانه سرنوشت سرمایه های بزرگ ما یعنی جوانان در این سریالها به دست سرمایه داران کوچکی داده شد که بیشتر از آنچه به بهای عاشقی بیاندیشند به بهانه آن می اندیشند. اگر روزی شنیدید که گفته شد در یک نظر سنجی وسیع، تعدادی از جوانان از این روند راضی هستند بدانید که این یک جفای مضاعف بر حق آنهایی است که پدران مجرمشان، خواسته و پدرخوانده هاشان، ناخواسته، اجازه فهم درست از زندگی و عشق ورزیدن را به آنها نداده اند تا از آنچه خود برایشان می خواهند راضی باشند یعنی انسانهایی که نه به ارزشهای دینی کار دارند و نه ارزشهای انسانی و این یعنی نمایشی عامه پسند نه دلنوازی.

تهیه و تنظیم: صدیقه قاسمی دبیر آموزش و پرورش منطقة 3 تهران و پژوهشگر
نوشته شده توسط حسین در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 12:0 | لینک ثابت |
ضعف اطلاع‌رسانی درباره لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها؛
پافشاری دولت برای حفظ ماده‌ای که افزایش حقوق را لغو می‌کند
در حالی که فشار عمده افزایش تورم را حقوق‌بگیران ثابت از جمله کارگران و کارمندان تحمل می‌کنند، دولت در صدد بود که افزایش چند درصدی سالانه حقوق این اقشار را هم در پنج سال آینده متوقف کند... این در حالی است که با تورم 20 درصد کنونی، این اقشار به سختی گذران زندگی می‌کنند و معلوم نیست با تورم 40 تا 60 درصدی حاصل از هدفمند کردن یارانه‌ها و افزایش نیافتن حقوق، تکلیف این اقشار چگونه خواهد بود؟

هرچند با حذف ماده 14 طرح هدفمند کردن یارانه از سوی کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی مجلس، آثار ناشی از فشارهای حاصل از اجرای این ماده قانون هدفمند کردن یارانه‌ها، موقتاً از سر مردم برداشته شد، اما اطلاع‌رسانی نکردن دولت در این زمینه و همچنین پافشاری طرفداران دولت به بازگشت این ماده جای تأمل دارد!

به گزارش خبرنگار «تابناک»، رئیس‌جمهور و طرفداران دولت که همواره از حمایت از قشر مستضعف به ویژه کارمندان دولت و کارگران سخن به میان می‌آورند، خواسته یا ناخواسته با اجرای این ماده، هزینه‌های ناشی از تورم ایجاد شده به خاطر هدفمند کردن یارانه‌ها را در بخشی به کارگران و کارمندان تحمیل می‌کردند.

بنا بر این گزارش، دولت در ماده 14 لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها، پيشنهاد كرده بود كه الزام به افزايش حقوق كاركنان دولت موضوع ماده 150 قانون برنامه چهارم توسعه و مواد 64 و تبصره آن و ماده 125 قانون مديريت خدمات كشور و ماده 41 قانون كار ـ که می‌گوید دولت موظف به افزایش کارکنان دولت و کارگران برابر با نرخ رشد تورم برابر اعلام بانک مرکزی است ـ از زمان اجرای اين قانون موقوف الاجرا شده و همه قوانين مغاير با اين قانون از زمان ابلاغ، لغو ‌شود.

اين ماده بر توقف افزايش حقوق و دستمزدها از زمان اجرايي شدن اين لايحه، براي پيشگيري از ايجاد تورم دوچندان تأكيد كرده بود. بدین ترتیب، دولت در صدد بود تا همان افزایش چند درصدی حقوق سالانه کارگران و کارمندان را نیز متوقف کرده تا تورم را تا اندازه‌ای کنترل کند. این در حالی است که با افزایش چند درصدی سالانه حقوق کارگران و کارمندان و با توجه به تورم 20 درصدی کشور، این اقشار به زیر خطر فقر سقوط کرده‌اند، حال آنکه با تورم 40 تا 60 درصدی تورم به دلیل اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها و افزایش نیافتن حقوق کارمندان و کارگران، چه بلایی دامن‌گیر این اقشار می‌شد!

همه اینها در حالی است که فشار عمده تورم را اقشاری که حقوق‌بگیر ثابت هستند، تحمل می‌کنند و اقشاری که مشاغل آزاد و غیر دولتی دارند، معمولا کسب و کار خود را با افزایش و کاهش تورم تطبیق می‌دهند. به نظر می‌رسد، اطلاع رسانی نامناسب و در جریان نگذاشتن مردم ـ به عنوان کسانی که آثار اجرای این طرح به طور مستقیم در زندگی آنها نمایان می‌شود ـ از مفاد این طرح و تصمیمات دولت، در صورت اجرا به یکباره فشار بی‌سابقه روانی به آنها وارد خواهد کرد که پیامدهای بسیار خطرناکی برای جامعه خواهد داشت.

نوشته شده توسط حسین در جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 11:57 | لینک ثابت |

شهرام شکیبا در ستون طنز روزنامه خبر نوشت:

حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات، هنوز هم نقل محافل و مجالس است.

دیروز در روزنامه خودمان سه روایت چاپ کرده بودند رفقا، از همین ماجرا. یکی به روایت «خبرآنلاین»،‌ یکی به روایت «ایسنا» و آخری روایت «فارس». هرکدام هم یک جوری ماجرا را نقل کرده بودند. برداشت شخصی من از ماجرای کروبی در نمایشگاه مطبوعات براساس روایات گوناگون چنین است.

روایت خبرآنلاین

مهدی کروبی به نمایشگاه مطبوعات رفته. طبقه دوم را دیده. آمده طبقه پایین. گروهی از دیدن او عصبانی شده‌اند. این گروه کسانی هستند که با دیدن هرکسی غیر از خودشان، به صورت کاملاً خودجوش عصبانی می‌شوند و داد می‌زنند و حمله می‌کنند. این گروه کارهای طبیعی خودشان را انجام داده‌اند. یک گروه دیگر هم هستند که با دیدن گروه اول، به سرعت شکل آنها می‌شوند ولی روبه‌روی آنها قرار می‌گیرند. دو گروه نسبتاً به جان هم افتاده‌اند و کروبی هم نسبتاً زیر دست و پا مانده است. ظاهراً کسی هم حواسش نبوده که دعوا سر همین کسی‌ است که دارد لای فشار دو گروه، له و لورده می‌شود.

روایت ایسنا:

دبیرکل حزب اعتمادملی به نمایشگاه مطبوعات رفته. به محض ورودش به راهروی اصلی مخالفان و موافقان وی درگیر شده‌اند. خساراتی وارد شده. او را به طبقه دوم نمایشگاه و از آنجا به بیرون نمایشگاه برده‌اند. بعد از رفتن کروبی هنوز جو نمایشگاه متشنج بوده است.

روایت فارس:

شخصی موسوم به مهدی کروبی برای چند لحظه وارد نمایشگاه مطبوعات شد. بلافاصله همه حاضران در نمایشگاه فریاد برکشیدند، «مرگ بر منافق موسوم به کروبی» و او را بیرون کردند. این شخص با افرادی موسوم به طرفدار که چیزهای سفت و درازی موسوم به چماق در دست داشتند به نمایشگاه مطبوعات حمله کردند و شعارهایی در حمایت از افرادی موسوم به «موسوی» و «خاتمی» می‌دادند. این گروه اندک ولی خیلی خشن به مردم و انقلاب حمله‌ور شدند و به همه فحش می‌دادند. یکی از افراد موسوم به محافظ‌ شخص یاد شده موسوم به کروبی، به سرعت اسلحه‌اش را کشید و تیراندازی کرد و ملت را به خاک و خون کشید. بعد همه افراد موسوم به طرفدار شخص موسوم به کروبی به بسیج و اسلام و انقلاب و مردم، ضمن شکستن همه‌چیز، بعد از دیدن سیل خروشان ملت، از همان راهی که آمده بودند برگشتند. شخص موسوم به کروبی هم از بس به شدت با ضربات کنگ‌فو مردم را کتک می‌زد، عمامه‌اش هم افتاد زیر دست و پا و بدین‌وسیله به روحانیت نیز توهین گردید.

آشوب‌های بعدی در نمایشگاه مطبوعات

شنیده‌ام که بناست میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی هم به نمایشگاه مطبوعات بروند. لذا آشوب در نمایشگاه ادامه خواهد داشت. طبق برنامه برای ادامه گسترده این آشوب‌ها من نیز روز دوشنبه از اول وقت تا پایان وقت در نمایشگاه حضور خواهم داشت و در غرفه روزنامه «خبر‌» از نزدیک با مخاطبان دیدار خواهم کرد.

پیشاپیش برای بهتر برگزار شدن پروژه آشوب برنامه بازدید خود را اعلام می‌کنم.بنده حوالی ساعت 5/9 صبح از غرفه خبرگزاری «فارس» دیدن خواهم کرد و سپس به غرفه روزنامه‌های کیهان، وطن‌امروز، جوان، ایران، اعتماد، فرهیختگان و سرمایه می‌روم و سرانجام آش و لاش و کبود و خون‌آلود در غرفه «خبر» مستقر خواهم شد.

برای رفاه حال دوستانی که می‌خواهند کفش پرت کنند، تقاضا می‌کنم با خودشان کفش کهنه اضافی بیاورند که پابرهنه نمانند. لطفاً از آوردن انواع پوتین، چکمه و کفش‌های میخ‌دار ورزشی اجتناب کرده و به هیچ عنوان کفش زنانه پاشنه‌دار و لژدار پرتاب نکنید. ضمناً از الان گفته باشم که بعداً مثل شاهزاده داستان سیندرلا کفش‌ها را برمی‌دارم و دنبال صاحبانش می‌گردم و در این راستا احتمال ازدواج هم وجود دارد. لذا حواستان باشد که کفش‌ها را چطور پرتاب می‌کنید و به کجا می‌زنید. بنده همین‌جوری هم دماغم بزرگ است، اگر بشکند هم واویلاست. خلاصه پرتابی نکنید که موجبات پشیمانی و سرافکندگی را در آینده فراهم کند. به قول شاعر، که منظورم همان ناصر فیض است:

کاری نکن نگاه به دمپایی‌ات کنند

از روی شست پات شناسایی‌ات کنند

وعده دیدار ما، فردا در نمایشگاه مطبوعات.

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 12:26 | لینک ثابت |
سفیران چند کشور استوار نامه خود را تقدیم رئیس جمهور کردند/ سفیر فنلاند با خانواده آمده بود.

احمدی نژاد: به به با خانواده تشریف آوردید، دختر خانوم خوش اومدی ولی حواست باشه این گشت ارشاد مار و هم میگیره ها چه برسه به شما!

«جرج تيتو دواسکو نسلوش نوگيرا دياش کابرال» سفير جديد کشور پرتغال و محمود احمدي نژاد با هم گفت‌وگو کردند.

سفیر: دیگه ببخشید دیگه اسمم اینقدر طولانی بود تو کاغذ جا نشد اومدم شفاهی استوار نامه بدم خدمتتون.

بازار داغ تکذیب ها از سوی کلهر و خانواده همچنان رواج دارد.

در صورت ادامه روند تکذیب؛ کلهر: مَــــــن!؟ منکه کلهر نیستم بريد از خودش بپرسید اصلا کلهر چی هست؟

سایپا و مایلی کهن روزهای سختی را می گذرانند.

آخر آهِ گنده باقالی ها دومن جناب مایلی رو گرفت.

از صادر کنندگان نمونه کشور تقدیر شد.

- بدون شرح (مخصوصاً درباره نفر اول از سمت چپ)

تابناک: نمایشگاه مطبوعات امسال متشنج شد.

خبرنگار: انگیزتون از اومدن با این لباس چی بود؟
لباس آبی: هیچی، شنیدیم بزن بزنه تو نمایشگاه گفتیم با تجهیزات بیایم که بتونیم سالم برگردیم خونه.

بانوی اول آمریکا روزهای خوشی را در کاخ سفید می گذارند.

می بینید که چقدر خوشه حتی طناب بازی هم می کنه.

بالاخره ارتباط محسن رضایی و رسانه ها مشخص شد!

البته این محسن رضایی  با اون محسن رضایی کلی تفاوت دارن ها!

مرتضی حیدری: الان سر کلاس هستم/ حیدری: برای ثبت نام آمده‌ام.


سمت چپی: به چی می خندی؟
راستی: هیچی آخه این بنده خدا هنوز ثبت نام نکرده رفته سر کلاس!!

نوشته شده توسط حسین در یکشنبه سوم آبان 1388 ساعت 12:25 | لینک ثابت |

قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان و تولیدکنندگان با توجه به تایید شورای نگهبان به زودی لازم الاجرا می گردد

بنا بر اخبار واصله از یک منبع موثق لایحه حمایت از حقوق مصرف کنندگان و تولید کنندگان در جلسه روز چهار شنبه مورخه ۲۹/۷/۸۸ شورای نگهبان مورد بررسی قرار گرفت و با توجه به اینکه ایرادات آن در چهار وهله توسط مجلس شورای اسلامی رفع گردیده بود مغایر با شرع و قانون اساسی شناخته نشد و به تایید این شورا رسید که این قانون پس از درج در روزنامه رسمی به زودی لازم الاجرا می گردد.

ارسال خبر: ۲/۸/۸۸

نوشته شده توسط حسین در شنبه دوم آبان 1388 ساعت 12:40 | لینک ثابت |
نخستین اظهارات احمدی‌نژاد در حمایت از دولت‌های قبل پس از چهار سال
لحن ملایم احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی
با وجود اعلام قبلی مبنی بر حضور کارشناسان در مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور، تنها رئیس شورای رقابت که اخیرا توسط احمدی‌نژاد منصوب شده و دکتر جمشیدیها جامعه شناس در این برنامه شرکت کردند.

به گزارش خبرآنلاین این برنامه که توسط مراد عنادی در شبکه اول سیما اجراشد عمدتا به لایحه هدفمندسازی یارانه‌ها اختصاص داشت و دکتر پژویان و دکتر جمشیدیها زوایای اقتصادی و اجتماعی آن را مورد پرسش قرار دادند. در اثنای برنامه برای دقایقی این دو کارشناس به جای بحث کردن با احمدی‌نژاد به سخنان یکدیگر پاسخ دادند.

در این گفتگو که احمدی‌نژاد لحنی کاملا ملایم داشت و به نظر می رسید قصد ندارد مانند گذشته به خاطر بیان برخی مسائل مورد انتقاد قرار بگیرد در دو مورد به دفاع از دولت‌های قبل پرداخت. یک بار در مورد هدفمندی یارانه‌ها وی گفت دولت‌های قبلی نیز به آن اعتقاد داشتند اما به دلیل نگرانی از پیامدها آن را اجرا نکردند و در مورد دوم وی اظهار داشت دولت‌های قبلی هم خواهان انرژی هسته‌ای در کشور بودند.
نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 5:45 | لینک ثابت |

 

'زنده باد فساد'

 

نويسنده 'زنده باد فساد' در صدد ارايه تحليلی از رواج فساد در کشورهای جهان سوم است

"زنده باد فساد" عنوان کتابی است نوشته علی ربيعی که از سوی انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتشر شده است.

آقای ربيعی، از اعضای بلند پايه وزارت اطلاعات، مشاور رييس جمهوری و عضو کميته سه نفره رييس جمهوری برای تحقيق در باره قتل های زنجيره ای پاييز ۱۳۷۸، برای اولين بار چند سال پيش موضوع آقازاده ها و رانت خواری فرزندان مقامات را مطرح و واژه آن را وارد ادبيات سياسی ايران کرد و به نظر می رسد اين کتاب بخشی از دغدغه های وی در باره فساد در ايران باشد.

 

تعريف و تبيين جامعه شناسی سياسی فساد در دولت های جهان سوم، که ايران نيز در زمره آنهاست، موضوع اصلی کتاب است.

 علی ربيعی که از اعضای بلند پايه وزارت اطلاعات و تشکيلات دولتی در جمهوری اسلامی بوده با طرح موضوع رانت خواری فرزندان مقامات اصطلاح آقازاده ها را وارد ادبيات سياسی ايران کرد 

 

نويسنده معتقد است مطالعه اين کشورها، به خصوص کشورهايی که در اين راه به موفقيت هايی نايل شده اند، برای محافل علمی و برنامه ريزان دولتی لازم است اما ادبيات نظری در باره فساد در کشورهای جهان سوم ضعيف است و دولت ها نه تنها تمايلی برای طرح موضوع در افکار عمومی نشان نمی دهند بلکه در مواردی نيز از طرح صحيح آن پرهيز دارند.

 

اين معضل در ايران نيز کمابيش به چشم می خورد و کمبود مطالب علمی درباره فساد از همين اکراه نشات     می گيرد.

 

فساد رايج

 

کتاب با تعريف سطوح مختلف فساد، علل و عوامل آن و ارايه نمونه هايی از ديگر کشورها آغاز می شود اما جای جای آن خواننده را به مقايسه می کشاند تا نمونه های ايرانی آن را پيش چشم مجسم کند.

 

به خصوص وقتی بحث به زمينه های بروز رايج ترين زمينه های بروز فساد، نظيرپايين بودن درآمد سرانه، اقتصاد ناپايدار و تورم زا، گرانی های مزمن، حقوق ناکافی و رشوه گيری می رسد، اين تصوير کامل تر می شود.

  يکی از راه های رايج (فساد)، گماردن افراد مورد نظر در پست های کليدی و به اصطلاح نان و آب دار می باشد. پديده حامی پروری در مراکز حساس يا از طريق افراد قدرتمند در پست های سياسی و مقامات حزبی صورت می گيرد و يا شبکه های قدرت اقتصادی اقدام به حمايت و رشد دادن افراد مورد نظر در پست های کليدی می نمايند

 

 

'زنده باد فساد' - صفحه 95

 

در کنار اين تصوير رايج، گاه فساد موجود ارتباطی به دريافت امتيازات و پول ندارد و از طريق ديگری صورت می گيرد که به "خويشاوندپروری" معروف است و نمونه های آن در ايران کم نيست.

 

نويسنده در اين مورد اظهار نظر می کند که "يکی از راه های رايج، گماردن افراد مورد نظر در پست های کليدی و به اصطلاح نان و آب دار می باشد. پديده حامی پروری در مراکز حساس يا از طريق افراد قدرتمند در پست های سياسی و مقامات حزبی صورت می گيرد و يا شبکه های قدرت اقتصادی اقدام به حمايت و رشد دادن افراد مورد نظر در پست های کليدی می نمايند."(صفحه ۹۵)

 

علاوه بر اين، ويژگی های فساد در بخش های سياسی و اقتصادی قابليت تطبيق با شرايط ايران را دارا هستند.

 

آقای ربيعی می نويسد "کشورهای در حال گذار سياسی و اقتصادی، معمولا از جمله فاسد ترين کشورها هستند. اين اتفاق در دوران گذار وقتی رخ می دهد که کنترل های خودکامانه از طريق آزاد سازی های اقتصادی و تمرکز زدايی های سياسی با چالش جدی رو برو شده و رو به نابودی می روند اما هنوز معيارها و کنترل های مردم سالارانه و نهادهای مشروع و پاسخگو جايگزين نظام سابق نشده است." (صفحه ۷۷)

 

فساد و رقابت سياسی

 

فارغ از اين موضوع "سياسی بودن اقدامات قضايی به بهانه فساد، بخشی از معضل فرآيند سياسی بوده و به عنوان مانعی در تحقق مقابله با فساد در اين کشورها (جهان سوم) محسوب می شود. آثار رو در رويی های طرفين سياسی در کشورهای جهان سوم و رقابت برای کسب قدرت در ميان پرونده های مبارزه با فساد امری قابل مشاهده و بيشتر به عنوان يک رويه در کشورهای جهان سوم مطرح می باشد." (صفحه ۷۲)

 

نمونه هايی از اين دست بسيار است اما نويسنده از دادن آدرس های دقيق در باره موارد مشابه فساد در ايران خودداری ورزيده و تنها به مواردی چون کمک های اقتصادی صاحبان ثروت به سياستمداران و پا نگرفتن مردم سالاری به عنوان نمونه هايی از فساد موجود و زمينه های آن در ايران بسنده کرده است.

 

ربيعی با ساختار سياسی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی از نزديک آشناست 

 

وی تاکيد دارد که "افشاگری هايی که در مورد کمک های مالی از سوی قدرتمندان اقتصادی به سياستمداران صورت می گيرد رايج ترين مسايل در فضای سياسی کشورهای توسعه نيافته است. نظير پرونده های مالی که در پاکستان، اندونزی، ايران، برزيل و حتی مالزی که مسايلی از اين دست هر از گاهی در صحنه رسانه ای اين کشورها رخ می دهد. البته بخشی از اين افشاگری ها ريشه در حذف رقبا از صحنه سياسی دارد." (صفحه ۸۴)

 

احتمالا، از اين حيث می توان کمک های مالی شهرام جزايری به برخی از مقامات رسمی را که دو سال پيش افشا شد در رديف کمک صاحبان ثروت به سياستمداران قرار داد.

 

از معدود جاهای ديگری که نام ايران به ميان می آيد زمانی است که نويسنده بعد از شرح و توضيح انواع فساد، علل و عوامل و نمونه های آن در کشورهای مختلف، ايران را در کنار کشورهايی قرار می دهد که نظام سياسی موجود با نوع فساد آنها مرتبط است.

 

آقای ربيعی می نويسد "در نظام هايی که جريان مردم سالاری در آنها به طور ضعيفی وجود دارد نوعی خاصی از فسادهای تعريف نشده و هرج و مرج گونه را می توان مشاهده نمود. برزيل، آرژانتين، مکزيک، ايران، غنا، نيجريه، هند و اندونزی را می توان در اين الگو قرار داد." (صفحه ۸۹)

 

فساد از نوع ايرانی

 

بخش کوتاهی از کتاب به بحث در باره فساد در ايران اختصاص دارد و نويسنده شرح کوتاهی از وضعيت فساد در نه کشور را ارايه می دهد که ايران يکی از آنهاست.

 

اين بخش با کلی گويی همراه است و از برنامه های توسعه اجرا شده در سال های قبل از انقلاب آغاز می شود.

 

ايران پنج دهه پيش اجرای برنامه توسعه را آغاز کرد و بعد از افزايش قيمت نفت در دهه ۱۹۷۰، درآمدهای نفتی با هدف جايگزينی واردات، صرف راه اندازی صنايعی شد که به عقيده نويسنده اين موضوع، خريدهای دفاعی جاه طلبانه و گسترش سازمان های اداری، زمينه را برای ايجاد فساد مهيا، روند توسعه را مختل و دستيابی به اهداف آن را دشوار کرده است.

 

  پس از انقلاب اسلامی ايران در سال ۱۹۷۹ ميلادی برنامه های نزهت گرايانه و اهداف انقلابی سطوحی از فساد در ميان نخبگان را کاهش داد ... اما در دو دهه اخير مظاهری از فساد اداری، سياسی و مالی به شکل گسيخته ای نمود پيدا کرده است و اين بار جلوه هايی از فساد سطح دوم در سازمان های اداری، قضايی و پليسی برای مردم اين کشور (ايران) کاملا معمولی گرديده است

 

 

'زنده باد فساد' - صفحات 129 - 130

 

به عقيده نويسنده "طبقات جديد واسطه گر با هم پيمانی نخبگان سياسی" در اين دوره شکل گرفته و پديده های فساد آميز رخ نموده اند که مجموعه آنها را می توان در رديف نمونه کلاسيک چگونگی رشد و پيدايی فساد در کشورهای در حال توسعه قرار داد.

 

آقای ربيعی با اين مقدمه کوتاه در باره قبل از انقلاب، به توصيف شرايط بعد از انقلاب می پردازد.

 

وی می نويسد "پس از انقلاب اسلامی ايران در سال ۱۹۷۹ ميلادی برنامه های نزهت گرايانه و اهداف انقلابی سطوحی از فساد در ميان نخبگان را کاهش داد" هرچند "در دو دهه اخير مظاهری از فساد اداری، سياسی و مالی به شکل گسيخته ای نمود پيدا کرده است و اين بار جلوه هايی از فساد سطح دوم در سازمان های اداری، قضايی و پليسی برای مردم اين کشور (ايران) کاملا معمولی گرديده است." (صفحات۱۲۹-۱۳۰)

 

بر اساس گزارش سازمان بين المللی شفافيت، ايران از لحاظ فساد اقتصادی در بين ۱۳۳ کشور در رتبه ۷۸ قرار دارد و نويسنده تاکيد می کند که "تلقی مردم ايران و سازمان های بين المللی حاکی از فساد در سطح اول و دوم در کشور ايران است." (صفحه ۱۳۰)

 

سطوح فساد

 

فساد سطح اول عمدتا با نخبگان سياسی مرتبط است و کارمندان عاليرتبه و مقامات ارشد دولت ها درگير آن هستند و زد و بندهای احزاب سياسی همزداد اين نوع فساد به حساب می آيد و مظاهر آن دربخش های واردات، مزايده ها، مناقصه ها، خريدهای خارجی و داخلی کلان، بخش های مرتبط با فروش منابع زير زمينی و پروژه های عمرانی به چشم می خورد.

 

فساد سطح دوم در ميان کارمندان رده پايين وجود دارد و رشوه های عمومی، کارسازی های غيرقانونی در اين سطح صورت می گيرد که عمدتا با بخش خصوصی و جامعه مرتبط است.

 نويسنده معتقد است که گرچه فساد در جمهوری اسلامی رو به گسترش بوده است اما اين فرضيه را مطرح می کند که فساد فارغ از اهداف رهبران حکومتی رواج يافته و براساس اين فرضيه، اقدامات اداری دولت برای مقابله با اين پديده را بر می شمرد 

 

آقای ربيعی بررسی جامعه شناسی پديده فساد در ايران را با اهميت می داند و می نويسد "فساد گسترده از نوع اول که در دولت پيش از انقلاب رواج زيادی داشت پس از يک دهه حکومت انقلابی ها در شکلی جديد و همراه با گسترش در سطح دوم به طور مجدد پديدار شد."

 

کتاب با طرح اين فرضيه که "ساختارهای مستعد فساد، فارغ از اهداف رهبران دولت ها، به پيدايی و شيوع فساد می انجامد،" به بحث در باره تشکيل ستاد ارتقاء سلامت نظام اداری و مقابله با فساد از سوی دولت محمد خاتمی می پردازد و وظايف، ماموريت ها و برنامه های کميته های مقابله و پيشگيری از فساد را فهرست وار در قالب آيين نامه های اداری بر می شمارد بدون آنکه نتايج آن را نشان دهد.

 

بخش پايانی کتاب به شيوه های مبارزه با فساد اختصاص دارد و ايران در رديف کشورهايی نظير بوتسوانا، سنگاپور، مالزی، هنگ کنگ، چين، نيجريه و کره جنوبی قرار گرفته است که گام های مشخصی در اين راه برداشته اند.

 

آزادی مطبوعات، آزادسازی اقتصادی، حذف يارانه ها، خصوصی سازی، حذف ضوابط و مقررات زايد و شفاف کردن قوانين، آزادی اطلاعات، کاهش انحصار و کوچک کردن دولت، به کارگيری قضات سالم و گسترش ظرفيت پاسخگويی بخشی از اقداماتی است که برای مبارزه با فساد توصيه شده است.

 

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 5:30 | لینک ثابت |

خبرمهم هاشمی رفسنجانی در اجلاس خبرگان

به گزارش فارس، آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه مسائلی در جامعه به وجود آمده که باید برای حل آنها و برای جلوگیری از تبدیل شدن مسائل کوچک به شکاف‌های بزرگ‌تر برنامه‌ریزی و توجه جدی صورت گیرد اظهار کرد: باید با حرکت به سوی همدلی و ایجاد آرامش و امنیت در بین همه اقشار از تمام ظرفیت‌های که در چارچوب نظام و قوانین اساسی مایل به همکاری هستند بهره برد.

وی به اظهارات اخیر رهبر معظم انقلاب اشاره کرد و گفت: از سخنان ایشان محورهای کلیدی و جدی وجود دارد که می‌توان اهداف نظام مقدس اسلامی را در قالب آنها پیگیری کرد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار کرد: بدون شک اگر به سخنان رهبری توجه کنیم همه مشاجرات نیروهای دست‌اندرکار انقلاب مرتفع خواهد شد و من فکر می‌کنم در صورت توجه به این سخنان مشکل جدی نخواهیم داشت و البته در جامعه مباحثات می‌تواند وجود داشته باشد و این طبیعی است.
هاشمی رفسنجانی به 9 محور سخنان مقام معظم رهبری اشاره کرد و گفت: ابراز رضایت ایشان از راهپیمایی روز قدس که با حضور یکپارچه ملت همراه بود و نشان از علاقه‌مندی و وقایع ملت به کلام امام و آرمان فلسطین را نشان داد از جمله نکات محوری سخنان ایشان بود که باید این ظرفیت عظیم را پاس داشت.
وی ادامه داد: رهبری در سخنان خود خیلی صریح فضای تهمت و مشاجرات نامشروع را در داخل کشور محکوم کردند و بر این نکته تاکید جدی داشتند که برخی مسائل سبب دور شدن دلها می‌شود و همه باید توجه کنند که فضای تهمت و ایجاد ناامنی فکری برای دیگران و آلوده کردن فضا به بدبینی می‌تواند بنیان جامعه را سست کرده و آن را تضعیف می‌کند و باید همه مراقب باشند که فضا بیشتر از این آلوده نشود.

اگر به قانون عمل نکنیم چیزی باقی نمی‌ماند
هاشمی رفسنجانی در ادامه سخنان خود با اشاره به ابعاد کلیدی سخنان رهبر فرزانه انقلاب در نماز عید سعیدفطر، تاکید مقام معظم رهبری بر محور قرار دادن قانون در تمامی مسائل را یادآور شد و گفت: ما بعد از 30 سال همه زندگیمان می‌تواند قانونمند باشد و آنهایی که دست‌اندرکار هستند باید مقید به قانون باشند و باید برخی بدانند که اگر بی قانونی‌کنند نباید توقع داشته باشند که قانون نسبت به آنها بی‌تفاوت باشد و بشود از آن گذشت و باید بدانیم اگر به قانون عمل نکنیم چیزی باقی نمی‌ماند و بی قانونی سبب هرج و مرج می‌شود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در بیان محور چهارم سخنان رهبری در نماز عید سعید فطر اظهار کرد: ممنوع‌کردن از پخش اعترافات نسبت به دیگران راهکار قانونی دارد و اگر پخش شد باید با متخلف برخورد شود و این نمی‌شود که هر رسانه هر چه خواست بگوید چرا که این بی‌قانونی، بی‌احترامی به علم، ناموس، شخصیت و اعتبار افراد و جامعه است.

مکر، تملق و دروغ بلای جان جامعه است
آیت‌الله اکبرهاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری در ادامه سخنان خود در مراسم آغازین اجلاس ششم دوره چهارم این مجلس در بیان ابعاد دیگر سخنان رهبر فرزانه انقلاب به محوریت سخنان ایشان مبنی بر مدارای حداکثری و برخورد حداقلی مخالفان در چارچوب قانون اشاره کرد و گفت: رهبری دوری از مکر، فریب و تملق و دروغ را همواره مورد تاکید قرار دادند و اینها بلای جان جامعه است و این در حالی است که با صداقت، صراحت و شفافیت می‌توان همه چیز را تحت تاثیر قرار داد و با عمل به آنها زندگی را شیرین کرد.

باید انتقاد را در چارچوب اصول و مقررات مطرح کرد
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از دیگر موارد مهم سخنان رهبری انقلاب را معالجه با دارو در حد ممکن، قبل از جراحی و لزوم عمل همه به قانون عنوان کرد و گفت: باید در قالب فضایی آگاهانه انتقاد را در چارچوب اصول و مقررات و به دور از مچ‌گیری‌‌های خارج از قانون مطرح کرد و اگر چنین شد مورد تایید همه است.
هاشمی رفسنجانی، لزوم رعایت حقوق افراد در دفاع از خود را یکی دیگر از محورهای سخنان رهبری برشمرد و گفت: باید با تاکید بر قانون و انجام وظیفه قانونی از سوی همه و با جدیت هر چه بیشتر آن زمینه‌ای را فراهم کرد که بسیاری از درگیری‌ها و اعتراضات تبدیل به مباحثات انسان‌های متمدن و صاحب نظر شود تا مردم بتوانند در این چارچوب حرکت کنند.

گروهی از افراد خیر در حال تنظیم اقداماتی برای برون رفت از وضعیت فعلی با محوریت کلام رهبری هستند
هاشمی رفسنجانی اظهار کرد: گروهی از افراد خیر و خیرخواه در حال تنظیم اقداماتی هستند که بتوان با محوریت کلام رهبری و صاحب نظران برای برون رفت از وضعیت فعلی اقدام کرد و فضای فعلی جامعه و دیگر مسائل را از وضعیت فعلی به فضای نقادی جدی جامعه تبدیل کنیم.
رفسنجانی در ادامه به شروع سال تحصیلی جدید اشاره کرد و گفت: در آستانه شروع سال تحصیلی اقدامات برای حل مسائل اخیر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و باید تلاش کنیم تا ابهامی باقی نماند و در صحنه جهانی نیز نیازمند به دیپلماسی موثر هستیم و امروز و فردا کردن جواب نمی‌دهد و باید بدانیم دشمنان ما خیلی فعال هستند و دائم طراحی می‌کنند و ما باید در این ابعاد آمادگی داشته باشیم تا بتوانیم از حقمان دفاع کنیم و البته ما بیش از حقمان مطالبه نمی‌کنیم.
هاشمی با بیان این‌که ارتباط بین حوزه و دانشگاه بسیار مهم است، ‌ادامه داد: خیلی‌ها تلاش می‌کنند بین این دو نهاد انسان‌ساز فاصله بیندازند. اما همکاری حوزه‌ها و مراجع با کل نظام بسیار مهم است که در طول 30 سال گذشته هیچ‌گاه در این زمینه مشکل نداشتیم و انشاءالله در آینده هم نخواهیم داشت. باید تهدیدات رفع شده و مشکلات کوچک که باعث شکاف بیشتر بین آنها نشود که علما و روحانیون نیز به این امر توجه دارند.

باید با کار و تلاش برخی رکودها را جبران کرد
وی ادامه داد: ما مشکلات زیادی داریم که مولد‌هایمان تحت تاثیر قرار داده و واردات فوق‌العاده و افت 50 درصدی درآمدهای نفتی مشکلاتمان را اضافه کرده که باید با کار، تلاش و برنامه‌ریزی در چارچوب سیاست‌های مدنظر رهبری در راه حل این مسائل نیز اقدام کنیم.
رئیس مجلس خبرگان رهبری گفت: در زمان استقرار دولت و تشکیل کابینه رکودی را به جامعه تحمیل کرد که یکی از نیازهای جدی توجه به این موضوع و حرکت به سوی تحقق نیازهای موثر جامعه است.

نیروهای امنیتی عاملان جنایات را شناسایی کنند
هاشمی رفسنجانی در ابتدای سخنان خود نیز ضمن تسلیت شهادت ماموستا شیخ‌الاسلام نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری از نیروهای امنیتی خواست عاملان این جنایات را شناسایی کند.

هیچگاه نباید افتخارات نیروهای ایثارگر، شهدا و جانبازان را از یاد ببریم
هاشمی با اشاره به سالروز هفته دفاع مقدس این دوران را دوران طلایی تاریخ انقلاب اسلامی و مبنای بسیاری از تحولات و پیشرفت‌ها عنوان کرد و گفت:هیچگاه نباید افتخارات نیروهای ایثارگر ، شهدا و جانبازان را از یاد ببریم چرا که اینها حق بزرگی بر تاریخ ما و تاریخ ایران اسلامی دارند و نباید بگذاریم این قطعه تاریخی از کشورمان فراموش یا کمرنگ شود.
آیت الله هاشمی شاهرودی، آیت الله احمد خاتمی و حجت الاسلام دری‌نجف‌آبادی در دو طرف هاشمی رفسنجانی به هنگام سخنرانی حضور داشتند.
شمار اعضای شرکت کننده در اولین روز از اجلاسیه ششم به بیش از 70 نفر می‌رسد.
جلسه ششم دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری هم اکنون به صورت غیرعلنی با حضور اکثریت اعضا در جریان است.

نوشته شده توسط حسین در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 ساعت 20:30 | لینک ثابت |
ابهام در عدم پخش زنده استقلال-استیل‌آذین
به هرحال پخش نکردن مستقیم دیدار تیم های استقلال و استیل آذین شائبه های زیادی را بوجود آورد که باید منتظر توضیح تکمیلی مسئولان شبکه سوم سیما بود و بعد در مورد آنها صحبت کرد. آنچه مشخص بود حتی اگر نقص فنی را هم بپذیریم باید یک نمره منفی دیگر را در کارنامه تلویزیون ثبت کرد.
درحالی که میلیونها بیننده تلویزیونی پای گیرنده‌های خود نشسته بودند تا دیدار حساس و جذاب تیم‌های استقلال و استیل‌آذین را به طور مستقیم تماشا کنند، تنها شاهد 90 دقیقه عذرخواهی مجری برنامه فوتبال برتر بودند که نقص فنی را دلیل پخش نکردن این دیدار عنوان می کرد!

به گزارش خبرنگار مهر، این دیدار قرار بود از ساعت 21 جمعه شب به طور مستقیم از شبکه سوم سیما پخش شود اما نه تنها این اتفاق نیفتاد بلکه پخش برنامه های غیرمرتبط، پخش مکرر پیام های بازرگانی، عذرخواهی مکرر مجری برنامه فوتبال برتر و ... 90 دقیقه روی اعصاب و روان مخاطبان و علاقمندان به فوتبال رژه رفت تا بی سابقه ترین اتفاق فوتبال ایران در سالهای اخیر رقم بخورد.

درحالی که مجری برنامه فوتبال برتر دلیل عدم پخش مستقیم این دیدار را وجود نقص فنی در سیستم ارتباطی با همکارانش در ورزشگاه آزادی عنوان می کرد، اما صحبت هایی که در ورزشگاه آزادی مطرح می شد حکایت دیگری داشت.

در همان دقایق ابتدایی این مسابقات از سوی یکی از حاضران در جایگاه ویژه خبرنگاران اعلام شد به دلیل دیر رسیدن تیم استیل آذین به ورزشگاه آزادی، مسئولان این تیم از عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ برتر خواسته اند در مذاکره با مسئولان باشگاه استقلال آنها را راضی کند بازی را با 20 دقیقه تاخیر شروع کنند.

به دنبال این درخواست عزیز محمدی نیز با مسئولان استقلال گفتگو می کند اما با مخالفت مسئولان باشگاه آبی پوش مواجه می شود و طبق این ادعا او استقلالی ها را تهدید به عدم پخش مسابقه می کند.( که البته این ادعا از همان ابتدا غیرواقعی به نظر می رسید)

اما دقایقی بعد عزیز محمدی در گفتگو با خبرنگاران حاضر در ورزشگاه آزادی این گمانه زنی را به طور کامل منتفی اعلام کرد و از اتفاق دیگری خبر داد که این بار پای شبکه سوم را هم وسط کشید.

محمدی عنوان کرد که مسئولان شبکه سوم سیما از استقلالی ها خواسته اند به دلیل پوشش تصویری برداری مراسم روز جهانی قدس و خستگی کاری تصویربرداران، اجازه دهند این بازی با دقایقی تاخیر برگزار شود تا آنها بتوانند با استقرار تجهیزات و با وجود خستگی مسابقه را پوشش دهند که این درخواست هم مورد مخالفت استقلالی ها قرار گرفته است. ظاهرا این مخالفت باعث شده است بازی به طور مستقیم از شبکه سوم سیما پخش نشود!

به هرحال پخش نکردن مستقیم دیدار تیم های استقلال و استیل آذین شائبه های زیادی را بوجود آورد که باید منتظر توضیح تکمیلی مسئولان شبکه سوم سیما بود و بعد در مورد آنها صحبت کرد.

آنچه مشخص بود حتی اگر نقص فنی را هم بپذیریم باید یک نمره منفی دیگر را در کارنامه تلویزیون ثبت کرد.
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 19:49 | لینک ثابت |
بیست و یک سال گذشت، اما مصلای تهران هنوز آماده نیست!
اکنون باید از مسئولان مصلای امام خمینی پرسید که آیا در این بیست و یک سال که حدود بیست سال آن بدون امام راحل گذشته است، آیا یک بار پیام وی را خوانده‌اند؟ آیا دغدغه‌ای که باعث شد آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی رفسنجانی به فکر انجام این کار بیفتند، فهم شده است؟ آیا سادگی و بی‌تکلفی مصلی که مورد نظر امام بود، رعایت شده است؟

بیست و یک سال از نامه مشترک رئیس‌جمهور و رئیس مجلس وقت، به حضرت امام(ره) درباره ساخت مصلای تهران که خود سرآغازی برای احداث این مصلی شد، می‌گذرد، اما طولانی شدن فرآیند ساخت و تجهیز آن پرسش بزرگی در ذهن همه ایجاد کرده است.

به گزارش «تابناک»، در سال‌های آخر حیات حضرت امام(ره)، به دلیل کثرت حضور نمازگزاران جمعه نیاز به مکانی بزرگتر برای اقامه نماز جمعه در تهران به شدت احساس می‌شد؛ بنابراین، آیت‌الله خامنه‌ای و آقای ‌هاشمی رفسنجانی در نامه‌ای به حضرت امام (ره)، در صدد جلب موافقت ایشان با احداث مصلای تهران برآمدند:

«محضر مبارك رهبر عظيم الشأن انقلاب اسلامى حضرت آيت‌اللَّه العظمى امام خمينى ـ مد ظله العالى ـ السلام عليكم و رحمة اللَّه‏

به دنبال احساس نياز به ايجاد مصلاى تهران و در پى جستجو و بررسى چند ساله، محلى مناسب در قسمت شمال مركزى تهران (عباس‏آباد) كه در مالكيت شهردارى است شناسايى شد و طرح مناسب و جامعى پس از مشورت فراوان و به مسابقه گذاشتن ميان مهندسان داخلى و خارجى، تهيه شد.

از آنجا كه مشكلات حقوقى و ثبتى و تشريفات انتقال قانونى به اين زودي‌ها قابل حل نيست و مشكلات اقامه نماز جمعه تهران در دانشگاه، روزافزون است و به نظر مى‏رسد كه اين كار بايد به همت و اراده حضرت عالى به سرانجام برسد، لذا استدعا دارد اجازه فرماييد به مقدار يك ميليون متر مربع از اراضى مزبور در حد فاصل خيابان شهيد بهشتى به سمت شمال، كه قسمت اعظم آن نيز با موافقت شهردارى محصور گرديد و در اختيار مصلا است به ساختمان مصلا و تا حد لازم در محور قبله از شمال آن براى ساير مرافق اختصاص يابد و تصدى امور آن با امام جمعه تهران باشد.

همچنين طرح‌هايى كه بعداً در حريم مصلاى تهران پيش‏بينى مى‏شود با موافقت امام جمعه انجام گيرد.»


حضرت امام(ره) نیز با توصیه به رعایت مسائل شرعی، دو رهنمود بسیار مهم را درباره فرم و محتوای مصلی ارایه دادند. ایشان از لحاظ فرم و شکل مصلی فرمودند:

«مصلا باید ساده باشد و یادآور محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد.»

حضرت امام(ره) درباره محتوا و درون مایه مصلی نیز بر جنبه آموزش کفر ستیزی در بین مسلمانان تأکید کردند:

«با حفظ جهات شرعى در مورد زمين مذكور با پيشنهاد حج الاسلام، آقايان: خامنه‏اى و هاشمى، موافقت مى‏شود.  انشاءاللَّه در كنار ساختن مصلاى تهران، در ساختن ‏بينش كفر ستيزى مسلمانان موفق باشيد. ضمناً سادگى مصلی بايد يادآور سادگى محل عبادت مسلمانان صدر اسلام باشد. و شديداً از زرق و برق ساختمان هاى مساجد اسلام آمريكايى جلوگيرى شود. خداوند تمامى دست‏اندركاران برپا كننده مساجد اللَّه را تأييد فرمايد.»

به نظر می‌رسد، در دیدگاه امام(ره)، یک عمل عبادی زمانی معنا پیدا می‌کند که ظاهر و باطن آن توأمان و شانه به شانه هم حرکت کنند. در غیر این صورت، آن عمل عملی ابتر و فاقد معنا خواهد بود.

با وجود این، اما از آن روز و پیام امام، بیست و یک سال است که می‌گذرد و هنوز مصلای بزرگ تهران که به نام آن یگانه دوران نیز مزین گشته است، هنوز فرم خود را پیدا نکرده و تازه پس از این همه سال در آستانه عید فطر تعمیرات داخلی آن اجازه اقامه نماز عید فطر را از مؤمنان گرفته است. نماز عید فطر که نماز مومنان برای شکرگزاری در فردای اتمام بهار قرآن است هر ساله فرصتی بود برای شهروندان تهرانی تا شکوه امت نمازگزار را در مصلای تهران به تحسین بنشینند، اما در سال جاری این امکان نیم بند هم وجود ندارد.

بنا بر این گزارش، اکنون باید از مسئولان مصلای امام خمینی پرسید که آیا در این بیست و یک سال که حدود بیست سال آن بدون امام راحل گذشته است، یک بار پیام وی را خوانده‌اند؟ آیا دغدغه‌ای که باعث شد آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی رفسنجانی به فکر انجام این کار بیفتند، فهم شده است؟ آیا سادگی و بی تکلفی مصلی که مورد نظر امام بود، رعایت شده است؟ آیا نیاز سال 1367 دیگر احساس نمی‌شود که با گذشت بیست و یک سال هنوز ساخت مصلی به پایان نرسیده است؟ چرا باید ساخت یک جایگاه نماز در ایران، عمری به درازای یک نسل پیدا کند؟
نوشته شده توسط حسین در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 ساعت 19:45 | لینک ثابت |

اولین مصاحبه آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از انتخابات وی در ادامه در پاسخ به اين سوال که علل غيبت وي به عنوان خطيب نماز جمعه روز قدس امسال چيست؟ خاطرنشان کرد: حضور افراد خيلي تفاوت نمي کند بالاخره هر خطيبي که به نماز جمعه بيايد و براي مردم صحبت بکند از حق مردم فلسطين دفاع خواهد کرد و با محکوم کردن ظلم هاي رژيم اسراييل عليه ملت فلسطين خواسته هاي ملت ايران را نيز مطرح خواهد کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 23:30 | لینک ثابت |
کمیته ویژه مجلس باید با جدیت کار خود را ادامه دهد. سخنان صریح مقام معظم رهبری در چند روز گذشته موید این مسئله است که تخلفات و بلکه جنایاتی توسط معدودی از ماموران صورت گرفته است ، اما حرفهای رئیس جمهور منافی با این فرمایشات رهبری است. به هرحال تعدادی از ماموران و مسئولان آنها متهم هستند و باید محاکمه شوند. همین طور قضاتی که بازداشت شدگان را به جاهایی مثل کهریزک فرستادند باید محاکمه شوند.
نماینده تهران در مجلس سخنان رئیس جمهور درباره ارتباط عاملان حوادث کوی دانشگاه و بازداشتگاه ها با دشمن را در تعارض با بیانات رهبر معظم انقلاب خواند و گفت: اگر قرار است به اتهام همه کسانی که در دامن زدن به حوادث اخیر نقش داشتند رسیدگی شود ، رئیس جمهور هم باید پاسخگوی رفتار و گفتارهای انتخاباتی خود باشد.

دکتر علی مطهری نماینده تهران در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر، درباره اظهارات دیروز رئیس جمهور در نماز جمعه تهران مبنی بر اینکه "کارهایی که در کوی دانشگاه و بازداشتگاه و امثال این انجام شد هم اجزای سناریوی دشمن بود و توسط وابستگان به جریان براندازی صورت گرفت "، گفت: برای من هم خیلی روشن نبود که مقصود رئیس جمهور چیست. شاید ایشان می خواهد مسئولیت رسیدگی به این تخلفات را از خود به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی و مدیر بحران سلب کند.

وی با بیان اینکه رئیس جمهور باید بیشتر در این مورد توضیح می داد، تاکید کرد: کمیته ویژه مجلس باید با جدیت کار خود را ادامه دهد. سخنان صریح مقام معظم رهبری در چند روز گذشته موید این مسئله است که تخلفات و بلکه جنایاتی توسط معدودی از ماموران صورت گرفته است ، اما حرفهای رئیس جمهور منافی با این فرمایشات رهبری است. به هرحال تعدادی از ماموران و مسئولان آنها متهم هستند و باید محاکمه شوند. همین طور قضاتی که بازداشت شدگان را به جاهایی مثل کهریزک فرستادند باید محاکمه شوند.

این نماینده اصولگرای مجلس ادامه داد: این افراد متهم هستند و همانطور که رهبر انقلاب فرمودند باید پاسخگو باشند و با آنها برخورد جدی شود . لذا سخنان آقای احمدی نژاد در این زمینه صرفا یک ادعا است و هیچ دادگاهی تا کنون این مسئله را بررسی نکرده است.

مطهری تاکید کرد : همانطور که آشوبگران مقصر بودند متاسفانه برخی ماموران امنیتی و انتظامی نیز علی رغم خدماتشان مقصر بودند که بدون ملاحظه باید به اتهامات آنان به طور موازی با اتهامات آشوبگران رسیدگی شود.البته همان طور که رهبر انقلاب فرمودند ظلم بزرگتر توسط کسانی انجام شد که به بهانه تقلب، مردم را به خیابانها کشیدند.

وی در پاسخ به این سئوال که آیا منظور رئیس جمهور از عناصر اصلی اغتشاشات که خواستار برخورد و مجازات آنان شد، افرادی همچون حجت الاسلام مهدی کروبی، آیت الله هاشمی رفسنجانی ، حجت الاسلام خاتمی و میرحسین موسوی است، گفت: ظاهرا مقصود آقای احمدی نژاد این افراد هستند ، اما باید از خود ایشان سئوال شود و به طور دقیق و شفاف توضیح دهند منظورشان چه کسانی هستند.

احمدی نژاد نیز در حوادث اخیر پاسخگو باشد

نماینده مردم تهران همچنین تاکید کرد : اگر آنها باید نسبت به اعمال خود پاسخگو باشند ، خود رئیس جمهور هم باید درباره نحوه مناظره خود با موسوی که آغاز این ماجراها بود و به طور کلی درباره رفتار انتخاباتی خود به ملت پاسخگو باشد.

وی ادامه داد: در مجموع فکر می کنم حرفهای دیروز رئیس جمهور با سخنان رهبری هماهنگ نبود زیرا رهبر انقلاب حتی نسبت به وابستگی این افراد به خارج نیز ابراز تردید کردند و تاکید داشتند براساس احتمالات و شایعات نمی شود تصمیم گیری کرد.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس گفت: کشور در شرایط خاص و حساسی است . بحث دولت آقای احمدی نژاد و شخص آقای موسوی مطرح نیست. هم اکنون اساس نظام درخطر است. همه باید بکوشیم تا آنجا که ممکن است فضا را آرام کنیم و از احساس و هیجان پرهیز نماییم . باید فضا را منطقی و معقول کنیم. اگر بناست رهبران حوادث اخیر محاکمه شوند باید همه کسانی که در این حوادث دخیل بودند محاکمه شوند.

مطهری تاکید کرد: اگر بناست به اتهامات مقصران بپردازیم رئیس جمهور خود یکی از این افراد است و باید به طور همزمان اتهامات موسوی و اتهامات احمدی نژاد در این قضیه بررسی شود. چون دو طرف در ایجاد این حوادث مقصر هستند.

رئیس جدید قوه قضاییه از حساسیت لازم نسبت به حوادث اخیر برخوردار است

وی ادامه داد: هم اکنون کمیته ویژه شورای عالی امنیت ملی و کمیته ویژه مجلس به طور همزمان تحقیقات خود را ادامه می دهند و رهبری هم مصمم هستند این تحقیقات به نتیجه برسد . احساس می کنم قوه قضائیه نسبت به این موضوع مصمم است و رئیس جدید قوه قضائیه نسبت به تخلفات رخ داده در حوادث اخیر از حساسیت لازم برخوردار است.

نماینده تهران گفت: در صورت اثبات جرم متهمان در ارتباط با برخورد با بازداشت شدگان، نباید به بهانه حفظ نظام ملاحظه کاری کرد و منافع افراد را به مصالح نظام ترجیح داد.

وی با اشاره به مشخص شدن 12 نفر از ماموران متخلف نیروی انتظامی و برکناری برخی قضات خاطرنشان کرد: تا الان تحقیقات مسیر خوبی را طی کرده است و مقام معظم رهبری نیز به طور جدی موضوع را دنبال می کنند و خواهان مجازات مجریان حوادث بازداشتگاهها هستند.

مدعیان تخلف برای بیان حقایق باید تامین جانی داشته باشند

مطهری درخصوص دیدار خود با مهدی کروبی که به همراه اعضای کمیته ویژه انجام شد نیز به مهر گفت: در این دیدار آقای کروبی همچنان بر مواضع قبلی خود اصرار داشتند و درباره 4 نفری که مستقیما به وی مراجعه کرده اند خواهان بررسی دقیق بودند.

وی ادامه داد: درخواست تامین جانی برای این افراد حرف درستی است که آقای کروبی خواستار آن شد. به هر حال باید این افراد تامین جانی داشته باشند تا بتوانند اطلاعات لازم را در اختیار کمیته ویژه بگذارند.

توجه کمیته ویژه به موضوع بهشت زهرا

نماینده تهران همچنین درادامه این گفتگو تاکید کرد که با وجود اینکه عضو کمیته ویژه نیست اما مطلع است که شایعات مطرح درخصوص دفن تعدادی از بازداشت شدگان حوادث اخیر در بهشت زهرا ، بدون نام ، نیز به طور جدی در دستور کار کمیته ویژه مجلس قرار دارد تا صحت و سقم آن بررسی شود. وی گفت : در این میان چند نفر از اعضای کمیته در این مسئله توجه جدی تری دارند تا موضوع به سرانجام برسد.

مطهری ابراز امیدواری کرد این موضوع و موضوع بررسی برخورد نامناسب با بازداشت شدگان هرچه زودتر به نتیجه برسد.
 
نوشته شده توسط حسین در شنبه هفتم شهریور 1388 ساعت 20:9 | لینک ثابت |
 

فرارسیدن ماه رمضان ماه ضیافت الهی مبارک باد

 التماس دعا

 

نوشته شده توسط حسین در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 19:27 | لینک ثابت |
مطالب غیر منتظره سایت مشایی
سایت شخصی اسفندیار رحیم مشایی طی مطلبی غیر منتظره و تامل برانگیز، در واکنش به انتقادهای فزاینده از انتخاب او به عنوان معاون اول رئیس جمهوری، مخالفان این انتصاب را سهم خواه ، حسود و یا نادان خواند ؛ وی را گل سبد اصولگرایان خواند و تاکید کرد که نظرات وی در مورد دوستی با مردم اسرائیل موضع رسمی دولت بوده است.

به گزارش خبرگزاری مهر ، در بخشی از متن منتشره در سایت اسفندیار رحیم مشایی آمده است: بحث اینجاست که چرا افراد سینه‌چاک احمدی‌نژاد و روزنامه‌‌های ستایش گر احمدی‌نژاد نه تنها در دوران انتخابات که در پیش و پس از آن اینک با این انتصاب عصبانی شده‌‌اند و خواستار لغو حکم وی هستند. ما بر این باوریم که این موضع گیری بر خلاف ادعای مطرح، از سر دلسوزی نیست، بلکه یا از سر حسادت است و یا سهم‌خواهی؟ چرا؟

«با نگاهی به دلایل مطروحه این روزنامه‌ها و آقایان که ادعا می‌کنند از سر خیرخواهی و دلسوزی برای دولت یا اصولگرایی، این اعتراض‌ها را مطرح می‌کنند. معلوم می‌شود که ادعای آنان درست نیست، بلکه باید انگیزه دیگری در پشت قضیه باشد که همان گونه که گفتیم، یا حسادت است و یا سهم‌خواهی و شاید جهل و نادانی که البته دامن این علامه‌های دهر از آن مبراست!!! »

سایت شخصی مشایی با نقل قولی از رئیس جمهور ، مطالب مطرح شده از سوی وی مبنی بر دوست داشتن مردم اسرائیل را موضع دولت و نه موضع شخصی مشایی خواند و در زمینه بحث ادغام سازمان حج هم نوشت: موضوع دیگر بحث سازمان حج و زیارت و مراعات نکردن نظر رهبری در این زمینه بود که آن هم عامل و تصمیم‌گیر اصلی آقای احمدی‌نژاد بودند که مورد تذکر رهبری هم قرار گرفتند و مشایی، مسئول سازمان ذی نفع بود که به دلیل منافع سازمانی این کار را کرده بود.



« دلیل دیگر معترضان، حضور مشایی در نشستی در ترکیه بود که شرایط مناسبی برای شرکت یک مسئول از جمهوری اسلامی را نداشت، در صورتی که آنچنان صحنه‌‌‌هایی در افتتاحیه بازی‌های آسیایی قطر با حضور آقای احمدی‌نژاد نیز انجام شد، پس چرا تنها مشایی باید برای شرکت در چنین جلسه‌ای مورد سؤال و انتقاد قرار گیرد؟ »

سایت مشایی افزوده است: « دلیل دیگری که مطرح می‌شود، عدم توانایی در این حد است و مطرح می‌‌کنند که برای برخی مدیریت‌های میانی و کم‌ اهمیت مناسب است. در صورتی که نگاهی به متن حکم مشایی برای معاون اولی که از سوی رئیس‌جمهور صادر شده، نشان‌دهنده چیز دیگری است. احمدی‌نژاد در حکم مشایی آورده است: اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحب‌الزمان (عج) و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران می‌شناسم.

در ادامه می خوانیم « همچنان احمدی‌نژاد پیشتر در اظهار نظری، مشایی را اسلام‌شناسی بزرگ معرفی کرده بود. حال آیا کسانی که احمدی‌نژاد را واجد همه شایستگی‌ها و صلاحیت‌‌ها برای ریاست‌جمهوری اسلامی ایران دانسته و وی را برای این مسئولیت بزرگ به مردم معرفی و از وی تبلیغ و تمجید کرده‌اند، و در اصولگرایی صداقت، شجاعت، و ... وی تردیدی ندارند، به اندازه‌ای که برای خودش معاونی برگزیند، آن هم معاونی که چنین تعاریف بلندی از وی مطرح می‌کند، اختیاری قایل نیستند.»

در ادامه مطلب آمده است: اگر این مواضع نادرست است که هست، از رئیس‌جمهور قطعا بدتر است تا معاون وی. کسانی که احمدی‌نژاد را یکی از شایسته‌ترین‌های جریان اصولگرا می‌دانند، باید مشایی را گل دیگر این سبد بدانند؛ یک بام و دو هوا نمی‌شود، مگر این که بپذیریم که قصد از این اعتراض به یکی و تعریف و تمجید از دیگری،‌ دلیل دیگری غیر از دلسوزی و گریبان دریدن برای اصولگرایی داشته باشد.

"پس نتیجه این می‌شود که اتفاقا هماهنگ‌ترین و شایسته‌ترین و همفکر‌ترین معاون اول برای آقای رئیس‌جمهور، مشایی است و طرفداران آقای احمدی‌نژاد از سر دلسوزی برای اسلام و اصولگرایی نیست که با انتصاب مشایی مخالفت می‌‌کنند، چون آنان احمدی‌نژاد را با همین فکر و مواضع برای مسئولیت بالاتر از معاون اولی،‌ یعنی خود ریاست‌جمهوری شایسته می‌دانند، بلکه از سر حسادت به مشایی است یا سهم‌خواهی و یا نیات دیگری که بعدها معلوم خواهد شد. "

به گزارش خبرگزاری مهر ، این مطلب در حالی منتشر شده که رسانه ها دیروز از موج مخالفت های مردمی و مراجع عظام و همچنین ابلاغ نظر رهبر معظم انقلاب به رئیس جمهوری برای برکناری از معاون اولی و سمت های کلیدی کابینه خبر دادند.

احمدی نژاد نیز روز گذشته با کم نظیر خواندن مدیریت مشایی او را فردی ولایی و دلسوز خوانده بود و مدعی شده بود که وی همچنان به عنوان معاون اول کابینه دهم ادامه مسئولیت خواهد داد.

مشایی روز گذشته نیز در مصاحبه با ایرنا از مواضع خود در خصوص دوستی با ملت اسرائیل دفاع کرده بود.
نوشته شده توسط حسین در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت 11:51 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar

انواع کـد های جدید جاوا تغیــیر شکل موس